فهرست کتاب


سخنان علی علیه السلام از نهج البلاغه

, جواد فاضل‏

نسأل اللَّه منازل الشّهداء « همی خواهم در صف شهیدان در آییم»

خداوند در کلام مجید، آسمان را سرچشمه روزی اهل زمین یاد کرده آنجا که می گوید:
هر چه می خواهید در آسمان است.
بقطرات درشت باران بنگرید که چگونه از دامن ابرها فرو میبارد و بر صفحه خاک فرو می ریزد و بیندیشید که همچنان مواهیب وجود از منبع سرشار ازلیّت پیوسته دربارش و ریزش است.
جانها بفراخور استعداد خویش از این برکات بهره می برند و در مبدأ متعال که فیّاض هستی و نور است خودداری و تنگدستی نیست.
یکی را رحمت آسمانی اندک بدست می آید و دیگری سود بسیار می برد، یکی را صدگونه نعمت می بخشند و دیگری را نانی جوین عطا میکنند، نه باین مهر می ورزند و نه به آن کینه می آورند.
این را بیشتر زیان آورد و آن را کمتر کافی نباشد، تا وسعت استعداد و قابلیّت ماهیّت در قلب ها و جانها بر چه میزان تواند بود و خواهندگان چه توانند خواست.
چشمان کوتاه بین و دلهای تنگ، همین که در زندگی دیگران وسعتی افزون یافت، بیهوده بر خویش بخروشد و در خود بجوشد و دهان بناروا بگشاید و دست بناشایست پیش برد، در صورتی که بزرگان چنین نکنند و صاحبدلان چنین نپسندند.
آن را که نفسی منیع و هدفی بزرگ باشد، در بازی زندگی از پیروزیهای خود خردمندانه فایده برد و همی بکوشد تا بر مراد کامل خویش دست یابد.
انسان با ایمان از خداوند بزرگ دو چیز خواهد که آن تمتّع دنیا و تنعّم آخرتست.
همی خواهد که در این جهان با خانه و خانواده خویش خوشبختانه بسر برد و همی تمنّا کند که در آن جهان بر بال فرشتگان نشیند و در کنار پیامبران مسکن گزیند، الا ای بندگان خدای، از شهوت فاسد نفس بپرهیزید و هرگز گرد دورویی و دوگویی مگردید و نفاق و نامردمی را از جان خود دورباش کنید. ما از خداوند مهربان همی خواهیم که در صف شهیدان در آییم.

لا یعدلنّ احدکم عن القرابة « از خویشاوندان چشم مپوشید»

شما هر چه توانگر و توانا باشید، هر چه زر در کف و زور در بازوی شما باشد، باز هم به قبیله و نژاد خویش نیازمندید.
قانون توارث در قلبها و جانها حکومت دارد و نظام نژاد، دلها را بهم نزدیک و عواطف را بهم پیوند دهد
ندای خون در مغزها در پیچید و اصول وحدت را میان کسان استوار دارد.
بخویشاوندان خویش پردازید و از حال آنان باز پرسید، زیرا بروز حادثه از پشتیبانی ایشان سود بسیار برید و دشواریها آسان کنید.
بزرگترین و مطمئن ترین حصاری که شما را در پناه خویش از دسترس حمله ها و تهاجم ایمن دارد، آغوش قبیله شما و وفاداری خانواده شما خواهد بود.
از این دلبستگی و تعلّق که بافراد خانواده سفارش میکنم، نمی خواهم تنها با کمکهای مادّی قناعت نمایم، بلکه منظور من مهربانیها و دل- سوزیها و غمخواری و یتیم داریهاست که یکره با دینار و درهم تحقّق یابد و نوبتی باحساسات پنهانی صورت گیرد.
من همی سفارش دهم و وصیّت فرمایم که خویشاوندان خود را از صمیم قلب دوست بدارید و بدوستی آنان دلخوش و پشت و گرم باشید.
با همه راست بگویید، تا از همه راست بشنوید. زبان راستگو و جان راستکار و مغز راست اندیش از شمشیر کارگرتر و از سکّه های زرد و سپید معتبرتر و از گوهر شبچراغ گرانبهاتر است.
الا ای پیروان اسلام، الا ای برادران من هرگز از دیدار خویشاوندان خویش دیده مپوشانید و بیگانه را بر آشنا برتری مبخشید.
بدرویشان خانواده خود بپردازید و تا آنجا که توش و توان دارید ایشان را نوشمند و توانگر سازید.
همی بنگرید که در حاشیه قبیله شما پیرزنی آه برنیاورد و پیرمردی رنج نکشد.
زنهار بهوش باشید که کودکان یتیم شما در غم مرگ پدر و بینوایی مادر اشک حسرت بر خاک نیفشانند و خوناب دل ننوشند.
نیکو ببینید آن دینار که گنجور شما به تهیدستی می بخشد، و آن درهم که از دارایی شما بر زخم دردمندی مرهم می گذارد، از ثروت شما جز اندکی نکاهد، ولی بر خوشبختی دیگران بسیاری بیفزاید.
از این زیان اندک که بدان درویشان مسکین سود سرشار رساند رنجور مباشید و سعادت مردم را عزیز و بزرگ بشمارید.
شما امروز با یکدست بحمایت خویشان ناتوان خود پیش می روید، ولی فردا هزاران دست بحمایت شما پیش می آید، آیا باز هم در این سودا زیان دیده اید من بشما اطمینان می دهم که هر توانایی می تواند با نوازش و تیمار- خواری کسان خویش بر قلب و ایمان آنان مسلّط گردد و زمام عواطفشان را بمشت گیرد.
بیایید و نهال عشق خویش را در قلب خویشاوندان خود بثمر رسانید و از فرو آوردن آن کام جان شیرین سازید.

و فرض علیکم حجّ بیته الحرام « طواف کعبه را بر شما واجب کرده اند»

آنجا، در ملکوت اعلی و مقام شامخ قدس فرشتگان پاک همچون پروانه های سبکبال بدور عرش پروردگار طواف کنند و در پیرامون شمع عشق، عاشقانه پرپر زنند و در این عشقبازی همی خواهند، با معشوق خویش متّحد گردند، و در غرقاب کمالات و فضائل فرو افتند و در ابدیّت مطلق فانی و محو شوند.
مقدّر بود که این دلربایی و دلباختگی از آسمان روشن بر زمین تیره نقش ثابتی افکند و پاکدلان خاک همچون روشن روانان افلاک مهری بورزند و عشقی ببازند.
فرمان رسید که خانه مقدّس کعبه را قبله عبادت خود قرار دهیم و مطاف محبت خود بدانیم، ای خوش آنانکه زاد سفر و توشه راه دارند و می توانند بیابانها در پیچند و مسافتها در نوردند و به موسم از زیارت و طواف این خانه عزیز برخوردار شوند.
چه خوش می نگرم که برهنه پایان حجاز بر ریگهای تفتیده و صحراهای سوزان قدم گذارند و در پرتو گدازنده خورشید بهنگام چاشت سایبان نخواهند و از ظلمت موّاج شب نهراسند، دیوانه صفت راه پیمایند و مجذوبانه بجانب کعبه عشق پیش تازند. به کبوتران تشنه مانند که ساعتها در فضای گرم و عطش انگیز هوا بال و پر گشوده از فراز کوههای آتشفشان و دشت های بی آب و سبزه در پرواز باشند و ناگهان در کنار چشمه سرشار و گوارا و سایه وسیع و روح افزا فرود آیند حج گزاران حلال خوار و پاکدامن، همین که خانه محبوب را از دور تماشا کنند، در مقابل جبروت و جمال الهی سر فرود آرند و لب بتمجید و تقدیس بگشایند، در پیرامون این خانه پیامبران نماز گذاشتند و ملائکه بال و پر برخاک نهادند.
این مشتی خاک و گل را که از مجد و عظمت اسلام نشانه باشد و پرچم پیروزی محمد (ص) را با اقتداری شکست ناپذیر برافرازد، احترام کنید، و فراموش مکنید که بدین حج گزاری و طواف رشته الفت در اقوام مختلف استوار شود و وحدت مرام و عقیده میان مسلمانان برقرار گردد.