فهرست کتاب


گلچین حکمت

سید هاشم رسولی محلاتی

سخنرانی جامعی از آن حضرت

7 - فی معانی الأخبار و الصخال بسنده عن أبی صالح العجلی، قال: شهدت امیرالمومنین - کرم الله وجهه - و هو یخطب، فقال بعد أن حمدالله تعالی و صلی علی محمد رسوله صلی الله علیه و آله: أیها الناس ان الله أرسل الیکم رسولا لیزیح به علتکم، و یوقظ به غفلتکم، و ان أخوف ما أخاف علیکم اتباع الهوی و طول الأمل، أما اتباع الهوی فیصدکم عن الحق، و أما طول الأمل فینسیکم الاخرة.
ألا و ان الدنیا قد ترحلت مدبرة، و ان الاخرة قد أقبلت مقبلة، و لکل واحد منهما بنون فکونوا من أبناء الاخرة، و لا تکونوا من أبناء الدنیا، فان الیوم عمل و لا حساب، و غد حساب و لا عمل، و اعلموا أنکم میتون و مبعوثون من بعد الموت، و محاسبون علی أعمالکم، و مجازون بها، فلا تغرنکم الحیاة الدنیا، و لا یغرنکم بالله الغرور، فانها دار بالبلاء محفوفة، و بالعناء و الغدر موصوفة، و کل ما فیها الی زوال و هی بین أهلها دول و سجال، لا تدوم أحوالها، و لا یسلم من شرها نزالها، بینا أهلها منها فی رخاء و سرور اذاهم فی بلاء و غرور، العیش فیها مذموم، و الرخاء فیها لا یدوم، أهلها فیها أهداف و أغراض مستهدفة، و کل فیها حتفه مقدور و حظه من نوائبها موفور.(115)
شیخ صدوق در کتاب معانی الاخبار و خصال به سندش از ابی صالح عجلی روایت کرده که گوید: من حضور داشتم که امیرالمومنین (علیه السلام) سخنرانی می کرد. وی پس از حمد و ثنای خدای تعالی و درود بر رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
ای مردم! به راستی خداوند برای شما پیامبری چنین فرستاد، تا بیماریتان را برطرف سازد و شما را از خواب غفلت بیدار کند و به راستی ترسناک ترین چیزی که بر شما بیمناکم، دو چیز است: پیروی هوای نفس و آرزوی دور و دراز، اما پیروی هوای نفس شما را از حق باز می دارد و آرزوی دراز آخرت را از یاد شما می برد.
هوشیار باشید که به راستی دنیا پشت کنان کوچ کرده و آخرت روکنان به سوی شما می آید و هر کدام از آن دو را فرزندانی است و شما از فرزندان آخرت باشید و از فرزندان دنیا نباشید، که امروز روز عمل و کار است و حسابی نیست و فردای قیامت روز حساب است و عملی در کار نیست و بدانید که به راستی شما خواهید مرد و پس از مرگ نیز برانگیخته خواهید شد و برای کارهای خود حسابرسی شده و کیفر خواهید شد، پس مبادا این زندگی شما را فریب دهد و به خداوند مغرورتان کند، زیرا دنیا سرایی است که با بلا و گرفتاری پیچیده شده و به رنج و بی وفایی توصیف گشته و هر آنچه در آن است، رو به زوال و نابودی می باشد و در دست دنیاداران، روی نوبت دست به دست می شود، حالت های آن دوام ندارد و آنها که در آن در آمده اند از شرش سالم نیستند، در همان حالی که در آسایش و شادمانی اند، ناگهان دچار گرفتاری و فریب می شوند، زندگی در آن نکوهش شده و آسایش در آن پایدار نیست، مردم آن در دنیا نشانه ها و هدف هایی هستند (برای بلا و گرفتاری)، مرگ همگی آنان مقدر و حتمی است و بهره شان از ناگواریهایش فراوان است.

از کتاب مطالب السئول شافعی

8 - فی مطالب السئول و من خطبه (علیه السلام): أما بعد فان الدنیا قد أدبرت و آذنت بوداع، و ان الاخرة قد أقبلت و أشرفت باطلاع، و ان الیوم المضمار، و غدا السباق، و السبقد الجنة، و الغاید النار، أفلا تائب من خطیئته قبل منیته، ألا عامل لنفسه قبل یوم بؤسه، ألا و انکم فی أیام أمل من ورائه أجل، فمن عمل فی أیام أمله قبل حضور أجله فقد نعفه عمله و لم یضرره أجله، ألا فاعملوا فی الرغبة کما تعملون فی الرهبد، ألا و انی لم أرکالجنة نام طالبها، و لا کالنار نام هاربها، ألا و انه من لا ینفعه الحق یضرره الباطل، و من لا یستقیم به الهدی یجر به الضلال، ألا و انکم قد أمرتم بالظعن و دللتم علی الزاد، و ان أخوف ما أخاف به علیکم اتباع الهوی و طول الأمل، تزودوا فی الدنیا ما تحرزون به أنفسکم غدا.(116)
در کتاب مطالب السئول شافعی از جمله خطبه های آن حضرت است که فرمود: اما بعد؛ دنیا روی باز گردانده و وداع خویش را اعلام داشته و آخرت روی آور شده و طلایه آن آشکار گردیده است.
آگاه باشید! امروز، روز تمرین و آمادگی و فردا روز مسابقه است؛ جایزه برندگان، بهشت و سرانجام عقب ماندگان، آتش دوزخ خواهد بود.
آیا کسی یافت می شود که پیش از فرا رسیدن مرگش، از خطاهایش توبه کند؟
آیا انسانی پیدا می شود که قبل از رسیدن روز بیچارگی اش، عمل نیکی برای خود انجام دهد؟
آگاه باشید! به راستی شما در دوران آرزویی به سر می برید که اجل و مرگ به دنبال آن خواهد بود، با این حال هر کس پیش از رسیدن اجلش، در همان دوران آرزوهایش به عمل پردازد، اعمالش به او منفعت می بخشد و مرگش به او زیانی نمی رساند و آنکس که در ایام آرزو، پیش از فرا رسیدن أجل در عمل کوتاهی کند، گرفتار خسران شده و فرا رسیدن أجل برای وی زیان بخش است.
آگاه باشید! همان طور که به هنگام ترس و ناراتی برای خدا عمل می کنید، به هنگام خوشی و آسایش نیز عمل نمایید.
آگاه باشید! من هرگز چیزی مانند بهشت ندیدم که خواستارانش به خواب رفته باشند، و نه همانند آتش دوزخ؛ که فراریان از آن، این چنین در خواب فرو رفته باشند. خوب بدانید! آنها که حق به آنها سودی نرساند، زیان باطل، دامنشان را فرا خواهد گرفت، و آن کس که هدایت، راهنمایش نگردد گمراهی او را به هلاکت می کشاند.
آگاه باشید! فرمان کوچ درباره شما صادر گردید و به زاد و توشه آخرت راهنمایی شده اید. و به راستی وحشتناکترین چیزی که بر شما بیمناکم دو چیز است: یکی، هوا پرستی و دیگری، آرزوهای دور و دراز. در این دنیا زاد و توشه ای برگیرید که فردا خود را با آن حفظ کنید.

درسی آموزنده به پیری سالخورده و پاسخی به زیدبن صوحان عبدی

9 - فی معانی الأخبار بسنده عن موسی بن جعفر، عن أبیه، عن جده، عن علی بن الحسین عن أبیه (علیه السلام) قال: بینا امیرالمومنین (علیه السلام) ذات یوم جالس مع أصحابه یعبیهم للحرب، اذا أتاه شیخ علیه شخبة السفر فقال: أین امیرالمومنین؟ فقیل: هو ذا، فسلم علیه ثم قال: یا امیرالمومنین، انی أتیتک من ناحیة الشام و أنا شیخ کبیر قد سمعت فیک من الفضل مالا أحصی، و انی أظنک ستغتال فعلمنی مما علمک الله، قال: نعم. یا شیخ، من اعتدل یوماه فهو مغبون، و من کانت الدنیا همته اشتدت حسرته عند فراقها، و من کانت غده شر یومیه فمحروم، و من لم یبال مارزأ من آخرته اذا سلمت له دنیاه فهو هالک، و من لم یتعاهد النقص من نفسه غلب علیه الهوی، و من کان فی نقص فالموت خیرله.
یا شیخ، ان الدنیا خضرة حلوة و لها أهل، و ان الاخرة لها أهل، ظلفت أنفسهم عن مفاخرة أهل الدنیا لا یتنافسون فی الدنیا، و لا یفرحون بغضارتها، و لا یحزنون لبؤسها.
یا شیخ، من خاف البیات قل نومه، ما أسرع اللیالی و الأیام فی عمر العبد، فاخزن لسانک، و عد کلامک یقل کلامک الا بخیر.
یا شیخ، ارض للناس ما ترضی لنفسک، و أت الی الناس ما تحب أن یوتی الیک.
ثم أقبل علی أصحابه فقال: أیها الناس، أما ترون الی أهل الدنیا یمسون و یصبحون علی أحوال شتی، فبین صریع یتلوی، و بین عائد و معود و آخر بنفسه یجود، و آخر لا یرجی و آخر مسجی و طالب الدنیا و الموت یطلبه، و غافل و لیس بمغفول عنه، و علی أثر الماضی یصیر الباقی.
فقال له زیدبن صوحان العبدی:
یا امیرالمومنین، أی سلطان أغلب و أقوی؟ قال: الهوی.
قال: فأی ذل أذل؟ قال: الحرص علی الدنیا.
قال: فأی فقر أشد؟ قال: الکفر بعد الایمان.
قال فأی دعوة أضل؟ قال الداعی بما لا یکون.
قال، فأی عمل أفضل؟ قال: التقوی.
قال: فأی عمل أنجح؟ قال: طلب ما عندالله.
قال: فأی صاحب شر؟ قال: المزین لک معصیة الله.
قال: فأی الخلق أشقی؟ قال: من باع دینه بدنیا غیره.
قال: فأی الخلق أقوی؟ قال: الحلیم.
قال: فأی الخلق أشح؟ قال: من أخذ المال من غیر حله فجعله فی غیر حقه.
قال: فأی الناس أکیس؟ قال: من أبصر رشده من غیه فمال الی رشده.
قال: فمن أحلم الناس؟ قال: الذی لا یغضب.
قال: فأی الناس أثبت رأیا؟ قال: من لم یغره الناس من نفسه، و لم تغره الدنیا بتشوفها.
قال: فأی الناس أحمق؟ قال: المغتر بالدنیا و هو یری ما فیها من تقلب أحوالها.
قال: فأی الناس أشد حسرة؟ قال: الذی حرم الدنیا والاخرة ذلک هو الخسران المبین.
قال: فأی الخلق أعمی؟ قال: الذی عمل لغیر الله، یطلب بعمله الثواب من عندالله عزوجل.
قال: فأی القنوع أفضل؟ قال: القانع بما أعطاه الله.
قال: فأی المصائب أشد؟ قال، المصیبة بالدین.
قال: فأی الأعمال أحب الی الله عزوجل؟ قال: انتظار الفرج.
قال: فأی الناس خیر عندالله عزوجل؟ قال: أخوفهم لله، و أعملهم بالتقوی، و أزهدهم فی الدنیا.
قال: فأی الکلام أفضل عندالله عزوجل؟ قال: کثرة ذکره، و التضرع الیه، و دعاؤه.
قال: فأی القول أصدق؟ قال: شهادة أن لا اله الا الله.
قال: فأی الأعمال أعظم عندالله عزوجل؟ قال: التسلیم و الورع.
قال: فأی الناس أکرم؟ قال: من صدق فی المواطن.(117)
شیخ صدوق رحمه الله در کتاب معانی الاخبار به سندش از امام موسی بن جعفر از پدران بزرگوارش از امام حسین (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: روزی امیرالمومنین (علیه السلام) با اصحاب و یاران خود نشسته بود و آنان را برای جنگ آماده می ساخت، ناگهان نزد آن حضرت پیر مردی آمد که رنج سفر در چهره اش دیده می شد و پرسید: امیرالمومنین کجاست؟ آن حضرت را به او نشان داده و گفتند: او است. پیش آمد، پس از سلام عرض کرد:
ای امیرالمومنین! پیری فرتوتم که از ناحیه شام خدمت شما آمده ام و فضایل بی شماری درباره شما شنیده ام و گمانم آن است که شما را غافلگیرانه خواهند کشت؛ از این رو از آن علومی که خداوند به شما تعلیم کرده، به من یاد ده. حضرت فرمود: آری، ای پیر مرد! کسی که دو روز زندگی او یکسان باشد، مغبون و فریب خورده است و کسی که همت و هدفش دنیا باشد، حسرت و افسوس او در هنگام جدایی از آن سخت خواهد بود و کسی که فردای او بدتر از امروزش باشد، محروم و نومید است و کسی که با سالم ماندن دنیای خود، از کمبود آخرتش پروایی ندارد، هلاک گشته و کسی که کمبود خویش را بررسی نکند، هوای نفس بر وی چیره گردد و کسی که رو به نقصان و کمبود باشد، مرگ برایش بهتر است.
ای پیرمرد! به راستی که دنیا سرسبز و شیرین است و آن را دل بستگانی است و آخرت نیز اهلی دارد که خود را از فخر ورزیدن اهل دنیا باز داشته و در رسیدن به دنیا با یکدیگر رقابتی ندارند و به زرق و برق آن خوشحال نگشته و از سختی آن اندوهگین نشوند.
ای پیرمرد! کسی که از شبیخون بترسد، خوابش اندک است، چقدر شتابان است، شب ها و روزها در عمر بنده خدا، زبانت را در بند کن و سخنت را به شمار درآور که بدین ترتیب گفتارت جز در سخن نیک اندک می گردد.
ای پیرمرد! بخواه برای مردم، هر چه را برای خود می خواهی و به گونه ای نزد مردم برو، که دوست داری به همانگونه مردم نزد تو آیند.
سپس رو به اصحاب و یاران خود کرد و فرمود: ای مردم! آیا اهل دنیا را نمی بینید که شب و روز خود را به حالت های گوناگونی به سر می برند؟ برخی روی زمین افتاده (از درد) به خود می پیچد و عده ای به عیادت (بیمار) رفته و یا بیماری است که به عیادتش آمده اند و آن دیگری در حال جان دادن است و آن یک را امید از او بریده و آن دیگری را در کفن پیچیده اند و آن یک در طلب دنیا است؛ در حالی که مرگ در جست و جوی او است و آن دیگری در بی خبری است؛ در صورتی که ماموران الهی از او غافل نیستند و آنان که به جای مانده اند به دنبال گذشتگان و رفتگان در حرکتند.
زیدبن صوحان عبدی عرض کرد:
یا امیرالمومنین! کدام زورمند چیره تر و نیرومندتر است؟ فرمود: هوای نفس.
- کدام خواری خوارتر است؟ فرمود: حرص بر دنیا.
- کدام نداری و نیازمندی سخت تر است؟ فرمود: کافر شدن پس از ایمان.
- کدام دعوت گمراه کننده تر است؟ فرمود: آن که دعوت کند به چیزی که وجود ندارد.
- کدام عمل برتر است؟ فرمود: پرهیزکاری.
- کدام عمل رستگارتر است؟ فرمود: درخواست آنچه نزد خدا است.
- کدام همدم و مصاحب بدتر است؟ فرمود: آن که دینش را به دنیای دیگری بفروشد.
- کدام مردم نیرومندترند؟ فرمود: بردبار.
- کدام کس بخیل تر است؟ فرمود: آن که مال حرام به دست آورد و در غیر حق صرف کند.
- کدام مردم زیرک تر است؟ فرمود: کسی که راه حق را از باطل بشناسد و به حق گراید.
- کدام کس بردبارتر است؟ فرمود: آن که خشم نگیرد.
- کدام کس رأی ثابت تر دارد؟ فرمود: آن که مردم از خود نفریبندش و دنیا به خود آرایی، او را نفریبد.
- کدام مردم احمق است؟ فرمود: آن که زیر و رو شدن دنیا را ببیند و فریفته آن گردد.
- کدام یک از مردم افسوسش بیشتر از دیگران است؟ فرمود: آن که از دنیا و آخرت محروم است که آن زیان آشکاری است.
- کدام مردم کورترند؟ فرمود: آن که برای غیر خدا عمل کند و ثواب آن را از خداوند - عزوجل - خواهد.
- کدام قناعت بهتر است؟ فرمود: قانع شدن به آنچه خدا به او داده است.
- کدام مصیبت سخت تر است؟ فرمود: مصیبت در دین.
- کدام عملی نزد خدا محبوبتر است؟ فرمود: انتظار فرج.
- کدام یک از مردم نزد خدا بهترند؟ فرمود: ترساتر، باتقواتر، و زاهدترشان در دنیا.
- کدام سخن نزد خدای - عزوجل - بهتر است؟ فرمود: ذکر بسیار، زاری و دعا به درگاهش.
- کدام گفتار راست تر است؟ فرمود: شهادت به این که معبود حقی جز خدا نیست.
کدام عمل پیش خدا بزرگ تر است؟ فرمود: تسلیم و ورع.
- کدام یک از مردم گرامی ترند؟ فرمود: آن که به راستی در همه جبهه ها عمل کند.
10 - فی أمالی الصدوق بسنده عن اسماعیل بن مسلم، عن الصادق جعفر بن محمد، عن أبیه، عن آبائه (علیهم السلام) قال: قال امیرالمومنین (علیه السلام): کانت الفقهاء و الحکماء اذا کاتب بعضهم بعضا کبتوا بثلاث لیس معهنت رابعة: من کانت الاخرة همه کفاه الله همه من الدنیا، و من أصلح سریرته أصلح علانیته، و من أصلح فیما بینه و بین الله عزوجل أصلح الله له فیما بینه و بین الناس.(118)
در امالی صدوق به سند خود از امام صادق (علیه السلام) از پدران بزرگوارش از امیرالمومنین (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: رسم فقیهان و فرزانگان این گونه بود که هرگاه برای یکدیگر نامه نگاری می کردند، در نامه خود سه چیز می نوشتند که چهارمی نداشت: کسی که همت و اندوهش آخرت باشد، خداوند اندوه دنیایش را کفایت فرماید؛ هر کس درون خود را اصلاح کند، خداوند برونش را اصلاح کند؛ کسی که میان خود و خدایش اصلاح کند، خداوند میان وی و مردم را اصلاح کند.
11 - و فیه أیضا: قال امیرالمومنین (علیه السلام) فی بعض خطبه: أیها الناس، ان الدنیا دار فناء والاخرة دار بقاء، فخذوا من ممرکم لمقرکم، و لا تهتکوا أستارکم عند من لا یخفی علیه أسرارکم، و أخرجوا من الدنیا قلوبکم من قبل أن تخرج منها أبدانکم، ففی الدنیا حییتم، و للاخرة خلقتم، انما الدنیا کالسم یأکله من لا یعرفه، ان العبد اذا مات قالت الملائکة: ما قدم، و قال الناس: ما أخر، فقدموا فضلا یکن لکم و لا تؤخروا کلا یکن علیکم، فان المحروم من حرم خیر ماله، و المغبوط من ثقل بالصدقات و الخیرات موازینه، و أحسن فی الجنة بها مهاده، و طیب علی الصراط بها مسلکه.(119)
همچنین در آن آمده است: امیرالمومنین (علیه السلام) در یکی از سخنرانی های خود فرمود: ای مردم به راستی دنیا خانه نیستی و آخرت خانه ماندنی است، از گذرگاه خود توشه گیرید برای قرارگاه خویش، پرده خود را ندرید نزد کسی که اسرار بر او پوشیده نیست و دلهای خود را از دنیا بیرون کشید، پیش از آن که تن های شما را بیرون برند، که در دنیا زنده شدید و برای آخرت آفریده شدید. همانا دنیا چون زهر است، کسی آن را می خورد که وی را نمی شناسد.
به راستی بنده که بمیرد، فرشتگان گویند: چه پیش فرستاد و مردم گویند: چه بر جای گذاشت؟ بهره ای پیش فرستید که از آن شما می باشد همه را پسانداز نکنید که بر زیان شما است. به راستی محروم کسی است که از بهره مال خود بی نصیب باشد و بر کسی رشک برد که میزانش از صدقه ها و خیرها سنگین است و در بهشت بستر خود گسترده داشته و راه صراط خود را پاک کرده است.