فهرست کتاب


گلچین حکمت

سید هاشم رسولی محلاتی

درسی آموزنده به پیری سالخورده و پاسخی به زیدبن صوحان عبدی

9 - فی معانی الأخبار بسنده عن موسی بن جعفر، عن أبیه، عن جده، عن علی بن الحسین عن أبیه (علیه السلام) قال: بینا امیرالمومنین (علیه السلام) ذات یوم جالس مع أصحابه یعبیهم للحرب، اذا أتاه شیخ علیه شخبة السفر فقال: أین امیرالمومنین؟ فقیل: هو ذا، فسلم علیه ثم قال: یا امیرالمومنین، انی أتیتک من ناحیة الشام و أنا شیخ کبیر قد سمعت فیک من الفضل مالا أحصی، و انی أظنک ستغتال فعلمنی مما علمک الله، قال: نعم. یا شیخ، من اعتدل یوماه فهو مغبون، و من کانت الدنیا همته اشتدت حسرته عند فراقها، و من کانت غده شر یومیه فمحروم، و من لم یبال مارزأ من آخرته اذا سلمت له دنیاه فهو هالک، و من لم یتعاهد النقص من نفسه غلب علیه الهوی، و من کان فی نقص فالموت خیرله.
یا شیخ، ان الدنیا خضرة حلوة و لها أهل، و ان الاخرة لها أهل، ظلفت أنفسهم عن مفاخرة أهل الدنیا لا یتنافسون فی الدنیا، و لا یفرحون بغضارتها، و لا یحزنون لبؤسها.
یا شیخ، من خاف البیات قل نومه، ما أسرع اللیالی و الأیام فی عمر العبد، فاخزن لسانک، و عد کلامک یقل کلامک الا بخیر.
یا شیخ، ارض للناس ما ترضی لنفسک، و أت الی الناس ما تحب أن یوتی الیک.
ثم أقبل علی أصحابه فقال: أیها الناس، أما ترون الی أهل الدنیا یمسون و یصبحون علی أحوال شتی، فبین صریع یتلوی، و بین عائد و معود و آخر بنفسه یجود، و آخر لا یرجی و آخر مسجی و طالب الدنیا و الموت یطلبه، و غافل و لیس بمغفول عنه، و علی أثر الماضی یصیر الباقی.
فقال له زیدبن صوحان العبدی:
یا امیرالمومنین، أی سلطان أغلب و أقوی؟ قال: الهوی.
قال: فأی ذل أذل؟ قال: الحرص علی الدنیا.
قال: فأی فقر أشد؟ قال: الکفر بعد الایمان.
قال فأی دعوة أضل؟ قال الداعی بما لا یکون.
قال، فأی عمل أفضل؟ قال: التقوی.
قال: فأی عمل أنجح؟ قال: طلب ما عندالله.
قال: فأی صاحب شر؟ قال: المزین لک معصیة الله.
قال: فأی الخلق أشقی؟ قال: من باع دینه بدنیا غیره.
قال: فأی الخلق أقوی؟ قال: الحلیم.
قال: فأی الخلق أشح؟ قال: من أخذ المال من غیر حله فجعله فی غیر حقه.
قال: فأی الناس أکیس؟ قال: من أبصر رشده من غیه فمال الی رشده.
قال: فمن أحلم الناس؟ قال: الذی لا یغضب.
قال: فأی الناس أثبت رأیا؟ قال: من لم یغره الناس من نفسه، و لم تغره الدنیا بتشوفها.
قال: فأی الناس أحمق؟ قال: المغتر بالدنیا و هو یری ما فیها من تقلب أحوالها.
قال: فأی الناس أشد حسرة؟ قال: الذی حرم الدنیا والاخرة ذلک هو الخسران المبین.
قال: فأی الخلق أعمی؟ قال: الذی عمل لغیر الله، یطلب بعمله الثواب من عندالله عزوجل.
قال: فأی القنوع أفضل؟ قال: القانع بما أعطاه الله.
قال: فأی المصائب أشد؟ قال، المصیبة بالدین.
قال: فأی الأعمال أحب الی الله عزوجل؟ قال: انتظار الفرج.
قال: فأی الناس خیر عندالله عزوجل؟ قال: أخوفهم لله، و أعملهم بالتقوی، و أزهدهم فی الدنیا.
قال: فأی الکلام أفضل عندالله عزوجل؟ قال: کثرة ذکره، و التضرع الیه، و دعاؤه.
قال: فأی القول أصدق؟ قال: شهادة أن لا اله الا الله.
قال: فأی الأعمال أعظم عندالله عزوجل؟ قال: التسلیم و الورع.
قال: فأی الناس أکرم؟ قال: من صدق فی المواطن.(117)
شیخ صدوق رحمه الله در کتاب معانی الاخبار به سندش از امام موسی بن جعفر از پدران بزرگوارش از امام حسین (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: روزی امیرالمومنین (علیه السلام) با اصحاب و یاران خود نشسته بود و آنان را برای جنگ آماده می ساخت، ناگهان نزد آن حضرت پیر مردی آمد که رنج سفر در چهره اش دیده می شد و پرسید: امیرالمومنین کجاست؟ آن حضرت را به او نشان داده و گفتند: او است. پیش آمد، پس از سلام عرض کرد:
ای امیرالمومنین! پیری فرتوتم که از ناحیه شام خدمت شما آمده ام و فضایل بی شماری درباره شما شنیده ام و گمانم آن است که شما را غافلگیرانه خواهند کشت؛ از این رو از آن علومی که خداوند به شما تعلیم کرده، به من یاد ده. حضرت فرمود: آری، ای پیر مرد! کسی که دو روز زندگی او یکسان باشد، مغبون و فریب خورده است و کسی که همت و هدفش دنیا باشد، حسرت و افسوس او در هنگام جدایی از آن سخت خواهد بود و کسی که فردای او بدتر از امروزش باشد، محروم و نومید است و کسی که با سالم ماندن دنیای خود، از کمبود آخرتش پروایی ندارد، هلاک گشته و کسی که کمبود خویش را بررسی نکند، هوای نفس بر وی چیره گردد و کسی که رو به نقصان و کمبود باشد، مرگ برایش بهتر است.
ای پیرمرد! به راستی که دنیا سرسبز و شیرین است و آن را دل بستگانی است و آخرت نیز اهلی دارد که خود را از فخر ورزیدن اهل دنیا باز داشته و در رسیدن به دنیا با یکدیگر رقابتی ندارند و به زرق و برق آن خوشحال نگشته و از سختی آن اندوهگین نشوند.
ای پیرمرد! کسی که از شبیخون بترسد، خوابش اندک است، چقدر شتابان است، شب ها و روزها در عمر بنده خدا، زبانت را در بند کن و سخنت را به شمار درآور که بدین ترتیب گفتارت جز در سخن نیک اندک می گردد.
ای پیرمرد! بخواه برای مردم، هر چه را برای خود می خواهی و به گونه ای نزد مردم برو، که دوست داری به همانگونه مردم نزد تو آیند.
سپس رو به اصحاب و یاران خود کرد و فرمود: ای مردم! آیا اهل دنیا را نمی بینید که شب و روز خود را به حالت های گوناگونی به سر می برند؟ برخی روی زمین افتاده (از درد) به خود می پیچد و عده ای به عیادت (بیمار) رفته و یا بیماری است که به عیادتش آمده اند و آن دیگری در حال جان دادن است و آن یک را امید از او بریده و آن دیگری را در کفن پیچیده اند و آن یک در طلب دنیا است؛ در حالی که مرگ در جست و جوی او است و آن دیگری در بی خبری است؛ در صورتی که ماموران الهی از او غافل نیستند و آنان که به جای مانده اند به دنبال گذشتگان و رفتگان در حرکتند.
زیدبن صوحان عبدی عرض کرد:
یا امیرالمومنین! کدام زورمند چیره تر و نیرومندتر است؟ فرمود: هوای نفس.
- کدام خواری خوارتر است؟ فرمود: حرص بر دنیا.
- کدام نداری و نیازمندی سخت تر است؟ فرمود: کافر شدن پس از ایمان.
- کدام دعوت گمراه کننده تر است؟ فرمود: آن که دعوت کند به چیزی که وجود ندارد.
- کدام عمل برتر است؟ فرمود: پرهیزکاری.
- کدام عمل رستگارتر است؟ فرمود: درخواست آنچه نزد خدا است.
- کدام همدم و مصاحب بدتر است؟ فرمود: آن که دینش را به دنیای دیگری بفروشد.
- کدام مردم نیرومندترند؟ فرمود: بردبار.
- کدام کس بخیل تر است؟ فرمود: آن که مال حرام به دست آورد و در غیر حق صرف کند.
- کدام مردم زیرک تر است؟ فرمود: کسی که راه حق را از باطل بشناسد و به حق گراید.
- کدام کس بردبارتر است؟ فرمود: آن که خشم نگیرد.
- کدام کس رأی ثابت تر دارد؟ فرمود: آن که مردم از خود نفریبندش و دنیا به خود آرایی، او را نفریبد.
- کدام مردم احمق است؟ فرمود: آن که زیر و رو شدن دنیا را ببیند و فریفته آن گردد.
- کدام یک از مردم افسوسش بیشتر از دیگران است؟ فرمود: آن که از دنیا و آخرت محروم است که آن زیان آشکاری است.
- کدام مردم کورترند؟ فرمود: آن که برای غیر خدا عمل کند و ثواب آن را از خداوند - عزوجل - خواهد.
- کدام قناعت بهتر است؟ فرمود: قانع شدن به آنچه خدا به او داده است.
- کدام مصیبت سخت تر است؟ فرمود: مصیبت در دین.
- کدام عملی نزد خدا محبوبتر است؟ فرمود: انتظار فرج.
- کدام یک از مردم نزد خدا بهترند؟ فرمود: ترساتر، باتقواتر، و زاهدترشان در دنیا.
- کدام سخن نزد خدای - عزوجل - بهتر است؟ فرمود: ذکر بسیار، زاری و دعا به درگاهش.
- کدام گفتار راست تر است؟ فرمود: شهادت به این که معبود حقی جز خدا نیست.
کدام عمل پیش خدا بزرگ تر است؟ فرمود: تسلیم و ورع.
- کدام یک از مردم گرامی ترند؟ فرمود: آن که به راستی در همه جبهه ها عمل کند.
10 - فی أمالی الصدوق بسنده عن اسماعیل بن مسلم، عن الصادق جعفر بن محمد، عن أبیه، عن آبائه (علیهم السلام) قال: قال امیرالمومنین (علیه السلام): کانت الفقهاء و الحکماء اذا کاتب بعضهم بعضا کبتوا بثلاث لیس معهنت رابعة: من کانت الاخرة همه کفاه الله همه من الدنیا، و من أصلح سریرته أصلح علانیته، و من أصلح فیما بینه و بین الله عزوجل أصلح الله له فیما بینه و بین الناس.(118)
در امالی صدوق به سند خود از امام صادق (علیه السلام) از پدران بزرگوارش از امیرالمومنین (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: رسم فقیهان و فرزانگان این گونه بود که هرگاه برای یکدیگر نامه نگاری می کردند، در نامه خود سه چیز می نوشتند که چهارمی نداشت: کسی که همت و اندوهش آخرت باشد، خداوند اندوه دنیایش را کفایت فرماید؛ هر کس درون خود را اصلاح کند، خداوند برونش را اصلاح کند؛ کسی که میان خود و خدایش اصلاح کند، خداوند میان وی و مردم را اصلاح کند.
11 - و فیه أیضا: قال امیرالمومنین (علیه السلام) فی بعض خطبه: أیها الناس، ان الدنیا دار فناء والاخرة دار بقاء، فخذوا من ممرکم لمقرکم، و لا تهتکوا أستارکم عند من لا یخفی علیه أسرارکم، و أخرجوا من الدنیا قلوبکم من قبل أن تخرج منها أبدانکم، ففی الدنیا حییتم، و للاخرة خلقتم، انما الدنیا کالسم یأکله من لا یعرفه، ان العبد اذا مات قالت الملائکة: ما قدم، و قال الناس: ما أخر، فقدموا فضلا یکن لکم و لا تؤخروا کلا یکن علیکم، فان المحروم من حرم خیر ماله، و المغبوط من ثقل بالصدقات و الخیرات موازینه، و أحسن فی الجنة بها مهاده، و طیب علی الصراط بها مسلکه.(119)
همچنین در آن آمده است: امیرالمومنین (علیه السلام) در یکی از سخنرانی های خود فرمود: ای مردم به راستی دنیا خانه نیستی و آخرت خانه ماندنی است، از گذرگاه خود توشه گیرید برای قرارگاه خویش، پرده خود را ندرید نزد کسی که اسرار بر او پوشیده نیست و دلهای خود را از دنیا بیرون کشید، پیش از آن که تن های شما را بیرون برند، که در دنیا زنده شدید و برای آخرت آفریده شدید. همانا دنیا چون زهر است، کسی آن را می خورد که وی را نمی شناسد.
به راستی بنده که بمیرد، فرشتگان گویند: چه پیش فرستاد و مردم گویند: چه بر جای گذاشت؟ بهره ای پیش فرستید که از آن شما می باشد همه را پسانداز نکنید که بر زیان شما است. به راستی محروم کسی است که از بهره مال خود بی نصیب باشد و بر کسی رشک برد که میزانش از صدقه ها و خیرها سنگین است و در بهشت بستر خود گسترده داشته و راه صراط خود را پاک کرده است.

حدیثی جالب از حضرت عبدالعظیم حسنی (علیه السلام)

12 - و فیه أیضا: بسنده عن عبدالعظیم الحسنی، عن محمد بن علی، قال: قلت له: حدثنی بحدیث عن آبائک، قال: حدثنی أبی عن جده، عن آبائه، قال: قال امیرالمومنین (علیه السلام): لا یزال الناس بخیر ما تفاوتو؛ فاذا استووا هلکوا.
قال، فقلت له: زدنی یا ابن رسول الله، فقال: حدثنی أبی، عن جدی، عن آبائه (علیهم السلام) قال: قال امیرالمومنین (علیه السلام): انکم لن تسعوا الناس بأموالکم فسعوهم بطلاقة الوجه، و حسن اللقاء، فانی سمعت رسول الله یقول: انکم لن تسعوا الناس بأموالکم فسعوهم بأخلاقکم.
قال، فقلت له: زدنی یابن رسول الله، فقال حدثنی أبی، عن جدی، عن آبائه (علیهم السلام)، قال، قال امیرالمومنین (علیه السلام): من عتب علی الزمان طالت معتبته.
قال، فقلت له: زدنی یابن رسول الله، فقال حدثنی أبی، عن جدی، عن آبائه (علیهم السلام)، قال، قال امیرالمومنین (علیه السلام): مجالسة الأشرار تورث سوء الظن بالخیار.
قال، فقلت له: زدنی یابن رسول الله، فقال حدثنی أبی، عن جدی، عن آبائه (علیهم السلام)، قال، قال امیرالمومنین (علیه السلام): بئس الزاد الی المعاد العدوان علی العباد.
قال، فقلت له: زدنی یابن رسول الله، فقال حدثنی أبی، عن جدی، عن آبائه (علیهم السلام)، قال، قال امیرالمومنین (علیه السلام): قیمة کل امری ما یحسنه.
قال، فقلت له: زدنی یابن رسول الله، فقال حدثنی أبی، عن جدی، عن آبائه (علیهم السلام)، قال، قال امیرالمومنین (علیه السلام) المرء مخبو تحت لسانه.
قال، فقلت له: زدنی یابن رسول الله، فقال حدثنی أبی، عن جدی، عن آبائه (علیهم السلام)، قال، قال امیرالمومنین (علیه السلام): ما هلک امرؤ عرف قدره.
قال، فقلت له: زدنی یابن رسول الله، فقال حدثنی أبی، عن جدی، عن آبائه (علیهم السلام)، قال، قال امیرالمومنین (علیه السلام): التدبیر قبل العمل یومنک من الندم.
قال، فقلت له: زدنی یابن رسول الله، فقال حدثنی أبی، عن جدی، عن آبائه (علیهم السلام)، قال، قال امیرالمومنین (علیه السلام): من وثق بالزمان، صرع.
قال، فقلت له: زدنی یابن رسول الله، فقال حدثنی أبی، عن جدی، عن آبائه (علیهم السلام)، قال، قال امیرالمومنین (علیه السلام): خاطر بنفسه من استغنی برأیه.
قال، فقلت له: زدنی یابن رسول الله، فقال حدثنی أبی، عن جدی، عن آبائه (علیهم السلام)، قال، قال امیرالمومنین (علیه السلام): قلة العیال أحد الیسارین.
قال، فقلت له: زدنی یابن رسول الله، فقال حدثنی أبی، عن جدی، عن آبائه (علیهم السلام)، قال، قال امیرالمومنین (علیه السلام): من خله العجب هلک.
قال، فقلت له: زدنی یابن رسول الله، فقال حدثنی أبی، عن جدی، عن آبائه (علیهم السلام)، قال، قال امیرالمومنین (علیه السلام): من أیقن بالخلف جاد بالعطیة.
قال، فقلت له: زدنی یابن رسول الله، فقال حدثنی أبی، عن جدی، عن آبائه (علیهم السلام)، قال، قال امیرالمومنین (علیه السلام): من رضی بالعافیة ممن دونه رزق السلامة ممن فوقه.
قال، فقلت له: حسبی.(120)
و در همان کتاب از حضرت عبدالعظیم بن عبدالله حسنی روایت کرده که گوید، به امام جواد (علیه السلام) عرض کردم: حدیثی برای من از پدران بزرگوارت روایت کن، فرمود: پدرم از جدش از پدران بزرگوارش از امیرالمومنین (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: همیشه حال مردم خوب است، تا با هم تفاوت دارند و چون برابر گردند، هلاک شوند.
به وی عرض کردم، برایم بیفزا، یابن رسول الله! فرمود: پدرم از جدم از پدرانش روایت کرده امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود: اگر به راز هم آگاه می شدید، همدیگر را به خاک نمی سپردید.
گوید، عرض کردم: برایم بیفزا، یابن رسول الله! فرمود: پدرم از جدم از پدرانش باز گفت که امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود: شما نمی توانید همه مردم را به اموال خود راضی کنید، پس خشنودی آنها را با خوشرویی و خوش برخوردی به سوی خود جلب کنید، که من از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم، می فرمود: مال شما به همه مردم رسا نیست، پس اخلاق خود را به آنها برسانید.
گوید، عرض کردم: یابن رسول الله، برایم بیفزا! فرمود: پدرم از جدم از پدرانش برایم باز گفت که امیرالمومنین فرمود: هر کس از زمانه کله کند، شکوه او به درازا کشد.
گوید، عرض کردم: یابن رسول الله، برایم بیفزا! فرمود: پدرم از جدم از پدرانش برایم گفت که امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود: همنشینی با بدان، باعث بدگمانی به نیکان است.
باز گفت که امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود: ستم بر بندگان خدا چه بد توشه ای برای روز جزا است.
برایم گفت که امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود: ارزش هر مردی (در گرو) کاری است که آن را نیکو انجام دهد.
گوید، عرض کردم: یابن رسول الله، برایم بیفزا! فرمود: پدرم از جدم از پدرانش برایم بازگفت که امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود: مرد زیر زبانش پنهان است.
گوید، عرض کردم: یابن رسول الله، برایم بیفزا! فرمود: پدرم از جدم از پدرانش برایم گفت که امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود: مری که اندازه خود را بداند، هلاک نشود.
گوید، عرض کردم: یابن رسول الله، برایم بیفزا! فرمود: پدرم از جدم از پدرانش برایم گفت که امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود: تدبیر پیش از کار، تو را از پشیمانی در امان دارد.
گوید، عرض کردم: یابن رسول الله، برایم بیفزا! فرمود: پدرم از جدم از پدرانش برایم گفت که امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود: هر که به زمان تکیه کند، به زمین می خورد.
گوید، عرض کردم: یابن رسول الله، برایم بیفزا! فرمود: پدرم از جدم از پدرانش برایم گفت که امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود: خود رأی، خویش را در خطر اندازد.
گوید، عرض کردم: یابن رسول الله، برایم بیفزا! فرمود: پدرم از جدم از پدرانش برایم گفت که امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود: کمی عیال یکی از دو بخش، وسعت و آسانی زندگی است.
گوید، عرض کردم: یابن رسول الله، برایم بیفزا! فرمود: پدرم از جدم از پدرانش برایم گفت که امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود: هر کس خودبین شود، نابود گردد.
گوید، عرض کردم: یابن رسول الله، برایم بیفزا! فرمود: پدرم از جدم از پدرانش برایم گفت که امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود: هر که به جایگزین (در انفاق) یقین داشت باشد، عطا بخش است.
گوید، عرض کردم: یابن رسول الله، برایم بیفزا! فرمود: پدرم از جدم از پدرانش برایم بازگفت که امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود: هر که به عافیت زیر دستش خشنود باشد، از بالادست خود سالم ماند.
در اینجا من عرض کردم: مرا بس است.

آنچه شب ها به مردم کوفه ندا می کردند

13 - و فیه أیضا بسنده عن محمد بن قیس، عن أبی جعفر (علیه السلام) قال: کان امیرالمومنین (علیه السلام) بالکوفة اذا صلی العشاء الاخرة ینادی الناس ثلاث مرات حتی یسمع أهل المسجد: أیها الناس، تجهزوا رحمکم الله فقد نودی فیکم بالرحیل، فما التعرج علی الدنیا بعد نداء فیها بالرحیل، تجهزوا رحمکم الله و انتقلوا بأفضل ما بحضرتکم من الزاد و هو التقوی، و اعلموا، أن طریقکم الی المعاد، و ممرکم علی الصراط، و الهول الأعظم أمامکم، علی طریقکم عقبة کؤودة، و منازل مهولة مخوفة، لابد لکم من الممر علیها، و الوقوف بها، فاما برحمة من الله فنجاة من هولها، و عظم خطرها، و فظاعة منظرها، و شدة مختبرها، و اما بهلکة لیس بعدها انجبار.(121)
و در همان کتاب به سندش از محمد بن قیس از امام باقر (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: شیوه امیرالمومنین (علیه السلام) در کوفه این بود چون نماز عشا را می خواند، سه بار به مردم فریاد می کرد، که همه می شنیدند، می فرمود: ای مردم! بار خود را ببندید، خدا شما را رحمت کند، که بر شما جار کوچ کشیدند، این چه رویی است که به دنیا دارید، پس از جار کوچ، از آن بار خود را ببندید. خدایتان رحمت کناد - و بهترین توشه را که دارید - با خود بردارید و آن تقوا است و بدانید راه شما به معاد است و گذر شما بر - صراط - و بزرگ ترین هراس جلوی راه شما است و گردنه سختی در پیش دارید و منازل هراسناکی که ناچارید از آن بگذرید و بر آن بپایید، یا به رحمت خدا از هراس آن نجات یابید و از خطر بزرگش و منظره دلخراش و آزمایش سختش و یا به هلاکتی رسید که پس از آن جبرانی نیست.
14 - فی تفسیر علی بن ابراهیم: قال امیرالمومنین (علیه السلام) - یوما و قد تبع جنازة فسمع رجلا یضحک - فقال: کأن الموت فیها علی غیرنا کتب، و کأن الحق فیها علی غیرنا وجب، و کأن الذی نسمع من الأموات سفر عما قلیل الینا راجعون، ننزلهم أجداثهم. و نأکل تراثهم کأنا مخلدون بعدهم، قد نسینا کل واعظة، و رمینا بکل جائحة.
أیها الناس، طوبی لمن شغله عیبه عن عیوب الناس، و تواضع من غیر منقصة، و جالس أهل التفقه و الرحمة، و خالط أهل الذل و المسکنة، و أنفق مالا جمعه فی غیر معصیة.
أیها الناس، طوبی لمن ذل فی نفسه، و طاب کسبه، و صلحت سریرته، و حسنت خلیقته، و أنفق الفضل من ماله، و أمسک الفضل من کلامه، و عدل عن الناس شره و سعته السنة و لم یتعد الی البدعة.
یا أیها الناس، طوبی لمن لزم بیته، و أکل کسرته، و بکی علی خطیئته، و کان من نفسه فی تعب و الناس منه فی الراحة.(122)
و در کتاب تفسیر علی بن ابراهیم رحمه الله آمده که امیرالمومنین روزی به دنبال جنازه ای می رفت، شنید مردی می خندد، حضرت فرمود: گویا مرگ در این جهان بر دیگران جز ما نوشته شده و گویا در این دنیا حق بر دیگران واجب گردیده و گویا آنچه از سفر مردگان می شنویم، به زودی به سوی ما باز می گردند! آنها را در گورشان فرود آورده و میراثشان را می خوریم، به گونه ای که پس از آنها برای همیشه خواهیم ماند! هر اندرز دهنده ای را از یاد برده و هر بلا و گرفتاری را از سر گذرانده ایم!
ای مردم! خوش به حال کسی که او را عیب های خودش از بررسی عیب های دیگران سرگرم کند و بی آن که کاستی و کمی در او باشد، فروتنی کند و با فقیهان و مهرورزان همنشینی کند و با مسکینان و افتادگان آمیزش داشته باشد و مالی را که فراهم کرده، در راه فرمانبرداری خدا انفاق کند.
ای مردم! خوشا به حال کسی که در پیش خود خوار باشد، کسب و کارش پاک و رفتارش صالح و اخلاقش نیکو و فزونی مالش را بپردازد و از زیادی سخنش خودداری کند، شر خود را از مردم بگرداند، سنت پیامبر او را فرا گیرد و به بدعت روی نیاورد.
ای مردم! خوشا به حال کسی که ملازم خانه خود باشد و تکه نان خود را بخورد و بر خطاکاریهای خود بگرید، بر اثر عبادت، از نفس خود در رنج باشد و مردم از (دست) وی آسوده باشند.
15 - فی قرب الاسناد بسنده عن أبی البختری، عن جعفر، عن أبیه علیهما السلام، أن علیا (علیه السلام) قال لرجل و هو یوصیه: خذ منی خمسا: لا یرجون أحدکم الا ربه، و لا یخاف الا ذنبه، و لا یستحی أن یتعلم مالا یعلم، و لا یستحی اذا سئل عما لا یعلم أن یقول: لا أعلم، واعلموا أن الصبر من الایمان بمنزلة الرأس من الجسد.(123)
و در کتاب قرب الاسناد به سند خود از ابی البختری از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: علی (علیه السلام) به مردی که به او وصیت می فرمود، چنین گفت: پنج چیز را از من یادگیر:
هیچ یک از شما جز به پروردگار خود امیدی نداشته باشد و جز از گناه خود نترسد و شرم نکند که بیاموزد آنچه را نمی داند و شرم نکند از چیزی که از او می پرسند و نمی داند، از این که بگوید: نمی دانم و بدانید که نسبت صبر به ایمان، همانند نسبت سر به بدن می باشد.