فهرست کتاب


سخنان علی علیه السلام از نهج البلاغه

, جواد فاضل‏

شرف مکارم الدّنیا، درک فضائل الآخرة « رستگاری در دو جهان»

1- بر کسانی که دامنی پاک و وجدانی آسوده دارند، لازم است گنهکاران را با نظر لطف و رحمت بنگرند و در کردار آلودگان دیده انتقاد و عیب جویی باز نکنند.
خداوند مهربان بر بندگانی که بی آلایش و معصومند، نعمتی بزرگ و بی منتها ارزانی داشته که آن عصمت و عفّت ایشان است.
بدیهی است که در مقابل این نعمت شکری هم بر آنها واجب کرده که از ادای آن گزیر نیست.
خوبست که نیکوکاران بنام سپاس و تشکّر از نعمت عصمت بر تیره بختان گنهکار شفقت و نوازش روا دارند و آنها را با زبان زشتگو و دلخراش نرنجانند.
امّا اما، باید دانست که تبهکاران و درندگانی که بصورت بشر در میان جامعه افتاده و با قیافه های متین و آرام خود جهانی را بلع میکنند و خون مشتی بینوا را تا آخرین قطره بحلق خود می- ریزند، مستحق هرگونه سرزنش و توهین و سزاوار سخت ترین انواع مجازات و کیفرند، بلکه ترحم بر این پلنگان تیز دندان در حقیقت ستمکاری بر گوسفندان مسکین می شود.
بغیبت کنندگان بگویید. شما که بقول خود بی گناه و معصومید، آیا باین نکته توجّه دارید که غیبت در حدّ خود گناهی بزرگ و غیر قابل بخشایش است ممکن است که خداوند گنهکاران را عفو کند، ولی گناه غیبت آنها هم چنان بر گردن شما باقیمانده در رستاخیز روسیاه و شرمسارتان برانگیزاند.
پس بهتر آنست که بجای غیبت دیگران، دیده بعیب خود باز کنید و اگر نعمت عفّت بر شما ارزانی است، سپاسگزار و شاکر باشید.
2- انسان در زندگی اجتماعی از دوست بی نیاز نیست، و از آن جایی که نعمت دوست بس گرانبها و شریف است. بیشتر دستخوش آفت و حادثه میباشد.
آفت دوستان صمیم، مردم سخن چین و دو جاگویان بی آبرویی هستند که از نزاع و جدال دوستان لذّت می برند.
ممکن است هزار تیر از چلّه کمان پرواز کند و یکی بر هدف نخورد، امّا زبان خطاکاران سخن چین همیشه با پیروزی مقرون و دمساز است.
سخن چینان که چشمانی آلوده و قلبی ناپاک دارند، از صمیمیت دیگران رنج می برند. همچون بیماری که برای درمان خود بهر وسیله دست می- آویزد، سخن چین هم در جدایی و تفرقه بین دوستان زحمت می- کشد، تا مگر درد حسد و نفاق را در نهاد پر ملعنت و ناپاک خویش تسکین بخشد.
بنا بر این هرگز بگفتار سخن چینان گوش مدهید و از معاشرت ایشان خودداری کنید.
بین حقّ و باطل چهار انگشت فاصله است، و این مسافت کوتاه را همیشه در قضاوتهای دوستانه رعایت نمایید.
(در توضیح فاصله حق و باطل امیر المؤمنین (ع) انگشتها را بین چشم و گوش خود قرار داده چنین فرمود:) آنچه را که بچشم دیده اید، باور کنید، ولی از قبول شنیده ها تا حدودی سرباز زنید.
3- گروهی که نعمت خداوند را بیهوده مصرف میکنند، و حقّ را در محل خود نمی گذارند، در زندگی جز ستایش گزاف آمیز مشتی پست فطرت و تحسین بیهوده از جمعی مردم نادان و رذل بهره دیگری نمی برند.
این مردم احمق خون دل دیگران را در کام پیروان منافق و فرومایه خود می ریزند، با آنکه شکرانه نعمت و اقتدار آنست که از زیر دستان مستمند نوازش شود و اقوام فقیر و بیچاره از آن ثروت و مال بهره ور گردند. رادمردان تا هر جا که در خدمت بمردم بینوا مشقّت و دشواری بینند، بامید رضایت پروردگار متعال و نام آبرومند و پرافتخار لحظه ای از فعّالیّت و کوشش باز نمی نشینند و از زحمات خود لذّت می برند و بدینوسیله در دو جهان رستگاری و آسایش را برای خویش تأمین می نماید.

عباد اللّه انیبوا الی ربّکم « ای بندگان خدای، هم بسوی خدا برگردید»

باران نیامده بود و مردم در باره آن همه چیز می گفتند و همه حدس می زدند، ولی فراموش کرده بودند که ممکن است دود آه مستمندان بصورت مهی غلیظ سطح شفاف آسمان را پوشیده و از فرو ریختن باران مانع شده باشد. خطابه زیر را امیر المؤمنین (ع) در این هنگام ایراد فرمود: این بساط رنگین که در زیر پای شماست و آن سقف نیلگون که بگوهرهای تابناک اختران مرصّع است و بر بالای سرتان سایه افکنده، بدست قدرت خداوند متعال ساخته و پرداخته شده است، و این پرده های پرنقش و نگار شاهکار آن استاد هنرمند میباشد. عوامل طبیعت که بنظر شما مغز و ادراک ندارند، حس نمی کنند، شاعر و متفکّر نیستند، بیش از آنچه که بتوانید تصوّر نمایید، پروردگار شما را اطاعت و بندگی میکنند.
کره زمین که در جوّ بی پایان معلق است، چرا بکردار گویی غلطان سقوط نمی کند کدام دست توانا گنبد پیروزه گون آسمان را بدون ستون بر- افراشته از فرو افتادنش بر جهانیان ممانعت می نماید. این که زمین و آسمان کمر بخدمت بسته در پرستاریتان گرم کار و کوششند، شما را دوست نمی دارند و عاشق دلباخته شما آدمیزادگان نیستند، نه از فرط کرم و جوانمردی چنین می بخشند و نه در اثر دلسوزی و مهربانی شما را در پناه خود گرفته اند.
اینها از طرف گرداننده چرخ زندگی و زمامدار عالم هستی یعنی خداوند متعال فرمان دارند که چنین کنند و چنان باشند و ایفای این وظائف سنگین نتیجه امریست که از درگاه ابدیّت صادر شده آنها در منتهای خضوع و بندگی باید مطیع باشند. در آن هنگام که بندگان خدای پا را از گلیم بندگی و طاعت بیرون گذارند و سر ناسزا و خیره- سری در پیش گیرند، کم کم اراده پروردگار چنین مقتضی می داند که توسن آرام و مطیع زمین، سرکشی آغاز کرده جهان را مانند گهواره متزلزل و لرزان سازد، و آسمان بخشنده، و گوهر بار، بخیل و نامهربان گردد.
اینجاست که کشتزاران خشک و پژمرده می شود و برکت از کار و زحمت کارگران سلب می گردد.
اینجاست که دست رحمت خداوند در آستین مصلحت پنهان شده بر دریچه روزی بندگان قفل غضب می خورد.
چرا برای آنکه گنه کاران توبه کنند و بیدادگران از اندیشه های ناروای خود بازگشته بکردار شنیع خویش خاتمه دهند.
آری، تا چشمهای ناپاک و چهرگان آلوده بمعصیت، با شک تضرّع و عرق خجلت پاک نگردد. درهای رحمت آسمانی بر روی اهل زمین باز نمی شود.
یگانه چاره در بلیّات و مصائب روزگار، پوزشخواهی از گناهان است که در ایّام آسایش و نعمت مردم انجام می شود. مگر نخوانده اید که خداوند در قرآن مجید چه فرموده است
از پروردگار آمرزش خواهید، تا درهای بسته آسمان را بر روی شما باز کند و بر نسل و ثروت شما برکت بخشد، زیرا که او آمرزنده و مهربانست.
در این موقع امیر المؤمنین (ع) دستهای قوی و مردافکن خود را همچون درویشان، مستمندانه برافراشته و با خدای خود چنین گفت: ای کسی که از پدر دلسوزتر و از مادر مهربان تری ای کسی که گنه کاران از دست اعمال خویش بدامن تو پناهنده میشوند خداوندا کودکان معصوم ما از تشنگی می نالند و حیوانات زبان بسته گلوی خشک و جگر تفتیده دارند.
ما از سختی روزگار و فشار قحطی بستوه آمده سر بر آستان جلال و عظمت تو گذاشته ایم.
خدایا فراخنای جهان در چشم ما سخت تنگ و باریک جلوه میکند و بار زندگی بر دوش ما فشاری طاقت فرسا می آورد.
خداوندا، از چهار طرف راه چاره بروی ما مسدود است و جز تو پناهی نداریم. خدایا چنان که باران رحمت بر ما فرو ریزد و زمین سوخته و تشنه ما سیراب گردد، چمنهای زرد رنگ و پژمرده سرسبز و خرّم شوند و درختان عریان بار و برگ برآورند، روزی ما فراوان گردد و ارز ما تنزّل کند و نعمت و برکت بر همه چیز ارزانی شود.
انک علی ما تشاء قدیر.

لا یخدع اللّه عن الجنّته « خدا را نمی توان فریب داد»

امیر المؤمنین (ع) در ایام خلافت خود، پس از انجام امور کشور، با همان لباس ساده و بی پیرایه در بازار گردش میکرد و این آیت شریف را از کلام مجید به آوای بلند تلاوت می فرمود:
پیمانه و ترازوی خود را اصلاح کنید و امور داد و ستد را بدقت انجام دهید و مشتریان خود را در معامله متضرر و مغبون مسازید و بدین رفتار شنیع بر روی زمین فتنه و فساد روا مدارید، ولی این خطابه را بویژه راجع ببازار و بازرگانان ایراد فرمود: ای بندگان خدای شما و هر چه که آرزو دارید در این دنیا میهمانانی هستید که پیش و دنبال میهمانسرای خود را ترک خواهید گفت و با جهانی آمال و امید در دل خاک دفن می شوید.
در آنجا، در گور تیره و تنگ از کردارتان بدقّت بازپرس می شود.
و اگر وامی در این جهان بر گردن گرفته و بسرای جاودان شتافته اید، سنگینی و رسوایی آن را بحدّ کمال احساس خواهید کرد. عمری کوتاه و زودگذر که بسرعت برق رو بمرگ می رود، جهانی پرفتنه و آشوب که گهواره آسا مرتعش و لرزان است.
خیر و برکت بدنیا پشت کرده و نکبت فساد عالم را در آغوش کشیده است. شیطان هم با همه وسائلی که در دست دارد، بگمراه کردن مردم پرداخته است.
روزگاری سخت تاریک و وحشتناک است که از هر جانب دیده می گشاییم تهیدستان را در پریشان ترین احوال مشاهده می کنیم و توانگران را با حرارت عجیبی بدنیا دلبسته و علاقه مند می نگریم.
بخیلان پست فطرت و نانجیبی که حقوق بیچارگان را با قلّابهای آهن و پولاد حبس کرده بدین عمل ننگین و شرم آور بر دارایی خود می افزایند، و در حقیقت وامدار فقرای محیط خود می باشند. زیرا اگر آنچه را که خداوند بمنظور بی نوایان در مال ثروتمندان حق و حساب معلوم کرده بپردازند، هرگز یکتن تهیدست در هیچ شهر دیده نمی شود این متمرّدان خیره سر را ببینید که باحکام خداوند و نصایح بلیغ و سودمند پیشوایان پاک، گوش فرا نمی دارند و خود را برای اصلاح و نیکوکاری آماده نمی سازند، چنانکه گویی کرند ای آزادمردان شما کجایید آری، کجایند آن عناصر صالح و نیکوکار، آن بخشندگان ابر- صفت که عالمی از فیض وجودشان سرسبز و خرم بود آنهایی که در کسب و کار خود، در پیشه و حرفه خویش، حلال کار و با تقوی بوده اند و دین خود را از همه چیز بیشتر دوست می داشتند و بموقع خود عالمی را در راه عقیده و ایمان خویش فدا می کردند افسوس که از جهان رخت بربستند و دنیای ناپایدار را که بوجود آن جوانمردان سخت نیازمند بود ترک گفتند.
شما بازماندگان همان آزادگانید و این چیست که شیمه پاک و رفتار درخشان آنها را در شما نمی بینم گروهی دزد و غارتگر روح خبیث شیطان را در پیکری آدم- صفت و قیافه ای حقّ بجانب پنهان کرده و نمای ظاهر فریب خود را در خیانت دیگران وسیله قرار داده اند.
شگفتا، شما می پندارید که بهشت زیبای خداوند را می توان بمکر و حیله بدست آورد و همچون پروردگار کسی را مانند مشتریان ساده دل گول زد.
شما می خواهید که دوستی خدا را با این سر و وضع ژولیده و مکر آمیز بخود ببندید و از اولیاء اللّه و مقرّبان درگاه ایزد متعال باشید، پس: الَّذِینَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِیبَةٌ قالُوا إِنَّا هرگز چنین اندیشه مکنید، زیرا خداوند را نمی توان فریب داد و جز بوسیله طاعت و بندگی نمی توان رضایت حضرت الوهیّت را جلب کرد.
خدا لعنت کند تبه کاران ناسزا و خائنینی را که برای مردم قیافه گرفته به آنها امر بمعروف و نهی از منکر میکنند در حالتی که بهر چه منکر است آلوده و از هر چه معروف است بدورند.