فهرست کتاب


سخنان علی علیه السلام از نهج البلاغه

, جواد فاضل‏

لا یعدلنّ احدکم عن القرابة « از خویشاوندان چشم مپوشید»

شما هر چه توانگر و توانا باشید، هر چه زر در کف و زور در بازوی شما باشد، باز هم به قبیله و نژاد خویش نیازمندید.
قانون توارث در قلبها و جانها حکومت دارد و نظام نژاد، دلها را بهم نزدیک و عواطف را بهم پیوند دهد
ندای خون در مغزها در پیچید و اصول وحدت را میان کسان استوار دارد.
بخویشاوندان خویش پردازید و از حال آنان باز پرسید، زیرا بروز حادثه از پشتیبانی ایشان سود بسیار برید و دشواریها آسان کنید.
بزرگترین و مطمئن ترین حصاری که شما را در پناه خویش از دسترس حمله ها و تهاجم ایمن دارد، آغوش قبیله شما و وفاداری خانواده شما خواهد بود.
از این دلبستگی و تعلّق که بافراد خانواده سفارش میکنم، نمی خواهم تنها با کمکهای مادّی قناعت نمایم، بلکه منظور من مهربانیها و دل- سوزیها و غمخواری و یتیم داریهاست که یکره با دینار و درهم تحقّق یابد و نوبتی باحساسات پنهانی صورت گیرد.
من همی سفارش دهم و وصیّت فرمایم که خویشاوندان خود را از صمیم قلب دوست بدارید و بدوستی آنان دلخوش و پشت و گرم باشید.
با همه راست بگویید، تا از همه راست بشنوید. زبان راستگو و جان راستکار و مغز راست اندیش از شمشیر کارگرتر و از سکّه های زرد و سپید معتبرتر و از گوهر شبچراغ گرانبهاتر است.
الا ای پیروان اسلام، الا ای برادران من هرگز از دیدار خویشاوندان خویش دیده مپوشانید و بیگانه را بر آشنا برتری مبخشید.
بدرویشان خانواده خود بپردازید و تا آنجا که توش و توان دارید ایشان را نوشمند و توانگر سازید.
همی بنگرید که در حاشیه قبیله شما پیرزنی آه برنیاورد و پیرمردی رنج نکشد.
زنهار بهوش باشید که کودکان یتیم شما در غم مرگ پدر و بینوایی مادر اشک حسرت بر خاک نیفشانند و خوناب دل ننوشند.
نیکو ببینید آن دینار که گنجور شما به تهیدستی می بخشد، و آن درهم که از دارایی شما بر زخم دردمندی مرهم می گذارد، از ثروت شما جز اندکی نکاهد، ولی بر خوشبختی دیگران بسیاری بیفزاید.
از این زیان اندک که بدان درویشان مسکین سود سرشار رساند رنجور مباشید و سعادت مردم را عزیز و بزرگ بشمارید.
شما امروز با یکدست بحمایت خویشان ناتوان خود پیش می روید، ولی فردا هزاران دست بحمایت شما پیش می آید، آیا باز هم در این سودا زیان دیده اید من بشما اطمینان می دهم که هر توانایی می تواند با نوازش و تیمار- خواری کسان خویش بر قلب و ایمان آنان مسلّط گردد و زمام عواطفشان را بمشت گیرد.
بیایید و نهال عشق خویش را در قلب خویشاوندان خود بثمر رسانید و از فرو آوردن آن کام جان شیرین سازید.

و فرض علیکم حجّ بیته الحرام « طواف کعبه را بر شما واجب کرده اند»

آنجا، در ملکوت اعلی و مقام شامخ قدس فرشتگان پاک همچون پروانه های سبکبال بدور عرش پروردگار طواف کنند و در پیرامون شمع عشق، عاشقانه پرپر زنند و در این عشقبازی همی خواهند، با معشوق خویش متّحد گردند، و در غرقاب کمالات و فضائل فرو افتند و در ابدیّت مطلق فانی و محو شوند.
مقدّر بود که این دلربایی و دلباختگی از آسمان روشن بر زمین تیره نقش ثابتی افکند و پاکدلان خاک همچون روشن روانان افلاک مهری بورزند و عشقی ببازند.
فرمان رسید که خانه مقدّس کعبه را قبله عبادت خود قرار دهیم و مطاف محبت خود بدانیم، ای خوش آنانکه زاد سفر و توشه راه دارند و می توانند بیابانها در پیچند و مسافتها در نوردند و به موسم از زیارت و طواف این خانه عزیز برخوردار شوند.
چه خوش می نگرم که برهنه پایان حجاز بر ریگهای تفتیده و صحراهای سوزان قدم گذارند و در پرتو گدازنده خورشید بهنگام چاشت سایبان نخواهند و از ظلمت موّاج شب نهراسند، دیوانه صفت راه پیمایند و مجذوبانه بجانب کعبه عشق پیش تازند. به کبوتران تشنه مانند که ساعتها در فضای گرم و عطش انگیز هوا بال و پر گشوده از فراز کوههای آتشفشان و دشت های بی آب و سبزه در پرواز باشند و ناگهان در کنار چشمه سرشار و گوارا و سایه وسیع و روح افزا فرود آیند حج گزاران حلال خوار و پاکدامن، همین که خانه محبوب را از دور تماشا کنند، در مقابل جبروت و جمال الهی سر فرود آرند و لب بتمجید و تقدیس بگشایند، در پیرامون این خانه پیامبران نماز گذاشتند و ملائکه بال و پر برخاک نهادند.
این مشتی خاک و گل را که از مجد و عظمت اسلام نشانه باشد و پرچم پیروزی محمد (ص) را با اقتداری شکست ناپذیر برافرازد، احترام کنید، و فراموش مکنید که بدین حج گزاری و طواف رشته الفت در اقوام مختلف استوار شود و وحدت مرام و عقیده میان مسلمانان برقرار گردد.

لم ار کالجنّة نام طالبها « بر قلب عاشق، خواب حرام است»

ناگهان سر بردارند و چشم بگشایند، جوانی را برباد رفته و زندگی را سپری شده و دنیا را از فروغ نشاط تیره و جان را از تب و تاب آرام بیابند.
بیندیشید که دیگر دوران عمر بسر رسیده و طومار حیات درهم پیچیده شده است. باید سفر را بسیج کرد و اجل را پذیره نمود دنیا، دنیای زیبا و دل آرا، آن جلوه و جمال فریبند را از کف داده و با آن همه حرارت و خروش افسرده و خاموش مانده است و از دورنمای آن سرای دیده را برباید و دل را برانگیزاند.
الا ای بندگان خدای، بدانید که با سپیدی روزها و سیاهی شبها و مرور ماهها و گذشت روزگار کودک خردسال جوان گردد و جوان شاداب به پیری بگراید، و بالاخره دنیا پشت کند و آخرت روی بنماید.
امروز که قامت ها موزون و خونها گرم و قلبها زنده و روشن است باید برای فردا، فردایی که اعتدال اندام آشفته شده و حرارت و خون بسردی میل کرده و فروغ قلب کدورت یافته، اندیشه نمود و ساز آینده را بساخت نیکو بنگرید که اسبهای دونده و چالاک را به منظور میدان مسابقه چگونه تربیت کنند و گوی سبقت را از همگنان چون ربایند پرنده روح را بال و پر بگشایید و اوج ملکوت را بدو نشان دهید، بگذارید این مرغ پای بسته و قفس نشسته یک لحظه روی آزادی بیند و یک نفس در فضای آزاد پر و بال زند.
بگذارید که هم اکنون بدنبال فرشتگان بهشت این شاهباز تیز پرواز پر بگشاید و در آنجا که حریم قدس و محرمخانه عشق و فضیلت است، آشیان گیرد.
پیش بتازید و از همه پیش برانید، تا بدان جایزه گرانبها که ویژه جوانمردان پاکباز و دلباختگان آشفته است، دست یابید.
به توبه گرایید و بجانب عصمت و عفّت باز گردید، زیرا سیل زمان بدون درنگ در جریان است و همین که از این سیر سریع باز ایستاد دیگر توبه کس نپذیرند و گذشت کس قبول ندارند.
روزگار می گذرد و هنگام کار از دست می رود و هنگامه زندگی آرام می گیرد.
شما را که آرزو بسیار است، ولی کوشش و کار اندک، همان بهتر که از آرمان دور و دراز خویش بکاهید و بر فعّالیّت و استقامت بیفزایید.
آن را که در کشاکش زندگی با شاهد مقصود هم آغوش شد، از مرگ باک نیست، زیرا بدنبال بازمانده آه نمی کشد و بخاطر ناکامی خویش اشک نمی ریزد.
بدان آزادمرد درود فرستم که در بیم و امید کار کند و هرگز از پیشروی باز نماند. شما در آن دم که بیمناکید، دل به تصمیم و تن بکار سپارید، تا مبادا از تن آسانی زیان بینید، ولی همین که فروغ امید هاله یأس و اندوه را از رخسارتان بدور ساخت، از پای بایستید و بر جای بنشینید. من همی خواهم که قلب امیدوار گرمتر و سوزانتر از خاطر مردم بیمناک باشد.
بهشت زیبا که جز آغوش دوست و سرای محبوب جای دیگر نیست، آن جان را می پذیرد که در هوای جانان یک لحظه آرام ندارد و یک دم قرار نگیرد.
بهشت و باغ، سبزه و صفا، جز وصال او نعمت دیگری نخواهد بود، و این نعمت را دیدگانی که زود بهم برآید نخواهد دید و قلبی که زود در غرقاب خواب فرو رود، نخواهد یافت.
هرگز ندیده ایم که عاشق آشفته را خواب باشد و سر پرشور بر بالین آرام یابد، آن چنانکه از ترس دوزخ گروهی قرار نگیرند و شب همه شب در بیم و اندوه بسر برند.
الا ای بندگان خدای، هر که را حقیقت سود ندهد باطل زیان آورد، و کاروانی که با چراغ راهنمایی براه نگراید گمراه خواهد بود.
هم اکنون مشعل اخلاق برافراشتم و در راه شما پیش گرفتم و همی خواهم که بدنبال من بشتابید و راه را از بیراهه باز شناسید.
مرا خوی خودخواهی و عاطفه خودپرستی شما در این راه بیش از همه مخاطرات نگران می دارد، و از آن می ترسم که حبّ ذات و طغیان شهوت و آتش غضب از سیر تکامل بازتان دارد و بر مسیر شما موانع و مشکلات ایجاد کند.
دنیا را بصورت مکتب کمال بدانید و در آزادی و نعمت آن مغرور ممانید، و تا می تواند از فرصت استفاده کرده در آن جهان برای خویش آزادی و نعمت ذخیره سازید و سعادت جاوید را برای خود تأمین نمایید.