سلوک معنوی

نویسنده : اکبر اسدی

متن پیام تسلیت رهبر معظم انقلاب اسلامی

متن پیام تسلیت رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیةالله خامنه ای (مد ظله العالی)، به مناسبت رحلت فقیه وارسته و عارف پارسا، حضرت آیةالله العظمی بهاءالدینی (قدس سره)
بسم الله الرحمن الرحیم
با تأسف و اندوه خبر یافتیم که عالم ربانی و فقیه عارف و پارسا، حضرت آیةالله حاج رضا بهاءالدینی (قدس الله روحه) دار فانی را وداع گفته و به جوار رحمت حق پیوسته است. برای حوزه علمیه قم و روحانیت معظم اسلام، این ضایعه ای بی جبران و فقدانی دردناک است. این عالم بزرگ از جمله نوادری بود که همواره در حوزه های علمیه همچون ستاره درخشان معنویت و عرفان، راهنمای خواص و مایه دلگرمی و امید برجستگان اند. مقام رفیع اخلاقی و معنوی آن بزرگمرد، موجب آن بود که هر کلمه و اشاره او چون برقی در چشم ارادتمندانش بدرخشد و دریچه یی به عوالم معنا بگشاید.
مجلس او همواره معراج روح مستعد فضلای جوانی بود که می خواستند علم دین را با صفای عطرآگین عرفان دینی توأم سازند. معلم اخلاق و سالک الی الله بود، و صحبت نورانی و کلام رازگشای او، دل مستعد را در یاد خدا مستغرق می کرد.
پیر مراد جوانان پاکباز جبهه و جنگ در دوران دفاع مقدس و شمع محفل بسیجیان عاشق بود. و بارها صفوف مقدم جبهه ها را با حضور خود نورانیت مضاعف بخشید.
این عالم کهنسال و مراد و مقبول فضلا و علما، عمر بابرکت و پرفیض خود را در بهشتی از پارسایی و زندگی زاهدانه، در کنج محقر خانه یی که دهها سال شاهد غنای معنوی صاحبش بود به سرآورد و بی اعتنایی حقیقی به زخارف ناپایدار دنیوی را که سیره همه صاحبدلان برجسته حوزه های علمیه است، درس ماندگار خود ساخت. همان طور که حیات مبارک آن اسوه پارسایی و تقوا در حوزه علمیه قم برجسته و محسوس بود، ضایعه وفات ایشان نیز در آن حوزه عظیم الشأن، بسی بزرگ و سنگین است.
اینجانب این مصیبت دردناک را به حضرت بقیةالله الاعظم (ارواحنا فداه) و به همه اعاظم و اعلام حوزه های علمیه و نیز به فضلای جوان و طلاب پاکنهاد و همه دلهای سرشار از شور و شوق معنویت و حضور، و نیز خاندان معظم و فرزندان مکرم و دیگر بازماندگان ایشان تسلیت می گویم و علو مقام روح مطهر آن عبد صالح را در درجات قرب، از حضرت حق متعال مسئلت می نمایم.
سید علی خامنه ای
28/4/76

پیشگفتار

عارف سالک و فقیه پارسا، حضرت آیةالله بهاءالدینی - قدس الله سره - یکی از آینه داران دریای بی زوال فیض سرمدی و چشمه بی پایان برکات محمدی (صلی الله علیه و آله و سلم) در عصر حاضر است. آن جان بلند و پاک و آن روح خرسند و تابناک در تمامی حیات نورانی خویش، دست از تحصیل و تهذیب برنداشت و در کشتزار پرطراوت جان خود، جز بذر خداجویی و تقرب نکاشت.
او در تمام آن سال های دراز، با همه جان و تمام توان کوشید تا چراغ دقایق خویش را از مشعله هماره روشن لاهوت بیفروزد، پروانه سان در آتش عشق ربوبی و جذبه سلوک به سوی ملکوت بسوزد و از مشرب قدسی احمدی (صلی الله علیه و آله و سلم) و مکتب انسی علوی (علیه السلام) درس کشف و عروج بیاموزد. و سرانجام، پس از طی آن همه رنج و مرارت و کوشش و ریاضت، جامه جان در کوثر آرامش فروشست و راه فطرت تکوینی خویش را به سوی فرجام دیدار ابدی دوست بازجست.
از تبرک رفتار و گفتار آن عبد صالح خداوند و به یمن منش و بینش آن خداجوی خرسند، بسیاری از تشنگان وادی حیرت به زلال معنای باطنی آب رسیدند و دست شوق از سفره سیاه عالم طبیعت بازکشیدند. هر کلمه ای که آن عارف سالک با عطش زدگان می گفت، گرهی از طره رحمت دوست می گشود و هر اشاره ای که به جان خسته مشتاقان می فرمود، لمحه ای از جمال پرجلال کردگار کائنات را آینه سان باز می نمود.
هنوز از پس روزها و روزها فراق، نام فروزان او مؤمنان را راه می نماید و تربت طهوری او گره از کار فروبسته دوستان می گشاید. نامش هماره زینت الواح فرشتگان زمینی و آسمانی باد.
پیش از این، پاره ای از درس ها و کلمات این عروجی مرد در دفتری با نام نردبان آسمان، فراهم آمد که با رویکرد مشتاقانه بسیار مواجه شد. اکنون نیز مجموعه ای دیگر، که در بردارنده بیست گفتار، هشت مصاحبه و چند خاطره است، به ساحت ارباب فضل و معرفت تقدیم می شود. باشد که این صحیفه شیوا، که شیوه نامه سلوک معنوی است، در خرمن دلی شعله ای بیفکند و خار غفلتی از پای سلوک سالکی برکند. چنین باد.
بهار 1377 ه. ش

مقدمه حجةالاسلام والمسلمین سید محمدرضا طباطبایی

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطیبین الطاهرین و اللعن علی اعدائهم اجمعین الی یوم الدین.
در آسمان فضیلت
آیةالله العظمی بهاءالدینی (قدس سره) از جمله عالمان با فضیلتی بود که آسمانیان بهتر از زمینیان او را می شناختند. چه آن که امثال او ستاره هایی را می مانند در آسمان فضیلت و حقیقت؛ که کسانی چون صاحب این قلم از دورهای دور به آنان چشم می دوزند و از سوسوی نور آنان گامی برمی دارند؛ وگرنه ملکوتیان کجا و شعاع دید و درک خاکیان کجا؟!
توصیف مردان خدا باید با زبان و قلم عالمانی صالح و خالص انجام یابد، تا چراغی باشد فرا راه سالکان و ره توشه ای برای عاشقان. و راقم این سطور، اگر در راه مقابل نباشد، رونده این راه نیست. اما چه چاره که برادری عزیز و گرانقدر، مقدمه ای پیرامون شخصیت این مرد خدا از حقیر درخواست کرده است، و سرپیچی از درخواست او در توانم نیست. از این رو، با استمداد از عنایت حضرت حق، چند جمله ای تقدیم می دارم.
چیزی که آیةالله العظمی بهاءالدینی را در دل و جان اهل معرفت عظمت بخشیده بود، حقارت دنیا و دنیاییان در چشم او بود. او برای ماسوی الله ارزش و اعتباری قائل نبود. خاک و طلا، فقر و غنا، سلامت و بیماری، تنهایی و در جمع بودن، اقبال و ادبار این و آن، و بسیاری دیگر از اضداد، در نظرش یکسان بود.
آن گاه که فرزند صالح و پرمهرش، مرحوم حاج آقا حمید در سن جوانی از دنیا رفت، خم به ابرو نیاورد و کمترین خللی در سکون و آرامش مثال زدنی او پیدا نشد؛ در حالی که علاقه بین آنان شدید و از حد عواطف پدر - فرزندی فراتر بود؛ چه آن که حاج آقا حمید فردی فاضل اهل معرفت بود و چون مریدی شیدا و دلباخته در جلسات پدر شرکت می کرد و در نهایت تواضع و فروتنی، پایین مجلس، کنار در می نشست و سراپا چشم و گوش می شد. معظم له می فرمود: حاج آقا حمید بعد از درگذشت، تا مدتی شب ها سراغ ما می آمد و طوری می آمد که درها باز و بسته می شد و به هم می خورد (!).
کسانی که توفیق مجالست با آیةالله بهاءالدینی یافته اند، به خوبی می دانند که نشستن روی خاک و زمین با نشستن روی قیمتی ترین فرش ها برای او یکسان بود. در تشرف به بارگاه ملکوتی حضرت رضا - علیه آلاف التحیة و الثناء - و دیگر اعتاب مقدسه، معمولاً روی زمین صحن می نشست و به زیارت، که در نظر او عبارت از حضور الزائر عندالمزور بود، می پرداخت. شبی در خدمت ایشان به مجلس ختم شهیدی رفتیم که مجلس پر از جمعیت و سخنران مشغول سخنرانی بود. معظم له بیرون مجلس و در کنار کفش ها روی زمین نشست، شاید به این دلیل که مزاحمتی برای سخنران و مردم فراهم نشود، هر چند با اصرار و احترام، ایشان را به داخل مجلس بردند.
این مرد بزرگ، دعوت فقیران و تهیدستان را به پیروی از جد بزرگوارش می پذیرفت و از غذای آنان با گشاده رویی تناول می کرد، جنبه های مثبت امور آنان را شناسایی می کرد و به تمجید و تحسین آن می پرداخت. از این رو، هر کس که تنها یک بار با او می نشست و از نزدیک با وی آشنا می شد، علاوه بر بهره مندی معنوی و علمی، موجی از شادی و امید، وجود او را فرامی گرفت.
شیوه تربیتی آیةالله العظمی بهاءالدینی، توجه دادن به اصول و ریشه ها بود. کمتر دیده می شد که به فروع و شاخه ها بپردازد. بر این اساس، توصیه های ایشان بیشتر از این قبیل بود: باید با خدا آشنا شد. در درگاه خدا و اولیای خدا همه چیز هست؛ در حالی که جاهای دیگر خبری نیست. علم، حیات، عافیت، دنیا و آخرت آن جاست.
این آیت حق، بسیار متأسف بود که چرا حوزه های علمیه از معارف اسلامی و مکتب اهل بیت (علیهم السلام) استفاده شایان و بایسته نمی برند؛ چرا در درس ها و بحث ها عمدتاً به الفاظ و اصطلاحات می پردازند، و نه به حقایق علوم و علم حقیقی.
او امام خمینی (قدس سره) را در عصر حاضر اسوه و الگو می دانست و می گفت: متأسفانه اکثر اهل علم با امام سنخیت ندارند. اتمام حجت امام (ره) بر روحانیت، دست کمی از انقلاب جهانی او ندارد؛... امام نشان داد که روحانیت باید به دین و دنیای مردم خدمت کند و ملتی را احیا نماید.
آیةالله العظمی بهاءالدینی، جذب و انجذابی عمیق با مردان صالح خدا داشت و به موازات آن، نفرت و انزجاری بس شدید از مدعیان دروغین دین گرا. در نوجوانی مورد عنایت مخصوص مرحوم آیةالله العظمی شیخ ابوالقاسم کبیر قمی و آیةالله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی، مؤسس حوزه علمیه قم بود. و بعد از آن آیات عظام؛ سید ابوالحسن اصفهانی و سید صدرالدین صدر به وی عنایت و اعتمادی تام و تمام داشته اند. در دوران تحصیل با فرزانگانی چون آیةالله حاج سید احمد زنجانی، آیةالله میرزا ابوالفضل زاهدی و امام خمینی - قدس الله اسرارهم - همراه و همراز بوده است. نام شهید مطهری، امام موسی صدر، شهید مصطفی خمینی - رضوان الله علیهم اجمعین - و نیز رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیةالله خامنه ای - دام ظله - در زمره شاگردان و ارادتمندان ایشان می درخشد.
این نکته مورد وفاق همه علمای برجسته حوزه است که مقام علمی و حوزه درسی آیةالله العظمی بهاءالدینی (قدس سره) همواره از جایگاهی رفیع و موقعیتی جدی برخوردار بوده است. یکی از علما می گویند: کفایه را نزد ایشان خواندیم و ایشان در ضمن تدریس، مطالبی را مطرح می کردند که وقتی در درس خارج حضرت امام خمینی (ره) شرکت کردیم، دیدیم حضرت امام نیز همان مطالب را می فرمایند. هماهنگی کامل بین امام (ره) و آیةالله بهاءالدینی چنان بود که بارها و بارها دیده می شد، آیةالله بهاءالدینی راجع به موضوع و مسأله ای نظری ابراز می دارند و از امام نیز همان نظر از رسانه ها منتشر می گردد. ایشان به انقلاب اسلامی امام خمینی (ره) به عنوان حادثه ای عظیم و ارزشمند می نگریست و آن عده از عالمانی را که با انقلاب اسلامی هماهنگی لازم نداشتند، ناتوان از درک ماهیت انقلاب می دانست. ایشان رضامندی اولیای دین از امام خمینی (ره) را کشف کرده بود و می فرمود: فاطمه زهرا و ائمه معصومین (علیهم السلام) را دیدم که از امام خمینی (ره) خوشحال و مبتهج اند.
درباره انزجار آیةالله بهاءالدینی از افراد ناصالح، گفتنی است که ملاقات با آنان برای او نوعی شکنجه روحی بود و خود می فرمود: حتی در سن جوانی در بسیاری از اوقات، مسیرهای طولانی را انتخاب می کردم تا از دیدن چهره های جهنمی در امان باشم.
خداوندا! این مراد فقید ما را و نیز رفیق شفیق او، امام راحل، خمینی کبیر (قدس سره) را در امان خود بدار و درجات قرب خود را بر آنان مبارک گردان و ما را موفق به پیروی از آنان و برخوردار از دعای خیر آنان کن. بحق محمد و آله الطاهرین و الحمدلله رب العالمین.
سید محمدرضا طباطبایی
10/12/1376