فهرست کتاب


سخنان علی علیه السلام از نهج البلاغه

, جواد فاضل‏

فلیعمل العامل فی ایّام مهله « ای که دستت می رسد کاری بکن»

خداوند متعال بر همه چیز محیط و از اسرار هرکس آگاه است، کائنات مقهور اراده اویند و چرخ و فلک سرگشته مشیّت و تقدیرش.
وی شما را ببازیچه نیافریده و بیهوده نگذاشته است، دوران فراغت و تندرستی در زندگی آدمیزاده فرصتی است که باید بحدّ نهائی.
از آن استفاده شود، زیرا که در چمن عمر همیشه بهار نیست و انسان پیوسته جوان و نیرومند نمی ماند.
روزگار پیری و بیماری نیز در پیش است، همان روزگار که حرارت غریزی را در وجود انسان خاموش میکند و نشاط عمر را در قلبش فرو می نشاند.
همان روزگار که موهای مشگین و خوشرنگ را بمانند کافور سرد و سفید می کند.
آری، همان روزگار.
هیچ خبر دارید که خدای مهربان شما را در تیه جهالت سرگردان نگذاشته و سررشته سعادت را در دستتان گم نکرده است جهان- آفرین راضی نشد که آفریدگانش در کوری نادانی بسر برند و عمری بیخبری و گمراهی بگذرانند، پیغمبرانی برگزید که لوایح آسمانی را همچون مشعل های فروزان بدست گرفته صلای هدایت در جهان انداخته اند.
بویژه پیامبر محبوب ما حضرت محمد بن عبد اللَّه (ص) که واپسین برگزیدگان ایزد متعال است.
او قرآن مجید را که حجّت بالغه پروردگار است بر گیتی تلاوت کرده سیاه و سپید را بتوحید و معاد باز خوانده و شرایع گذشته را بدان کتاب عزیز تکمیل فرموده است.
دیگر برای تبه کاران دستاویز عذر نگذاشته و خیره سران را بخیره سری وانگذاشته است.
آنچه را که لازمه تبلیغ بود، وفا کرد، و بقدری که پیغمبری بزرگ وظیفه دارد با فداکاری و دقّت انجام داد.
بنا بر این شما ای مسلمانان سر صدق و صفا گیرید و مغز خود را از اندیشه های ناپاک تطهیر کنید.
1- از هوسهای ناهنجار بپرهیزید و بگرد ظلم و ستم مگردید، بدانید که از روزگار عمر با همه افزونی جز مدّتی اندک باقی نمانده است.
زیرا غفلت و بی خبری زندگانی طولانی را بسرعت ختم میکند و طومار عمر را با عجله بهم می پیچد.
2- آن قدر عنان نفس سرکش را سست مکنید، چون این توسن سرمست وقتی که لجام خود را اندکی سبک تاز یابد، مستی آغاز کرده سوار خویش را جابجا در پرتگاه نیستی و مذلّت فرو می اندازد.
3- هیچ گناه را کوچک مشمارید، زیرا رفته رفته پرده شرم را از پیش چشمان با حیا دریده غفلت زده را در گرداب معاصی کبیره غرق و نابود می سازد.
4- ای بندگان خدای اگر خویشتن می خواهید و خود را دوست می دارید، هم پروردگار خویش را اطاعت کنید، زیرا عصیان کار در هر کردار ناشایست جز بخویشتن بهیچکس زیان نمی رساند، تا چه رسد که گرد- گناهش ب آستان کبریای الوهیّت رسد 5- بازرگان زیان دیده مغبون نیست، بلکه در حقیقت آنکه گوهر دین و ایمان خود را از دست داده زیانکار و مغبون است.
6- اگر می خواهید خوشبخت باشید، هرگز خود را عبرت دیگران مکنید، بلکه با دقّت از دیگران پند و عبرت گیرید.
7- ریاکاران و اشخاص خودنما مشرک اند، زیرا کوچکترین خلل که در صمیمیّت اراده و خلوص نیّت حاصل شود، خدایی نوین در سجده گاه ریاکار می گذارد.
8- با هوسرانان منشینید و از دروغگویی و دورویان پرهیز کنید.
راستی که راستگو چه قدر محبوب و مورد اطمینان است و همچنان دروغگو منفور و مظنون 9- از حسد بدور باشید، زیرا حسودان پرهیزگار و عابد نتوانند بود. حسد آتشی است که چون زبانه زند، ایمان را مانند هیزم خشک خاکستر کند.
10- هرگز در عمر شبی بگینه و عداوت بسر مبرید و هیچگاه ببدخواه کس قدم مگذارید.
11- آن قدر دنباله آرزو را دراز مکنید، زیرا افزونی دلخواه آرزومند را می فریبد و سرانجام ب آرزویش نمی رساند.

لا یقولنّ احدکم اللّهمّ انّی اعوذ بک من الفتنة « از خدای مخواهید که خاموش مانید»

لذت زندگی در آشوب و غوغای آنست دنیای خاموش شده بگورستان شبیه تر است که هیاهوی زندگی از آن شنیده نمی شود.
گوشه گیران که از ترس لغزش و سقوط بکنج عزلت می نشینند، در حقیقت زندگانی هستند که پیش از مرگ همچنان زنده دفن شده اند.
ای خوش آن سر که در او سودائی است و آن دل که کانون شورش و غوغاست. جوانان زنده دل و با نشاط هرگز در جهان آسوده و آرام نمی نشینند. آنان پیوسته از آشوب و انقلاب هیاهو و جنجال لذت می برند، زیرا سیر تکامل آنها در خانه هستی با فتنه و غوغا همدم و همراز است.
امیر المؤمنین (ع) در این بیانیه حکمت آمیز بدین مسأله بزرگ حیاتی نگران است که می فرماید: جان و تن هر دو در زندگی ممکنست گسل و فرسوده شوند، آن از سنگینی این و این از پرواز آن بستوه آید.
جان را بدانش و حکمت بیارایید و زنگ این آیینه را با صیقل اخلاق ستوده و پندار پاک بزدایید، تا مراسم معاشرت را در اجتماع با بردباری و صبر برگذار کنید و در محفل همنشینان بحسن مشرب و لطف آمیزش معروف گردید، و در نتیجه بار زندگی را آسان بمنزل رسانید.
تن را، بکار و کوشش وادارید و هرگز بسستی و خمود نگرایید، تا بقوّه فعّالیت و عمل همچون روح با نشاط و سبک باشید و پرنده وار شایسته پرواز و طیران گردید.
هرگز از خداوند متعال مخواهید که شما را از غوغای زندگی بر- کنار دارد و با آرامش و سکوت از این جهاد بیرون برد.
خدا راضی نیست کسی بهنگام مناجات بگوید:
خدایا مرا از فتنه بدور دار، زیرا مرد خدا آن کس است که قدم در پیکار هستی گذارد و نبرد زندگی را با پیروزی و پاکدامنی برگذار کند.
فقط در این مبارزه لازم است که مرام حق و حقیقت نصب العین باشد و با خلوص عقیده و طهارت وجدان پیکار در گیرد.
آیا شنیده اید که خداوند متعال در کتاب مجید چه فرموده
فرزندان و ثروت در زندگانی بشر فتنه است، بنا بر این اگر کسی از فتنه بگریزد بعبارت آشکارتری از هستی و حیات گریزان و بیزار است.
تیره بخت که گنج عزلت می گیرد و از هیاهوی محیط فرار کرده بگوشه خموشی پناه می برد، نمی داند که فلسفه آفرینش و راز وجود چیست او نمی داند که برای گوشه نشینی و انزوا خلق نشده است، بلکه باید بابقاء ناموس حیات در آشوب جهان شرکت کند و همچون زندگان بجنب و جوش برخیزد، قامتی بیاراید و قدمی فرا گذارد. از بینوایی دستگیری کند و نادانی را بدانش و کمال هدایت نماید.
آری، در غوغای زندگی بیش از آنچه شکست و فساد پدید می آید، صلاح و عمران صورت می گیرد.
اگر وظیفه آدمیزاد در عالم بسکوت و خمود منحصر باشد، یکباره خداشناسان باید از هم پراکنده شده هر یک بگوشه ای خزند و در گلوی دره های تنگ و غارهای ژرف فرو روند و جهان را همچنان سرگشته و گمراه بگذارند و تنها گلیم خود را از آب کشیده بحفظ جان خویش بشر را بدست غرقاب فنا و امواج نیستی بسپارند... من نمی گویم که لجام گسیخته و خیره خیره خود را در میان جامعه اندازید و بیهوده آشوب و انقلاب برپا کنید، این عمل را نمی ستایم و بدان اجازه نمی دهم.
امّا گوشه مگیرید و خموش منشینید و آسایش خود را بر رفع مظالم بندگان خدای و تصفیه اختلافات مردم ترجیح مدهید.
ممکن است که انسان بقسمت خود هم راضی باشد و از تقدیر هم خرسند، امّا این رضایت ایجاب نمی کند که سرافکنده بکنجی بخزد و زبان بریده از گفت و شنود و خلط و آمیزش آرام و برکنار ماند.
خداوند دانا مردان نبرد را در فتنه اندازد و بدینوسیله جوهر جانشان را آزمایش کند، تا بنگرد بردبار و صبور کیست، تا معلوم شود پرهیزگار و پاکدامن کدام، تا بنده را بروز رستاخیز بر خدای حجّت نباشد و کس در آن بازپرسی نیازموده قدم نگذارد. پس برخیزید و دامن همّت بر کمر زنید، بکوشید و بجوشید و غوغای زندگی را برپا دارید. مرد باشید و با دامن پاک و پندار عالی در صحنه نبرد قدم گذارید تا هم از لذّت حقیقی حیات بهره برید و هم بوظائف انسانیّت خویش قیام نمایید.
نه همچون زنده بگوران که بر نفس خود اتّکاء و اعتماد ندارند و بهمین جهت از غوغای زندگی کناره می گیرند.

افضل ما توسّل به المتوسّلون « محکمترین دست آویز»

همه چیز دنیا زننده و کسل کننده است، جز زندگانی، ممکن است آدمیزاد از شیرین ترین خوراکها سیر شود و از فاخرترین لباسها بیزار گردد، امّا محال است که از دست جان خود بتنگ آید.
تیره بختان هر اندازه که از طول حیات آزار بینند، باز بزندگی دلبسته و علاقه مندند.
هرگز دیده نشده کسی که دارای مغز سالم و فکر صحیح است بمرگ خویش راضی باشد.
زندگی آن قدر دلاویز و مطبوع است که خاطرات آن چه تلخ و چه شیرین گوارا و خواستنی است.
اما امّا، زندگانی آن چنان نیکو است که اگر با حکمت و دانش برگذار شود جهان را دقیقانه و عمیق بازبین کند.
معنی حقیقی حیات، حیات قلب، حیات روح و دل زنده است.
زندگی آنست که: چشمان کور را بینایی بخشد و گوش ناشنوا را باز کند.
زندگی آنستکه: تشنگی روح را از زلال علم و معرفت سیراب سازد و زنده را خدا صفت از همه چیز بی نیاز و مستغنی دارد.
براستی معنی کامل حیات همین است، اگر شما از زندگی خویش بتنگید، نقص از آن جاست که فرشته حیات را بصورت عفریتی هول- آور مشاهده می کنید.
روح رنگین بال بهشتی را با آلایش تهوّع آور و پست عداوت و کینه و حسد و بدبینی و دیگر صفات ناپسند بشری در آغشته، بیخبر از کردار زشت خویش، آن زیبا فرشته را ناهنجار و کریه می بینید، اینجاست که اهریمن ناپاک بر پیروزی خود و زبونی شما نیشخند می زند.
لختی از کتاب مجید پند گیرید و قانون مقدّس اسلام را در تهذیب اخلاق خویش بکمک بردارید.
اینک آن مرام پاک: 1- بخدای ایمان آورید و پیغمبران پاکش را تصدیق کنید.
2- در راه دین اسلام و ناموس خویشتن از کوه های آتشین و دریاهای متلاطم بیم مدارید.
3- دوره اسلام و معانی انسانیّت و صمیمیّت و خلوص است، همیشه یکدل و ثابت قدم باشید.
4- نماز بگزارید، زیرا که بر احساسات خداپرستی و دینداریتان گواه است.
5- زکاة بدهید، چون بدینوسیله دارایی شما تطهیر و اصلاح می شود. 6- در روزهای مقرّر روزه دار باشید که همچون فرشتگان خود را از شهوات حیوانیّت برتر یافته کمال انسانیّت را در مذاق خویش احساس کنید.
7- خانه خدای را طواف نمایید، تا عظمت روح حضرت محمد (ص) را در غوغای آن جماعت که برهنه پای و پریشان موی بدور حرم کعبه چرخ می خورند، تماشا کنید.
8- از خویشاوندان خویش دستگیری و نوازش نمایید و رشته رحامت را بدینوسیله محکم و پایدار سازید.
9- چه پنهان و چه آشکار صدقه دهید، زیرا یکی از گناهان شما می کاهد و دیگری پایان عمرتان را از مذلّت و بدبختی بدور می دارد.
10- نیکوکار باشید تا در پرتگاه پستی و نیستی فرو نیفتید.
11- هرگز خدای را فراموش مکنید، زیرا آن کس که پیوسته بیاد پروردگار است، دیده بیدارش را در افکار و اعمالش ناظر میداند، ممکن نیست به ناشایست دست زند.
12- قرآن بخوانید و آیاتش را همچون حکما به آهستگی و دقّت مطالعه کنید، تا جهانی فراخ دامن را در آن چند ورق بیابید.
13- از پیغمبر خویش پیروی کنید، چون آن رادمرد، مردی و مردانگی را با خود تمام کرده و حقّ راهنمایی را تا آخرین جزئیاتش ایفا فرموده است.
14- افسانه های قرآن بس شیرین و شنیدنی است، آن را بشنوید، امّا نه بصورت افسانه که از گوشی فرو رود و از دیگر گوش فرا شود.
آن افسانه ها دنیائی پر از عبرت و حکمت است که نیکبختان را دور اندیش و عاقبت بین میکند.
15- بدانچه نمی دانید دست مزنید، زیرا نادانان چنین میکنند و همین عمل دلیل نادانی ایشانست.
خدا مرا و شما را از کج رفتاری و نادرستی ایمن و محفوظ داراد..