فهرست کتاب


گلچین حکمت

سید هاشم رسولی محلاتی

گلچینی از اندرزهای امیرالمومنین (علیه السلام) به فرزندش امام حسین (علیه السلام)

3 - فی تحف العقول، وصیته لابنه الحسین (علیه السلام): یا بنی، أوصیک بتقوی الله فی الغنی و الفقر، و کلمة الحق فی الرضی و الغضب، و القصد فی الغنی و الفقر، و بالعدل علی الصدیق و العدو، و بالعمل فی النشاط و الکسل، و الرضی عن الله فی الشدة و الرخاء.
أی بنی، ما شر بعده الجنة بشر، و لا خیر بعده النار بخیر، و کل نعیم دون الجنة محقور، و کل بلاء دون النار عافیة.
و اعلم، أی بنی، أنه من أبصر عیب نفسه شغل عن عیب غیره، و من تعری من لباس التقوی لم یستتر بشی ء من اللباس.
و من رضی بقسم الله لم یحزن علی مافاته. و من سل سیف البغی قتل به. و من حفر بئرا لأخیه وقع فیها، و من هتک حجاب غیره انکشفت عورات بیته، و من نسی خطیئته استعظم خطیئة غیره، و من کابد الأمور عطب، و من اقتحم الغمرات غرق. و من أعجب برأیه ضل، و من استغنی بعقله زل، و من تکبر علی الناس ذل، و من خالط العلماء وقر، و من خالط الأنذال حقر، و من سفه علی الناس شتم: و من دخل مداخل السوء اتهم، و من مزح استخف به، و من أکثر من شی ء عرف به، و من کثر کلامه کثر خطاؤه؛ و من کثر خطاؤه قل حیاؤه، و من قل حیاؤه قل ورعه، و من قل ورعه مات قلبه، و من مات قلبه دخل النار.
أی بنی، من نظر فی عیوب الناس و رضی لنفسه بها فذاک الأحمق بعینه، و من تفکر اعتبره، و من اعتبر اعتزل، و من اعتزل سلم، و من ترک الشهوات کان حرا. و من ترک الحسد کانت له المحبة عند الناس.
أی بنی، عز المومن غناه عن الناس. و القناعة مال لا ینفد. و من أکثر ذکر الموت رضی من الدنیا بالیسیر، و من علم أن کلامه من عمله قل کلامه الا فیما ینفعه.
أی بنی، العجب ممن یخاف العقاب فلم یکف، و رجا الثواب فلم یتب و لم یعمل.
أی بنی، الفکرة تورث نورا، و الغفلة ظلمة، و الجهال(ة) ضلالة. و السعید من وعظ بغیره. و الأدب خیر میراث. و حسن الخلق خیر قرین. لیس مع قطیعة الرحم نماء، و لا مع الفجور غنی.
أی بنی، العافیة عشرة أجزاء تسعة منها فی الصمت الا بذکر الله، و واحد فی ترک مجالسة السفهاء.
أی بنی، من تزیا بمعاصی الله فی المجالس أورثه الله ذلا. و من طلب العلم علم.
أی بنی، رأس العلم الرفق، و آفته الخرق. و من کنوز الایمان الصبر علی المصائب. و العفاف زینة الفقر. و الشکر زیند الغنی. کثرة الزیارة تورث الملالة، و الطمأنینة قبل الخبرة ضد الحزم. و اعجاب المرء بنفسه یدل علی ضعف عقله.
أی بنی، کم نظرة جلبت حسرة. و کم من کلمة سلبت نعمة.
أی بنی، لا شرف أعلی من الاسلام. و لاکرم أعز من التقوی. و لا معقل أحرز من الورع. و لا شفیع أنجح من التوبة. و لا لباس أجمل من العافیة و لا مال أذهب بالفاقة من الرضی بالقوت. و من اقتصر علی بلغة الکفاف تعجل الراحة و تبوأ خفض الدعة.
أی بنی، الحرص مفتاح التعب، و مطیة النصب، و داع الی التقحم فی الذنوب، و الشره جامع لمساوی العیوب، و کفاک تأدیبا لنفسک ما کرهته من غیرک؛ لأخیک مثل الذی لک علیه. و من تورط فی الأمور بغیر نظر فی العواقب فقد تعرض للنوائب. التدبیر قبل اعمل یؤمنک الندم. من استقبل وجوه الآراء عرف مواقع الخطاء. الصبر جنة من الفاقة. البخل جلباب المسکنة. الحرص علامة الفقر. وصول معدم خیر من جاف مکثر. لکل شی ء قوت، و ابن آدم قوت الموت.
أی بنی، لا تؤیس مذنبا، فکم من عاکف علی ذنبه ختم له بخیر، و کم من مقبل علی عمله مفسد فی آخر عمره، صائر الی النار، نعوذ بالله منها.
أی بنی، کم من عاص نجا. و کم من عامل هوی. من تحری الصدق خفت علیه المؤن.
فی خلاف النفس رشدها. الساعات تنتقص الأعمار. ویل للباغین من أحکم الحاکمین، و عالم ضمیر المضمرین.
یا بنی، بئس الزاد الی المعاد العدوان علی العباد. فی کل جرعة شرق. و فی کل اکلة غصص. لن تنال نعمة الا بفراق أخری. ما اقرب الراحة من النصب، و البؤس من النعیم، و الموت من الحیاة، و السقم من الصحة. فطوبی لمن أخلص لله عمله و علمه و حبه و بغضه و أخذه و ترکه و کلامه و صمته و فعله و قوله. و بخ بخ لعالم عمل فجد، و خاف البیات فأعد و استعد، ان سئل نصح، و ان ترک صمت، کلامه صواب و سکوته من غیر عی جواب. و الویل لمن بلی بحرمان و خذلان و عصیان فاستحشن لنفسه ما یکرهه من غیره، و أزری علی الناس بمثل ما یأتی.
و اعلم، أی بنی، من لانت کلمته وجبت محبته. وفقک الله لرشدک، و جعلک من أهل طاعته بقدرته؛ انه جواد کریم.(107)
و در کتاب تحف العقول از آن حضرت روایت کرده که در وصیتی به فرزندش امام حسین (علیه السلام) فرمود:
ای فرزندم! تو را سفارش می کنم به تقوای الهی در حال بی نیازی و نیازمندی و به سخن حق در خشنودی و خشم و به عدالت به دوست و دشمن؛ و به کار و کوشش (و عمل برای آخرت) در حال نشاط و بی حالی و به خشنودی از خدا در حال سختی و فراخی زندگی.
ای پسرم، آن شری که به دنبال آن بهشت است، بدی نیست و آن خیر و خوبی که پیامد آن جهنم (و عذاب الهی) است، خوبی نیست؛ و هر نعمتی در برابر بهشت (و مقایسه با آن) کوچک و بی مقدار است؛ و هر بلایی در برابر آتش دوزخ، عافیت و راحتی است.
و بدان ای فرزندم! به راستی هر کس که عیب خویش را ببیند، از دیدن عیب دیگران سرگرم شود (فرصت دیدن عیب دیگران را ندارد) و هر کس که از جامه تقوا برهنه شود، نمی تواند به هیچ جامه دیگری خود را بپوشاند.
و هر کس که به قسمت های الهی (و مقدرات خداوندی) راضی باشد، بر آنچه از دست او رفته، غمگین نشود؛ و هر کس شمشیر ظلم و تجاوز به روی دیگران برکشد، خودش با آن کشته شود؛ و هر کس چاهی برای (افتادن) برادر خود بکند، خود در آن افتد و هر کس پرده دیگری را بدرد، پوشیده های شرمگین خانه اش آشکار شود و هر کس خطای خود را فراموش کند، خطای دیگران را بزرگ شمارد و کسی که بدون آمادگی (و تهیه وسایل) به جنگ مشکلات برود و دست و پنجه نرم کند هلاک شود و کسی که بی محابا و نسنجیده خود را به امواج زند، غرق گردد و کسی که خودبینانه (در کارها) به رأی خود بسنده کند (و از مشاوره و نظر خواهی دیگران سرباز زند) گمراه شود و هر کس به عقل و خرد خویش بی نیازی جوید، بلغزد و کسی که بر مردم بزرگی و تکبر کند، خوار شود و کسی که با عالمان و دانشمندان آمیزش کند، محترم و موقر شود و کسی که با مردمان پست و فرومایه بیامیزد، در انظار مردم خوار و کوچک شود و هر کس که نسبت سفاهت و بی خردی به مردم دهد، مورد دشنام قرار گیرد و کسی که در ورودگاه های بدی در آید، متهم شود و کسی که شوخی کند، او را سبک شمارند و کسی که زیاد به کاری دست زند بدان کار معروف شود و هر کس که سخنش زیاد باشد (و زیاد حرف بزند) خطا و لغزش گفتارش زیاد است و کسی که لغزشش زیاد شد، حیا و شرمش کم شود و کسی که شرمش کم شد، پارسایی و ورعش کم شود و کسی که پارسایی اش کم شد، دلش خواهد مرد و کسی که دلش بمیرد، داخل دوزخ گردد.
ای فرزندم! کسی که در عیب دیگران بنگرد، و آنها را برای خود بپسندد او خود احمق است؛ و هرکه اندیشه کند، عبرت گیرد و هر که پند گیرد، به گوشه ای نشیند و هر که عزلت کند سالم بماند و هر که ترک شهوت کند، آزاد زندگی کند و هر که حسد را وانهد، محبوب مردم باشد.
ای فرزندم! عزت مومن بی نیازی او از مردم است. و قناعت مالی است که تمام نشود. و هر کس مرگ را بسیار یاد کند، از زندگی دنیا به اندکی قانع و راضی باشد و هر کسی که این را بداند که گفتارش جزء عملش محسوب گردد، گفتارش کم شود، جز در آنچه به او سودی دهد.
ای فرزندم! شگفت است از کسی که از کیف رالهی می ترسد و با این حال از گناه دست نمی کشد و به پاداش الهی امیدوار است و با این حال، نه توبه می کند و نه عملی برای خود انجام می دهد.
ای فرزندم! تفکر و اندیشه (در کارها) نورانیت و بینش می بخشد و بی خبری تاریکی و نادانی، گمراهی آورد. سعادتمند کسی است که با (سرنوشت) دیگران پند گیرد و ادب بهترین میراث (برای بازماندگان انسان) است و خوش خلقی بهترین همراه و قرین (برای انسان) است، با قطع رحم (و بریدن از خویشاوندان) افزایشی (در زندگی) نیست و با گناهکاری (و سرپیچی از دستورهای الهی) ثروت و بی نیازی (نخواهد ماند).
ای فرزندم! آسایش از گرفتاری ها ده بخش است که نه قسمت آن در خموشی است، جز تکلم به ذکر خدا، و یک بخش (باقی مانده از آسایش) نیز در کناره گیری و ترک همنشینی با سفیهان است.
ای فرزندم! هر کس در مجالس، جامه نافرمانی های خدا بپوشد، خدای تعالی خواری را شامل حالش کند و هر کس علم و دانش جستجو کند، دانشمند گردد.
ای فرزندم! علم و دانش همچون بدنی است و سر آن مدارا کردن با مردم و آفت آن درشتی کردن است و از گنج های ایمان، بردباری در برابر مصایب و پیشامدهای ناگوار است و عفت و پاکدامنی، زیور فقر و سپاس گزاری زیور ثروتمندی و بی نیازی است، دیدار زیاد ملالت (و آزردگی خاطر) آورد و آرامش خیال پیش از آگاهی و اختبار (در کارها) خلاف احتیاط و دوراندیشی است و خودپسندی و خودبینی انسان، نشانه ناتوانی عقل او است.
ای فرزندم! چه بسا نگاهی که دریغ و افسوس به دنبال آورد و چه بسا گفتار یکه نعمتی را از کف برباید.
ای فرزندم! شرف و عزتی برتر و والاتر از اسلام و بزرگواری و کرمی عزیزتر از تقوا و پناهگاهی محکم تر از ورع و پارسایی نیست و شفیع و واسطه ای برای پذیرش در پیشگاه خدا پیروزتر و موفق تر از توبه جامه یی زیباتر از عافیت و تن درستی و برای بردن فقر هیچ مالی موثرتر از راضی بودن به قوت زندگی نیست. و هر کس از روزی خود به مقدار کفاف (و آنچه او را بس باشد، نه زیادتر) اکتفا و قناعت کند، راحتی زودرس را به دست آورده و آسایش زندگی را برای خودش آماده کرده است.
ای فرزندم! حرص و آز، کلی رنج ها و مرکب سختی ها است و انسان را به فرو رفتن در کام گناهان می کشاند و جامع همهی عیب های زشت (و بدیها) است و برای ادب کردن تو کافی است (اجتناب) آنچه را از دیگران ناخوش داری(108) برادر (دینی) تو همان حقی را بر تو دارد که تو بر وی داری و هر کس خود را در ورطه کارها اندازد، بی آنکه در عاقبت و سرانجام آن کار بیندیشد، خود را در معرض حوادث ناگوار قرار داده است. تدبیر پیش از انجام عمل، تو را از پشیمانی در امان دارد (و بیمه کند) کسی که در کارها به استقبال آرای دیگران برود (و نظرها و آرای دیگران را مد نظر قرار دهد) لغزش گاه ها و جایگاه های خطا را، به خوبی بشناسد و بردباری سپری است از نداری، بخل و خست پیراهن مسکنت و نداری است(109) و حرص و آز نشانه فقر و نیازمندی. افراد خوش برخورد و مردم دار فقیر، از پولدار سخاوتمند بدخوی بهترند، هر چیزی را روزی رسیده و خوراک مخصوصی است و فرزند آدم روزی مخصوص مرگ است.
ای فرزندم! هیچ گناه کاری را (از رحمت حق) نا امید نکن، چه بسیار افرادی که با گناه خو گرفته و بدان پای بند شده اند، ولی پایان کارشان به خیر و خوبی ختم گشته است و چه بسیار افرادی که بر عمل خیر روی آورده، ولی آخر عمرشان بر فساد و تباهی گراییده و به دوزخ رفته است، پناه می بریم به خدا از دوزخ.
ای فرزندم! چه معصیت کاری که نجات یافت و چه بسیار که اهل عمل خیر بوده در پایان (در چاه بدبختی و هلاکت) سقوط کرد؛ کسی که صدوق و راستی را برنامه زندگی خود قرار دهد، مشکلات زندگی بر وی آسان شود.
رشد و رستگاری نفس انسان، در مخالفت کردن با آن است، ساعت ها عمر را کوتاه می کند، وای بر حال ستمکاران و متجاوزان از کیفر حاکم ترین حاکمان و دانای بر نهان نهانکاران!
ای فرزندم! ستمکاری و زورگویی بر بندگان خدا برای روز جزا، بد توشه ای است. هر جرعه ای و در هر لقمه ای گلوگیری هست، هیچگاه نعمتی نرسد، جز به رفتن نعمتی دیگر؛ چه قدر نزدیک است آسایش از سختی، دشواری از تنعم و خوشی، مرگ از زندگی و بیماری از سلامتی و تن درستی.(110) پس خوشا به حال کسی که عملش و دانشش و حب و بغضش برای خدا خالص و پاک باشد و همچنین رها کردنش، گفتن و خموشیش و کردار و گفتارش! و خوشا به حال عالمی که عمل داشته باشد بکوشد و از شبیخون (اجل و مرگ) بترسد و از این رو (در هر حال) مهیا و آماده (رفتن) باشد، اتگر از او پرسش شود، خیرخواهی و نصیحت کند و اگر او را واگذارند، خموشی گزیند، سخنش درست و سکوتش، بی آن که از سخن گفتن عاجز باشد، پاسخ است. و وای به حال کسی که به محرومیت و خواری و نافرمانی مبتلا گشته و در نتیجه برای خود خودش دارد، آنچه از دیگران بپسندد و بر مردم عیب گیرد، به آنچه خود انجام دهد.
و بدان ای فرزندم! به راستی هر کس سخنش نرم شد، دوستی اش لازم است و خداوند توفیق رشد و رستگاری را به تو عنایت کند و تو را از فرمان برداران خود قرار دهد؛ به راستی او بخشنده بزرگوار است.

گلچینی از اندرزهای امیرالمومنین (علیه السلام) به مالک اشتر نخعی رحمه الله

4 - و فیه أیضا فی کتاب له (علیه السلام) کتبه الی الأشتر النخعی - رحمه الله - حسین ولاه مصر: لا تدخلن فی مشورتک بخیلا، یخذلک عن الفضل و یعدک الفقر و لا جبانا یضعف علیک الأمور، و لا حریصا یزین لک الشره بالجور، فان البخل و الجور و الحرص غرائز شتی یجمعها سوء الظن بالله.(111)
ایاک و الاعجاب بنفسک، و الثقة بما یعجبک منها، و حب الاطراء، فان ذلک من أوثق فرص الشیطان فی نفسه، لیمحق ما یکون من احسان المحسن.
و ایاک والمن علی رعیتک باحسان، أو التزید فیما کان من فعلک، أو تعدهم فتتبع موعدک بخلفک، أو التسرع الی الرعیة بلسانک، فان المن یبطل الاحسان، والخلف یوجب المقت، و قد قال الله جل ثناؤه: (کبر مقتا عند الله أن تقولوا مالا تفعلون.)
ایاک و العجلة بالامور قبل أوانها، و التساقط فیها عند زمانها، و اللجاجة فیها اذا تنکرت والوهن فیها اذا أوضحت، فضع کل أمر موضعه، و أوقع کل عمل موقعه.(112)
و در کتاب تحف العقول در عهدنامه مالک اشتر آمده است که به وی - هنگامی که فرمانروایی مصر را داشت فرمود: بخیلی را در مشورت خود داخل نکن (با بخیل مشورت نکن) که تو را از احسان و بخشش به دیگران باز می دارد و از تهی دستی می ترساند و نیز با آدم ترسو مشورت نکن، که از انجام کارها ناتوانت کند و نیز با آدم حریص مشورت نکن، که حرص را با ستمگری در نظرت جلوه و زینت می دهد. و این را بدان که بخل، ستم و حرص خصلت ها و غریزه های گوناگونی اند که جامع همه آنها، بدگمانی به خداوند متعال است.
از خودبینی و اعتماد بدانچه برایت خودبینی به بار آورد، سخت بپرهیز و از این که تملق را دوست بداری، سخت دوری کن که آن مطمئن ترین فرصت برای شیطان است، تا بدین وسیله عمل نیک نیکوکاران را نابود سازد.
و پرهیز کن از منت گذاشتن بر رعیت، به احسانی که کرده ای یا زیاده بر کاری که برایشان انجام داده ای، آن را بزرگ جلوه دهی، یا این که وعده ای به آنها بدهی و تخلف کنی، یا از روی شتاب زدگی به رعیت چیزی بر زبان آوری، زیرا منت گذاشتن، احسان را باطل کند و خلف وعده موجب خشم خدا شود که خدای تعالی فرمود: نزد خدا خشم بزرگی است که بگویی، چیزی را که انجام نمی دهید.
از شتاب کردن در کارها بپرهیز، از این که وقتشان برسد، یا سستی کردن در انجام کاری که زمان انجام آن فرا رسیده و لجاجت و سرسختی در انجام کاری که مبهم و گنگ است و سستی کردن در کار، هنگامی که آشکار و روشن است و هر کاری را در جای خود انجام ده.

گلچینی از اندرزهای امیرالمومنین (علیه السلام) به کمیل بن زیاد نخعی رحمه الله

5 - فی بشارة المصطفی بسنده عن سعید بن زید بن أرطاة قال: لقیت کمیل بن زیاد، و سألته عن فضل امیرالمومنین علی بن أبی طالب (علیه السلام) فقال: ألا اخبرک بوصیة أوصانی بها یوما هی خیر لک من الدنیا بما فیها؟ فقلت: بلی فقال: أوصانی یوما فقال لی: یا کمیل بن زیاد، سم کل یوم باسم الله، و لا حول و لا قوة الا بالله، و توکل علی الله، و سم بأسمائنا، و صل علینا، و استعذ بالله ربنا، و ادرأ بذلک عن نفسک، و ما تحوطه عنایتک تکف شر ذلک الیوم، ان شاء الله.
یا کمیل، ان رسول الله صلی الله علیه و آله أدبه الله - عزوجل - و هو أدبنی، و أنا أودب المومنین و أورث الأدب المکرمین.
یا کمیل، ما من علم الا و أنا أفتحه، و ما من سر الا و القائم یختمه.
یا کمیل، ذریة بعضها من بعض والله سمیع علیم.
یا کمیل، لا تأخذ الا عنا تکن منا.
یا کمیل، ما من حرکة الا و أنت محتاج فیها الی معرفة.
یا کمیل، اذا أکلت الطعام فسم باسم الله الذی لا یضر مع اسمه داء، و هو الشفاء من جمیع الأدواء.
یا کمیل، اذا أکلت الطعام فواکل به، و لا تبخل به؛ فانک لم ترزق الناس شیئا، و الله یجزل لک الثواب بذالک.
یا کمیل، أحسن خلقک، و ابسط جلیسک، و لا تنهرن خادمک.
یا کمیل، اذا أنت أکلت فطول أکلک لیستوفی من معک، و یرزق منه غیرک.
یا کمیل، اذا استوفیت طعامک فاحمدالله علی ما رزقک، و ارفع بذلک صوتک لیحمده سواک، فیعظم بذلک أجرک.
یا کمیل، لا توقرن معدتک طعاما، ودع فیها للماء موضعا، و للریح مجالا.
یا کمیل، لا تنقد طعامک، فان رسول الله لا ینقده.
یا کمیل، لا ترفعن یدک من الطعام الا و أنت تشتهیه؛ فاذا فعلت ذلک فأنت تستمرئه.
یا کمیل، صحة الجسم من قلة الطعام و قلة الماء.
یا کمیل، البرکة فی المال من ایتاء الزکاة، و مواساة المومنین، و صلة الأقربین، و هم الأقربون (لنا).
یا کمیل، زد قرابتک المومن علی ما تعطی سواه من المومنین، و کن بهم أرأف و علیهم أعطف، و تصدق علی المساکین.
یا کمیل، لا تردن سائلا ولو بشق تمرة، أو من شطر عنب.
یا کمیل، الصدقة تنمی عندالله.
یا کمیل، حسن خلق المومن من التواضع، و جماله التعفف، و شرفه السفقة و عزه ترک القال و القیل.
یا کمیل، قل عند کل شدة لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم تکفها، و قل عند کل نعمة الحمدلله تزد منها، و اذا ابطأت الأرزاق علیک فاستغفر الله یوسع علیک فیها.
یا کمیل، ان الله - عزوجل - لا یسألک الا عما فرض، و انما قدمنا عمل النوافل بین أیدینا للأهوال العظام، و الطامة یوم القیامة.
یا کمیل، افهم و اعلم أنا لا نرخص فی أداء الأمانات لأحد من الخلق، فمن روی عنی فی ذلک رخصة فقد أبطل و أثم، و جزاؤه النار بما کذب، أقسم لسمعت رسول الله صلی الله علیه و آله یقول لی - قبل وفاته بساعة مرارا ثلاثا -: یا أبا الحسن، أد الأمانة الی البر و الفاجر فیما قل و جل حتی فی الخیط و المخیط.
در کتاب بشارة المصطفی به سندش از سعید بن زید ارطاة روایت کرده که گوید: کمیل بن زیاد را دیدار کردم و از وی درباره فضیلت امیرالمومنین علی بن ابی طالب (علیه السلام) پرسیدم؟ به من گفت: نمی خواهی تو را خبر دهم به وصیتی که آن حضرت روزی به من فرمود و آن وصیت برایت بهتر است از دنیا و هر چه در آن است، گفتم: بله، گفت: آن حضرت روزی به من وصیت فرمود و گفت:
ای کمیل بن زیاد! در هر روز خدا را به نام الله بخوان و لا حول و لا قوة الا بالله بگو و بر خدا توکل کن و ما را یاد کن و نامهای ما را ببر و بر ما درود فرست و به پروردگار ما پناه ببر و خود و هر آنچه را مورد عنایت تو است به وسیله آن در امان دار که با این کار - ان شاء الله - از شر آن روز آسوده خواهی بود.
ای کمیل! به راستی که رسول خدا صلی الله علیه و آله را خدای - عزوجل - ادب کرد و آن حضرت نیز مرا ادب فرمود و من نیز مومنان را ادب کنم و آن را برای مردمان با کرامت به ارث بگذارم.
ای کمیل! علمی نیست، جز آن که من آن را بگشایم و سری و رازی نیست، جز آن که حضرت قائم (علیه السلام) بر آن مهر زند (یا به پایان برد.)
ای کمیل! (آن بزرگوار همان است که خدای تعالی فرموده) دودمانی است که برخی از بعضی دیگر است و خدا شنوا و دانا است.
ای کمیل! (دانش خود را) از کسی جز ما مگیر، تا از ما باشی.
ای کمیل! هیچ حرکت و جنبشی در تو نیست، جز آن که تو درباره آن نیاز به شناخت داری.
ای کمیل! هنگامی که غذا می خوری، خدا را به نامش بخوان که با نام او چیزی زیان نرساند بسم الله الذی لا یضر مع اسمه شی ء و آن شفای همه دردها است.
ای کمیل! هنگامی که غذا می خوری به دیگران نیز چیزی بده و بدان بخل نکن، چون تو چیزی از روزی مردم را نمی دهی (بلکه خدا روزی دهنده است) ولی خداوند با این کار پاداش تو را زیاد می کند.
ای کمیل! خلقت را نیکو کن و با همنشین خود خوش رویی و خوش رفتاری کن و با خدمتکارت تندی مکن.
ای کمیل! هنگامی که غذا می خوری، خوردنت را طولانی کن تا کسانی که با تو هستند بهره کامل خود را از غذا برگیرند و دیگران نیز از آن بهره گیرند.
ای کمیل! چون بهره خود را از غذا گرفتی، خدا را بر آنچه روزی تو کرده سپاس گوی و صدای خود را به حمد و سپاس خداوند بلند کن، تا دیگران نیز خدا را حمد و سپاس گویند و بدین ترتیب پاداش تو بزرگ شود.
ای کمیل! معده خود را از غذا پر نکن و برای آب نیز در آن جایی بنه و برای هوا نیز مجالی.
ای کمیل! در غذای خود دقیق و ریزبین نشو که رسول خدا صلی الله علیه و آله این کار را نمی کرد.
ای کمیل! از غذای خود ست مکش، مگر در حالی که هنوز بدان اشتها داری، زیرا اگر چنین کردی غذا بر تو گوارا خواهد بود.
ای کمیل! سلامتی بدان از غذای کم و آب کم است.
ای کمیل! برکت در مال از پرداخت زکات و مواسات و برابری با مومنان و صله نزدیکان - که نزدیکان ما هستند - خواهد بود.
ای کمیل! نزدیکان مومن خود را افزون بر مومنان دیگر عطا کن و با آنها مهربان باش و توجه بیشتری داشته باش و بر مسکینان تصدق کن.
ای کمیل! سائلی را از خود نران، اگر چه به تکه ای از خرما یا بخشی از خوشه انگور باشد.
ای کمیل! صدقه در نزد خدا رشد می کند و افزون می شود.
ای کمیل! خوش خلقی مومن، از فروتنی است و زیباییاش در عفت داشتن و پرهیزکاری است و شرفش در شفقت و مهربانی و عزتش در ترک قیل و قال (و گفت و گوهای نابجا) است.
ای کمیل! در برابر هر سختی و دشواری لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم بگو، تا از آن سختی کفایت شوی، و در برابر هر نعمتی الحمدلله بگو، تا بر تو افزون گردد و هرگاه روزی ها بر تو کُند (و تنگ) شود، بر تو باد به استغفار (و آمرزش خواهی) تا بر تو فراخ گردد.
ای کمیل! به راستی که خدای عزوجل از تو نپرسد، جز آنچه را فرض و واجب کرده و ما نوافل را انجام نمی دهیم، جز به خاطر دهشت ها و بلاهای سخت روز قیامت.
ای کمیل! بفهم و بدان که ما به کسی از مردم در ترک ادای امانت ها رخصت نداده ایم و از این رو هر کس در این باره از ما روایت کند که ما رخصتی و اجازه ای داده ایم، یاوه و بیهوده گفته و گناهکار است و به خاطر دروغی که گفته، کیفرش دوزخ است.
سوگند می خورم که از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم، ساعتی پیش از وفات آن بزرگوار، که سه بار به من فرمود: ای ابالحسن امانت را (به صاحبش) بازگردان، نیکوکار باشد یا بدکار، کم باشد یا زیاد، حتی در نخ و سوزن.