فهرست کتاب


سخنان علی علیه السلام از نهج البلاغه

, جواد فاضل‏

افضل ما توسّل به المتوسّلون « محکمترین دست آویز»

همه چیز دنیا زننده و کسل کننده است، جز زندگانی، ممکن است آدمیزاد از شیرین ترین خوراکها سیر شود و از فاخرترین لباسها بیزار گردد، امّا محال است که از دست جان خود بتنگ آید.
تیره بختان هر اندازه که از طول حیات آزار بینند، باز بزندگی دلبسته و علاقه مندند.
هرگز دیده نشده کسی که دارای مغز سالم و فکر صحیح است بمرگ خویش راضی باشد.
زندگی آن قدر دلاویز و مطبوع است که خاطرات آن چه تلخ و چه شیرین گوارا و خواستنی است.
اما امّا، زندگانی آن چنان نیکو است که اگر با حکمت و دانش برگذار شود جهان را دقیقانه و عمیق بازبین کند.
معنی حقیقی حیات، حیات قلب، حیات روح و دل زنده است.
زندگی آنست که: چشمان کور را بینایی بخشد و گوش ناشنوا را باز کند.
زندگی آنستکه: تشنگی روح را از زلال علم و معرفت سیراب سازد و زنده را خدا صفت از همه چیز بی نیاز و مستغنی دارد.
براستی معنی کامل حیات همین است، اگر شما از زندگی خویش بتنگید، نقص از آن جاست که فرشته حیات را بصورت عفریتی هول- آور مشاهده می کنید.
روح رنگین بال بهشتی را با آلایش تهوّع آور و پست عداوت و کینه و حسد و بدبینی و دیگر صفات ناپسند بشری در آغشته، بیخبر از کردار زشت خویش، آن زیبا فرشته را ناهنجار و کریه می بینید، اینجاست که اهریمن ناپاک بر پیروزی خود و زبونی شما نیشخند می زند.
لختی از کتاب مجید پند گیرید و قانون مقدّس اسلام را در تهذیب اخلاق خویش بکمک بردارید.
اینک آن مرام پاک: 1- بخدای ایمان آورید و پیغمبران پاکش را تصدیق کنید.
2- در راه دین اسلام و ناموس خویشتن از کوه های آتشین و دریاهای متلاطم بیم مدارید.
3- دوره اسلام و معانی انسانیّت و صمیمیّت و خلوص است، همیشه یکدل و ثابت قدم باشید.
4- نماز بگزارید، زیرا که بر احساسات خداپرستی و دینداریتان گواه است.
5- زکاة بدهید، چون بدینوسیله دارایی شما تطهیر و اصلاح می شود. 6- در روزهای مقرّر روزه دار باشید که همچون فرشتگان خود را از شهوات حیوانیّت برتر یافته کمال انسانیّت را در مذاق خویش احساس کنید.
7- خانه خدای را طواف نمایید، تا عظمت روح حضرت محمد (ص) را در غوغای آن جماعت که برهنه پای و پریشان موی بدور حرم کعبه چرخ می خورند، تماشا کنید.
8- از خویشاوندان خویش دستگیری و نوازش نمایید و رشته رحامت را بدینوسیله محکم و پایدار سازید.
9- چه پنهان و چه آشکار صدقه دهید، زیرا یکی از گناهان شما می کاهد و دیگری پایان عمرتان را از مذلّت و بدبختی بدور می دارد.
10- نیکوکار باشید تا در پرتگاه پستی و نیستی فرو نیفتید.
11- هرگز خدای را فراموش مکنید، زیرا آن کس که پیوسته بیاد پروردگار است، دیده بیدارش را در افکار و اعمالش ناظر میداند، ممکن نیست به ناشایست دست زند.
12- قرآن بخوانید و آیاتش را همچون حکما به آهستگی و دقّت مطالعه کنید، تا جهانی فراخ دامن را در آن چند ورق بیابید.
13- از پیغمبر خویش پیروی کنید، چون آن رادمرد، مردی و مردانگی را با خود تمام کرده و حقّ راهنمایی را تا آخرین جزئیاتش ایفا فرموده است.
14- افسانه های قرآن بس شیرین و شنیدنی است، آن را بشنوید، امّا نه بصورت افسانه که از گوشی فرو رود و از دیگر گوش فرا شود.
آن افسانه ها دنیائی پر از عبرت و حکمت است که نیکبختان را دور اندیش و عاقبت بین میکند.
15- بدانچه نمی دانید دست مزنید، زیرا نادانان چنین میکنند و همین عمل دلیل نادانی ایشانست.
خدا مرا و شما را از کج رفتاری و نادرستی ایمن و محفوظ داراد..

اتّقوا سکرات النّعمة و اعوجاج الفتنة « بپرهیزید که در مستی نوش، نیش فتنه پنهانست»

دنیا دلبری فریبنده و پرشیوه است که عزمی آهنین و قلبی کوه- آسا باید تا در مقابل عشوه های مهرانگیزش مقاومت کرده آشفته زرق و برق و جلوه های دلبریش نگردد.
توانگران باید آن چنان بقوّت اخلاق و نیروی تقوی آراسته باشند که نوشانوش نعمت زمام خرد را از دستشان نربوده مستی مال هوش آنها را پست و ناچیز نکند.
حذر کنید که دست نعمت بخش، دیده ای بیدار و دقیق دارد که بکوچکترین حساب داده های خود خواهد رسید، و از ذرّه کاهی بروز بازپرس صرفنظر نخواهد کرد.
بهوش باشید، شیرینی دنیا در آن وقت بخوبی احساس می شود که کام تلخ نوشان شیرین گردد و نوای بینوایان آماده شود.
هنگامی که گرسنگان زیاد شوند و تهیدستان در قسمت اعظم جامعه قرار گیرند، عفریت فتنه دورا دور بجانب ثروتمندان پیش آید و چنگال و دندان بدان سیه روزگاران بیخبر بنمایاند.
آشوب و هنگامه نخست مانند کودکی نوزاد ضعیف و بی مقدار است، ولی خرد خرد بگذشت روزگار قوی و تنومند گردد. میمنه و میسره تشکیل دهد و برای خیره سران مدهوش کمین- گاههای مهیب گذارد و چاههای ژرف و عمیق باز کند.
در این هنگام اجتماع بلرزد و هیأت توده مانند گاهواره تکان خورد، زیرا که اکثریّت آن علیه توانگران بیرحم بنهضت پردازد و با وضعی دیوانه صفت از جای بجنبد.
ای آنانی که حق بینوایان بردید و مال بیوه زنان بربودید، از اشک چشم درهم اندوختید و از خون دل سکّه دینار زدید، بترسید از آن روز که در دیدگان اشک بخشگد و در سینه ها خون نماند.
اینجاست که صاحبان اشک و خون بدنبال کالای خویش بجستجو افتند و سود خود را تا آخرین پیکر در این سودا مطالبه نمایند.
شما مالداران سست عنصر که هراس خیانت همچون کابوس هولناک پیوسته در مقابلتان قیافه زشت خود را نشان می دهد و یکدم راحتتان نمی گذارد و از نهضت مستمندان ستمدیده در اوّلین حمله از پای- در می آیید و بزندگی پرخیانت و آلوده خود پایان می دهید، مسلّما توده در آن روز آسوده نخواهد بود و شیرازه اجتماع با این همه آشوب و انقلاب سالم نخواهد ماند.
حتما خون بیگناهان نیز بخون تبهکاران آمیخته خواهد شد، و فساد همه چیز بجای صلاح در جامعه خواهد نشست، و این مصیبت بزرگ که قتل نفس و هتک حرمت اجتماع است، تنها از آن طایفه سر می زند که دزدی کردند و مال اندوختند و حقّ بینوایان را بزیر پای درسپردند.
پس شما تا دیر نشده بکار مردم برخیزید و لختی سود خود را فدای سودای دیگران سازید، کانون فتنه مشوید و افعی انقلاب پرورش مدهید که هم در نخستین جنبش دندان زهرآگین خود را در پیکر شما فرو برد و دمار از روزگارتان برآورد.
کوشش کنید که بروز رستاخیز مظلومانه از خاک برخیزید، نه مانند آن کسان که دامن کفنشان بخون دل یتیمان و خوناب دیده مسکینان آغشته و رنگین باشد.
این قدر در جمع مال حرص مزنید و این همه در پایمال گردن حقوق مردم افراط منمایید.
مگذارید که لقمه مسموم حرام از گلوی شما فرو رود، چون خداوند متعال نام آن لقمه را آتش گذاشته است شکم های آتش انبار چه زود خرمن هستی آتشخوار را خاکستر کنند و شرار فتنه و آشوب در جهان برافروزند.
در همه حال بخدا پناه می بریم

یقتصر اذا عمل و یبالغ اذا سئل « در کار ناتوان، در مزد افزون طلب»

گمنامی از امیر المؤمنین (ع) تمنا کرد که او را اندرزی چند گوید.
در اجابت تقاضای او علی (ع) چنین فرمود: نخست بدانکه هرگز بدون کار دستمزد صورت نگیرد و ناکشته درویدن محال است.
بهشت مینو را ویژه آن کسان قرار داده اند که در این جهان با پاکدامنی و طهارت عقیده طومار زندگی را بپیچند و مراحل عمر را بپایان رسانند.
از آن ریاکاران دروغزن بدور باش که ظاهری آرام و آهسته دارند، ولی در نهاد همچون عفریتی خونخوار بفرصت نشسته اند تا کی ساده- دلی بدام آنها در افتد و شیفته فریب و نیرنگ آنان گردد.
خداوند مهربان ناکسانی را که می گویند و نمی کنند و پنهان می دارند، سخت دشمن می دارد.
اگر پرهیزکاران را دوست می داری، باید در کردار به آنها اقتدا و پیروی کنی.
اگر از آلوده دامنان بیزاری، ناگزیر دامن خویش را از هر آلایش و علاقه ای پاکیزه دار. خیره سران همین که کشتی زندگی خود را اسیر امواج سهمناک ببینند، دست تضرّع بدامن این و آن زده بر آستان کبریای خدا اشک ندامت می ریزند.
امّا وای از آن روز که بساحل نجات لنگر اندازند، چه آسان پیمان می شکنند و چه زود خوی نخستین در پیمان ناپاکشان بیدار می گردد.
مردمی افزون طلب و خودپسند که در ظلمات معاصی و شهوات پرتو عرفان و حقیقت می جویند و هر چه بیشتر بر گناهان خود می افزایند، سراب امید در چشم اندازشان بیشتر لمعان و درخشش دارد، آن چنان پست فطرت و شسته آبرویند که دست سؤال و گدایی آنها پنهان و آشکار بر در این و آن دراز است.
تا می ربایند مدح و ثنا خوانند، همین که یک بار رانده شدند، در منتهای وقاحت زبان بدشنام و ناسزا می گشایند و ممدوح خود را بالاتر از مبالغه، مذمّت و لعنت میکنند.
نه در ستایش و تمجیدشان ایمان و خلوص است و نه دشنام آنها بر پایه عناد و دشمنی قرار دارد، همواره دوست می دارند که بر آستان ملوک و امرا سر ذلّت فرو آورند و بر سر سفره رنگین توانگران شکم سیر کنند.
از مستمندان سخت رنجور و بیزارند، زیرا در کلبه گلین و کاسه چوبین آنها هدف خود را نمی بینند. از خلق می ترسند، ولی از خدا اندکی اندیشه و هراس ندارند. دین می فروشند، عقیده عوض میکنند، مناعت نفس و شرافت را موهوم می دانند، بر هیچ ناموس و آیین احترام نمی- گذارند و در نظر آنها از هر چیز سبکتر ایمان و از هر کس زیان کارتر راستگوست.
توبه می کنند، اما وای بر آن کس که بر توبه گرگ مردم خوار اعتماد کند.
اشک می ریزند، ولی آتش حرص و کینه در کانون سینه شان همچنان مشتعل و فروزان است.
زنهار با چشم رأفت بدانها منگرید و بر مسکنت و عجزشان ترحّم مکنید، زیرا این قوم از عطوفت و نوازش کوچکترین سودی که می برند نوازنده مهربان را بدندان درنده خویش پاره پاره میکنند.
تو، هر آنگه خواهی بنده ای پاک و پارسایی پرهیزگار باشی، باید صفتهای ناستوده را بر اندیشه خویش عرضه کنی.
اگر در حقیقت از آنچه ناکسان بی شرم میکنند، شرم داری، و اگر از سویدای قلب این کردارهای ناشایست را شایسته می دانی، بر تو مبارکباد که در دو جهان رستگار و عزیز خواهی بود.