فهرست کتاب


گلچین حکمت

سید هاشم رسولی محلاتی

از کتاب مطالب السئول شافعی

8 - فی مطالب السئول و من خطبه (علیه السلام): أما بعد فان الدنیا قد أدبرت و آذنت بوداع، و ان الاخرة قد أقبلت و أشرفت باطلاع، و ان الیوم المضمار، و غدا السباق، و السبقد الجنة، و الغاید النار، أفلا تائب من خطیئته قبل منیته، ألا عامل لنفسه قبل یوم بؤسه، ألا و انکم فی أیام أمل من ورائه أجل، فمن عمل فی أیام أمله قبل حضور أجله فقد نعفه عمله و لم یضرره أجله، ألا فاعملوا فی الرغبة کما تعملون فی الرهبد، ألا و انی لم أرکالجنة نام طالبها، و لا کالنار نام هاربها، ألا و انه من لا ینفعه الحق یضرره الباطل، و من لا یستقیم به الهدی یجر به الضلال، ألا و انکم قد أمرتم بالظعن و دللتم علی الزاد، و ان أخوف ما أخاف به علیکم اتباع الهوی و طول الأمل، تزودوا فی الدنیا ما تحرزون به أنفسکم غدا.(116)
در کتاب مطالب السئول شافعی از جمله خطبه های آن حضرت است که فرمود: اما بعد؛ دنیا روی باز گردانده و وداع خویش را اعلام داشته و آخرت روی آور شده و طلایه آن آشکار گردیده است.
آگاه باشید! امروز، روز تمرین و آمادگی و فردا روز مسابقه است؛ جایزه برندگان، بهشت و سرانجام عقب ماندگان، آتش دوزخ خواهد بود.
آیا کسی یافت می شود که پیش از فرا رسیدن مرگش، از خطاهایش توبه کند؟
آیا انسانی پیدا می شود که قبل از رسیدن روز بیچارگی اش، عمل نیکی برای خود انجام دهد؟
آگاه باشید! به راستی شما در دوران آرزویی به سر می برید که اجل و مرگ به دنبال آن خواهد بود، با این حال هر کس پیش از رسیدن اجلش، در همان دوران آرزوهایش به عمل پردازد، اعمالش به او منفعت می بخشد و مرگش به او زیانی نمی رساند و آنکس که در ایام آرزو، پیش از فرا رسیدن أجل در عمل کوتاهی کند، گرفتار خسران شده و فرا رسیدن أجل برای وی زیان بخش است.
آگاه باشید! همان طور که به هنگام ترس و ناراتی برای خدا عمل می کنید، به هنگام خوشی و آسایش نیز عمل نمایید.
آگاه باشید! من هرگز چیزی مانند بهشت ندیدم که خواستارانش به خواب رفته باشند، و نه همانند آتش دوزخ؛ که فراریان از آن، این چنین در خواب فرو رفته باشند. خوب بدانید! آنها که حق به آنها سودی نرساند، زیان باطل، دامنشان را فرا خواهد گرفت، و آن کس که هدایت، راهنمایش نگردد گمراهی او را به هلاکت می کشاند.
آگاه باشید! فرمان کوچ درباره شما صادر گردید و به زاد و توشه آخرت راهنمایی شده اید. و به راستی وحشتناکترین چیزی که بر شما بیمناکم دو چیز است: یکی، هوا پرستی و دیگری، آرزوهای دور و دراز. در این دنیا زاد و توشه ای برگیرید که فردا خود را با آن حفظ کنید.

درسی آموزنده به پیری سالخورده و پاسخی به زیدبن صوحان عبدی

9 - فی معانی الأخبار بسنده عن موسی بن جعفر، عن أبیه، عن جده، عن علی بن الحسین عن أبیه (علیه السلام) قال: بینا امیرالمومنین (علیه السلام) ذات یوم جالس مع أصحابه یعبیهم للحرب، اذا أتاه شیخ علیه شخبة السفر فقال: أین امیرالمومنین؟ فقیل: هو ذا، فسلم علیه ثم قال: یا امیرالمومنین، انی أتیتک من ناحیة الشام و أنا شیخ کبیر قد سمعت فیک من الفضل مالا أحصی، و انی أظنک ستغتال فعلمنی مما علمک الله، قال: نعم. یا شیخ، من اعتدل یوماه فهو مغبون، و من کانت الدنیا همته اشتدت حسرته عند فراقها، و من کانت غده شر یومیه فمحروم، و من لم یبال مارزأ من آخرته اذا سلمت له دنیاه فهو هالک، و من لم یتعاهد النقص من نفسه غلب علیه الهوی، و من کان فی نقص فالموت خیرله.
یا شیخ، ان الدنیا خضرة حلوة و لها أهل، و ان الاخرة لها أهل، ظلفت أنفسهم عن مفاخرة أهل الدنیا لا یتنافسون فی الدنیا، و لا یفرحون بغضارتها، و لا یحزنون لبؤسها.
یا شیخ، من خاف البیات قل نومه، ما أسرع اللیالی و الأیام فی عمر العبد، فاخزن لسانک، و عد کلامک یقل کلامک الا بخیر.
یا شیخ، ارض للناس ما ترضی لنفسک، و أت الی الناس ما تحب أن یوتی الیک.
ثم أقبل علی أصحابه فقال: أیها الناس، أما ترون الی أهل الدنیا یمسون و یصبحون علی أحوال شتی، فبین صریع یتلوی، و بین عائد و معود و آخر بنفسه یجود، و آخر لا یرجی و آخر مسجی و طالب الدنیا و الموت یطلبه، و غافل و لیس بمغفول عنه، و علی أثر الماضی یصیر الباقی.
فقال له زیدبن صوحان العبدی:
یا امیرالمومنین، أی سلطان أغلب و أقوی؟ قال: الهوی.
قال: فأی ذل أذل؟ قال: الحرص علی الدنیا.
قال: فأی فقر أشد؟ قال: الکفر بعد الایمان.
قال فأی دعوة أضل؟ قال الداعی بما لا یکون.
قال، فأی عمل أفضل؟ قال: التقوی.
قال: فأی عمل أنجح؟ قال: طلب ما عندالله.
قال: فأی صاحب شر؟ قال: المزین لک معصیة الله.
قال: فأی الخلق أشقی؟ قال: من باع دینه بدنیا غیره.
قال: فأی الخلق أقوی؟ قال: الحلیم.
قال: فأی الخلق أشح؟ قال: من أخذ المال من غیر حله فجعله فی غیر حقه.
قال: فأی الناس أکیس؟ قال: من أبصر رشده من غیه فمال الی رشده.
قال: فمن أحلم الناس؟ قال: الذی لا یغضب.
قال: فأی الناس أثبت رأیا؟ قال: من لم یغره الناس من نفسه، و لم تغره الدنیا بتشوفها.
قال: فأی الناس أحمق؟ قال: المغتر بالدنیا و هو یری ما فیها من تقلب أحوالها.
قال: فأی الناس أشد حسرة؟ قال: الذی حرم الدنیا والاخرة ذلک هو الخسران المبین.
قال: فأی الخلق أعمی؟ قال: الذی عمل لغیر الله، یطلب بعمله الثواب من عندالله عزوجل.
قال: فأی القنوع أفضل؟ قال: القانع بما أعطاه الله.
قال: فأی المصائب أشد؟ قال، المصیبة بالدین.
قال: فأی الأعمال أحب الی الله عزوجل؟ قال: انتظار الفرج.
قال: فأی الناس خیر عندالله عزوجل؟ قال: أخوفهم لله، و أعملهم بالتقوی، و أزهدهم فی الدنیا.
قال: فأی الکلام أفضل عندالله عزوجل؟ قال: کثرة ذکره، و التضرع الیه، و دعاؤه.
قال: فأی القول أصدق؟ قال: شهادة أن لا اله الا الله.
قال: فأی الأعمال أعظم عندالله عزوجل؟ قال: التسلیم و الورع.
قال: فأی الناس أکرم؟ قال: من صدق فی المواطن.(117)
شیخ صدوق رحمه الله در کتاب معانی الاخبار به سندش از امام موسی بن جعفر از پدران بزرگوارش از امام حسین (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: روزی امیرالمومنین (علیه السلام) با اصحاب و یاران خود نشسته بود و آنان را برای جنگ آماده می ساخت، ناگهان نزد آن حضرت پیر مردی آمد که رنج سفر در چهره اش دیده می شد و پرسید: امیرالمومنین کجاست؟ آن حضرت را به او نشان داده و گفتند: او است. پیش آمد، پس از سلام عرض کرد:
ای امیرالمومنین! پیری فرتوتم که از ناحیه شام خدمت شما آمده ام و فضایل بی شماری درباره شما شنیده ام و گمانم آن است که شما را غافلگیرانه خواهند کشت؛ از این رو از آن علومی که خداوند به شما تعلیم کرده، به من یاد ده. حضرت فرمود: آری، ای پیر مرد! کسی که دو روز زندگی او یکسان باشد، مغبون و فریب خورده است و کسی که همت و هدفش دنیا باشد، حسرت و افسوس او در هنگام جدایی از آن سخت خواهد بود و کسی که فردای او بدتر از امروزش باشد، محروم و نومید است و کسی که با سالم ماندن دنیای خود، از کمبود آخرتش پروایی ندارد، هلاک گشته و کسی که کمبود خویش را بررسی نکند، هوای نفس بر وی چیره گردد و کسی که رو به نقصان و کمبود باشد، مرگ برایش بهتر است.
ای پیرمرد! به راستی که دنیا سرسبز و شیرین است و آن را دل بستگانی است و آخرت نیز اهلی دارد که خود را از فخر ورزیدن اهل دنیا باز داشته و در رسیدن به دنیا با یکدیگر رقابتی ندارند و به زرق و برق آن خوشحال نگشته و از سختی آن اندوهگین نشوند.
ای پیرمرد! کسی که از شبیخون بترسد، خوابش اندک است، چقدر شتابان است، شب ها و روزها در عمر بنده خدا، زبانت را در بند کن و سخنت را به شمار درآور که بدین ترتیب گفتارت جز در سخن نیک اندک می گردد.
ای پیرمرد! بخواه برای مردم، هر چه را برای خود می خواهی و به گونه ای نزد مردم برو، که دوست داری به همانگونه مردم نزد تو آیند.
سپس رو به اصحاب و یاران خود کرد و فرمود: ای مردم! آیا اهل دنیا را نمی بینید که شب و روز خود را به حالت های گوناگونی به سر می برند؟ برخی روی زمین افتاده (از درد) به خود می پیچد و عده ای به عیادت (بیمار) رفته و یا بیماری است که به عیادتش آمده اند و آن دیگری در حال جان دادن است و آن یک را امید از او بریده و آن دیگری را در کفن پیچیده اند و آن یک در طلب دنیا است؛ در حالی که مرگ در جست و جوی او است و آن دیگری در بی خبری است؛ در صورتی که ماموران الهی از او غافل نیستند و آنان که به جای مانده اند به دنبال گذشتگان و رفتگان در حرکتند.
زیدبن صوحان عبدی عرض کرد:
یا امیرالمومنین! کدام زورمند چیره تر و نیرومندتر است؟ فرمود: هوای نفس.
- کدام خواری خوارتر است؟ فرمود: حرص بر دنیا.
- کدام نداری و نیازمندی سخت تر است؟ فرمود: کافر شدن پس از ایمان.
- کدام دعوت گمراه کننده تر است؟ فرمود: آن که دعوت کند به چیزی که وجود ندارد.
- کدام عمل برتر است؟ فرمود: پرهیزکاری.
- کدام عمل رستگارتر است؟ فرمود: درخواست آنچه نزد خدا است.
- کدام همدم و مصاحب بدتر است؟ فرمود: آن که دینش را به دنیای دیگری بفروشد.
- کدام مردم نیرومندترند؟ فرمود: بردبار.
- کدام کس بخیل تر است؟ فرمود: آن که مال حرام به دست آورد و در غیر حق صرف کند.
- کدام مردم زیرک تر است؟ فرمود: کسی که راه حق را از باطل بشناسد و به حق گراید.
- کدام کس بردبارتر است؟ فرمود: آن که خشم نگیرد.
- کدام کس رأی ثابت تر دارد؟ فرمود: آن که مردم از خود نفریبندش و دنیا به خود آرایی، او را نفریبد.
- کدام مردم احمق است؟ فرمود: آن که زیر و رو شدن دنیا را ببیند و فریفته آن گردد.
- کدام یک از مردم افسوسش بیشتر از دیگران است؟ فرمود: آن که از دنیا و آخرت محروم است که آن زیان آشکاری است.
- کدام مردم کورترند؟ فرمود: آن که برای غیر خدا عمل کند و ثواب آن را از خداوند - عزوجل - خواهد.
- کدام قناعت بهتر است؟ فرمود: قانع شدن به آنچه خدا به او داده است.
- کدام مصیبت سخت تر است؟ فرمود: مصیبت در دین.
- کدام عملی نزد خدا محبوبتر است؟ فرمود: انتظار فرج.
- کدام یک از مردم نزد خدا بهترند؟ فرمود: ترساتر، باتقواتر، و زاهدترشان در دنیا.
- کدام سخن نزد خدای - عزوجل - بهتر است؟ فرمود: ذکر بسیار، زاری و دعا به درگاهش.
- کدام گفتار راست تر است؟ فرمود: شهادت به این که معبود حقی جز خدا نیست.
کدام عمل پیش خدا بزرگ تر است؟ فرمود: تسلیم و ورع.
- کدام یک از مردم گرامی ترند؟ فرمود: آن که به راستی در همه جبهه ها عمل کند.
10 - فی أمالی الصدوق بسنده عن اسماعیل بن مسلم، عن الصادق جعفر بن محمد، عن أبیه، عن آبائه (علیهم السلام) قال: قال امیرالمومنین (علیه السلام): کانت الفقهاء و الحکماء اذا کاتب بعضهم بعضا کبتوا بثلاث لیس معهنت رابعة: من کانت الاخرة همه کفاه الله همه من الدنیا، و من أصلح سریرته أصلح علانیته، و من أصلح فیما بینه و بین الله عزوجل أصلح الله له فیما بینه و بین الناس.(118)
در امالی صدوق به سند خود از امام صادق (علیه السلام) از پدران بزرگوارش از امیرالمومنین (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: رسم فقیهان و فرزانگان این گونه بود که هرگاه برای یکدیگر نامه نگاری می کردند، در نامه خود سه چیز می نوشتند که چهارمی نداشت: کسی که همت و اندوهش آخرت باشد، خداوند اندوه دنیایش را کفایت فرماید؛ هر کس درون خود را اصلاح کند، خداوند برونش را اصلاح کند؛ کسی که میان خود و خدایش اصلاح کند، خداوند میان وی و مردم را اصلاح کند.
11 - و فیه أیضا: قال امیرالمومنین (علیه السلام) فی بعض خطبه: أیها الناس، ان الدنیا دار فناء والاخرة دار بقاء، فخذوا من ممرکم لمقرکم، و لا تهتکوا أستارکم عند من لا یخفی علیه أسرارکم، و أخرجوا من الدنیا قلوبکم من قبل أن تخرج منها أبدانکم، ففی الدنیا حییتم، و للاخرة خلقتم، انما الدنیا کالسم یأکله من لا یعرفه، ان العبد اذا مات قالت الملائکة: ما قدم، و قال الناس: ما أخر، فقدموا فضلا یکن لکم و لا تؤخروا کلا یکن علیکم، فان المحروم من حرم خیر ماله، و المغبوط من ثقل بالصدقات و الخیرات موازینه، و أحسن فی الجنة بها مهاده، و طیب علی الصراط بها مسلکه.(119)
همچنین در آن آمده است: امیرالمومنین (علیه السلام) در یکی از سخنرانی های خود فرمود: ای مردم به راستی دنیا خانه نیستی و آخرت خانه ماندنی است، از گذرگاه خود توشه گیرید برای قرارگاه خویش، پرده خود را ندرید نزد کسی که اسرار بر او پوشیده نیست و دلهای خود را از دنیا بیرون کشید، پیش از آن که تن های شما را بیرون برند، که در دنیا زنده شدید و برای آخرت آفریده شدید. همانا دنیا چون زهر است، کسی آن را می خورد که وی را نمی شناسد.
به راستی بنده که بمیرد، فرشتگان گویند: چه پیش فرستاد و مردم گویند: چه بر جای گذاشت؟ بهره ای پیش فرستید که از آن شما می باشد همه را پسانداز نکنید که بر زیان شما است. به راستی محروم کسی است که از بهره مال خود بی نصیب باشد و بر کسی رشک برد که میزانش از صدقه ها و خیرها سنگین است و در بهشت بستر خود گسترده داشته و راه صراط خود را پاک کرده است.

حدیثی جالب از حضرت عبدالعظیم حسنی (علیه السلام)

12 - و فیه أیضا: بسنده عن عبدالعظیم الحسنی، عن محمد بن علی، قال: قلت له: حدثنی بحدیث عن آبائک، قال: حدثنی أبی عن جده، عن آبائه، قال: قال امیرالمومنین (علیه السلام): لا یزال الناس بخیر ما تفاوتو؛ فاذا استووا هلکوا.
قال، فقلت له: زدنی یا ابن رسول الله، فقال: حدثنی أبی، عن جدی، عن آبائه (علیهم السلام) قال: قال امیرالمومنین (علیه السلام): انکم لن تسعوا الناس بأموالکم فسعوهم بطلاقة الوجه، و حسن اللقاء، فانی سمعت رسول الله یقول: انکم لن تسعوا الناس بأموالکم فسعوهم بأخلاقکم.
قال، فقلت له: زدنی یابن رسول الله، فقال حدثنی أبی، عن جدی، عن آبائه (علیهم السلام)، قال، قال امیرالمومنین (علیه السلام): من عتب علی الزمان طالت معتبته.
قال، فقلت له: زدنی یابن رسول الله، فقال حدثنی أبی، عن جدی، عن آبائه (علیهم السلام)، قال، قال امیرالمومنین (علیه السلام): مجالسة الأشرار تورث سوء الظن بالخیار.
قال، فقلت له: زدنی یابن رسول الله، فقال حدثنی أبی، عن جدی، عن آبائه (علیهم السلام)، قال، قال امیرالمومنین (علیه السلام): بئس الزاد الی المعاد العدوان علی العباد.
قال، فقلت له: زدنی یابن رسول الله، فقال حدثنی أبی، عن جدی، عن آبائه (علیهم السلام)، قال، قال امیرالمومنین (علیه السلام): قیمة کل امری ما یحسنه.
قال، فقلت له: زدنی یابن رسول الله، فقال حدثنی أبی، عن جدی، عن آبائه (علیهم السلام)، قال، قال امیرالمومنین (علیه السلام) المرء مخبو تحت لسانه.
قال، فقلت له: زدنی یابن رسول الله، فقال حدثنی أبی، عن جدی، عن آبائه (علیهم السلام)، قال، قال امیرالمومنین (علیه السلام): ما هلک امرؤ عرف قدره.
قال، فقلت له: زدنی یابن رسول الله، فقال حدثنی أبی، عن جدی، عن آبائه (علیهم السلام)، قال، قال امیرالمومنین (علیه السلام): التدبیر قبل العمل یومنک من الندم.
قال، فقلت له: زدنی یابن رسول الله، فقال حدثنی أبی، عن جدی، عن آبائه (علیهم السلام)، قال، قال امیرالمومنین (علیه السلام): من وثق بالزمان، صرع.
قال، فقلت له: زدنی یابن رسول الله، فقال حدثنی أبی، عن جدی، عن آبائه (علیهم السلام)، قال، قال امیرالمومنین (علیه السلام): خاطر بنفسه من استغنی برأیه.
قال، فقلت له: زدنی یابن رسول الله، فقال حدثنی أبی، عن جدی، عن آبائه (علیهم السلام)، قال، قال امیرالمومنین (علیه السلام): قلة العیال أحد الیسارین.
قال، فقلت له: زدنی یابن رسول الله، فقال حدثنی أبی، عن جدی، عن آبائه (علیهم السلام)، قال، قال امیرالمومنین (علیه السلام): من خله العجب هلک.
قال، فقلت له: زدنی یابن رسول الله، فقال حدثنی أبی، عن جدی، عن آبائه (علیهم السلام)، قال، قال امیرالمومنین (علیه السلام): من أیقن بالخلف جاد بالعطیة.
قال، فقلت له: زدنی یابن رسول الله، فقال حدثنی أبی، عن جدی، عن آبائه (علیهم السلام)، قال، قال امیرالمومنین (علیه السلام): من رضی بالعافیة ممن دونه رزق السلامة ممن فوقه.
قال، فقلت له: حسبی.(120)
و در همان کتاب از حضرت عبدالعظیم بن عبدالله حسنی روایت کرده که گوید، به امام جواد (علیه السلام) عرض کردم: حدیثی برای من از پدران بزرگوارت روایت کن، فرمود: پدرم از جدش از پدران بزرگوارش از امیرالمومنین (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: همیشه حال مردم خوب است، تا با هم تفاوت دارند و چون برابر گردند، هلاک شوند.
به وی عرض کردم، برایم بیفزا، یابن رسول الله! فرمود: پدرم از جدم از پدرانش روایت کرده امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود: اگر به راز هم آگاه می شدید، همدیگر را به خاک نمی سپردید.
گوید، عرض کردم: برایم بیفزا، یابن رسول الله! فرمود: پدرم از جدم از پدرانش باز گفت که امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود: شما نمی توانید همه مردم را به اموال خود راضی کنید، پس خشنودی آنها را با خوشرویی و خوش برخوردی به سوی خود جلب کنید، که من از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم، می فرمود: مال شما به همه مردم رسا نیست، پس اخلاق خود را به آنها برسانید.
گوید، عرض کردم: یابن رسول الله، برایم بیفزا! فرمود: پدرم از جدم از پدرانش برایم باز گفت که امیرالمومنین فرمود: هر کس از زمانه کله کند، شکوه او به درازا کشد.
گوید، عرض کردم: یابن رسول الله، برایم بیفزا! فرمود: پدرم از جدم از پدرانش برایم گفت که امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود: همنشینی با بدان، باعث بدگمانی به نیکان است.
باز گفت که امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود: ستم بر بندگان خدا چه بد توشه ای برای روز جزا است.
برایم گفت که امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود: ارزش هر مردی (در گرو) کاری است که آن را نیکو انجام دهد.
گوید، عرض کردم: یابن رسول الله، برایم بیفزا! فرمود: پدرم از جدم از پدرانش برایم بازگفت که امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود: مرد زیر زبانش پنهان است.
گوید، عرض کردم: یابن رسول الله، برایم بیفزا! فرمود: پدرم از جدم از پدرانش برایم گفت که امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود: مری که اندازه خود را بداند، هلاک نشود.
گوید، عرض کردم: یابن رسول الله، برایم بیفزا! فرمود: پدرم از جدم از پدرانش برایم گفت که امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود: تدبیر پیش از کار، تو را از پشیمانی در امان دارد.
گوید، عرض کردم: یابن رسول الله، برایم بیفزا! فرمود: پدرم از جدم از پدرانش برایم گفت که امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود: هر که به زمان تکیه کند، به زمین می خورد.
گوید، عرض کردم: یابن رسول الله، برایم بیفزا! فرمود: پدرم از جدم از پدرانش برایم گفت که امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود: خود رأی، خویش را در خطر اندازد.
گوید، عرض کردم: یابن رسول الله، برایم بیفزا! فرمود: پدرم از جدم از پدرانش برایم گفت که امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود: کمی عیال یکی از دو بخش، وسعت و آسانی زندگی است.
گوید، عرض کردم: یابن رسول الله، برایم بیفزا! فرمود: پدرم از جدم از پدرانش برایم گفت که امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود: هر کس خودبین شود، نابود گردد.
گوید، عرض کردم: یابن رسول الله، برایم بیفزا! فرمود: پدرم از جدم از پدرانش برایم گفت که امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود: هر که به جایگزین (در انفاق) یقین داشت باشد، عطا بخش است.
گوید، عرض کردم: یابن رسول الله، برایم بیفزا! فرمود: پدرم از جدم از پدرانش برایم بازگفت که امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود: هر که به عافیت زیر دستش خشنود باشد، از بالادست خود سالم ماند.
در اینجا من عرض کردم: مرا بس است.