فهرست کتاب


سخنان علی علیه السلام از نهج البلاغه

, جواد فاضل‏

هلک خزّان الاموال و هم احیاء « توانگران مردگان متحرکند»

کمیل بن زیاد (پارسای معروف) می گوید: امیر المؤمنین (ع) روزی دست بدست من داده با خود بصحرایم برد. وقتی که کمی از شهر و غوغای شهرنشینان دور شدیم، آهی سرد کشید و سپس فرمود: ای کمیل قلبهای مردم همانند ظرف است، بزرگ و کوچک دارد و البتّه آن قلب که از همه وسیعتر و پر گنجایش تر است از همه بهتر خواهد بود.
ای کمیل آنچه را که اکنون شنوی بخاطر بسپار و بدان که در هر عصر مردم، از سه گروه بیرون نیستند.
1- دانشمندانی که بنور علم خویش قوم را هدایت میکنند.
2- دانش آموزانی که پابپای علما راه زندگی را بپایان می رسانند و سرانجام بمنزل مقصود می رسند.
3- حیرت زدگانی مانند حشرات سست عنصر و بی دست و پا بهر طرف که امواج نسیم دامن می کشد حمله میکنند و هیچ در زندگی هدف ندارند.
کمیلا علم از مال بهتر است، زیرا دانش خدمت گزار دانشمند است، ولی توانگر ناگزیر است از مال خویش نگهداری و پاسبانی کند.
دانشمند هر قدر از دانش خویش ببخشد، بر معلومات خود می افزاید.
ای مرد علم نعمت بزرگی است که در زندگانی تاج افتخار و پس از مرگ یادگاری درخشان خواهد بود.
کمیلا توانگران هم در زندگی مانند مردگان سرد و بیروح اند، ولی دانشمندان بجاودانی دنیا جاوید و پایدار می مانند (در این موقع بسینه پرحوصله خویش اشاره نموده فرمود:) اینجا مخزن اسرار است، ولی حیف که سینه ای لایق و قلبی پاک و وسیع نمی بینم تا جواهر افکار خود را بخزانه ای دیگر بسپارم.
چرا، بعضی اشخاص تند ذهن و زیرک می یابم که می توانند بخوبی مقصودم را دریابند، ولی حیف که دینشان آلت دنیای ایشانست، ولی حیف که علم را سرمایه تجارت و شهوترانی می دانند.
کلمه ای چند می آموزند و در میان قوم سرکشی و خیرگی آغاز می کنند. درمی چند، بدست می آورند و آن را دام دزدی و خیانت قرار می دهند.
شمشیر بر کمر می بندند و تاج بر سر می گذارند، آن گاه همچون راهزنان دیو سرشت و پست فطرت بر این و آن می تازند. مال مردم می برند و خون انسان می نوشند، شهوت تموّل و حرص ثروت مانند آتش چنان در کانون قلب پلیدشان زبانه می زند که با خاکستر کردن جهانی باز هم شعله ور و روشن است.
نه، اینها برای حفظ اسرار لایق نیستند، اینها شایسته سروری و سلطنت نخواهند بود.
آدمیت ندارند تا آدمیان از آنها اطاعت کنند.
دین ندارند که امانت و مال و گوهر و ناموس بدیشان سپرده شود.
باین طایفه اگر اسرار حقیقت در میان گذاشته شود، بامانت خیانت شده است و فرشته علم در قربانگاهی بس آلوده و پست قربانی گردیده.
اما امّا، گروهی که پاکدل و ستوده سیرت اند و در هر عنصر هم با کمی عدّه و قلّت عدد در زوایای پیچیده جهان همچون روشنان آسمانی می درخشند، همیشه دلخسته و سر شکسته اند. روحی توانا و استخوانی محکم دارند که پنجه رویین روزگار حریف نیست آن ستونهای کوه طاقت را درهم شکند.
آری، آنها، همانا طرفداران با وفای حقّ و حقیقت اند، آنها مرد پیکار و حریف نبردند.
آنها با عدّه کم خود همیشه پیروز و با سرشکسته خویش درمان دل بینوایان و پشتیبان تهیدستان مستمند خواهند بود.
این پرهیزگاران خوش کیش و پاکدین، با دست طاهر خود بر سینه تبهکاران خواهند زد و زمام امور را بکف خواهند گرفت.
از آنچه ستمگران می ترسند، آنها نخواهند ترسید، و آنچه را که دیگران دشوار می گیرند، در نظر آنان بس سهل و آسان جلوه خواهد کرد. روح پاکشان مانند شاهباز آسمان پیما دمبدم بعالم بالا اوج می گیرد، اگر چه جسم آنها در زمین بکار و فعّالیّت مشغول است.
آری، همین ها ودایع پروردگارند که بگنجور آفرینش سپرده شده اند، وه که چه شیفته دیدار ایشانم، آه که چه آرزومند پیروزی ایشان ای کمیل هر موقع که قصد مراجعت کردی، بازگرد، با تو کاری ندارم.

شرف مکارم الدّنیا، درک فضائل الآخرة « رستگاری در دو جهان»

1- بر کسانی که دامنی پاک و وجدانی آسوده دارند، لازم است گنهکاران را با نظر لطف و رحمت بنگرند و در کردار آلودگان دیده انتقاد و عیب جویی باز نکنند.
خداوند مهربان بر بندگانی که بی آلایش و معصومند، نعمتی بزرگ و بی منتها ارزانی داشته که آن عصمت و عفّت ایشان است.
بدیهی است که در مقابل این نعمت شکری هم بر آنها واجب کرده که از ادای آن گزیر نیست.
خوبست که نیکوکاران بنام سپاس و تشکّر از نعمت عصمت بر تیره بختان گنهکار شفقت و نوازش روا دارند و آنها را با زبان زشتگو و دلخراش نرنجانند.
امّا اما، باید دانست که تبهکاران و درندگانی که بصورت بشر در میان جامعه افتاده و با قیافه های متین و آرام خود جهانی را بلع میکنند و خون مشتی بینوا را تا آخرین قطره بحلق خود می- ریزند، مستحق هرگونه سرزنش و توهین و سزاوار سخت ترین انواع مجازات و کیفرند، بلکه ترحم بر این پلنگان تیز دندان در حقیقت ستمکاری بر گوسفندان مسکین می شود.
بغیبت کنندگان بگویید. شما که بقول خود بی گناه و معصومید، آیا باین نکته توجّه دارید که غیبت در حدّ خود گناهی بزرگ و غیر قابل بخشایش است ممکن است که خداوند گنهکاران را عفو کند، ولی گناه غیبت آنها هم چنان بر گردن شما باقیمانده در رستاخیز روسیاه و شرمسارتان برانگیزاند.
پس بهتر آنست که بجای غیبت دیگران، دیده بعیب خود باز کنید و اگر نعمت عفّت بر شما ارزانی است، سپاسگزار و شاکر باشید.
2- انسان در زندگی اجتماعی از دوست بی نیاز نیست، و از آن جایی که نعمت دوست بس گرانبها و شریف است. بیشتر دستخوش آفت و حادثه میباشد.
آفت دوستان صمیم، مردم سخن چین و دو جاگویان بی آبرویی هستند که از نزاع و جدال دوستان لذّت می برند.
ممکن است هزار تیر از چلّه کمان پرواز کند و یکی بر هدف نخورد، امّا زبان خطاکاران سخن چین همیشه با پیروزی مقرون و دمساز است.
سخن چینان که چشمانی آلوده و قلبی ناپاک دارند، از صمیمیت دیگران رنج می برند. همچون بیماری که برای درمان خود بهر وسیله دست می- آویزد، سخن چین هم در جدایی و تفرقه بین دوستان زحمت می- کشد، تا مگر درد حسد و نفاق را در نهاد پر ملعنت و ناپاک خویش تسکین بخشد.
بنا بر این هرگز بگفتار سخن چینان گوش مدهید و از معاشرت ایشان خودداری کنید.
بین حقّ و باطل چهار انگشت فاصله است، و این مسافت کوتاه را همیشه در قضاوتهای دوستانه رعایت نمایید.
(در توضیح فاصله حق و باطل امیر المؤمنین (ع) انگشتها را بین چشم و گوش خود قرار داده چنین فرمود:) آنچه را که بچشم دیده اید، باور کنید، ولی از قبول شنیده ها تا حدودی سرباز زنید.
3- گروهی که نعمت خداوند را بیهوده مصرف میکنند، و حقّ را در محل خود نمی گذارند، در زندگی جز ستایش گزاف آمیز مشتی پست فطرت و تحسین بیهوده از جمعی مردم نادان و رذل بهره دیگری نمی برند.
این مردم احمق خون دل دیگران را در کام پیروان منافق و فرومایه خود می ریزند، با آنکه شکرانه نعمت و اقتدار آنست که از زیر دستان مستمند نوازش شود و اقوام فقیر و بیچاره از آن ثروت و مال بهره ور گردند. رادمردان تا هر جا که در خدمت بمردم بینوا مشقّت و دشواری بینند، بامید رضایت پروردگار متعال و نام آبرومند و پرافتخار لحظه ای از فعّالیّت و کوشش باز نمی نشینند و از زحمات خود لذّت می برند و بدینوسیله در دو جهان رستگاری و آسایش را برای خویش تأمین می نماید.

عباد اللّه انیبوا الی ربّکم « ای بندگان خدای، هم بسوی خدا برگردید»

باران نیامده بود و مردم در باره آن همه چیز می گفتند و همه حدس می زدند، ولی فراموش کرده بودند که ممکن است دود آه مستمندان بصورت مهی غلیظ سطح شفاف آسمان را پوشیده و از فرو ریختن باران مانع شده باشد. خطابه زیر را امیر المؤمنین (ع) در این هنگام ایراد فرمود: این بساط رنگین که در زیر پای شماست و آن سقف نیلگون که بگوهرهای تابناک اختران مرصّع است و بر بالای سرتان سایه افکنده، بدست قدرت خداوند متعال ساخته و پرداخته شده است، و این پرده های پرنقش و نگار شاهکار آن استاد هنرمند میباشد. عوامل طبیعت که بنظر شما مغز و ادراک ندارند، حس نمی کنند، شاعر و متفکّر نیستند، بیش از آنچه که بتوانید تصوّر نمایید، پروردگار شما را اطاعت و بندگی میکنند.
کره زمین که در جوّ بی پایان معلق است، چرا بکردار گویی غلطان سقوط نمی کند کدام دست توانا گنبد پیروزه گون آسمان را بدون ستون بر- افراشته از فرو افتادنش بر جهانیان ممانعت می نماید. این که زمین و آسمان کمر بخدمت بسته در پرستاریتان گرم کار و کوششند، شما را دوست نمی دارند و عاشق دلباخته شما آدمیزادگان نیستند، نه از فرط کرم و جوانمردی چنین می بخشند و نه در اثر دلسوزی و مهربانی شما را در پناه خود گرفته اند.
اینها از طرف گرداننده چرخ زندگی و زمامدار عالم هستی یعنی خداوند متعال فرمان دارند که چنین کنند و چنان باشند و ایفای این وظائف سنگین نتیجه امریست که از درگاه ابدیّت صادر شده آنها در منتهای خضوع و بندگی باید مطیع باشند. در آن هنگام که بندگان خدای پا را از گلیم بندگی و طاعت بیرون گذارند و سر ناسزا و خیره- سری در پیش گیرند، کم کم اراده پروردگار چنین مقتضی می داند که توسن آرام و مطیع زمین، سرکشی آغاز کرده جهان را مانند گهواره متزلزل و لرزان سازد، و آسمان بخشنده، و گوهر بار، بخیل و نامهربان گردد.
اینجاست که کشتزاران خشک و پژمرده می شود و برکت از کار و زحمت کارگران سلب می گردد.
اینجاست که دست رحمت خداوند در آستین مصلحت پنهان شده بر دریچه روزی بندگان قفل غضب می خورد.
چرا برای آنکه گنه کاران توبه کنند و بیدادگران از اندیشه های ناروای خود بازگشته بکردار شنیع خویش خاتمه دهند.
آری، تا چشمهای ناپاک و چهرگان آلوده بمعصیت، با شک تضرّع و عرق خجلت پاک نگردد. درهای رحمت آسمانی بر روی اهل زمین باز نمی شود.
یگانه چاره در بلیّات و مصائب روزگار، پوزشخواهی از گناهان است که در ایّام آسایش و نعمت مردم انجام می شود. مگر نخوانده اید که خداوند در قرآن مجید چه فرموده است
از پروردگار آمرزش خواهید، تا درهای بسته آسمان را بر روی شما باز کند و بر نسل و ثروت شما برکت بخشد، زیرا که او آمرزنده و مهربانست.
در این موقع امیر المؤمنین (ع) دستهای قوی و مردافکن خود را همچون درویشان، مستمندانه برافراشته و با خدای خود چنین گفت: ای کسی که از پدر دلسوزتر و از مادر مهربان تری ای کسی که گنه کاران از دست اعمال خویش بدامن تو پناهنده میشوند خداوندا کودکان معصوم ما از تشنگی می نالند و حیوانات زبان بسته گلوی خشک و جگر تفتیده دارند.
ما از سختی روزگار و فشار قحطی بستوه آمده سر بر آستان جلال و عظمت تو گذاشته ایم.
خدایا فراخنای جهان در چشم ما سخت تنگ و باریک جلوه میکند و بار زندگی بر دوش ما فشاری طاقت فرسا می آورد.
خداوندا، از چهار طرف راه چاره بروی ما مسدود است و جز تو پناهی نداریم. خدایا چنان که باران رحمت بر ما فرو ریزد و زمین سوخته و تشنه ما سیراب گردد، چمنهای زرد رنگ و پژمرده سرسبز و خرّم شوند و درختان عریان بار و برگ برآورند، روزی ما فراوان گردد و ارز ما تنزّل کند و نعمت و برکت بر همه چیز ارزانی شود.
انک علی ما تشاء قدیر.