فهرست کتاب


سخنان علی علیه السلام از نهج البلاغه

, جواد فاضل‏

مسجد احبّاء اللّه و متجر اولیاء اللّه « نمازگاه و تجارتخانه بندگان ویژه خدا دنیاست»

آنان که خود را پرهیزگار جلوه می دهند و می خواهند که همچون پارسایان در جامعه بوارستگی و تجرد تظاهر کنند، دمبدم از دنیا بد می گویند و چنین می نمایند که بمال و حال گیتی علاقه ندارند و همی شیفته آخرت و سرای جاویدند، اما در عین حال قلب آنها از عشق حطام و زخارف دنیا مالامال است.
از اینان کسی در محضر امیر المؤمنین (ع) حدیث دنیا گفت و سخت مذمت کرد و این خطابه را که اکنون ملاحظه می کنید، راجع بدنیا ایراد شده است و طرف سخن آن دروغزن فریبکار است: ای تو، که دنیا را ببدی یاد میکنی، ولی مرغ دلت در هوای آرزویش پر می زند.
ای دروغ گو اگر دنیا را زشت می دانی، چونست که این چنین شیدا و عاشق اویی آیا دنیا بدنبالت افتاده یا تو او را تعقیب کرده ای آیا تو مجذوب او شده ای یا او گرفتار تو شده است اگر دنیا شیفته تست، پس چیست که دمبدم کشتارهای خود را در مقابل چشمت عرضه می کند و استخوانهای پوسیده آنها را بر سر راهت می گذارد و با بیانی هر چه آشکارتر که ما فوق لغت است حکایت کهنسالی و خونخواری خویش را در گوش تو فرو می خواند آیا ممکن است عاشقی این چنین در منظره عشق خودنمایی کند پس تو گرفتار و دلباخته او شدی. پس تو با این همه نام زشت که بر او می گذاری باز هم در فراقش بیقرار و دیوانه ای شما زاهد نمایان در باره دنیا جابرانه قضاوت می کنید و بیجهت آن را بباد ملامت و مذمّت می گیرید بارها بیش از آنچه جهان را ناپسند می دانید، پسندیده و زیباست.
دنیا مهد پرورش عشق و محبت است. دنیا آموزشگاه کمال و مکتب فضائل و اخلاق است. دنیا معبد پیغمبران و نمازگاه فرشتگانست.
همین دنیای موهون و مکروه شما دوستی صمیم و مخلص است، امّا برای آن کس که در او بصمیمیّت و خلوص راه زندگی پیش گیرد. ناصح و راهنمای کسی است که گوش هوش باندرزهای حکیمانه اش باز کند.
آیا آنانکه در بهشت مینو خانه می گیرند، همان کسانی نیستند که بدنیا قدم گذاشته و مقامی چونین را در دنیا بدست آورده اند آیا کشتزار زندگی که حاصل آن برستاخیز دست می دهد، مزرع فراخنای جهان نیست مگر نه اینست که شهدای گلگون کفن در جهان پیکار کرده اند هم در جهان بخاک و خون غلتیدند و آن بال و پر را که هم پرواز فرشتگانست در همین محیط باز و بسته کردند و سپس باوج ملکوت اعلی طیران نمودند دنیا بگوشهای شنوا، درس عبرت و حکمت می خواند، و در مقابل دیدگان دوربین و بیدار، مناظر رعب آور انتقام و مکافات را تماشا می دهد.
انسانی که فکر دوراندیش و اراده متین او همواره بر شهوات و تمایلات نفسانی مسلّط است، همیشه از دنیا خرسند و راضی است. او هرگز بدنیا بد نمی گوید، زیرا، از او بد نمی بیند.
وه که ثروت دنیا چه مطبوع و دلکش است دینار و درم چه بهادار و نازنین است امّا برای آنها که از راه مشروع بکسب بپردازند هم در راه مشروع از آن استفاده کنند.
بپوشند و بپوشانند، بنوشند و بنوشانند، بیچارگان را بی نیاز سازند و مستمندان را بنوازند.
ای خوش ب آن توانگری که از توان خویش بناتوانان کمک دهد و تهی دستان را بی نیاز دارد.
خداوند متعال در کتاب عزیز آسمانی چنین می فرماید:
آن تجمّلات و لذائذ که از ممرّ حلال بدست بندگان من می رسد، تا هر پایه ای که باشد حلال و ستوده است.
خدا بندگان ثروتمند خود را که سپاس نعمت می گذارند، بیش از فرشتگان دوست می دارد.
آیا می توان احساس کرد تالار توانگر مهربان دل و گشاده دست که بر وی فقرا و تیره بختان باز است و پذیرایی خانه خویشاوندان درویش میباشد، چه اندازه در پیشگاه الهی مجلّل و با شکوه جلوه می کند آیا می توان اندازه گرفت که انوار برکت و رحمت پروردگار در آن آباد سرای بر چه میزان فرو می ریزد آری اینها، این طایفه از متموّلان و ارباب مکنت در دو جهان توانگر خواهند بود.

یا همّام اتّق اللّه و احسن « پرهیزگار و نیکوکار باشید»

همام، از ویژگان درگاه امیر المؤمنین (ع)، بسیار دوست می داشت که غالبا حدیث پرهیزگاران در میان باشد و علی (ع) از بندگان ناب خداوند سخن باز گوید، ولی موفق نمی شد. تا یک روز که بر تمنای خود پیروز گشت و امیر المؤمنین (ع) را واداشت تا لختی از پرهیزگاران صحبت بدارد.
اینک... با آنکه پروردگار متعال از پرستش بندگان بی نیاز بود و گرد گناهشان نیز بر دامن کبریایش نمی نشست، مقرّر فرمود بمنظور طیّ تکامل و تهذیب نفس طاعت و بندگی کنند و از معاصی حتّی- المقدور برکنار باشند. در جامعه بشر پرهیزگاران گروهی برجسته و ممتازند که نشانه هایی درخشان و صفاتی ویژه دارند.
اینان در گفتار راستگو و در معاشرت و رفتار فروتن و متواضع اند.
چشمان عفیفشان پاک بین و بلند نظر و گوشهای آنها فقط بسخنان حکیمانه و پسندیده باز است.
مرغ روحشان در قفس تن آن چنان ب آشیانه قدس و مرغزار ملکوت اعلی آرزومند است که اگر به مقدّرات الهی پای بند نباشند، لحظه ای نیارمیده آسیمه سر تا گلزار بهشت بال و پر می گشایند.
اینان بهشت زیبای خدا را هم در این جهان بچشم سر می بینند زیرا دلهای بیدار و جانهای روشن و خرّمشان مانند مینوی جاوید با صفا و روانبخش است.
از دوزخ سخت بیمناک و ترسانند چون دوزخیان تیره بخت و تبهکار را بخوبی در جامعه تشخیص داده سقوط آنها را از اوج انسانیّت با دیده تأسّف و وحشت می نگرند.
همواره قیافه ای متین و اندکی گرفته دارند، چنانکه گویی در مصیبتی سخت ماتم زده و سوگوارند. بسیار اندک نیاز و قناعت پیشه اند و با همه پاکدامنی چشمانی باحیا و شرمنده دارند.
این دو روزه را در جهان بدرویشی یا توانگری می گذرانند و در سرای جاوید در بلندترین کاخهای بهشت همچون پادشاهان، بر چهار بالش عزّت و آسایش تکیه میکنند.
نه تهی دستی آنها را بستوه و گله می اندازد و نه زرق و برق دنیا از گلیم اقتصاد پایشان را بیرون می برد.
از فرط خاموشی و متانت بیمار بنظر می آیند، ولی سالم ترین خونها در بدن آنها جوش می زند و پاکترین ارواح بر بالای سرشان سایه انداخته است.
وه، که چه قلبهای گرم و حساس و بردبار و شجاع در آن سینه های لاغر می طپد که در عین سنگینی و ثبات مالامال عاطفه و مهربانی است شبانگاهان خداوند را بصمیمیّت و اخلاص عبادت میکنند و قرآن را چنانچه از سویدای دل حکایت کند تلاوت می نمایند و بامدادان دانشمندانی پرهیزگار و باوقارند که قدم در کوی و برزن می- گذارند.
دیو نفس در درونشان بزنجیر عفّت و تقوی چنان بسته است که یارای جنبش و حرکت ندارد، ولی معذلک با کمال دقّت و احتیاط زندگی خود را تحت نظر گرفته هرگز نمی گذارند از قانون انسانیّت و دین اندکی غافل و منحرف شوند.
پرهیزگاران هرگز کینه کس بدل نمی گیرند و در مقابل مردم ناسزاوار و بدگو خونسرد و متبسّمند. با آنکه رفتارشان از نسیم سحر ملایمتر و لطیف تر است، چنان در تصمیم محکم و پایدارند که هیچ حادثه ای کوه شکن نمی تواند بنیان اراده آنها را متزلزل و خراب کند.
مردمی که در تحصیل علم و کسب دانش حریص و از هوس و شهوت پرهیزگارند، در موقع تنگدستی صبور و با توانگری مقتصد می باشند، گفتارشان همیشه مقرون بکردار است، در مصائب و بلیات پرطاقت و سپاسگزارند.
نسبت بدشمنان ملایم و منصف و با دوستان صمیم و خالص اند.
نکبت فقر، نظافت و جمالشان را لکّه دار نمی کند و فشار گرسنگی چشمان نجیب آنها را بمال توانگران بحسرت نمی گشاید.
گاهی ترسناک و نگرانند که مبادا از ادای وظیفه باز مانند و زمانی با نشاط و خرسندند، زیرا مطمئن میشوند که بخوبی تکالیف خود را انجام داده اند.
فقط بزور بازوان خود و الطاف الهی اتّکا دارند و جز از نان حلال بهیچ خوراک گوارا دهن نمی آلایند.
بخطای خویش پیش از قضاوت اعتراف میکنند و اگر حقی را فراموش نمایند، در حین یادآوری از غفلت خود پوزش می خواهند.
بعناوین موهوم طبقاتی با بی اعتنائی می نگرند و همسایگان را آزار نمی رسانند.
بر مصیبت زدگان شماتت روا نمی دارند. در وقت خندیدن کمتر قهقهه می زنند و اتّفاقات طاقت فرسای روزگار اشک آنها را جاری نمی کند و خدای را در همه حال منتقم و بازپرس می دانند.
دوری آنها از هر چه که صورت گیرد، جز برای حفظ شرافت و احترام دین نیست، و بهر چیز که نزدیک می شوند، نظری جز عطوفت و مهربانی ندارند.
دوری آنها از روی تکبّر و نخوت نیست و نزدیکی شان بفریب و نیرنگ آمیختگی ندارد.
چون سخن بدین جا رسید، همام فریادی سخت کشیده آن چنان بر زمین نقش بست که دیگر از جای برنخاست، سپس امیر المؤمنین (ع) چنین فرمود: این که من از انجام خواهش همام خودداری می کردم، نگران پیش آمد امروز بودم، ولی سخنی که از دل برآید چنین در دل جای می گیرد و نصایح سودمند و بلیغ باید در شنونده تا این درجه تأثیر بخشد.

احذرکم اهل النّفاق « از دورویان بدور باشید»

همواره شما را ای بندگان خدای بپرهیزگاری وصیّت میکنم و یادآور میشوم که از مردم منافق و ناپاک برحذر باشید.
زیرا این جماعت نه تنها خود گمراهند، بلکه تا حدود توانایی حاشیه نشینان و دوستان خود را نیز از راه راست منحرف نموده آن پاکدامنان را از آلایش نفاق خویش آلوده و ملوّث می سازند، اینان هم خود در زندگی می لغزند و هم دوستان را لدی الفرصة لغزانیده از اوج راستی و درستی سقوط می دهند.
مردمی پست و متقلب که بوقلمون صفت هر لحظه بصد رنگ برمیگردند و در عین حال لا ابالی و بیرنگند در زندگی نه هدفی را تعقیب میکنند و نه بهیچ آیین و مرام پای بند و معتقدند. فتنه جویانی که سود خود را پیوسته در آشوب و انقلاب تشخیص داده دوست می دارند که جامعه همیشه متشنج و لرزان باشد، تا بهتر بتوانند افکار شوم و نقشه های نفاق آمیز خود را بمورد اجرا بگذارند.
در میان شما، اهل نفاق دورادور مسلمانان را تحت مراقبت و نظر گرفته رفتارشان را با هم بدقّت کشیک می کشند، تا باشد که بنقطه ضعیفی در این میانه برخورد کرده بیدرنگ آتش فتنه و آشوب را برافروزند.
سیمایی زیبا و اندامی دلکش و رعنا دارند، عفریت هایی که در جامه فرشتگان فرو رفته و در لباس فاخر و لطیف خویش چنگال- هایی درنده و دلخراش پنهان کرده اند تا بوقت خویش بحساب ساده دلان بینوا بپردازند.
بخدا پناه می برم از آن قلب که در سینه تاریکشان می زند و از آن مغز که در سر ناپاک آنها کار میکند.
بسیار آهسته و نرم راه می روند، امّا در حقیقت بجانب فتنه و فساد گرم شتاب و درندگی هستند، شیرین گفتار و چرب زبانند، امّا در وقت عمل خدا بر بندگان خود رحم کند که چگونه روزگارشان را سیاه و تاریک می سازند در نهادشان آتش حسد و کینه زبانه می زند و در همان حال مهربانی و دلسوزی آغاز می کنند، پدر را می کشند و پسر را تسلیت و نوازش می دهند.
ممکن است اشک بریزند، ولی چه قدر آن قطرات زهرآلود از احساسات و عاطفه دور است اگر بزرگی را ستایش کنند، در ضمن مدح و ثنا هزاران امید و آرزو گوشزد می نمایند، یعنی آفرین و تمجید ما جز بر اساسی که بنیان هوس و منظور ما را استوار دارد متکی نیست، در روز نیازمندی تا می توانند اصرار و مبالغه میکنند و همین که تیرشان بسنگ خورد زبان بدشنام و بدگویی می گشایند و بقدری در وقاحت افراط می نمایند که حتّی مردگان را نیز بباد ملامت و ناسزا می گیرند.
بجهت هر حقّی باطلی آماده دارند و برای هر قفل بسته کلیدی در مشتشان مهیّاست.
برای هر شب تاریک چراغی می افروزند تا بازار فریب را رواج داده کالای فاسد خود را باین و آن بفروشند. گفتارشان آلوده به دروغ و اشتباه و توصیف آنها سراسر چشم بندی و مکر است.
راه حق را بجوینده نشان می دهند، ولی چنان کار را بر راهگذر سخت می گیرند که ناگزیر است قدم در جاده باطل گذارد.
باری، ماران خوش خط و خالی هستند که ظاهری پرنقش و نگار و درونی از زهر جانگزای انباشته و گرانبار دارند.
اینان پیروان شیطانند و هر که از شیطان پیروی کند سرانجام خسارت و زیان خواهد دید.