فهرست کتاب


سخنان علی علیه السلام از نهج البلاغه

, جواد فاضل‏

دلبستگی ها

قریب ما یطرح الحجاب « چه زود که پرده برافتد»

دوست همی داشتم که همچون گذشتگان تاریخ و خفتگان گور حقایق را از نزدیک می نگریستند و پرده غفلت را از پیش چشم برمیداشتند، در آن موقع این لذّت ها و عشرتها، این پوشیدنها و نوشیدنها شما را مست و مدهوش نمی ساخت، و بدین پایه خاطر بدنیا نمی بستید و دل به تنعّم و تمتّع نمی سپردید.
در آن موقع که حق را با نمای عریان و بی پیرایه خویش تماشا کنید از اشتباه و تردید خود بخجلت فرو روید و در عرق ندامت و شرم غرق گردید و چه زود که این پرده برافتد و جلوه حقیقت برخلاف یک عمر اندیشه و پندار از ورای اوهام آشکار شود هم اکنون می توانید با راهنمایی خرد و پشتیبانی تصمیم و قدرت اعتماد بنفس بدین پیروزی نائل آیید، و آنچه را که ارواح در جهانی دیگر ادراک کنند، در این جهان برابر خویش باز بینید.
این شما هستید که نمی خواهید از راه راست بجانب منزلگاه مقصود پیش روید، و این شما هستید که با زنجیر شهوت و آز و خویشتن- دوستی بال و پر روح خود را سخت بهم بسته از اوج پرواز بازش می دارید.
الا ای انسان، ترا کارخانه آفرینش بس شگفت انگیز و عجیب آفریده و گوهری گرانبها در گنجینه وجود تو بودیعت گذارده که آن قدرت اراده تست.
تو آن دم که بخواهی شنید، نیکو می شنوی، و آن لحظه ای که اراده دیدار نمایی، درست و راست می بینی، و این که من می گویم و نمی شنوید و راه می نمایم امّا نمی بینید، اراده شما گناهکار است.
من همی پندارم سیر تاریخ با حوادث و تحوّلات عبرت انگیز که آشکارا در چشم انداز شما جلوه گر است، غفلت زدگان را تنبیهی مؤثّر باشد و درسی دردناک بیاموزد.
آن چنانکه بشر از خویشتن پند گیرد از دیگران نتواند گرفت و بدان فرمان که انسان از ملکوت آسمانها دست یابد، دست فرشتگان نرسد، و بهترین پیامبر خدا بسوی آدمیزاده همچنان آدمیزاده خواهد بود.
کاروان براه راست و منزل در پیش.
مرور زمان چرخهای زندگی ما را بدان سوی میراند که ابهام نهفته و ناپیداست.
سبکبار باشید تا بهمسفران برسید، و پیشینیان را که روزگاری است چشم براه آیندگان باشند، از رنج انتظار بیرون آورید.

انّها عند ذوی العقول کفی ء الظّلّ « این جهان همچون سایه سبک و تیره و ناپایدار است»

نیکو سراییست که از چهار جانب وسیع و از چهار طرف صفا و سیاحت دارد، ولی سرایدار نخواهد و بکس تعلّق نپذیرد. در این سرای باید تقوی پیشه گرفت و با عفّت و مناعت بسر برد تا از وخامت این عشق ناپایدار و نامتقابل ایمن ماند.
از این سقف آبگون که بر سطح خمیده درخشانش گوهرهای شبچراغ می درخشد، بیش از یک لحظه تماشا بهره ای نمی توان گرفت و با پرده پرنیان مهتاب پیراهن نمی توان دوخت و پیکر نمی توان پوشانید.
بگذارید و بگذرید، ببینید و دل مبندید و چشم بیندازید و دل مبازید که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت گروهی که بدین زرق و برق فریبنده دل و دین گذاشتند، همین که طبل بسیج فرو کوفته شد، حیران ماندند، و از سیم و زر ماه و خورشید گریبان و دامن تهی داشتند.
یک روز بدان و بدین دل سپردند و روز دیگر از این و آن دل برکندند.
اخرجوا منه و حوسبوا علیه مال را از کف فرو نهادند و وبال را بدوش فرا گرفتند، و بار سفر بربستند، پس دل مسپارید، تا دل بر کنید، و لذّت فراوان مبرید، تا محنت فراوان بردارید.
دنیا بدستان بیش از این سودی نبردند که بروز واپسین زیانکار و اندوهناک بودند، ولی آنانکه این جهان را بخاطر آن جهان عزیز داشتند، از این خانه برگرفتند و بدان خانه برافزودند و در آستان مرگ خرّم دل و روشن دیده بودند، چون بیک نفس اندوخته یک عمر دریافت می داشتند.
و ما اخذوا منها لغیرها قدموا علیه گیتی در نظر صاحبدلان بسایه ای می ماند که با همه فروغ و فریب تیره رنگ و با همه استقامت و قرار ناپایدار و بیدرنگ است بر کس نپاید و با کس نیاساید.
آن چنانکه یکی را توانگر شناسید، هم در آن حال وی را تهیدست بدانید، زیرا جریان زمان اندک اندک سایه نعمت از بالای سرش کنار کشد و از فرق دیگری فرو اندازد.
بینا تراه سابعا ناگهان دامن گشاده اش گرد آید و
بینا تراه زائدا بیکبار تمامیّت و افزونیش بزوال و نیستی گراید.