او خواهد آمد

نویسنده : علی اکبر مهدی پور

مقدمه:

بسم الله الرحمن الرحیم
به نام او که:
بی نام او جهان صفا ندارد - بی یاد او جانها بها ندارد
بی عشق او دلها نوا ندارد - بی لطف او عالم بقا ندارد
بی جلوه او ارض و سماء جلا ندارد - بی نور او خورشید و ماه ضیا ندارد
بی جود او درد ما شفا ندارد - بی مهر او مشکلها دوا ندارد
بی مهر او اعمال ما امضا ندارد - بی ظهور او غم هجران انتها ندارد
ای همه غمها را تو پایان - ای همه دردها را تو درمان
ای همه آشفتگیها را تو سامان - ای نور یزدان، ای مهر تابان
ای فروغ بی پایان،ای خورشید همیشه فروزان
تو بیا تا ز پرتو رویت، شب تاریک سحر گردد، ورنه ای مهر تابان، بی تو هر لحظه تیره تر گردد.
من در این غار خسته و دلتنگ، انتظار تو را ستاره کنم، در این شب تار وحشت زا، لحظه های تو را شماره کنم.
گر بیائی ستاره های سحر، در نگاه تو رنگ می بازند، گر بیائی کبوتران امید، لانه هارا دوباره می سازند.
دنیائی که در آن زندگی می کنیم دردآلود و درد زاست، سراسر درد و اندوه است و آینده ای که در برابر دیدگانمان ترسیم می شود: تاریک، ابهام آمیز و یأس آور است.
انسانها می آیند و می روند و التهاب سوزان این: فردای بهتر را با خود به گور می برند، لکن روزی دیگر، انسانی دیگر، این امید بی پایان را از نو آغاز می کند.
امید به بهروزی و انتظار فردائی نکوتر حدیث نفس انسانها و خواست مشترک توده هاست.
این انتظار و امید به نوار خاصی از مکان و مقطع خاصی از زمان محدود نمی شود، بلکه همه انسانها، در همه اعصار و امصار، در تب و تاب این انتظار می سوزند و می گدازند، تا روزی دست نیرومند الهی از آستین غیبت بیرون آید و آرزوی دیرینه جامعه بشری را برآورده سازد و رؤیاهای طلائی افلاطون را تحقق بخشد و جامعه ای برتر از مدینه فاضله براساس عدالت وآزادی بنیاد نهد.
اگر نقاشهای چیره دست روزگار دور هم نشینند و تابلوئی به پهنای جهان هستی ترسیم نمایند، هرگز نتوانند که فرازهای برجسته جهان پر فروغ عصر ظهور را منعکس سازند، که فروغ بی پایان آن جمال الهی هرگز در آیینه بشری منعکس نشود.
بدیهی است که ما نیز در این سطور در پی آن نیستیم که دور نمای جهان بعد از ظهور را در این نوشتار منعکس نماییم، بلکه می خواهیم با اقتباس از سخنان نغز و پر مغز معصومین(علیه السلام) گامی هر چند ناچیز در ارائه سیمای تابناک جهان بعد از ظهور برداریم و با منتظران ظهورش زمزمه کنیم:
اگر او بیاید:
1- جهان با فروغ جمال عالم آرایش منور گردد.(1)
2- راهها امن شود.(2)
3- ثروت به طور مساوی تقسیم گردد.(3)
4- همه گنجها را استخراج نماید.(4)
5- جهان در آسایش و آرامش بی نظیر قرار گیرد.(5)
6- همگان از حکومت حضرتش خشنود باشند.(6)
7- زمین برکاتش را خارج سازد.(7)
8- پرچم اسلام بر فراز گیتی به اهتزاز درآید.(8)
9- امت اسلامی مجد و عظمت فوق العاده ای پیداکند.(9)
10- حکومتهای جابرانه ریشه کن شوند.(10)
11- شرق و غرب جان به تسخیر آن حضرت درآید.(11)
12- ندای اسلام در تمام اقطار و اکناف جهان طنین انداز شود.(12)
13- فرهنگ بشری به والاترین حد خود برسد.(13)
14- جهان در ثروت و آبادانی غوطه ور شود.(14)
15- انسانها از رشد عقلانی برخوردار شوند.(15)
16- همه بدعتهای جاهلی ریشکن شود.(16)
17- حسد و حیله از بین برود.(17)
18- کینه توزی و دغلبازی رخت بربندد.(18)
19- تبهکاران نادم شوند و خود را ملامت کنند.(19)
20- معیارهای اخلاقی در جهان حکمفرما شوند.(20)
21- امتیازهای طبقاتی از بین برود.(21)
22- روابط انسانها بر اساس صفاو وفا استوارگردد.(22)
23- همه بی نیاز شوند واز پذیرش پول امتناع کنند.(23)
24- نیاز همگان برطرف شوند و کسی حاضر به پذیرش زکات نباشد.(24)
25- همگان در دل خود احساس بی نیازی کنند.(25)
26- نشانی از شرک و کفر در روی زمین باقی نماند.(26)
27- همه گردنکشان در برابر آن حضرت تسلیم شوند.(27)
28- همه شیعیان جهان از اقطار و اکناف جهان در اطراف شمع وجودش گرد آیند.(28)
29- در هر نقطه ای بانگ و حدانیت پروردگار و شهادت به رسالت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) طنین انداز شود.(29)
30- مردم را به ولایت امیرمؤمنان (علیه السلام) و برائت از آن حضرت فراخواند.(30)
31- روی زمین از لوث دشمنان اهلبیت (علیه السلام) پاک شود.(31)
32- قلب مؤمن از فولاد استوارتر شود.(32)
33- مردم آرزو کنند که ای کاش نیاکانشان زنده بودند و آن روز فرخنده را می دیدند.(33)
34- هر حقی به صاحب حق برمی گردد.(34)
35- شمش های طلا را با خود حمل کنند تا در راه خدا خرج کنند ولی هیچکس نمی پذیرد.(35)
36- عمرها به قدری طولانی شود هرکس 1000 فرزند ذکور از نسل خود را درک کند.(36)
37- همه حقوق حق تعالی، و همه حقوق خاندان عصمت و طحارت استیفاء شود.(37)
38- عدالت در همه جا گسترده شود، احدی مورد ستم قرار نگیرد.(38)
39- شیعیان در عصر ظهور از شیر دلیر تر و از شمشیر برنده تر شوند.(39)
40- در روی زمین ویرانه ای نمی ماند، جز این که آباد گردد.(40)

سرگذشت کتاب

به سال 1390ه در ایام ارتحال مرجع فقید شیعه: مرحوم آیه الله حاج سید محسن حکیم (قدس سره) در یکی از مجالس یاد بود ایشان، به هنگام بحث از موقیعیت مراجع تقلید و نیابت عامه آنان از قطب عالم امکان، حضرت صاحب الزمان (علیه السلام) به مناسبت بحث از نقش امام زمان در بقای جهان هستی، تعبیر:هسته مرکزی جهان آفرینش بر زبان جاری شد و یک مرتبه به نظر قاصر رسید که شاید به همین جهت است که در احادیث معصومین (علیه السلام) وجود اقدس حضرت بقیه الله ارواحنا فداه در عصر غیبت به خورشید نهان در پشت ابر تشبیه شده است، این مطلب پی گیری شد و به صورت نوشتاری در آمد و تحت عنوان: نقش امام زمان در جهان هستی در تیتراژ وسیعی انتشار یافت.
یکسال بعد،از طرف مجله نسل جوان مسابقه مقاله نویسی پیشنهاد شد و نوشتاری تحت عنوان: او خواهد آمد تقدیم گردید، پس از بررسی مقالات، مقاله یاد شده ممتاز شناخته شد و در سالنامه جوانان چاپ گردید.(41)
دوست دانشمندم نویسنده و محقق گرانقدر آقای داود الهامی پیشنهاد نمودند که این دو مقاله، به پیوست دو مقاله دیگر ازایشان به صورت کتابی منتشر شود، پیشنهاد ایشان عملی گردید وبا مقدمه ای از مرحوم علامه طباطبائی (قدس سره) در 128 صفحه جیبی در آستانه نیمه شعبان 1392 ه منتشر شد.
این کتاب در مدت 10 سال بیش از هفت بار تجدید چاپ شده در تیراژی بالغ بر یکصد هزار نسخه انتشار یافت.
به سال 1403 ه ویرایش مختصری به عمل آمده چاپ هشتم آن با تجدید نظر و اضافات در 176 صفحه رقعی در 20000 نسخه چاپ و منتشر شد.
دست اندرکاران طبع و نشر کتاب می دانند که انتشار یک کتاب در تیراژی بالغ بر 120000 نسخه در جهان مطبوعات به ندرت اتفاق می افتد.
این استقبال پرشور شیفتگان حضرت بقیه الله ارواحنا فداه ایجاب می کرد که ویرایش جدیدی از این کتاب به عمل آمده، به صورت جامعتر و جالبتری به راهیان نور و منتظران ظهور تقدیم گردد.
در این میان حاج آقای الهامی مقالات خود را گسترش دادند و عناوین فراوانی را به آنها افزوده، کتاب ارزشمندی را تحت عنوان: آخرین امید انتشار دارند.
این کمترین نیز دو مقاله یاد شده را یکبار دیگر ویراستاری نموده، عناوینی را به آنها افزوده، در آستانه یکهزار و یکصد و شصت و سومین سالروز میلاد مسعود بنیانگذار حکومت واحد جهانی بر اساس عدالت و آزادی، به صورتی که ملاحظه می فرمایید به شیفتگان کوی و منتظران ظهورش تقدیم نمود.
واینک اشاره ای کوتاه به عناوین کتاب:
1- مطلع نور، پیش در آمدی بر میلاد نور
2- پیوند نور، اسامی شریفه وعاء نور
3- گزارش نور، گزارش دقیق و مستند حوادث شگفت انگیز در امپراطوری روم، نسبت والای ملکه اسلام حضرت نرجس خاتون (علیه السلام) بررسی جنگهای واقع شده در میان مسلمانان و قیصر روم، آمار و ارقام اسرای جنگی، تاریخ دقیق مبادله اسیران و کیفیت انتقال یافتن حضرت نرجس خاتون از دربار قیصر روم به دودمان امامت و نبوت.
4- میلاد نور، گزارش دقیق تولد نور، شاهدان نور، باریافتگان به حضور نور و تصریح 20 تن از دانشمندان شیعه و20 تن از علمای عامه به ولادت نور در نیمه شعبان 255 هجری.
5- ضرورت شناخت امام زمان (علیه السلام)،بررسی دقیق و مستند حدیث شریف من مات و لم یعرف امام زمانه، مات میته جاهلیه و نقل 30 متن از دهها منبع مورد اعتماد و استناد شیعه و سنی.
6- او خواهد آمد، بررسی نویدهای موعود کعبه، در کتب یهود، نصاری، مجوس و دیگر کتب مقدسه، گزارش بیش از 6000 حدیث صادره از معصومین (علیه السلام) و کتابنامه 140 جلد کتاب مستقل پیرامون آن حضرت از علمای عامه.
7- نقش امام زمان در جهان هستی، بررسی رمز بقای نظام هستی از ریزترین موجودات (اتم) تا بزرگترین آنها (کهکشان)، جهت تشبیه امام غائب از نظر به خورشید پنهان در پشت ابر، و بررسی حدیث شریف: لولا الحجه لساخت الارض باهلها:
اگر یک لحظه حجت خدا در روی زمین نباشد، زمین ساکنانش را در کام خود فروبرد.
به امید روزی که خورشید فروزان جهان هستی از پشت ابرهای غیبت طالع گشته، جهان هستی را با فروغ رویش منور ساخته، کاخ ستمگران را بر سرشان فرو ریخته، شالوده حکومت واحد جهانی را بر اساس عدالت و آزادی بنیاد نهد.
حوزه علمیه قم
علی اکبر مهدی پور

مطلع نور

ماه پانزده شبه دامن خود را جمع کرده، میدان آسمان را ترک می گفت، و هاله آن با نمای اندوهباری همچون اشک از چشم آسمان می غلطید.
تاریکی اندام سنگین خود را به ماوراء افق ها می کشید و لحظه ای بعد در و دیوار شهر تاریخی سامرا نقاب سیاه ظلمت را کنار زده، سپیده دم پیشانی خود را به ریگزارهای تفتیده صحرا و گردنه تپه ها می سائید. نسیم صبحگاهی بوسه بر لب دجله و صورت نخلهای پیر و جوان می زد، گوئی دنیا می خواست جلال و شکوه خاصی به خود بگیرد.
اولین اشعه طلائی روز، چون تیری خون آلود سینه سیاه افق را شکافت، صدای مؤذن اوج گرفت و در همه جا طنین انداخت:
الله اکبر، الله اکبر
دروازه سحر باز شد، صبحی خجسته، روزی مبارک، روزی که با تمام روزها متفاوت بود. هنوز ندای عظمت خدا گوش جان را نوازش می داد که در یکی از خانه های شهر تاریخی سامرا طفلی به دنیا آمد، که او هم بلافاصله سرود عظمت خدا را بر لب راند، انگشت سبابه خود را به سوی آسمان بلند کرد وگفت:
الحمد لله رب العالمین، و صلی الله علی محمد و آله(42).
شادی سرور بر همه جا دامن کشید و برق شعف از دیدگان مادر بیرون می زد، پدر در حالی که موج نشاط از جام چشمانش فرو می ریخت چنین گفت:
الحمدلله الذی لم یخرجنی من الدنیا حتی ارانی الخلف من بعدی، اشبه الناس بر سول الله خلقاً و خلقاً، یحفظه الله تبارک و تعالی فی غیبته، و یظهره، فیملا الارض قسطاً و عدلاً، کما ملئت جوراً و ظلماً:
سپاس و ستایش خداوندی را که مرازنده نگه داشت، تا جانشینم را که از منست و در سیرت و صورت شبیه ترین مردم به رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) است، با چشم خود ببینم. خدایش او را در پشت پرده نگه می دارد و سپس ظاهر می شود و زمین را پر از عدل و داد می کند آن چنانکه پر از ظلم و ستم شده است.(43)
سخنان پدر بدینسان پایان یافت. آب در گلوی حکیمه (عمه امام حسن عسکری (علیه السلام) خشکیده بود، و حیرت و تعجب بر چهره ها نقش شگفت زده بود، نفس ها از سینه هابیرون نمی آمد، و اشکی از شوق و تعجب در چشمها گردش می کرد.
فضیلت و شرف همچون سایه ای سنگین بر سر مولود بال گسترده بود، و در سیمایش موجی از لبخند در دریای اشک شنا می کرد.
او هنوز در آغوش گهواره آرامیده بود، به ابو نصر خادم فرمود: مرا می شناسی؟ من خاتم اوصیاء هستم، خداوند به وسیله من، بلاها را از اهل و شیعه ام دفع می کند(44).
غریو عظیم و روح بخشی که از دهانه گلویش بلند می شد، عظیم تر و شکوهمندتر از هر صدایی در جهان، امواج فریادش را پراکنده ساخت تا دنیا را زیر موج خویش نهان سازد.
کسی جرأت نمی کرد به نوزاد نزدیک شود،او دنیایی از عظمت را با خود آورده بود.
او پیش از آفتاب چشم به این جهان گشود، تا همیشه آفتاب را پشت سر قرار دهد.
بدین ترتیب تولد شگفت انگیزترین انسان تحقق یافت. واین لحظه پر شکوه در 15 شعبان 255 هجری اتفاق افتاد.(45)
او چند لحظه بعد، غیبت 74 ساله خود راکه غیبت صغری نامیده می شود.(46)آغاز کرد و دستی نیرومند در آستین غیبت فرو رفت.
در دوران غیبت صغری شیعیان می توانستند به توسط نواب خاص آن حضرت: عثمان بن سعید، محمد بن عثمان، حسین بن روح نوبختی و علی بن محمد سمری پرسشها و مشکلات خود را به ناحیه مقدسه برسانند و پاسخهای لازم را دریافت نمایند. ولی با در گذشت چهارمین نائب خاص در نیابت خاصه بسته شده و شیعیان به دستور آن حضرت موظف شدند که در مسائل شرعی به نواب عام یعنی مراجع تقلید مراجعه کرده، در رویدادها و مسائل اجتماعی به فتوای آنها عمل کنند.(47)
وبدین ترتیب حجت در پشت پرده غیبت پنهان گردید، تا روزی پس از سپری شدن غیبت کبری ظهور کند و به جنایت و خیانت انسانها خاتمه دهد و پرچم توحید را بر فراز کره خاکی به اهتزاز درآورد.