فهرست کتاب


سخنان علی علیه السلام از نهج البلاغه

, جواد فاضل‏

من انکر المنکر بالسّیف اصاب « ستمگر را با شمشیر ادب کنید»

مردم تبه کاران را می بینند و تبهکاری آن ها را تماشا میکنند، امّا غالبا از نهضت و آشوبی که لازم است بر ضدّ کار ناشایست بعمل آید، بر کنار و خاموشند.
گروهی از پاک سرشتان که شاهد معرکه بیداد هستند، قلبا رنج می برند، و زبان آنها نیز از شماتت بیدادگر خاموش نیست، ولی بر اصل ضعف نفس و سستی اراده علیه دشمنان خویش نمی جنبند.
اینها از سه خصلت نیکو که لازمه آزاد مردان است، فقط یک خصلت را ضایع گذاشته اند.
عدّه ای از خونسردان افسرده دل در زندگی بقدری جبان و وحشت زده اند که حتّی از سایه خود هم می ترسند.
اینها فقط در اعماق قلب با بیدادگر مخالفند، امّا جرأت نمی- کنند که بوسیله دست و زبان کاری صورت دهند من اینها را که دو خصلت شریف، یعنی: عمل دست و زبان را ضایع گذاشته این اندازه بزدل و هراسناک اند هرگز قبول ندارم.
دسته سوم آنهایی هستند که بهیچ وجه با ستمگران مخالفت آغاز نمی کنند. نه با قلب و نه با دست و زبان. بدیهی است که این جماعت از بزه و گناه ستمگران در محضر عدل خدا بدور نیستند و همچنین از کیفر و انتقام الهی هم معاف نخواهند بود.
در مقابل ظلم و ستم باید فریاد کرد و آشوب برپا ساخت، ای آنانی که از امر بمعروف و نهی از منکر بملاحظه رموز دنیا و خودشیرینی خموش می نشینید و هزاران عمل فجیع و کردار ناشایست را ندیده می انگارید، بخداوند سوگند که این رویه پست و ننگین نه از مرگ حتمی شما جلو می گیرد و نه بر روزی مقدرتان می افزاید بخدا بیهوده خود را پست و بی مقدار جلوه می دهید برخیزید، بجنبید، مترسید، ترس یعنی چه بدون کوچکترین واهمه از لغزش، هر کس که می لغزد جلو- گیری کنید. و اگر می خواهید در این عبادت بزرگ، یعنی امر بمعروف، نصیب کامل دریافت دارید، شاه ستمکار را از کردار ناسزاوارش نهی کنید. و با دست و زبان و با قلب و اراده مخالفت خویش را ابراز دارید.
شما پیروزی را در نبرد از کجا شروع می کنید در میدان پیکار علیه دشمن، نخست دست پیروز می شود، سپس زبان موفّقیت خویش را اعلام می دارد، آن گاه دل اطمینان حاصل کرده بر پیروزی خود متّکی و معتمد می گردد. پیروزی در مقابل بیداد هم ابتدا باید عملا شروع شود، سپس بزبان آید، آن گاه قلب شنایع کردار جنایتکار بیزاری ابراز نماید. جامعه ای که نیکوکاران را تقدیس و تقدیر ننماید و سزای بدکاران را در کنارشان نگذارد، در کوتاهترین مدّت بکیفر غفلت خود رسیده واژگون می گردد. یعنی بزرگان و افراد نجیبش پست می شوند و اراذل و اوباش در صدر قوم جای می گیرند. آن هنگام روز- روشن در چشم آن جامعه همچون شب تیره سیاه و جانفرسا جلوه می نماید.
باید بدانید آنانکه از سویدای دل با ستمکاران دشمنی دارند، عناصری صالح و سالم اند که در محضر عدالت خدا معذور و محفوظ می مانند.
آنهایی که بوسیله زبان هم عقیده مخالفت آمیز خویش را علیه بیداد اظهار میکنند، از همفکران خاموش خود با فضیلت تر و فعّال ترند.
ولی سپاس و قدردانی، رادمردی و آزادگی ویژه آنانی است که در اوّلین لحظه، در نخستین مرتبه ای که ستمکار پست فطرت دست دراز میکند و ظلم آغاز می نماید، دستهای نیرومند و کاری خود را بسوی شمشیر دراز کرده دادمردی و مردانگی را بحد کافی و کامل می دهند، و دمار از روزگار آن سنگدلان ناپاک دین بر می آورند.
آری، اینها در حقیقت مجاهد فی سبیل اللّه و بندگان ناب خداوندند که حقّ و عدالت را هدف خویش قرار داده در آن کوششهای خستگی ناپذیر جز رضای پروردگار و دفاع از مظلومان منظوری ندارند.
حتما این جماعت در فعّالیّت خویش پیروز و در نزد پروردگار محبوب و نازنین خواهند بود.

کما تزرع تحصد « تو جو کشته ای، گندم نخواهی درود»

خداوند متعال در کتاب مجید می فرماید:
تبهکاران اگر در زندگی ظالمانه خود فرصتی می یابند، خشنود نباشند و این مهلت را بر غفلت ما و عزت خود حمل نکنند، منتظریم که آن جانهای ناپاک تبهکاری خود را بحدّ کمال رسانند تا کیفر کردار خویش را بحدّ کامل دریافت دارند خدا راستگو و وفاکار است.
ستم پیشه خود را آزاد و خدا را بیخبر می پندارد و از پیروزی خویش در هر کردار ناشایست خرسند و مسرور است و شب و روز بعیش و نوش سرگرم.
ناگهان خشم خداوند مانند شعله آتش زبانه زده دامن آلوده اش را با شراره خاموش نشدنی خود روشن میکند.
تیره بخت در این موقع که برای نخستین بار بدیده بانی و بیداری خداوند ایمان می آورد، دست استرحام و تضرّع بدامن این و آن می اندازد و هیچکس قدمی بحمایتش پیش نمی گذارد.
پیشواز کنندگان بازپس برمیگردند و ثناگویان قفل خموشی بر لب می زنند، گروهی دهان باستهزا می گشایند و دسته ای ناسزا و دشنام می گویند، ستمکار آسیمه سر بر این اوضاع عجیب نگ و از آتیه تاریک خویش سخت بیمناکست.
بجان عزیز خود سوگند می خورم، آن کس که اندرز شنید و عمل کرد و دیده گشوده عبرت گرفت، در راه پیچیده و تاریک زندگی چراغ عقل بپیش دارد و دست خداوند بپشت سر اوست، او را دیگر غم گمراهی و بیم سقوط نیست. او دیگر بکمک و همکاری رفیقان نیمه راه نیازمند نیست، او ستمگر و نابکار نخواهد شد و از راستی و درستی پرهیز نخواهد کرد.
ای انسان تا بکی از شراب غرور و خود سری مست افتاده و تا چند در خواب عمیق غفلت فرو رفته ای سری بردار و دیده ای بگشا، بحال پیشینیان بنگر و از عواقب خویش لختی بیندیش.
گفتار پیغمبر نازنین (ص) را بدقّت گوش کن و از پرتو افکار آن جناب که جهانی را خورشیدوش گرم و روشن کرد، تا حدود امکان بهره ور باش.
تو آن چنان که با دیگران رفتار میکنی، با تو رفتار میکنند، و از آن تخم که در کشتزار زندگی افشانده ای حتما ثمر خواهی برد.
در آن روز که پای بگهواره گذاشتی، رستاخیز تو آغاز گشته همچنان بگذشت روزگار رو بگورستان راه می پیمایی، ولی خویشتن از این مسافرت هولناک و از آن غمکده ای که آخرین منزل هستی تست غافلی. از زبان قرآن مجید اکنون ترا پندی چند دهم که خوشبختی خویش را در دو جهان بدینوسیله تأمین کنی: 1- خداوند را به یگانگی و بیمانندی بشناس و تنها بر آستان جلال او پیشانی بندگی بر خاک گذار.
2- خود را بهلاک مینداز و روح بی آلایش خویش را بیهوده تباه مساز.
3- زنهار سرمایه دین را بعشق دنیا از دست مده و وجدان خود را در قربانگاه هوس بخون میالای.
4- مردم را با دو رو و دو زبان ملاقات مکن و بر آنچه می گویی ثابت قدم و معتقد باش.
5- ای که خود را بر همه جانوران برتر می شماری، اگر تنها هدف تو در زندگی خورد و خواب باشد از آن زبان بسته ها فروتر خواهی بود.
ای که درندگان را بیدادگر و خونخوار می دانی، تو اگر بیداد کنی چه نام خواهی گرفت تو که خود را همچون زنان جوانسال بپیرایه و زیور آرایش می دهی، آیا هنوز هم نام تو مرد است 6- آنکه بخدای ایمان دارد، این سه خصلت را بحد نهائی داراست: فروتنی، مهربانی، پرهیزگاری.
پس خود را بسنجید

فلیعمل العامل فی ایّام مهله « ای که دستت می رسد کاری بکن»

خداوند متعال بر همه چیز محیط و از اسرار هرکس آگاه است، کائنات مقهور اراده اویند و چرخ و فلک سرگشته مشیّت و تقدیرش.
وی شما را ببازیچه نیافریده و بیهوده نگذاشته است، دوران فراغت و تندرستی در زندگی آدمیزاده فرصتی است که باید بحدّ نهائی.
از آن استفاده شود، زیرا که در چمن عمر همیشه بهار نیست و انسان پیوسته جوان و نیرومند نمی ماند.
روزگار پیری و بیماری نیز در پیش است، همان روزگار که حرارت غریزی را در وجود انسان خاموش میکند و نشاط عمر را در قلبش فرو می نشاند.
همان روزگار که موهای مشگین و خوشرنگ را بمانند کافور سرد و سفید می کند.
آری، همان روزگار.
هیچ خبر دارید که خدای مهربان شما را در تیه جهالت سرگردان نگذاشته و سررشته سعادت را در دستتان گم نکرده است جهان- آفرین راضی نشد که آفریدگانش در کوری نادانی بسر برند و عمری بیخبری و گمراهی بگذرانند، پیغمبرانی برگزید که لوایح آسمانی را همچون مشعل های فروزان بدست گرفته صلای هدایت در جهان انداخته اند.
بویژه پیامبر محبوب ما حضرت محمد بن عبد اللَّه (ص) که واپسین برگزیدگان ایزد متعال است.
او قرآن مجید را که حجّت بالغه پروردگار است بر گیتی تلاوت کرده سیاه و سپید را بتوحید و معاد باز خوانده و شرایع گذشته را بدان کتاب عزیز تکمیل فرموده است.
دیگر برای تبه کاران دستاویز عذر نگذاشته و خیره سران را بخیره سری وانگذاشته است.
آنچه را که لازمه تبلیغ بود، وفا کرد، و بقدری که پیغمبری بزرگ وظیفه دارد با فداکاری و دقّت انجام داد.
بنا بر این شما ای مسلمانان سر صدق و صفا گیرید و مغز خود را از اندیشه های ناپاک تطهیر کنید.
1- از هوسهای ناهنجار بپرهیزید و بگرد ظلم و ستم مگردید، بدانید که از روزگار عمر با همه افزونی جز مدّتی اندک باقی نمانده است.
زیرا غفلت و بی خبری زندگانی طولانی را بسرعت ختم میکند و طومار عمر را با عجله بهم می پیچد.
2- آن قدر عنان نفس سرکش را سست مکنید، چون این توسن سرمست وقتی که لجام خود را اندکی سبک تاز یابد، مستی آغاز کرده سوار خویش را جابجا در پرتگاه نیستی و مذلّت فرو می اندازد.
3- هیچ گناه را کوچک مشمارید، زیرا رفته رفته پرده شرم را از پیش چشمان با حیا دریده غفلت زده را در گرداب معاصی کبیره غرق و نابود می سازد.
4- ای بندگان خدای اگر خویشتن می خواهید و خود را دوست می دارید، هم پروردگار خویش را اطاعت کنید، زیرا عصیان کار در هر کردار ناشایست جز بخویشتن بهیچکس زیان نمی رساند، تا چه رسد که گرد- گناهش ب آستان کبریای الوهیّت رسد 5- بازرگان زیان دیده مغبون نیست، بلکه در حقیقت آنکه گوهر دین و ایمان خود را از دست داده زیانکار و مغبون است.
6- اگر می خواهید خوشبخت باشید، هرگز خود را عبرت دیگران مکنید، بلکه با دقّت از دیگران پند و عبرت گیرید.
7- ریاکاران و اشخاص خودنما مشرک اند، زیرا کوچکترین خلل که در صمیمیّت اراده و خلوص نیّت حاصل شود، خدایی نوین در سجده گاه ریاکار می گذارد.
8- با هوسرانان منشینید و از دروغگویی و دورویان پرهیز کنید.
راستی که راستگو چه قدر محبوب و مورد اطمینان است و همچنان دروغگو منفور و مظنون 9- از حسد بدور باشید، زیرا حسودان پرهیزگار و عابد نتوانند بود. حسد آتشی است که چون زبانه زند، ایمان را مانند هیزم خشک خاکستر کند.
10- هرگز در عمر شبی بگینه و عداوت بسر مبرید و هیچگاه ببدخواه کس قدم مگذارید.
11- آن قدر دنباله آرزو را دراز مکنید، زیرا افزونی دلخواه آرزومند را می فریبد و سرانجام ب آرزویش نمی رساند.