والدین و مربیان مسؤول

نویسنده : رضا فرهادیان

یادداشت ناشر

شالوده یک جامعه سالم با تعلیم و تربیت درست شکل می گیرد. با تعلیم و تربیت صحیح و روشمند می توان جامعه ای بالنده و پویا و صالح ساخت و والدین و مربیان در این نقشی سازنده دارند.
مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم بخشی از هم خود را صرف چاپ و نشر کتاب هایی در زمینه اخلاق و تعلیم و تربیت کرده و تاکنون ده ها اثر در این زمینه نموده است.
حجةالاسلام آقای رضا فرهادیان از مؤلفان پرتلاش و فعال مرکز انتشارات است. پیش از این هفت کتاب در زمینه تعلیم و تربیت از ایشان با عنوان های زیر در این مرکز چاپ شده است: 1. آنچه یک جوان باید بداند (ویژه پسران)؛ 2. آنچه یک جوان باید بداند (ویژه دختران)؛ 3. آنچه والدین و مربیان باید بدانند؛ 4. آنچه معلمان و مربیان باید بدانند؛ 5. تربیت برتر: آنه والدین و معلمان باید بدانند؛ 6. طرح ارتباط اولیا و مربیان در پرورش اخلاقی دانش آموزان؛ 7. آنچه درباره کودکان و نوجوانان باید بدانیم.
از آن جا که این کتاب ها خواستاران زیادی داشته و بارها باز چاپ شده است، مناسب می نمود که علاوه بر نشر آنها به شکل سابق با کیفیت مطلوب و ارزان تر و در یک مجموعه در اختیار آنان قرار گیرد.
از این رو مؤلف محترم هفت کتاب مذکور را با حذف مطالب تکراری در این کتاب عرضه کرده است.
شایان ذکر است که این مرکز از آثار مؤلفان محترم در زمینه تعلیم و تربیت و اخلاق استقبال می کند.
مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم

مقدمه

در روزگاری که جهان پیوسته و با سرعت روبه تغییر و دگرگونی و ماشینی شدن است، تسلط روزافزون نظام صنعتی و سیستم ماشینی، بر همه نهادها اثر گذارده و بیش از همه، نهاد بنیادین خانواده، رابط گرم و با صفا و صمیمی و عاطفی خانه و خانواده را تحت الشعاع خود قرار داده و این بنیان مقدس از درون در حال تهی شدن و فرو ریختن است. از این رو، جهت و نظام تفکر و اندیشه انسانی، به طور ناخودآگاه، در مسیر سیل تهاجم فرهنگی و ماهواره ای و نیروهای نامرئی و ویرانگر فیلم و موسیقی قرار گرفته و خطر آن است که به تدریج انسان نسبت به مسائل اخلاقی و آداب و سنن دینی حساسیت و اهمیت خود را از دست بدهد. بدین جهت ضرورت دارد بیش از گذشته و قبل از هر چیز، به بنیادهای فرهنگ اصیل خویش بازگردیم؛ بازگشتی به سرچشمه غنی ارزشهای اسلامی و آداب و سنن دینی.
باید توجه داشت که در هر جامعه ای تحول واقعی سیاسی، اقتصادی و نظامی، ریشه در تحول فرهنگی دارد، باید افکار و اندیشه ها تغییر کند تا ارزشها و رفتارها تحول یابد، باید روشها تغییر کند و متناسب با معیارهای ارزشی، شخصیتها شکل بپذیرد.
در این رهگذر، محتوای روشهای تربیتی نیز باید از ارزشهای متعالی و فرهنگ اسلامی نشأت بگیرد و با تحول نظام فرهنگی جامعه، دگرگونیهایی در روشها و معیارهای تربیتی حاصل شود. همچنین شیوه های تربیتی نامناسب نظام گذشته که باعث روحیه ستم پذیری و شکل گیری انسانهایی فاقد شخصیت بود، باید دگرگون شود و بتواند افرادی آزاده، مستقل، با عزم و اراده، با شخصیت و خلاق بپرورد و در جهت سازندگی فردای این کشور گامهایی بسیار اساسی بردارد.
در حال حاضر بخشی از فرصتهای فراغت کودکان و نوجوانان با تسلط ناخواسته تکنولوژی و برنامه های تخدیری نظام فرهنگی و مادیگری غرب، به طور ناخودآگاه پر می شود و دیگر مجالی برای بروز اراده ها و عزمهای قوی در عرصه های زندگی اجتماعی باقی نمی گذارد. بنابراین در صحنه های واقعی زندگی، کودکان و نوجوانان کمتر حضور می یابند و جایی برای درک و لمس تجربه های طبیعی آنان، باقی نمی ماند. چرا که خانواده ها خود زودتر از کودکانشان تحت تأثیر این فرهنگ تحمیلی و صفحه سحرآمیزی که ماشینیسم بر نظام خانه و خانواده حاکم کرده است، قرار می گیرند، در نتیجه فکر و اخلاق و روابطشان دگرگون شده، عواطفشان روبه اضمحلال نهاده و فرصت و فراغت تأمل و اندیشیدن و ایجاد رابطه با صفا و صمیمی در پرتو نور ایمان از آنان سلب گردیده است.
از این رو مشکلات و مسائل اصیل و مهم زندگی، در فرصتهای گذرا و سرپایی حل و فصل می شود و مجالی برای ارتباط محبت آمیز و مداوم اعضای خانواده نمی ماند و دیگر این فرزند، فرزند خانواده خود نیست، بلکه فرزند برنامه های تحمیلی نظام ماشینیسم و تکنولوژی مسلط فیلمهای خارجی است.
صنعت و تکنولوژی که امید می رفت فرصت غفلت انسان را در جهت رسیدگی به اخلاق و رفتار و نیل به تعالی روحی زیاد کند و نجات بخش انسان از کار و روزمرگی باشد، وسیله ای برای بلعیدن فرصت فراغت انسان و ابزاری برای تنوع بخشیدن در مصرف برای مصرف بیشتر و ایجاد روحیه تجمل گرایی شده است.
تلاش بیشتر برای رفاه بیشتر و رفاه بیشتر برای مصرف بیشتر گردونه دیوانه واری که هر روز در چرخش است و با به نسیان سپردن هدف و فراموشی مقصود آفرینش، انسان در صحنه زندگی متحیر است و تمام جنبه های روحی و عواطف انسانی و احساسات و روحیه صادقانه خود را تحت تأثیر فشارهای روانی جامعه، خرد کرده و به جای حرکت به سوی اهداف متعالی، به طور ناخودآگاه و ناخواسته افکار و علایق غربی رفتار و شخصیت والدین و کودکان و نوجوانان را شکل می دهد.
در جهان امروز، علی رغم پیشرفتهای مادی، آدمی دچار یک نوع فقر عاطفی و معنوی است که ریشه آن، فقدان یک تربیت صحیح و نداشتن یک تفسیر درست از زندگی و عدم التزام عملی به وحدانیت خدا و عدم اعتقاد به مؤثر بودن او در زندگی است، که بالطبع، موجب اضطراب، دلهره، نگرانی و پرکردن اوقات با آرزوهای واهی و همچنین حرص و ولع به گردآوری مال و جاه و مقام و مدرک از هر طریقی و به هر قیمتی گردیده و در نتیجه سبب زیر پا گذاردن ارزشها و آداب و سنن دینی شده است.
انسان امروز خود را گم کرده است. او بی تاب و پریشان از آینده ای مبهم و نامطمئن، در اضطرابی مستمر به سرمی برد.
بدون تردید، سعادت انسان، در تربیت صحیح با رعایت معیارها و ارزشهای گرانقدر و اصیل اسلامی، در دست یابی به حیات طیبه است(1). از این رو، ما در پی این مقصود، در صدد چاره اندیشی برآمده، با ارائه رهاوردها و برنامه های تربیتی، برای خود و کودکانمان عزم گام برداشتن به سوی این هدف مقدس را داریم، برنامه ای که بین نیازهای جسم و جان، توازن و تعادل برقرار کند و نونهالان را برای فردای زندگی آماده تر سازد. به طوری که از شخصیتی والا برخوردار گردند و به منشها و عادتها و رفتارهایی که از سیره ائمه معصومین علیهم السلام و الگوهای حقیقی بشری، نشأت گرفته است، آراسته گردند تا به این ترتیب، زمینه ای آماده و مستعد برای تجلی ایمان و انتخاب گزینشی خلاق فراهم گردد.

فصل اول: تربیت