فهرست کتاب


او خواهد آمد

علی‏اکبر مهدی پور

و اینک متن گزارش تولد نور:

شیخ صدوق با سلسله اسناد خود از حکیمه خاتون روایت می کند که فرمود:
امام حسن عسکری (علیه السلام) کسی را نزد من فرستاد و پیغام فرستاد:
یا عمه اجعلی افطارک هذه اللیله عندنا، فانها لیله النصف من شعبان، فان الله تبارک و تعالی سیظهر فی هذه اللیله الحجه، و هو حجته فی ارضه:
عمه جان امشب برای افطار به نزد ما بیا، زیرا امشب شب نیمه شعبان است، و آن شبی است که خدای تبارک و تعالی حجتش را که حجت خدا در روی زمین است، در آن پدید خواهد آورد.
حکیمه می گوید: پرسیدم: مادرش کیست؟
فرمود: نرجس.
عرضه داشتم: جانم به فدایت، هیچ اثر حمل در او نمی بینم.
فرمود: آری، ولی حقیقت همان است که به تو گفتم.
حکیمه می گوید: چون بر نرجس خاتون وارد شدم سلام کردم نشستم.
نرجس خاتون در برابرم نشست که کفشهایم را در آورد، به عنوان: ای سرور من به من عصر به خیر گفت.
گفتم: بلکه شما سرور من و سرور خاندان من هستید.
نرجس خاتون سخنم را قطع کرد و گفت: این چه حرفی است عمه جان؟!.
گفتم: دخترم خداوند امشب به تو فرزندی عطا خواهد کرد که آقای دو جهان و سرور دو سرای می باشد.
نرجس خاتون اظهار شرمساری کرد.
چون از نماز عشا پرداختم افطار کردم و خوابیدم، در نیمه های شب برخاستم و نماز شب را به جای آوردم، او هنوز خواب بود و هیچگونه ناراحتی نداشت. هنگامی که از تعقیبات فارغ شدم باز هم خوابیدم، یکبار دیگر بیدار شدم، دیدم او هنوز خواب است.
بعداً او نیز برخاست، نماز شب را ادا کرد و مشغول استراحت شد.
من به صحن خانه رفتم تا از فرا رسیدن اذان صبح آگاه شوم، دیدم سپیده نخستین همچون دم گرگ پدیدار گشته، ولی نرجس خاتون همچنین خفته بود.
اینجا بود که دچار شک و تردید شدم، که ناگاه امام حسن عسکری (علیه السلام)، از همانجا که نشسته بود به من بانگ زد:
لا تعجلی یا عمه فهاک الأمر قد قرب:
عمه شتاب نکن، آگاه باش که وعده الهی نزدیک است.
من نشستم و مشغول تلاوت سوره های الم سجده و یس شدم پس ناگهان نرجس خاتون مضطرب و هراسان برخاست.
پس به سویش دویدم و گفتم: در امان خدا و در پناه نام خدا باشی.
سپس پرسیدم: آیا چیزی حس می کنی؟ گفت: آری، عمه جان.
گفتم: بر اعصاب خود مسلط باش و آرامش خود راحفظ کن، که این همان وعده الهی است که به تو نوید داده بودم.
حکیمه می گوید: یک لحظه من و نرجس را حالت رخوت و بی خبری فرا گرفت، ناگهان متوجه شدم که نور یزدان قدم در عرصه گیتی نهاده است.
جامه را کنار زدم دیدم که حجت خدا اعضای سجده را بر زمین نهاده، پیشانی بندگی بر آستان معبود گذاشته است.
او را در آغوش کشیدم و دیدم بسیار پاک و پاکیزه است.
در همان لحظه صدای امام عسکری را شنیدم که خطاب به من می فرمود: هلمی الی ابنی یا عمه: عمه جان پسرم را پیش من بیاور.
حجت خدا را پیش پدر بردم، یک دست خود را پشت و یک دست دیگر را زیر تهیگاه کودک قرار داد و پاهای نو رسیده را بر روی سینه اش چسبانید.
زبان مبارکش را در دهان نوزاد قرار داد، دست مبارکش را بر چشمها، گوشها و مفاصل او کشید. سپس فرمود: پسرم سخن بگو.
حجت خدا بر یکتائی خداوند و رسالت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) گواهی داد، آنگاه بر یکایک امامان، از امیرمؤمنان تا پدر بزرگوارش درود فرستاد، و ساکت شد.
امام حسن عسکری (علیه السلام) فرمود: عمه جان او را ببر که به مادرش سلام کند، بعداً به نزد من بیاور.
او را به نزد نرجس خاتون بردم، بر او سلام کرد، آنگاه به خدمت امام (علیه السلام) برگردانیدم و در کنارش نهادم.
فرمود: عمه جان روز هفتم به نزد ما بیا.
حکیمه می گوید: فردای آن روز که برای تقدیم سلام به حضور امام حسن عسکری (علیه السلام) رفته بودم، جامه را از روی گهواره کنار زدم که مولایم را زیارت کنم، او را ندیدم. عرض کردم: فدایت شوم، سرورم کجاست؟ فرمود: یا عمه استود عناه الذی استودعته ام موسی موسی:
عمه جان او را به کسی سپردیم که مادر موسی فرزندش را به او سپرد.
روز هفتم به خدمت امام (علیه السلام) رفتم و سلام کردم، فرمود: پسرم را به پیش من بیاور.
رفتم و سرورم را در پارچه ای که پیچیده شده بود به خدمتش آوردم.
امام حسن عسکری (علیه السلام) همانند دفعه پیشین زبان در دهان او نهاد. گوئی شیر یا عسل به او می داد. سپس فرمود:: پسرم سخن بگو.
لبان نازکتر از گلش باز شد و بر یکتائی خداوند و رسالت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) گواهی داد، و بر پیامبر و ا ئمه (علیه السلام) درود فرستاد، تا به پدر بزرگوارش رسید، آنگاه این آیه را تلاوت نمود:
بسم الله الرحمن الرحیم، و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الأرض و نجعلهم أئمه و نجعلهم الوارثین. و نمکن لهم فی الأرض، و نری فرعون و هامان و جنودهما منهم ما کانوا یحذرون:
به نام خدای بخشایشگر مهربان، ما اراده کرده ایم به کسانی که در روی زمین به ضعف و زبونی کشیده شده اند منت بگذاریم، آنان را پیشوایان خلق و وارثان زمین قرار دهیم. در روی زمین به آنها قدرت و سیطره دهیم، به فرعون و هامان و لشکریانش، آنچه را که از آن بیمناک بودند بنمائیم(106)
موسی - راوی حدیث - می گوید: از عقبه خادم نیز پرسیدم، گفت: آنچه حکیمه گفته، همه راست و درست است.(107)
این حدیث را با اندک تفاوتی شیخ طوسی، طبری، خواند میر و قندوزی با اسناد جداگانه روایت کرده اند.(108)

دیگر شاهدان عینی:

علاوه بر حکیمه شهادت گروه دیگری از خدمتگزاران دودمان امامت بر ولادت آن نور یزدان در کتب حدیثی به تناسبهای مختلف بیان شده است که به برخی از آنها در اینجا اشاره می کنیم:
1 - عقبه خادم، که در قسمت پایانی گزارش فوق به آن اشاره کردیم و مدارکش را برشمردیم.
2 - عقید خادم، که برای ابوالأدیان و دیگران، ولادت آن حضرت را شرح داده است.(109)
3 - ماریه، که در آن خانه خدمت می کرد، و در روز ولادت، آن حضرت را دیده است که با انگشت سبابه به سوی آسمان اشاره کرده می فرماید:
الحمدلله رب العالمین، و صلی الله علی محمد و آله.(110)
4 - نسیم خادم، که آن نیز روز ولادت آن مهر تابان، حضرتش را در حال سجده مشاهده کرده، که انگشت سبابه اش را به سوی آسمان بالابرده می فرماید: الحمدلله رب العالمین، و صلی الله علی محمد و آله.(111)
در روز دهم ولادتش نیز به محضر آن مهر فروزان رسیده، عطسه کرده، حضرت فرموده: یرحمک الله سپس فرموده: آیا در مورد عطسه تو را نوید دهم؟ آن تا سه رزو امان از مرگ است.(112)
5 - ابو علی خیزرانی، کنیزی را به امام حسن عسکری (علیه السلام) اهدا کرده بود، که بعد از شهادت امام حسن عسکری به هنگام هجوم مأموران به خانه امام، او به خانه ابوعلی پناه برده، شرح جالبی از ولادت آن کعبه خوبان را به ابوعلی بیان کرده است.(113)
6 - حمزه بن ابوالفتح، که به حسن بن منذر گفت: بشارت، بشارت، دیشب در دودمان امامت مولودی به دنیا آمد، که به فرمان اما این راز باید مکتوم بماند.(114)
7 - حسن بن حسین، از نواده های امام حسن مجتبی (علیه السلام)، که به محضر امام حسن عسکری (علیه السلام) می شتابد و میلاد مسعود آن خورشید فروزان را تبریک می گوید.(115)
8 - ابو نصر خادم، که در کنار گهواره اش حضور می یابد، می فرماید: مرا می شناسی؟. می گوید: بلی شما سرور من و فرزند سرور من هستید می فرماید این را نپرسیدم، سپس می فرماید: انا خاتم الأوصیاء، و بی یدفع الله عزوجل، البلاء عن اهلی و شیعتی: من خاتم اوصیا هستم، خداوند به وسیله من بلا را از خاندان و شیعیانم دفع می کند..(116)
9 - قابله ای از اهل سنت، که امام حسن عسکری (علیه السلام) برای مصالحی او را در شب ولادت آن مهر تابان دعوت کرده، و او با نقل این واقعه موجب هدایت برخی از دشمنان این خاندان شده است.(117)
10 - گروهی از شیعیان، که امام حسن عسکری (علیه السلام)، در سومین روز ولادت آن قبله موعود و کعبه مقصود، عده ای ازشیعیان مورد اعتماد را گرد آورد و آن مهر فروزان را برآنها نشان داد و فرمود:
هذا صاحبکم من بعدی، و خلیفتی علیکم، و هو القائم الذی تمتد الیه الأعناق بالانتظار، فاذا المتلأت الأرض جوراً و ظلما، خرج فملأها قسطاً و عدلاً:
این جانشین من در میان شما، و صاحب شما بعد از من است. او همان قائم - (علیه السلام) - است که در انتظارش گردنها کشیده می شود، هنگامی که زمین پر از ظلم و ستم شد او ظاهر می شود و آن را پر از عدل و داد نماید.(118)
به علاوه صدها خوشبخت دیگری که در طول پنج سال - بعد از ولادت تا شهادت پدر بزرگوارش - به محضر آن نور سرمدی تشرف یافته اند، که فهرست چهل نمونه از آنها را در مقدمه جزیره خضرا آورده ایم.(119)
یکی از کنیزانی که به هنگام ولادت آن مهر فروزان حضور داشت می گوید:
هنگامی که مولای ما دیده به جهان گشود، نوری از او ساطع گردید که همه اقطار جهان را روشن ساخت.
در آن هنگام پرندگان نقره فامی دسته دسته از آسمان فرود آمدند و بالهای خود را بر سرو صورت و پیرک نوزاد سائیدند، و سپس به سوی آسمان پر گشودند.
چون مشاهدات خود را به امام حسن عسکری (علیه السلام) عرض کردم، تبسمی کردند و فرمودند:
تلک ملائکه السماء، نزلت لتتبرک بهذا المولود، و هی انصار اذا خرج بأمر الله عزوجل:
اینها فرشتگان آسمانند، که برای تبرک جستن از این مولود فرخنده فرود آمده اند، و چون به امر پروردگار ظهور کند، اینها یاورانش خواهند بود.(120)
او پاک و پاکیزه به دنیا آمده بود، ولی برای اینکه فرشتگان از آن جسم طاهر متبرک شوند، رضوان خازن بهشت با گروهی از فرشتگان مقرب فرود آمدند و با آب سلسبیل و کوثر، آن جسم اطهر را شستشو دادند.(121)
بدین ترتیب تولد شگفت انگیزترین انسان تحقق یافت.
و این لحظه پرشکوه در 15 شعبان 255 هجری اتفاق افتاد.

اعتراف دانشمندان عامه

مشهور در میان مورخان و محدثان این است که ولادت با سعادت آن کعبه مقصود و قبله موعود در پگاه روز جمعه 15 شعبان 255 هجری واقع شده که اینک یک هزار و یک صد و شصت و سه سال از آن روز پر شکوه می گذرد.(122)
اصل ولادت حضرت مهدی - عجل الله تعالی فرجه الشریف - از ضروریات مذهب و از مسلمات تاریخ است و گذشته از امامان معصوم، عالمان، مورخان و محدثان شعیه، بسیاری از مورخان و محدثان اهل سنت نیز به آن اعتراف کرده، در کتابهای پرارج خود به آن تصریح کرده اند که گفتار تعدادی از آنها را به عنوان نمونه در اینجا می آوریم:
این گروه از علمای اهل سنت انصاف به خرج داده، تاریخ تولد حضرت ولی عصر روحی فداه را دقیقاً همانند علمای شعیه در 15 شعبان 255 هجری نوشته اند که در این فرصت کوتاه به تعدادی از آنها دست یافتیم و اینک اسامی بیست تن از آنها به ترتیب تقدم زمانی:
1 - ابوبکر احمد بن حسین بن علی بیهقی شافعی، متوفای 458 ه. در کتاب شعب الایمان(123).
2 - شمس الدین احمد بن محمد، ابن خلکان، متوفای 681 ه(124).
3 - حمد الله بن ابی بکر بن احمد بن نصر مستوفی، متوفای حدود 750 ه(125).
4 - ابوالولید محمد ابن شحنه حنفی، متوفای 815 ه(126).
5 - حافظ محمد بن محمد بن محمود نجار، معروف به خواجه پارسا، متوفای 822 ه در کتاب فصل الخطاب.(127)
6 - علی بن محمد بن احمد، معروف به ابن صباغ، متوفای 855 ه.(128)
7 - غیاث الدین بن همام الدین، معروف به خواند میر، متوفای 942 ه.(129)
8 - شمس الدین، محمد ابن طولون دمشقی حنفی، متوفای 953 ه.(130)
9 - عبدالوهاب شعرانی شافعی، متوفای 973 ه.(131)
10 - احمد ابن حجر هیثمی مکی، متوفای 974 ه.(132)
11 - سید جمال الدین عطاءالله بن سید غیاث الدین محدث صاحب کتاب روضه الأحباب متوفای 1000 ه.(133)
12 - احمد بن یوسف دمشقی قرمانی، متوفای 1019 ه.(134)
13 - عبدالله بن محمد بن عامر شبراوی شافعی، متوفای بعد از 1154 ه.(135)
14 - محمد بن احمد سفارینی نابلسی حنبلی، متوفای 1188 ه.(136)
15 - مؤمن بن حسن بن مؤمن شبلنجی، متوفای بعد از 1290 ه.(137)
16 - سلیمان بن ابراهیم قندوزی حنفی، متوفای 1294 ه.(138)
17 - حسن عدوی حمزاوی مالکی مصری، متوفای 1303 ه.(139)
18 - شهاب الدین احمد بن احمد حلوانی، متوفای 1308 ه.(140)
19 - قاضی بهلول بهجت افندی، متوفای 1350 ه.(141)
20 - خیرالدین زرکلی، متوفای 1396 ه.(142)
نامبردگان که همگی از مشاهیر علمای اهل سنت هستند، در آثار گرانقدر خود تصریح کرده اند که ولادت حضرت ولی عصر - عجل الله تعالی فرجه الشریف - در شب جمعه 15 شعبان 255 هجری واقع شده است.
برخی دیگر از علمای اهل سنت روز و ماه آن را تعیین نکرده اند، ولی تصریح کرده اند که حضرت مهدی (علیه السلام) در سال 255 هجری جهان را با نور خود منور فرموده است، که از آن جمله است:
1 - عمادالدین اسماعیل ابوالفداء، متوفای 732 ه.(143)
2 - زین الدین عمر بن منفطر، ابن وردی، متوفای 749 ه.(144)
برخی از آنان همه مشخصات را دقیقاً همانند شیعیان نوشته اند، جز اینکه به جای نیمه شعبان، نیمه رمضان 255 ه ثبت کرده اند، که از آن جمله است: عبدالرحمن صوفی از مشایخ شاه ولی الله دهلوی، در کتاب الانتباه فی سلاسل اولیاءالله(145).
و برخی از آنها میلاد مسعود آن مهر تابان را در سالهای 258 و 259 نوشته اند که از آن جمله است:
1 - ابن ارزق فارقی، متوفای 590 ه که در کتاب تاریخ میافارقین ولادت آن حضرت را در 19 ربیع الاول 258 ه نوشته است.(146)
2 - کمال الدین محمد ابن طلحه شافعی، متوفای 652 ه که ولادت آن حضرت را در 23 رمضان 258 ه نوشته است.(147)
3 - حسین بن محمد بن حسن مالکی دیاربکری، متوفای 966 ه که او نیز 23 رمضان 258 ه را قید کرده است.(148)
4 - شمس الدین سامی افندی، متوفای 1322 ه که ولادت آن کعبه مقصود را در سال 259 ه نوشته است.(149)
گروهی از علمای اهل سنت در کتابهای خود به تناسبهای مختلف از حضرت بقیه الله (روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفدا) گفتگو کرده اند و تصریح نموده اند که او فرزند بلافصل امام حسن عسکری (علیه السلام) می باشد. اینها اگرچه از تاریخ دقیق تولد حضرت ولی عصر - عجل الله تعالی فرجه الشریف - بحث نکرده اند، ولی نظر به این که در مورد وفات امام حسن عسکری (علیه السلام) هیچ اختلاف نیست و همه مورخان شیعه و سنی وفات آن حضرت را به سال 260 هجری نوشته اند، لذا محدثان و مورخانی که تصریح می کنند که حضرت مهدی فرزند بلافصل امام حسن عسکری است، در واقع اعتراف می کنند که حضرت مهدی (علیه السلام) پیش از آن تاریخ دیده به جهان گشوده است.
این اعترافها مشت محکمی است بر دهان یاوه گویانی که نغمه مهدی نوعی ساز می کنند!
به دلیل اهمیت این معنی، فهرست اعترافات تعدادی از بزرگان علمای اهل سنت را که تصریح کرده اند حضرت مهدی فرزند بلافصل امام حسن عسکری است به ترتیب تقدم زمانی در اینجا می آوریم:
1 - حافظ ابو محمد بلاذری، متوفای 339 ه که قسمت اعظم عمر خود را در غیبت صغری سپری کرده و ده سال هم از غیبت کبری را درک نموده است، به پیشگاه آن مهر تابان تشرف یافته، به استماع حدیثی از آن بزرگوار مفتخر شده است.
متن این حدیث را عبدالعزیز دهلوی، متوفای 1239 ه که از دشمنان سرسخت عالم تشیع است، در کتاب نزهه از پدرش شاه ولی الله دهلوی نقل می کند، که او نیز در کتاب مسلسلات با سلسله سندش از ابن عقله، از بلاذری نقل کرده است.(150)
2 - علی بن حسین مسعودی، متوفای 346 ه که قسمتی از غیبت صغری را درک نموده، به هنگام بحث از امام حسن عسکری (علیه السلام) می نویسد: او پدر مهدی منتظر، امام دوازدهم شیعیان است.(151)
3 - ابوعبدالله محمد بن احمد بن یوسف خوارزمی، متوفای 383 ه از حضرت مهدی (علیه السلام) به عنوان فرزند بلافصل امام حسن عسکری (علیه السلام) نام برده و سلسله نسب آن حضرت را تا امیرمؤمنان (علیه السلام) برشمرده است.(152)
4 - یحیی بن سلامه خصکفی شافعی، متوفای 553 ه در قصیده دالیه خود، اسامی مقدس 12 امام معصوم را به نظم درآورده و بعد از امام حسن عسکری (علیه السلام) از حضرت ولی عصر (علیه السلام) و غیبت آن حضرت بحث کرده است.(153)
متن قصیده او را قندورزی نقل کرده است.(154)
5 - ابو محمد عبدالله بن احمد ابن خشاب، متوفای 567 ه در کتاب تاریخ موالید تصریح می کند که خلف صالح از فرزندان امام حسن عسکری است و نام مادرش نرجس و یا سوسن است.(155)
6 - موفق بن احمد مکی، متوفای 568 ه و مشهور به: اخطب خوارزم با سلسله اسناد خود از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) روایت می کند که در شب معراج انوار تابناک امامان معصوم را در سمت راست عرش مشاهده کرده، اسامی فرد فرد آنها را بیان نموده، سپس می فرماید: مهدی در میان آنها چون ستاره ای فروزان می درخشید، خداوند فرمود: ای محمد! اینها حجتهای من هستند و او منتقم عترت تست، که به عزت و جلال خود سوگند: او حجت واجبه بر دوستان من است، و انتقام گیرنده از دشمنان من است.(156)
7 - کمال الدین محمد ابن طلحه شافعی، متوفای 650 ه تصریح کرده که خلف صالح مهدی منتظر (علیه السلام) فرزند بلافصل امام حسن عسکری (علیه السلام) است.
آنگاه نسب او را تا حضرت علی (علیه السلام) برشمرده است.(157)
8 - شمس الدین یوسف بن قزاغلی حنفی، معروف به سبط این جوزی، و متوفای 654 ه تصریح کرده که آن کعبه مقصود فرزند بلافصل امام حسن عسکری (علیه السلام) است و سلسله نسب آن حضرت را تا حضرت علی (علیه السلام) برشمرده است.(158)
9 - محمد بن یوسف گنجی شافعی، متوفای 658 ه هنگامی که از زندگانی امام حسن عسکری (علیه السلام) بحث می کند می نویسد: از او فقط یک پسر باقی ماند و او امام منتظر صلوات الله علیه است.(159)
نامبرده در کتاب پرارج البیان فی اخبار صاحب الزمان بابی را به پاسخ شبهات اختصاص داده، با دلایل قطعی اثبات کرده که حضرت مهدی (علیه السلام) از روزی که غائب شده تا به امروز زنده است، و چنین عمر طولانی از نظر عقل و شرع هیچ مانعی ندارد.(160)
10 - عزالدین علی ابن اثیر متوفای 630 ه در تاریخ پر ارج کامل به هنگام بحث از امام حسن عسکری (علیه السلام) تصریح می کند که او پدر مهدی منتظر است.(161)
11 - محی الدین ابن عربی، متوفای 637 ه در فتوحات مکیه باب 366 می گوید:
مهدی از عترت رسول خداست. او از فرزندان حضرت فاطمه است.
جدش حسین بن علی است. پدر او امام حسن عسکری، پسر امام علی النقی، پسر امام محمد تقی، پسر امام رضا، پسر امام کاظم، پسر امام صادق، پسر امام باقر، پسر امام زین العابدین، پسر امام حسین، پسر امام علی رضی عنه الله است.
این فراز از گفتار ابن عربی در نسخه های چاپی فتوحات تحریف شده است.
ولی نسخه های تحریف نشده آن در اختیار بزرگان اهل سنت بوده، و در کتابهایشان منعکس است، که به دو نمونه آن دست یافته ایم.
1 - امام عبدالوهاب شعرانی، متوفای 973 ه متن کامل باب 366 فتوحات مکیه را آورده.(162)
2- شیخ حسن عدوی حمزاوی، متوفای 1303 ه نیز قسمت عمده این باب را بدون کم و کاست آورده است.(163)
دسترسی این دو دانشمند به متن تحریف نشده فتوحات درقرنهای دهم و سیزدهم نشانه آن است که در طول قرنها نسخه های آن سالم بوده، بعد از پیدایش چاپ به تحریف آن دست یازیده اند.
تحریف آثار گذشتگان جنایت بسیار بزرگی است که قدر و اعتبار میراث گرانبهای جهان اسلام را زیر سؤال می برد که با کمال تأسف در چند کشور از جمله مصر رائج می باشد(164)!
12 - ابراهیم بن محمد جوینی، متوفای 703 ه حدیثی را روایت می کند که تصریح دارد بر اینکه امام بعد از امام حسن عسکری (علیه السلام)، فرزند برومندش قائم منتظر - عجل الله تعالی فرجه الشریف - است، که به هنگام ظهور بر سراسر جهان هستی فرمانروائی خواهد داشت.(165)
وی همچنین از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) روایت می کند که در شب معراج انوار طیبه علی و فاطمه و دیگر امامان معصوم را در طرف راست عرش مشاهده نموده، که همگی صف کشیده به عبادت حق تعالی پرداخته اند و مهدی در میان آنها چون ستاره درخشانی تجلی می کند.(166)
13 - صلاح الدین صفوی، متوفای 746 ه در کتاب شرح دائره تصریح می کند که مهدی موعود دوازدهمین امام معصوم است که ا ول آنها علی بن ابی طالب و آخر آنها حضرت مهدی است.(167)
14 - ابوعبدالله عفیف الدین اسعد بن علی بن سلیمان یافعی شافعی، متوفای 768 ه در پیرامون امام حسن عسکری (علیه السلام) بحث می کند و در پایان می نویسد: او پدر امام منتظر و صاحب سرداب است.(168)
15 - عبدالله بن محمد مطیری شافعی، در کتاب الریاض الزاهره تصریح می کند که او پسر امام حسن عسکری (علیه السلام)، صاحب شمشیر و قائم منتظر است و برای او دو غیبت است.(169)
16 - شمس الدین ابوعبدالله محمد بن احمد ذهبی شافعی، متوفای 804 ه تصریح کرده که حضرت بقیه الله روحی فداه فرزند امام حسن عسکری (علیه السلام) است و هنوز زنده است، تا خداوند فرمان ظهور دهد و زمین را پر از عدل فرماید.(170)
17 - ابوالمعالی محمد بن عبدالله بن مبارک رفاعی مخزومی، متوفای 885 ه در کتاب صلاح الاخبار فی نسب الساده الفاطمیه الاطهار تصریح می کند که ولی الله اعظم امام زمان (علیه السلام) فرزند بلافصل امام حسن عسکری (علیه السلام) است.(171)
18 - عبدالرحمن بن احمد بن قوام الدین شافعی، معروف به جامی، متوفای 898 ه در کتاب پرارج شواهد النبوه داستان ولادت آن حضرت را مشروحاً نوشته، واز عده ای از اصحاب امام حسن عسکری (علیه السلام) نام برده که در عهد امام حسن عسکری (علیه السلام) به دیدار آن جمال الهی نائل گشته اند. آنگاه سخنان خود را با اشعار نغزی حسن ختام داده که مطلعش این است:
بیا ای امام هدایت شعار - که بگذشت از حد غم انتظار
ز روی همایون برافکن نقاب - عیان ساز رخسار چون آفتاب(172)
19 - احمد بن حجر هیثمی مکی، متوفای 974 ه در کتاب الصواعق المحرقه که آن را به عنوان رد بر شیعیان نوشته، شرح حال کوتاهی از امامان معصوم (علیه السلام) آورده، در پایان شرح حال امام حسن عسکری (علیه السلام) می نویسد:
به سن 28 سالگی در سامرا درگذشت و در کنار پدرش به خاک سپرده شد، گفته می شود او نیز به وسیله سم از دنیا رفته است.
سپس می افزاید: جز فرزندش ابوالقاسم محمد حجت جانشینی بر جای نگذاشت، که به هنگام وفات پدرش پنجساله بود، ولکی در آن سن و سال خداوند حکمت به او عطا فرموده بود.(173)
20 - محمد بن علی صبان مصری شافعی، متوفای 1206 ه نیز تصریح کرده که آن مهر تابان فرزند بلافصل امام حسن عسکری (علیه السلام) است و سلسله نسب او را تا امیرمؤمنان (علیه السلام) نوشته، قسمتی از مناقب آن حضرت را برشمرده است.(174)
اینها گروهی از بزرگان اهل سنت هستند که در کتابهای خود در مورد حضرت مهدی (علیه السلام) به کلی گوئی اکتفا نکرده اند، بلکه به صراحت گفته اند که مهدی موعود فرزند بلافصل امام حسن عسکری (علیه السلام) است. اما در مورد اصل مهدویت حتی یک نفر هم یافت نمی شود که منکر ظهور مصلح جهانی در آخر الزمان باشد. در این زمینه روایتی نیز از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) در کتب اهل سنت نقل شده که هر کس حضرت مهدی را انکار کند کافر است، و گروهی از علمای اهل سنت بر طبق آن فتوی داده اند. متن حدیث این است:
ابوبکر اسکاف در فوائد الاخبار و ابوالقاسم سهیلی در شرح السیره روایت کرده اند از جابر بن عبدالله انصاری که رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: من کذب بالمهدی فقد کفر:
هر کس حضرت مهدی را انکار کند کافر است.(175)
داستان ولادت حضرت بقیه الله روحی و ارواح العالمین له الفدا در احادیث شیعه با شرح و تفصیلات بیشتری منعکس شده است.
قدیمی ترین کتابی که مشروح داستان ولادت آن حضرت را نوشته، کتاب پر ارج غیبت از فضل بن شاذان است.
فضل بن شاذان ازدی، از اصحاب امام رضا (علیه السلام)، عمر طولانی و با برکتی داشت، که همه آن را در دفاع از حریم تشیع سپری کرد و بیش از 180 جلد کتاب پر ارج از خود به یادگار گذاشت و سرانجام درسال 260 ه دیده از جهان فروبست.(176)
وی در کتاب غیبت خود ولادت آن مهر تابان را از امام حسن عسکری (علیه السلام) چنین نقل می کند:
ولی خدا، حجت خدا و خلیفه او بعد از من، در شب 15 شعبان به سال 255 به هنگام طلوع فجر، به صورت ختنه شده متولد گردید.
نخستین کسی که او را شستشو داد، رضوان خازن بهشت بود که با جمعی از فرشتگان مقرب او را با آب کوثر و سلسبیل شستشو داد و سپس عمه ام حکیمه او را شستشو داد.(177)
امام حسن عسکری (علیه السلام) در شب ولادت امام زمان (علیه السلام) از یک زن صالحه ای که شیعه نبود به عنوان قابله دعوت فرمود تا در آن لحظات حساس حضور داشته باشد و در میان قوم خود حجت باشد، چنانکه خداوند گروهی از بستگانش را به دست او هدایت نمود.(178)
دودمان امامت را یک طرف تلاش می کرد که خبر ولادت آن مهر تابان را مکتوم بدارد تا به گوش جاسوسان رژیم نرسد، و از یک طرف سعی می کرد که این خبر مسرت بخش به همه خانه های شیعیان برسد، از این رهگذر نامه ها نوشته به شهرها فرستادند، گوسفندها خریده به خانه های شیعیان فرستادند تا به عنوان عقیقه حضرت مهدی - عجل الله تعالی فرجه الشریف - ذبح کرده، اطعام کنند.(179)
امام حسن عسکری (علیه السلام) در فرصتهای متناسب، مولود مسعود را به اصحاب خود عرضه می کرد، تا آن کعبه موعود را با دیدگان خود ببیند و از تولدش آگاه شوند و در کشاکش روزگار دچار شک و تردید نشوند.
فهرست این دیدارها را در مقدمه جزیره خضرا آورده ایم، امیدواریم در فرصتی دیگر در این زمینه به تفصیل سخن بگوئیم.