فهرست کتاب


سخنان علی علیه السلام از نهج البلاغه

, جواد فاضل‏

لا یقولنّ احدکم اللّهمّ انّی اعوذ بک من الفتنة « از خدای مخواهید که خاموش مانید»

لذت زندگی در آشوب و غوغای آنست دنیای خاموش شده بگورستان شبیه تر است که هیاهوی زندگی از آن شنیده نمی شود.
گوشه گیران که از ترس لغزش و سقوط بکنج عزلت می نشینند، در حقیقت زندگانی هستند که پیش از مرگ همچنان زنده دفن شده اند.
ای خوش آن سر که در او سودائی است و آن دل که کانون شورش و غوغاست. جوانان زنده دل و با نشاط هرگز در جهان آسوده و آرام نمی نشینند. آنان پیوسته از آشوب و انقلاب هیاهو و جنجال لذت می برند، زیرا سیر تکامل آنها در خانه هستی با فتنه و غوغا همدم و همراز است.
امیر المؤمنین (ع) در این بیانیه حکمت آمیز بدین مسأله بزرگ حیاتی نگران است که می فرماید: جان و تن هر دو در زندگی ممکنست گسل و فرسوده شوند، آن از سنگینی این و این از پرواز آن بستوه آید.
جان را بدانش و حکمت بیارایید و زنگ این آیینه را با صیقل اخلاق ستوده و پندار پاک بزدایید، تا مراسم معاشرت را در اجتماع با بردباری و صبر برگذار کنید و در محفل همنشینان بحسن مشرب و لطف آمیزش معروف گردید، و در نتیجه بار زندگی را آسان بمنزل رسانید.
تن را، بکار و کوشش وادارید و هرگز بسستی و خمود نگرایید، تا بقوّه فعّالیت و عمل همچون روح با نشاط و سبک باشید و پرنده وار شایسته پرواز و طیران گردید.
هرگز از خداوند متعال مخواهید که شما را از غوغای زندگی بر- کنار دارد و با آرامش و سکوت از این جهاد بیرون برد.
خدا راضی نیست کسی بهنگام مناجات بگوید:
خدایا مرا از فتنه بدور دار، زیرا مرد خدا آن کس است که قدم در پیکار هستی گذارد و نبرد زندگی را با پیروزی و پاکدامنی برگذار کند.
فقط در این مبارزه لازم است که مرام حق و حقیقت نصب العین باشد و با خلوص عقیده و طهارت وجدان پیکار در گیرد.
آیا شنیده اید که خداوند متعال در کتاب مجید چه فرموده
فرزندان و ثروت در زندگانی بشر فتنه است، بنا بر این اگر کسی از فتنه بگریزد بعبارت آشکارتری از هستی و حیات گریزان و بیزار است.
تیره بخت که گنج عزلت می گیرد و از هیاهوی محیط فرار کرده بگوشه خموشی پناه می برد، نمی داند که فلسفه آفرینش و راز وجود چیست او نمی داند که برای گوشه نشینی و انزوا خلق نشده است، بلکه باید بابقاء ناموس حیات در آشوب جهان شرکت کند و همچون زندگان بجنب و جوش برخیزد، قامتی بیاراید و قدمی فرا گذارد. از بینوایی دستگیری کند و نادانی را بدانش و کمال هدایت نماید.
آری، در غوغای زندگی بیش از آنچه شکست و فساد پدید می آید، صلاح و عمران صورت می گیرد.
اگر وظیفه آدمیزاد در عالم بسکوت و خمود منحصر باشد، یکباره خداشناسان باید از هم پراکنده شده هر یک بگوشه ای خزند و در گلوی دره های تنگ و غارهای ژرف فرو روند و جهان را همچنان سرگشته و گمراه بگذارند و تنها گلیم خود را از آب کشیده بحفظ جان خویش بشر را بدست غرقاب فنا و امواج نیستی بسپارند... من نمی گویم که لجام گسیخته و خیره خیره خود را در میان جامعه اندازید و بیهوده آشوب و انقلاب برپا کنید، این عمل را نمی ستایم و بدان اجازه نمی دهم.
امّا گوشه مگیرید و خموش منشینید و آسایش خود را بر رفع مظالم بندگان خدای و تصفیه اختلافات مردم ترجیح مدهید.
ممکن است که انسان بقسمت خود هم راضی باشد و از تقدیر هم خرسند، امّا این رضایت ایجاب نمی کند که سرافکنده بکنجی بخزد و زبان بریده از گفت و شنود و خلط و آمیزش آرام و برکنار ماند.
خداوند دانا مردان نبرد را در فتنه اندازد و بدینوسیله جوهر جانشان را آزمایش کند، تا بنگرد بردبار و صبور کیست، تا معلوم شود پرهیزگار و پاکدامن کدام، تا بنده را بروز رستاخیز بر خدای حجّت نباشد و کس در آن بازپرسی نیازموده قدم نگذارد. پس برخیزید و دامن همّت بر کمر زنید، بکوشید و بجوشید و غوغای زندگی را برپا دارید. مرد باشید و با دامن پاک و پندار عالی در صحنه نبرد قدم گذارید تا هم از لذّت حقیقی حیات بهره برید و هم بوظائف انسانیّت خویش قیام نمایید.
نه همچون زنده بگوران که بر نفس خود اتّکاء و اعتماد ندارند و بهمین جهت از غوغای زندگی کناره می گیرند.

افضل ما توسّل به المتوسّلون « محکمترین دست آویز»

همه چیز دنیا زننده و کسل کننده است، جز زندگانی، ممکن است آدمیزاد از شیرین ترین خوراکها سیر شود و از فاخرترین لباسها بیزار گردد، امّا محال است که از دست جان خود بتنگ آید.
تیره بختان هر اندازه که از طول حیات آزار بینند، باز بزندگی دلبسته و علاقه مندند.
هرگز دیده نشده کسی که دارای مغز سالم و فکر صحیح است بمرگ خویش راضی باشد.
زندگی آن قدر دلاویز و مطبوع است که خاطرات آن چه تلخ و چه شیرین گوارا و خواستنی است.
اما امّا، زندگانی آن چنان نیکو است که اگر با حکمت و دانش برگذار شود جهان را دقیقانه و عمیق بازبین کند.
معنی حقیقی حیات، حیات قلب، حیات روح و دل زنده است.
زندگی آنست که: چشمان کور را بینایی بخشد و گوش ناشنوا را باز کند.
زندگی آنستکه: تشنگی روح را از زلال علم و معرفت سیراب سازد و زنده را خدا صفت از همه چیز بی نیاز و مستغنی دارد.
براستی معنی کامل حیات همین است، اگر شما از زندگی خویش بتنگید، نقص از آن جاست که فرشته حیات را بصورت عفریتی هول- آور مشاهده می کنید.
روح رنگین بال بهشتی را با آلایش تهوّع آور و پست عداوت و کینه و حسد و بدبینی و دیگر صفات ناپسند بشری در آغشته، بیخبر از کردار زشت خویش، آن زیبا فرشته را ناهنجار و کریه می بینید، اینجاست که اهریمن ناپاک بر پیروزی خود و زبونی شما نیشخند می زند.
لختی از کتاب مجید پند گیرید و قانون مقدّس اسلام را در تهذیب اخلاق خویش بکمک بردارید.
اینک آن مرام پاک: 1- بخدای ایمان آورید و پیغمبران پاکش را تصدیق کنید.
2- در راه دین اسلام و ناموس خویشتن از کوه های آتشین و دریاهای متلاطم بیم مدارید.
3- دوره اسلام و معانی انسانیّت و صمیمیّت و خلوص است، همیشه یکدل و ثابت قدم باشید.
4- نماز بگزارید، زیرا که بر احساسات خداپرستی و دینداریتان گواه است.
5- زکاة بدهید، چون بدینوسیله دارایی شما تطهیر و اصلاح می شود. 6- در روزهای مقرّر روزه دار باشید که همچون فرشتگان خود را از شهوات حیوانیّت برتر یافته کمال انسانیّت را در مذاق خویش احساس کنید.
7- خانه خدای را طواف نمایید، تا عظمت روح حضرت محمد (ص) را در غوغای آن جماعت که برهنه پای و پریشان موی بدور حرم کعبه چرخ می خورند، تماشا کنید.
8- از خویشاوندان خویش دستگیری و نوازش نمایید و رشته رحامت را بدینوسیله محکم و پایدار سازید.
9- چه پنهان و چه آشکار صدقه دهید، زیرا یکی از گناهان شما می کاهد و دیگری پایان عمرتان را از مذلّت و بدبختی بدور می دارد.
10- نیکوکار باشید تا در پرتگاه پستی و نیستی فرو نیفتید.
11- هرگز خدای را فراموش مکنید، زیرا آن کس که پیوسته بیاد پروردگار است، دیده بیدارش را در افکار و اعمالش ناظر میداند، ممکن نیست به ناشایست دست زند.
12- قرآن بخوانید و آیاتش را همچون حکما به آهستگی و دقّت مطالعه کنید، تا جهانی فراخ دامن را در آن چند ورق بیابید.
13- از پیغمبر خویش پیروی کنید، چون آن رادمرد، مردی و مردانگی را با خود تمام کرده و حقّ راهنمایی را تا آخرین جزئیاتش ایفا فرموده است.
14- افسانه های قرآن بس شیرین و شنیدنی است، آن را بشنوید، امّا نه بصورت افسانه که از گوشی فرو رود و از دیگر گوش فرا شود.
آن افسانه ها دنیائی پر از عبرت و حکمت است که نیکبختان را دور اندیش و عاقبت بین میکند.
15- بدانچه نمی دانید دست مزنید، زیرا نادانان چنین میکنند و همین عمل دلیل نادانی ایشانست.
خدا مرا و شما را از کج رفتاری و نادرستی ایمن و محفوظ داراد..

اتّقوا سکرات النّعمة و اعوجاج الفتنة « بپرهیزید که در مستی نوش، نیش فتنه پنهانست»

دنیا دلبری فریبنده و پرشیوه است که عزمی آهنین و قلبی کوه- آسا باید تا در مقابل عشوه های مهرانگیزش مقاومت کرده آشفته زرق و برق و جلوه های دلبریش نگردد.
توانگران باید آن چنان بقوّت اخلاق و نیروی تقوی آراسته باشند که نوشانوش نعمت زمام خرد را از دستشان نربوده مستی مال هوش آنها را پست و ناچیز نکند.
حذر کنید که دست نعمت بخش، دیده ای بیدار و دقیق دارد که بکوچکترین حساب داده های خود خواهد رسید، و از ذرّه کاهی بروز بازپرس صرفنظر نخواهد کرد.
بهوش باشید، شیرینی دنیا در آن وقت بخوبی احساس می شود که کام تلخ نوشان شیرین گردد و نوای بینوایان آماده شود.
هنگامی که گرسنگان زیاد شوند و تهیدستان در قسمت اعظم جامعه قرار گیرند، عفریت فتنه دورا دور بجانب ثروتمندان پیش آید و چنگال و دندان بدان سیه روزگاران بیخبر بنمایاند.
آشوب و هنگامه نخست مانند کودکی نوزاد ضعیف و بی مقدار است، ولی خرد خرد بگذشت روزگار قوی و تنومند گردد. میمنه و میسره تشکیل دهد و برای خیره سران مدهوش کمین- گاههای مهیب گذارد و چاههای ژرف و عمیق باز کند.
در این هنگام اجتماع بلرزد و هیأت توده مانند گاهواره تکان خورد، زیرا که اکثریّت آن علیه توانگران بیرحم بنهضت پردازد و با وضعی دیوانه صفت از جای بجنبد.
ای آنانی که حق بینوایان بردید و مال بیوه زنان بربودید، از اشک چشم درهم اندوختید و از خون دل سکّه دینار زدید، بترسید از آن روز که در دیدگان اشک بخشگد و در سینه ها خون نماند.
اینجاست که صاحبان اشک و خون بدنبال کالای خویش بجستجو افتند و سود خود را تا آخرین پیکر در این سودا مطالبه نمایند.
شما مالداران سست عنصر که هراس خیانت همچون کابوس هولناک پیوسته در مقابلتان قیافه زشت خود را نشان می دهد و یکدم راحتتان نمی گذارد و از نهضت مستمندان ستمدیده در اوّلین حمله از پای- در می آیید و بزندگی پرخیانت و آلوده خود پایان می دهید، مسلّما توده در آن روز آسوده نخواهد بود و شیرازه اجتماع با این همه آشوب و انقلاب سالم نخواهد ماند.
حتما خون بیگناهان نیز بخون تبهکاران آمیخته خواهد شد، و فساد همه چیز بجای صلاح در جامعه خواهد نشست، و این مصیبت بزرگ که قتل نفس و هتک حرمت اجتماع است، تنها از آن طایفه سر می زند که دزدی کردند و مال اندوختند و حقّ بینوایان را بزیر پای درسپردند.
پس شما تا دیر نشده بکار مردم برخیزید و لختی سود خود را فدای سودای دیگران سازید، کانون فتنه مشوید و افعی انقلاب پرورش مدهید که هم در نخستین جنبش دندان زهرآگین خود را در پیکر شما فرو برد و دمار از روزگارتان برآورد.
کوشش کنید که بروز رستاخیز مظلومانه از خاک برخیزید، نه مانند آن کسان که دامن کفنشان بخون دل یتیمان و خوناب دیده مسکینان آغشته و رنگین باشد.
این قدر در جمع مال حرص مزنید و این همه در پایمال گردن حقوق مردم افراط منمایید.
مگذارید که لقمه مسموم حرام از گلوی شما فرو رود، چون خداوند متعال نام آن لقمه را آتش گذاشته است شکم های آتش انبار چه زود خرمن هستی آتشخوار را خاکستر کنند و شرار فتنه و آشوب در جهان برافروزند.
در همه حال بخدا پناه می بریم