فهرست کتاب


گلچین حکمت

سید هاشم رسولی محلاتی

بخش دهم : گلچینی از اندرزهای امام جواد (علیه السلام)

1 - فی تحف العقول قال للجواد (علیه السلام) رجل: أوصنی، قال: و تقبل؟ قال: نعم، قال: توسد الصبر، و اعتنق الفقر، و ارفض الشهوات، و خالف الهوی، و اعلم أنک لن تخلو من عین الله، فانظر کیف تکون.(537)
در کتاب تحف العقول آمده که مردی به امام جواد (علیه السلام) عرض کرد: مرا وصیتی فرما، حضرت فرمود: می پذیری؟ عرض کرد: آری، فرمود: صبر و بردباری را بستر و بالش خود قرار ده و با فقر ملازم باش. شهوت ها و خواسته های دل را به دور انداز. با هوای نفس مخالفت کن و بدان که تو از دید خداوند پنهان نیستی، پس بنگر تا چگونه و در چه وضعی هستی.
2 - و قال (علیه السلام): المومن یحتاج الی ثلاث خصال: توفیق من الله، و واعظ من نفسه، و قبول ممن ینصحه.(538)
و فرمود: مومن نیاز دارد به توفیق از طرف خدا و به پندگویی از طرف خودش و به پذیرش از هر کسی که اندرزش دهد.
3 - فی أعلام الدین؛ قال أبو جعفر محمد بن علی الجواد علیهما السلام: کیف یضیع من الله کافله؟ و کیف ینجو من الله طالبه؟ و من انقطع الی غیر الله و کله الله الیه، و من عمل علی غیر علم ما أفسد أکثر مما یصلح.(539)
در کتاب اعلام الدین است که امام جواد (علیه السلام) فرمود: چگونه ضایع می شود، کسی که خداوند ضامن وی است و چگونه نجات یابد، کسی که خدا جوینده او است؟ و کسی که به سوی دیگری جز خدا دل ببندد، خداوند به همان واگذاش کند و کسی که ندانسته کاری بکند، فساد کارش بیش از اصلاح آن است.
4 - و قال (علیه السلام): من أطاع هواه أعطی عدوه مناه.(540)
و فرمود: کسی که از هوای نفس خود پیروی کند، آرزوی دشمن خود را برآورده است.
5 - و قال (علیه السلام): من هجر المداراة قارنه المکروه، و من لم یعرف الموارد أعیته المصادر، و من انقاد الی الطمأنینة قبل الخبرة فقد عرض نفسه للهلکة و للعاقبة المتعبة.(541)
و فرمود: کسی که مدارا نکند، دچار ناراحتی گردد و کسی که جایگاه ورود در کارها را نشناسد، بیرون آمدن از آن او را به رنج اندازد و کسی که پیش از آزموده شدن بینش کافی اطمینان یابد، خود را در معرض نابودی و سرانجام دردناک قرار داده.
6 - و قال (علیه السلام): قد عاداک من ستر عنک الرشد اتباعا لما تهواه.(542)
و فرمود: کسی که به خاطر تو، رشد و صلاحت را از تو پنهان کند، با تو دشمنی کرده است.
7 - و قال (علیه السلام): راکب الشهوات لا تقال عثرته.(543)
و فرمود: کسی که بر مرکب شهوت های خود سوار گشته، لغزشش قابل بخشش و جبران نیست.
8 - و قال (علیه السلام): الثقة بالله تعالی ثمن لکل غال، و سلم الی کل عال.(544)
و فرمود: اعتماد به خدای تعالی، بهای هر چیز گرانبها و نردبان رسیدن به هر جایگاه والایی است.
9 - و قال (علیه السلام): ایاک و مصاحبة الشریر؛ فانه کالسیف یحسن منظره و یقبح أثره.(545)
و فرمود: بپرهیز از همدمی با بدکار، که همچون شمشیر دیدنش نیکو است، ولی کاربردش زشت است.
10 - و قال (علیه السلام): اذا نزل القضاء ضاق الفضاء.(546)
و فرمود:: چون قضا آید، فضا تنگ گردد.
11 - و قال (علیه السلام): لا تعادی أحدا حتی تعرف الذی بینه و بین الله تعالی، فان کان محسنا فانه لا یسلمه الیک، و ان کان مسیئا فان علمک به یکفیکه فلا تعاده.(547)
و فرمود: با کسی دشمنی مکن، تا رابطه میان او و خدای تعالی را بدانی که اگر نیکوکار است، خدا او را تسلیم تو نخواهد کرد و اگر بدکار است، همان اطلاع تو از وضع وی برای تو کافی است و با او دشمنی مکن.
12 - و قال (علیه السلام): لا تکن ولیا لله فی العلانیة، عدوا له فی السر.(548)
و فرمود: چنان نباش که در ظاهر با خدا دوستی کنی و در باطن دشمنی.
13 - و قال (علیه السلام): عز المومن فی غناه عن الناس.(549)
و فرمود: عزت و سربلندی مومن در بی نیازی او از مردم است.
14 - و قال (علیه السلام): نعمة لا تشکر کسیئة لا تغفر.(550)
و فرمود: نعمتی که سپاسش داشته نشود، همچون گناهی است که آمرزیده نشود.
15 - و قال (علیه السلام): لا یضرک سخط من رضاه الجور.(551)
و فرمود: زیان نرساند به تو خشم کسی که ستم او را خشنود سازد.

بخش یازدهم : گلچینی از اندرزهای امام هادی (علیه السلام)

1 - فی أعلام الدین: قال أبو الحسن الثالث (علیه السلام): من رضی عن نفسه کثر الساخطون علیه.(552)
در کتاب اعلام الدین است که حضرت هادی (علیه السلام) فرمود: کسی که از خود راضی باشد، ناراضیانش بسیار شوند.
2 - و قال (علیه السلام): راکب الحرون أسیر نفسه، و الجاهل أسیر لسانه.(553)
و فرمود: کسی که گرفتار و اسیر نفس خویش است، بر مرکب چموشی سوار گشته و آدم نادان، اسیر و گرفتار زبان خود است.
3 - و قال (علیه السلام): الناس فی الدنیا بالأموال و فی الاخرة بالأعمال.(554)
و فرمود: (ارزش و اهمیت) مردم در دنیا به اموال است و در آخرت به اعمال.
4 - و قال (علیه السلام): المصیبة للصابر واحدة، و للجازع اثنتان.(555)
و فرمود: مصیبت برای بردبار یکی و برای بی قرار و بی تاب دو تا است.
5 - و قال (علیه السلام) فی بعض مواعظه: السهر ألذ للمنام، و الجوع یزید فی طیب الطعام. (یرید به الحث علی قیام اللیل و صیام النهار.)(556)
و در برخی از اندرزهای خویش فرمود: شب بیداری برای خوابیدن لذت بخش تر است و گرسنگی برای گوارایی غذا. (امام (علیه السلام) با این گفتار به شب زنده داری و روزه داری تشویق فرموده است.)
6 - و قال (علیه السلام): اذکر مصرعک بین یدی أهلک، و لا طبیب یمنعک و لا حبیب ینفعک.(557)
و فرمود: به یاد آن روزی باش که بدنت در برابر خاندانت افتاده، نه طبیبی است که تو را باز دارد و نه دوستی که سودت بخشد.
7 - و قال (علیه السلام): خیر من الخیر فاعله، و أجمل من الجمیل قائله، و أرجح من العلم حامله، و شر من الشر جالبه، و أهول من الهول راکبه.(558)
و فرمود: بهتر از کار نیک، انجام دهنده آن است و زیباتر از زیبا، گوینده آن است و وزین تر از علم و دانش، عالمی است که آن را در برگرفته و بدتر از بد کسی است که آن را پدید آورده و هولناک تر از هول و هراس، کسی است که بر آن سوار شده (و خود را بدان دچار کرده) است.
8 - و قال (علیه السلام): ایاک و الحسد؛ فانه یبین فیک و لا یعمل فی عدوک.(559)
و فرمود: بپرهیز از حسد، که زشتی آن در خودت آشکار گردد و در دشمنت کاری نکند.
9 - و قال (علیه السلام): اذا کان زمان العدل فیه أغلب من الجور فحرام أن یظن بأحد سوءا حتی یعلم ذلک منه، و اذا کان زمان الجور أغلب فیه من العدل، فلیس لأحد أن یظن بأحد خیرا ما لم یعلم ذلک منه.(560)
و فرمود: هرگاه روزگار چنان بود که عدالت و دادگستری در آن زمان بر زور و ستم می چربد، بدگمانی به کسی حرام است، تا بدان یقین پیدا کنی و هرگاه روزگاری شد که ستم و زور بر عدالت می چربد، در آن زمان نباید کسی به دیگری خوش گمان باشد، مگر از او خیری بداند.
10 - و قال (علیه السلام) للمتوکل فی جواب کلام دار بینهما: لا تطلب الصفا ممن کدرت علیه، و لا الوفاء لمن غدرت به، و لا النصح ممن صرفت سوء ظنک الیه؛ فانما قلب غیرک کقلبک له.(561)
و در پاسخ سخنی که میان آن حضرت و متوکل رد و بدل شد، به متوکل فرمود: از کسی که دلش را مکدر ساخته ای، صفا مجوی و از کسی که با او بی وفایی کرده ای، وفا مجوی و از کسی که به او بدگمان شده ای، اخلاص مجوی، زیرا دل دیگران، همچون دل تو می باشد.

بخش دوازدهم : گلچینی از اندرزهای امام عسکری (علیه السلام)

1 - فی تحف العقول؛ قال (علیه السلام): لا تمار فیذهب بهاؤک. و لا تمازح فیجترأ علیک.(562)
در کتاب تحف العقول روایت شده که حضرت عسکری (علیه السلام) فرمود: جدال مکن، که احترامت از بین می رود و شوخی مکن، که بر تو دلیر می شود.
2 - و قال (علیه السلام): من رضی بدون الشرف من المجلس لم یزل الله و ملائکته یصلون علیه حتی یقوم.(563)
و فرمود: هر که به پایین نشستن در مجلس خشنود باشد، پیوسته خدا و فرشته ها بر او رحمت فرستند تا برخیزد.
3 - و قال (علیه السلام): من الذنوب التی لا تغفر: لیتنی لا أؤاخذ الا بهذا. ثم قال (علیه السلام): الاشراک فی الناس أخفی من دبیب النمل علی المسح الأسود فی اللیلة المظلمة.(564)
و فرمود: از گناهانی که آمرزیده نشود این است که کسی بگوید: کاش جز بر این گناه مؤاخذه نشوم! سپس فرمود: شرک در میان مردم، از جنبش (صدای پای) مورچه بر روپوش سیاه در شب تار نهان تر است.
4 - و قال (علیه السلام): بسم الله الرحمن الرحیم أقرب الی است الله الأعظم من سواد العین الی بیاضها.(565)
و فرمود: بسم الله الرحمن الرحیم به اسم اعظم خدا، از سیاهی چشم به سفیدی اش نزدیک تر است.
5 - و قال (علیه السلام): حب الأبرار للأبرار ثواب للأبرار، و حب الفجار للأبرار فضیلة للأبرار. و بغض الفجار للأبرار زین للأبرار، و بغض الأبرار للفجار خزی علی الفجار.(566)
و فرمود: دوستی نیکان به نیکان ثواب است برای نیکان و دوستی بدان به نیکان نیز ثواب است برای نیکان. و دشمنی بدان با نیکان زینت نیکان است و دشمنی خوبان با بدان، رسوایی است برای بدان.
6 - و قال (علیه السلام): من التواضع السلام علی کل من تمربه، و الجلوس دون شرف المجلس.(567)
و فرمود: سلام کردن بر هر که بر تو بگذرد و نشستن در هر جا، جز صدر مجلس از تواضع محسوب می شود.
7 - و قال (علیه السلام) لشیعته: أوصیکم بتقوی الله، و الورع فی دینکم، و الاجتهاد لله، و صدق الحدیث، و أداء الأمانه الی من ائتمنکم من بر أو فاجر، و طول السجود، و حسن الجوار، فبهذا جاء محمد صلی الله علیه و آله. صلوا فی عشائرهم، و اشهدوا جنائزهم، و عودوا مرضاهم، و أدوا حقوقهم؛ فان الرجل منکم اذا ورع فی دینه، و صدق فی حدیثه، و أدی الأمانة، و حسن خلقه مع الناس قیل: هذا شیعی فیسرنی ذلک. اتقوا الله و کونوا زینا و لا تکونوا شینا، جروا الینا کل مودة، و ادفعوا عنا کل قبیح، فانه ما قیل فینا من حسن فنحن أهله، و ما قیل فینا من سوء فما نحن کذلک. لنا حق فی کتاب الله، و قرابة من رسول الله، و تطهیر من الله لا یدعیه أحد غیرنا الا کذاب. أکثروا ذکر الله، و ذکر الموت، و تلاوة القرآن، و الصلاة علی النبی صلی الله علیه و آله؛ فان الصلاة علی رسول الله عشر حسنات احفظوا ما وصیتکم به، و أستودعکم الله و أقرأ علیکم السلام.(568)
و به شیعیان خود فرمود: شما را وصیت می کنم به تقوای الهی، پارسایی در دینتان، اجتهاد و کوشش برای خدا، راستگویی و پرداخت امانت به کسی که شما را امین دانسته (و امانتی نزد شما نهاده) نیکوکار باشد یا بدکار و طول دادن سجده و خوش همسایگی، که حضرت محمد صلی الله علیه و آله به همین دستورات (و اجرای همین کارها) آمده است. در میان قبیله های مردم نماز بخوانید (و در جماعت هایشان حاضر شوید) و در مراسم جنازه هایشان حضور به هم رسانید و بیمارانشان را عیادت کنید و حقوقشان را بدهید، که به راستی هرگاه مردی از شما در دین خود پارسا باشد و در گفتارش راستگو و امانت پرداز و خلق و خویش با مردم نیکو باشد، گویند: این مرد شیعه است و همین مطلب مرا خوشحال کند. از خدا بترسید و زیور ما باشید و ننگ ما نباشید. دوستی ها را به سوی ما جلب کنید و زشتی ها را از ما دفع کنید، که به راستی هر چه خوبی درباره ما گفته شود، ما شایسته آن هستیم و هر بدی درباره ما گویند ما آنگونه نیستیم. ما را در کتاب خدا حقی است و خویشاوندی با رسول خدا و پاکیزگی از طرف خدا، کسی ادعای آن را جز ما نکند، مگر دروغگو. بسیار به یاد خدا و مرگ باشید و تلاوت قرآن و درود بر پیغمبر صلی الله علیه و آله را زیاد کنید، که به راستی درود بر رسول خدا صلی الله علیه و آله ده حسنه دارد، آنچه که شما را بدان وصیت کردم حفظ کرده (فراموش نکنید) شما را به خدا می سپارم و سلام بر شما می فرستم.
8 - و قال (علیه السلام): لیست العبادة کثرة الصیام و الصلاة، و انما العبادة کثرة التفکر فی أمر الله.(569)
و فرمود: عبادت بیشتر روزه گرفتن و نماز خواندن نیست، همانا عبادت اندیشه بیشتر در امر خدا است.
9 - و قال (علیه السلام): الغضب مفتاح کل شر.(570)
و فرمود: خشم، کلید هر بدی است.
10 - و قال (علیه السلام): أقل الناس راحة الحقود.(571)
و فرمود: کم آسایش ترین مردم، کینه توز است.
11 - و قال (علیه السلام): قلب الأحمق فی فمه، و فم الحکیم فی قلبه.(572)
و فرمود: دل نابخرد در دهان او است و دهان خردمند فرزانه در دلش.
12 - و قال (علیه السلام): لا یشغلک رزق مضمون عن عمل مفروض.(573)
و فرمود: توجه به رزق و روزی که برای تو ضمانت شده، از کار واجبت باز ندارد.
13 - و قال (علیه السلام): خصلتان لیس فوقهما شی ء: الایمان بالله، و نفع الاخوان.(574)
و فرمود: دو خصلت است که بالاتر از آن دو چیزی نیست: ایمان به خدا و سود رساندن به برادران.
14 - و قال (علیه السلام): لیس من الأدب اظهار الفرح عند المحزون.(575)
و فرمود: شادمانی کردن در پیش شخص غمگین، از بی ادبی است.
15 - و قال (علیه السلام): التواضع نعمة لا یحسد علیها.(576)
و فرمود: تواضع نعمتی است که بر آن حسد نبرند.
16 - و قال (علیه السلام): من وعظ أخاه سرا فقد زانه. و من وعظه علانیة فقد شانه.(577)
و فرمود: هر که نهانی برادر خود را پند دهد او را آراسته و هر که در برابر دیگران پندش دهد او را زشت کرده است.
17 - و قال (علیه السلام): ما من بلیة الا و لله فیها نعمة تحیط بها.(578)
و فرمود: هیچ بلایی نیست، مگر این که در پیرامونش از طرف خدا نعمتی است.
18 - فی الدرة الباهرة قال أبو محمد العسکری (علیه السلام) فی حدیث: جعلت الخبائث فی بیت، و جعل مفتاحه الکذب، اذا نشطت القلوب فأودعوها و اذا نفرت فودعوها. اللحاق بمن ترجو خیر من المقام مع من لا تأمن شره، من أکثر المنام رأی الأحلام (الظاهر أنه (علیه السلام) یعنی أن طلب الدنیا کالنوم و ما یصیر منها کالحلم.)(579)
و در الدرة الباهره است که امام عسکری (علیه السلام) در حدیثی فرمود: همه زشتی ها را در خانه ای نهاده اند و کلیدش دروغ است. هرگاه دلها نشاط داشت علم و حکمت در آنها برجا نهید و هرگاه بی نشاط بود، آنها را رها کنید. پیوستن به کسی که امیدی به او داری بهتر است از ماندن همراه کسی که از شرش ایمن نیستی. کسی که زیاد بخوابد، خوابهای آشفته بیند (ظاهر آن است که منظور حضرت این است که طلب دنیا همانند خواب است و دستاورد آن همانند خواب آشفته.)
19 - فی أعلام الدین؛ قال (علیه السلام): خیر اخوانک من نسی ذنبک، و ذکر احسانک الیه.(580)
و در اعلام الدین است که فرمود: بهترین برادرانت کسی است که خطایت را از یاد ببرد و احسانی که به او کرده ای از یاد نبرد.
20 - و قال (علیه السلام): أعف الأعداء کیدا من أظهر عداوته.(581)
و فرمود: ناتوان ترین دشمنان در حیله گری، کسی است که دشمنی خود را اظهار کند.
21 - و قال (علیه السلام): حسن الصورة جمال ظاهر، و حسن العقل جمال باطن.(582)
و فرمود: زیبایی صورت، زیبایی آشکار است و زیبایی عقل و خرد، زیبایی درون است.
22 - و قال (علیه السلام): من آنس بالله استوحش الناس، و علامة الأنس بالله الوحشة من الناس.(583)
و فرمود: کسی که به خدا انس گیرد از مردم وحشت کند و نشانه انس با خدا، همان وحشت و هراس از مردم است.
23 - و قال (علیه السلام): جعلت الخبائث فی بیت و الکذب مفاتیحها.(584)
و فرمود: همه زشتی ها را در خانه ای نهاده اند و دروغ کلیدهای آن خانه است.
24 - و قال (علیه السلام): من رکب ظهر الباطل نزل به دار الندامة.(585)
و فرموده: کسی که بر پشت مرکب باطل سوار شود، وی را به سرای پشیمانی فرود آورد.
25 - و قال (علیه السلام): من کان الورع سجیته، و الکرم طبیعته، و الحلم خلته کثر صدیقه، و الثناء علیه.(586)
و فرمود: کسی که پارسایی شیوه اش، بزرگواری خویش و بردباری خصلتش باشد، دوستانش بسیار گردند و مدح و ثنایش زیاد شود.
26 - و قال (علیه السلام): ان الوصول الی الله عزوجل سفر لا یدرک الا بامتطاء اللیل.(587)
و فرمود: به راستی که وصول به مقام قرب خدای - عزوجل - سفری است که کسی بدان نرسد، جز به پیمودن شب (و شب زنده داری.)