فهرست کتاب


او خواهد آمد

علی‏اکبر مهدی پور

پیوند نور

در میان میلیونها بانوی پرده نشین که در نیمه قرن سوم هجری در شرق و غرب جهان در سرا پرده عفت و پاکی جای داشتند، آفریدگار جهان تنها در یکی از آنان این لیاقت و شایستگی را به ودیعت نهاده بود که وعاء نور یزدان قرار بگیرد، به سرا پرده خاندان عصمت و طهارت راه یابد، و خورشید فروزان امامت از برج او طالع گردد.
جالبتر این که بانوی بی همتا، ملکه دو سرا، مادر یوسف زهرا، و وعاء نور خدا، دخت یشوعا و از تبار حواریون حضرت عیسی - علی نبینا و آله و علیه السلام - انتخاب شده است.
خداوند حکیم از روی حکمت بالغه اش مادر فرمانروای جهان هستی حضرت حجه ابن الحسن المهدی - عجل الله تعالی فرجه الشریف - را از کاخ امپراطوری قیصر روم و پایتخت بیزانس برگزیده است.

آنجا که کسری و قیصر در هم می آمیزد:

فرعون دهها هزار کودک را سر برید تا از تولد حضرت موسی (علیه السلام) جلوگیری کند ولی خدا خواست که حضرت موسی در خانه فرعون زندگی کند و پرورش یابد و سرانجام طومار عمر فرعون به دست او در هم پیچد.
کسری و قیصر نیز قرنها با مسلمانان جنگیدند تا از گسترش اسلام در بلاد پارس و بیزانس جلوگیری کنند ولی خدا خواست که در هم کوبنده اکاسره و قیاصره از تبار کسری و قیصر باشد، و اینک به دو حدیث زیر توجه فرمائید:
1- یزدگرد به هنگام فرار از مدائن - پس از جنگ قادسیه - در برابر ایوان مدائن ایستاده و گفت: ای ایوان خداحافظ، من رفتم ولی به سوی تو باز می گردم، خودم و یا یکی از فرزندانم که هنوز هنگام ظهورش نرسیده است.
سلیمان دیلمی می گوید: به خدمت امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: تعبیر یا یکی از فرزندانم در گفتار یزدگرد چیست؟ فرمود:ذلک صاحبکم القائم بامر الله - عزوجل - السادس من ولدی، قد ولده یزدجرد فهو ولده:
مقصود از آن صاحب شما حضرت قائم (علیه السلام) است که به فرمان خدا قیام خواهد کرد، او ششمین فرزند من و از تبار یزدگرد است.(48)
با توجه به این که شهر بانو دختر یزدگرد مادر امام سجاد (علیه السلام) است(49) حضرت بقیه الله - ارواحنا فداه - از تبار یزدگرد آخرین پادشاه ساسانی، (متوفای 31 هجری) می باشد.
2- هنگامی که از امام رضا (علیه السلام) پرسیدند: قائم آل محمد چه کسی است؟
فرمود:
الرابع من ولدی، ابن سیده الاءماء:
او چهارمین فرزند از تبار منست، او فرزند بانوی کنیزان است.(50)
و هنگامی که امام صادق (علیه السلام) پرسیدند: قائم آل محمد کیست؟ فرمود:یابابصیر، هو الخامس من ولد ابنی موسی، ذلک ابن سیده الاءماء:
ای ابا بصیر، او پنجمین فرزند از تبار پسرم موسی (بن جعفر) است، او پسر بانوی کنیزان است.(51)
هنگامی که امام صادق و امام رضا (علیه السلام) از مادر حضرت بقیه الله - ارواحنا فداه - سخن می گفتند، حضرت نرجس خاتون هنوز به دنیا نیامده بود، و شاید پدرش یشوعا نیز دیده به جهان نگشوده بود.

نام نامی و القاب گرامی نرجس خاتون

مورخان برای آن ملکه دو سرا، و همسری بی همتای امام عسکری (علیه السلام) نه اسم نوشته اند:
ملیکه، حکیمه، سبیکه، نرجس، سوسن، مریم، ریحانه، خمط و صقیل.(52)
تعدد اسامی معمولاً به جهت شخصیت فوق العاده صاحب نام است، چنانکه امام صادق (علیه السلام) به هنگام شمارش مناقب حضرت زهرا (علیه السلام) می فرماید: برای حضرت فاطمه در نزد خداوند متعال نه اسم است:
فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، رضیه، مرضیه، محدثه و زهرا.(53)
به هنگام ولادت، پدر و مادرش او را ملیکه نام نهادند(54) ولی آنها غافل بودند که چه اسمی با مسمی برای فرزند خود برگزیده اند، و او روزی ملکه دو سرا خواهد بود، او به حق شایسته این نام است.
هنگامی که او به اسارت مسلمانان در آمد خود را نرجس معرفی نمود(55) تا احدی از اسرار او آگاه نشود، و شاهزاده بودنش آفتابی نگردد.
چون به خاندان عصمت و طهارت راه یافت او را با نامهای مختلفی صدا زدند تا جاسوسان خلیفه عباسی بر شرافت نسبت او واقف نشوند و متوجه نشوند که او همان صدف سیمین آفرینش است که یکتا گوهر جهان خلقت از او خواهد بود.
و اینک نگاهی گذرابر اسامی گرامی آن حضرت:
1- نرجس: نام گلی از رده تک لپه ییها، و سردسته گیاهان تیره نرگسی می باشد، که گلهایش منفرد و در انتهای ساقه قرار دارد و به جهت زیبائی فوق العاده اش چشم معشوق را به آن تشبیه می کنن.(56)
گل حضرت نرجس خاتون نیز در جهان خلقت منفرد است و در انتهای این جهان قرار دارد و همه عاشقان در آرزوی گوشه چشمی از آن محبوب گمگشته به سر می برند، به یادش زنده اند و در فراقش جان می سپارند.
2- سوسن: نیز گلی فصلی و دارای گلهای زیبا و درشت به رنگهای مختلف است. اصل این گل از اروپا و ژاپن و آمریکای شمالی و هیمالیاست .(57)
اما گل جناب سوسن، گل همیشه بهار است که گذشت زمان و موسم خزان هرگز از طراوت او نکاهد، و اصل او از جهان علوی است و نور مقدسش از اشعه انوار قدسی است، چنانکه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) تعبیر می فرماید:
بابی و امی سمیی، و شبیهی و شبیه موسی بن عمران، علیه جیوب النور یتوقد من شعاع القدس:
پدر و مادرم به فدای او باد که همنام منست و شبیه من و شبیه حضرت موسی بن عمران است هاله ای از نور گرداگرد او را فراگرفته، اشعه انوار قدسی از او ساطع است.(58)
نسبت او از طرف پدر به شرق و از طرف مادر به غرب منتهی می گردد.
3- سبیکه طلای ناب و نقره خالص را گویند که پس از گداخته شدن، ناخالصی های آن جدا گردد و طلای ناب و نقره خالص به صورت شمش در قالبها ریخته شود.(59)
او در پایتخت بیزانس در عشق امام عسکری (علیه السلام) گداخته شده و همه ناخالصی های امپراطوری روم به دست کیمیا اثر حضرت زهرا (علیه السلام) از او جدا شد و طلای ناب جهان خلقت ازاو پدید آمد.
4- حکیمه: بانوی دانشمند، فیلسوف و فرزانه را گویند. و او بانوی فرزانه ای است که علم و حکمت را نخست در پایتخت بیزانس از معلم خصوصی و عرب زبان فراگرفته،(60) سپس فرائض دینی و سنن اسلامی را از پیشگاه حکیمه دخت گرامی امام جواد (علیه السلام) آموخته است.(61)
5- ملیکه به معنای ملکه و شهبانوست، و او مادر فرمانروای جهان هستی است، که همه سلاطین روی زمین پیشانی ادب بر آستانش می سایند.
6- مریم نام مادر گرامی حضرت عیسی (علیه السلام) است، و او مادر منجی جهان بشریت است، که حضرت عیسی (علیه السلام) به اتفاق علمای شیعه و سنی به او اقتدا کرده در پشت سرش به نماز خواهد ایستاد.(62)
7- ریحانه هر گیاه خشبو و معطر، دسته ریحان، دسته شاهسپرغم، صعتر هندی، روزی، رحمت و نوری را گویند که در اثر ریاضت در انسان حاصل شود.(63)
وه چه نامی مناسب با مادر ریحانه وجود، که همه جهان معطر از عطر او، هر غمی زدوده با یک نگاه او، هر دردی شفایافته از صعتری کوی او، جمله خلائق بر سر سفره عام او، جهان هستی به طفیل عنایت او، و مهر و ماه منور از فروغ روی او.
8- خمط نام درختی است که میوه خوردنی دارد، و به هر چیز تازه و خوشبو و به دریای خروشان گفته میشود.(64) و همه این تعبیرات با آن بانوی بی همتا تناسب دارد.
9- صقیل: هر شی ء نورانی، صیقلی و جلا داده شده را می گویند. شیخ طوسی و شیخ صدوق می فرماید: پس از آنکه حضرت نرجس خاتون به ولی عصر - ارواحنا فداه - حامله شد او را صقیل نام نهادند.(65)
علامه مجلسی پس از نقل فراز بالا از شیخ صدوق، می فرماید: نرجس خاتون پس از آنکه به آن وجود نورانی حامله شد، هاله ای از نور و ضیاء او رافراگرفت، آنگاه به جهت این نورانیت فوق العاده او را صقیل نام نهادند.(66)
اگر بنا باشد نور فاطمه زهرا (علیه السلام) در پیشانی حضرت خدیجه (علیه السلام) هویدا باشد، نور یوسف زهرا چرا در پیشانی حضرت نرجس خاتون ساطع نباشد؟ در حالی که او نور یزدان و مهر فروزان است و به هنگام تولد نوری از او ساطع شده که همه اطراف و اکناف جهان را تا آفاق آسمان روشن نموده است (67)
واینک در پی آنیم که ببینیم ریحانه قیصر چگونه ریحانه پیمبر شد؟! و این همه راه دور و دراز را از هفت تپه قسطنطنیه تا کرانه های سامرا چگونه پیموده؟ وسرانجام تعلقات خود را از خاندان قیصر چگونه گسست و به دودمان پیامبر پیوست؟!