فهرست کتاب


گلچین حکمت

سید هاشم رسولی محلاتی

بخش دوم : گلچینی از اندرزهای امیرالمومنین (علیه السلام)

گلچینی از اندرزهای امیرالمومنین (علیه السلام) به فرزندش امام حسن (علیه السلام)

1 - فی کتاب الوصایا للسید بن طاووس بسنده عن عمرو بن أبی المقدام، عن أبی جعفر (علیه السلام) قال: لما أقبل امیرالمومنین (علیه السلام) من صفین کتب الی ابنه الحسن علیه (و علی جده و أبیه و أمه و أخیه الصلاة و) السلام:
یا بنی، تفهم وصیتی، و اجعل نفسک میزانا فیما بینک و بین غیرک، و أحب لغیرک ما تحب لنفسک، و اکره له ما تکره لها، لا تظلم کما لا تحب أن تظلم، و أحسن کما تحب أن یحسن الیک، و استقبح لنفسک ما تستقبح من غیرک و ارض من الناس ما ترضی لهم منک، و لا تقل مالا تعلم، بل لا تقل کلما علمت مما لا تحب أن یقال لک.
و اعلم، أن الاعجاب ضد الصواب، و آفة الألباب، فاسع فی کدحک، و لا تکن خازنا لغیرک، و اذا انت هدیت لقصدک فکن أخشع ما تکون لربک.
و اعلم یا بنی، أن أمامک طریقا ذا مسافة بعیدة، و مشقة شدیدة، و أنه لا غنی بک فیه عن حسن الارتیاد، و قدر بلاغک من الزاد مع خفة الظهر، فلا تحملن علی ظهرک فوق بلاغک فیکون ثقل ذلک و بالا علیک، و اذا وجدت من أهل الفاقة من یحمل لک زادک الی یوم القیامة فیوافیک به غد حیث تحتاج الیه، فاغتنمه، و حمله ایاه، و أکثر من تزویده، و أنت قادر علیه، فلعلک تطلبه فلا تجده، و اغتنم من استقرضک فی حال غناک لیجعل قضاءه لک فی یوم عسرتک.
و اعلم، أن أمامک عقبة کؤودا، المخف فیها أحسن حالا من المثقل، و البطی ء علیها أقبح حالا من المسرع، و أن مهبطک بها لا محالة علی جنة أو علی نار، فارتد لنفسک قبل نزولک، و وطی المنزل قبل حلولک، فلیس بعد الموت مستعتب، و لا الی الدنیا منصرف.
و اعلم، أن الذی بیده خزائن السموات و الارض قد أذن لک فی الدعاء، و تکفل لک بالاجابة، و أمرک أن تسأله لیعطیک، و تسترحمه لیرحمک، و لم یجعل بینک و بینه من تحجبه عنک، و لم یلجئک الی من یشفع لک الیه، و لم یمنعک ان أسأت من التوبة، و لم یعاجلک بالنقمة، و لم یفضحک حیث الفضیحة بل أولی، و لم یشدد علیک فی قبول الانابة، و لم یناقشک بالجریمة، و لم یؤیسک من الرحمة، بل جعل نزوعک عن الذنب حسنة، و حسب سیئتک واحدة، و حسب حسنتک عشرا، و فتح لک باب المتاب، و باب الاستعتاب، فاذا نادیته سمع نداءک، و اذا ناجیته علم نجواک، فأفضیت الیه بحاجتک، و أبثثته ذات نفسک، و شکوت الیه همومک، و استکشفته کروبک، و استعنته علی أمورک و سألته من خزائن رحمته مالا یقدر علی اعطائه غیره: من زیادة الأعمار، و صحة الأبدان، و سعة الأرزاق.
ثم جعل فی یدیک مفاتیح خزائنه، بما أذن لک فیه من مسألته، فمتی شئت استفتحت بالدعاء أبواب نعمته، و استمطرت شابیب رحمته، فلا یقنطنک ابطاء اجابته. فان العطیة علی قدر النیة، و ربما أخرت عنک الاجابة لیکون ذلک أعظم لأجر السائل، و أجزل لعطاء الامل، و ربما سألت الشی ء فلا تؤتاه، و أوتیت خیرا منه عاجلا أو آجلا، أو صرف عنک لما هو خیر لک، فلرب أمر قد طلبته فیه هلاک دینک لو أوتیته، فلتکن مسألتک فیما یبقی لک جماله، و ینفی عنک وباله، فالمال لا یبقی لک، و لا تبقی له.
و اعلم یا بنی، أنک انما خلقت للاخرة لا للدنیا، و للفناء لا للبقاء، و للموت لا للحیاة، و انک فی منزل قلعة، و دار بلغة، و طریق الی الاخرة، و أنک طرید الموت الذی لا ینجو منه هاربه، و لا یفوته طالبه، و لابد أنه مدرکه، فکن منه علی حذر أن یدرکک، و أنت علی حال سیئة قد کنت تحدث نفسک منها بالتوبة، فیحول بینک و بین ذلک، فاذا أنت قد أهلکت نفسک.
و فی الصمت السلامة من الندامة، و تلافیک ما فرط من صمتک أیسر من ادراک فائدة مافات من منطقک، و حفظ ما فی الوعاء بشد الوکاء، و حفظ ما فی یدیک أحب من طلب ما فی ید غیرک، و مرارة الیأس خیر من الطلب الی الناس، و العفة مع الحرفة خیر من الغنی مع الفجور، و المرء أحفظ لسره، و رب ساع فیما یضره، من أکثر أهجر و من تفکر أبصر.
در کتاب وصایای سید بن طاووس از امام باقر (علیه السلام) روایت شده است که فرمود: هنگامی که امیرالمومنین (علیه السلام) از صفین بازگشت، به فرزندش امام حسن (علیه السلام) نوشت:
ای فزندم! خود را میان خود و دیگران میزان قرار ده، پس بخواه برای دیگران آنچه را برای خود می خواهی و نپسند برای دیگران آنچه را برای خود نمی پسندی و ستم مکن؛ همانگونه که خوش نداری به تو ظلم کنند و خوبی کن، همانگونه که دوست داری به تو نیکی کنند و از خود زشت بشمار آنچه را از دیگری زشت می شماری و راضی شو از مردم به همان چیزی که از دیگران نسبت به خود خشنود می شوی (یعنی همانگونه که راضی نمی شوی که دیگران به تو ظلم کنند و شری برسانند، تو هم راضی مشو که به دیگران ظلم کرده، یا شری برسانی) و هر چه را نمی دانی مگو - اگر چه دانستنی هایت کم است - و به دیگران مگو، آنچه را دوست نداری به تو گفته شود.
و بدان که خودبینی دشمن خوبی و آفت عقل ها و خردها است، پس در تحصیل آنچه سودت دهد بکوش و خزانه دار دیگران مباش و چون به سر منزل مقصود راه یافتی، برای پروردگار خود خاشع تر و فرمان بردارتر باش.
و بدان که در پیش روی خود، راهی بس دور و دراز و پر مشقت داری و در این راه از این که در طلب خود نیک بکوشی و به مقداری توشه برداری که در عین سبک باری تو را به مقصد برساند، بی نیاز نخواهی بود، پس بیش از طاقت خویش باری بر دوش خود منه که سنگینی آن، بر تو وبال است و تو را به هلاکت افکند و اگر از نیازمندان کسی را یافتی که می تواند برای روز قیامت توشه تو را بر دوش کشد و در فردای قیامت در آن جا که بدان هر چه بیشتر (تا می توانی) توشه زیادتری بر او بنه (و بیشتر به آن نیازمند کمک کن) که شاید روزی (روز تنگ دستی) او را بجویی، ولی نیابی. و غنیمت بشمار کسی را که در روز ثروتمندی از تو وام خواهد، که در روز تنگ دستی به تو باز پس دهد.
و بدان که در پیش روی تو (و بر سر راهت) گردنه ای بس دشوار و سخت وجود دارد، که سبک بار (هنگام پیمودن و عبور از آن) خوشحال تر از سنگین بار و کندتر، بدحال تر از تندرو است و فرودگاه تو در آن جا یا بهشت است یا دوزخ، پس برای چنین سر منزلی پیش از فرود آمدن چاره ای کن و جایگاه خود را پیش از ورود آماده ساز، که پس از مرگ چاره ای نتوان کرد و به دنیا بازگشتی نیست.
و این را بدان که به راستی آن خدایی که خزینه های آسمان و زمین در دست قدرت او است تو را، اجازه دعا داده و اجابت آن را ضمانت کرده و به تو دستور داده: از او درخواست کنی تا به تو عطا فرماید و رحمتش را بخواهی، تا تو را مورد رحمت خویش قرار دهد و کسی را میان خود و میان تو حجاب و مانع (و دربان) قرار نداده و تو را ناچار نکرده تا (برای اجابت خواسته ات) نزد او کسی را شفیع قرار دهی.
و اگر بدی کردی تو را از توبه و بازگشت (باز نداشت و) منع نکرد و به کیفر (گناه) تو شتاب ننمود و رسوایت نکرد، آن جا که شایسته رسوا شدن بودی و در پذیرفتن توبه و انابه بر تو سخت نگرفت و در باز پرداخت جریمه با تو مناقشه و سخت گیری نکرد و از رحمت خویش نومیدت نساخت، بلکه همان جدا شدنت را از گناه، حسنه و کار نیک به حساب آورد و کار بدت را یکی شمرد ولی کار خوبت را ده برابر به حساب آورد.
و در توبه و بازگشت و عذرخواهی را به رویت گشود، که هرگاه صدایش زنی، صدایت را بشنود و هرگاه آهسته با او به گفت و گو پردازی، نجوای آهسته ات را داند، پس حاجتت را به درگاه او برسانی و راز دلت را نزد او آشکارسازی و شکوه غم و اندوهت را به پیشگاه او ببری و رفع ناراحتی هایت را از او خواهی و در کارهای خود از او کمک جویی و از خزانه رحمتش درخواست کنی، چیزهایی را که جز او کسی قدرت پرداخت و اعطای آن را ندارد، از قبیل: زیادی عمر، سلامتی جسم و فراخی روزی.
سپس کلیدهای این خزانه را در دست تو نهاد، به این که تو را در درخواست از خود اجازه فرمود، که هرگاه بخواهی درهای نعمتش را به وسیله دعا بگشایی و فرو ریختن باران رحمتش را درخواست نمایی، پس کندی اجابت دعا، تو را هیچگاه مایوس نکند، که به راستی بخشش به اندازه نیت است (که گاه نیت خالص نبوده و در عدم اجابت اثر می گذارد) و گاهی اجابت دعا به تاخیر افتد، تا پاداش درخواست کننده بزرگتر و بخشش برای امیدوار بیشتر باشد (که هر چه درخواست بیشتر باشد، اجر و پاداش دعا کننده زیادتر شود و بیشتر مستحق عطا و بخشش گردد.)
و گاهی است که چیزی را درخواست کنی و آن را به تو نبخشند، اما در آینده دور یا نزدیک بهتر از آن به تو بدهند، یا به خاطر چیزی که وجود آن چیز برای تو بهتر است، درخواست تو به اجابت نرسد، زیرا چه بسیار چیزها که تو درخواست کنی و اگر آن را به تو بخشند، تباهی دین تو در آن خواهد بود. پس باید درخواست های تو در چیزهایی باشد که زیبایی اش برای تو بماند و خسرانش از تو دور گردد، که مال و ثروت برایت نمی ماند و تو برای مال و ثروت پایدار نیستی (یعنی متوجه باش که محور درخواست خود را مال و ثروت قرار ندهی.)
و این را بدان که تو برای آخرت آفریده شده ای، نه برای دنیا و برای فنا و رفتن (از این دنیا) نه برای ماندن و برای مردن، نه برای زندگی و این را نیز بدان که تو در خانه عاریت و سرای موقتی و در راه آخرتی و تو پس مانده مرگی که گریزنده از آن، رهایی نیابد و جوینده اش را از دست ندهد و به ناچار همه را دریابد، پس مواظب خویشتن باش (و بترس) از این که مرگ تو را دریابد، در حالی که در وضع بدی باشی که (در فکر توبه از آن وضع بودی و) با خود می گفتی توبه می کنم، ولی مرگ میان تو و توبه جدایی می اندازد که در چنین وضعی خود را تباه کرده ای.
و در خموشی سلامت از پشیمانی است و تدارک آنچه بر اثر خاموشی و سکوت تو از دست رفته، آسان تر از پیدا کردن چیزی است که بر اثر سخن گفتن از تو فوت شده(104) و نگه داری آنچه در ظرف می باشد به محکم بستن بند آن ظرف است و حفظ آنچه دست تو می باشد، در پیش من، بهتر از درخواست آنچه در دست دیگران است و تلخی یأس و نومیدی گواراتر و بهتر از طلب و درخواست از مردم است(105) و نداری با عفت بهتر از ثروت با گناه است (و دارایی که از طریق معصیت به دست آید) و انسان راز خود را بهتر (از دیگران) نگه می دارد(106) و بسا انسان ها که کوششی کنند در چیزی که زیانشان رساند، پرگو، هرزه گو شود و هر که در کارها تفکر کند، بینا گردد.
2 - فی العدد من وصیة امیرالمومنین (علیه السلام) لولده الحسن (علیه السلام): و اعلم أن من نظر فی عیب نفسه شغل عن عیب غیره، و من کابد الأمور عطب، و من اقتحم اللجج غرق، و من أعجب برأیه ضل، و من استغنی بعقله زل، و من تکبر علی الناس ذل، و من مزح استخفف به، و من کثر من شی ء عرف به، و من کثر کلامه کثر خطاؤه، و من کثر خطاؤه قل حیاؤه، و من قل حیاؤه، قل ورعه، و من قل ورعه قل دینه، و من قل دینه مات قلبه، و من مات قلبه دخل النار.
در کتاب عدد آمده که بخشی از وصیت های آن حضرت به فرزندش امام حسن (علیه السلام) این گونه بود: بدان که هر کس در عیب خودش بنگرد، او را از عیب دیگران سرگرم سازد و کسی که بی مقدمه به سراغ کارهای سخت برود، هلاک گردد. و هر کس خود را در گرداب های سخت بیفکند، غرق شود و کسی که تنها به رأی خود اتکا کند (و از مشورت با دیگران بهره نگیرد) گمراه شود و کسی که تنها به عقل خود بی نیازی جوید، بلغزد و کسی که به مردم تکبر کند، خوار شود و کسی که شوخی کند، سبک شود و کسی که به کاری زیاد دست زد، بدان شناخته شود و کسی که سخنش زیاد شد، اشتباهش بیشتر گردد و کسی که اشتباهش را زیاد کرد شرمش اندک شود و کسی که حیایش کم شد، پارسایی اش کم شود و کسی که ورعش کم شد، دینش کم شود و کس که آیین اش کم شد، دلش بمیرد و کسی که دلش مرد داخل دوزخ گردد.

گلچینی از اندرزهای امیرالمومنین (علیه السلام) به فرزندش امام حسین (علیه السلام)

3 - فی تحف العقول، وصیته لابنه الحسین (علیه السلام): یا بنی، أوصیک بتقوی الله فی الغنی و الفقر، و کلمة الحق فی الرضی و الغضب، و القصد فی الغنی و الفقر، و بالعدل علی الصدیق و العدو، و بالعمل فی النشاط و الکسل، و الرضی عن الله فی الشدة و الرخاء.
أی بنی، ما شر بعده الجنة بشر، و لا خیر بعده النار بخیر، و کل نعیم دون الجنة محقور، و کل بلاء دون النار عافیة.
و اعلم، أی بنی، أنه من أبصر عیب نفسه شغل عن عیب غیره، و من تعری من لباس التقوی لم یستتر بشی ء من اللباس.
و من رضی بقسم الله لم یحزن علی مافاته. و من سل سیف البغی قتل به. و من حفر بئرا لأخیه وقع فیها، و من هتک حجاب غیره انکشفت عورات بیته، و من نسی خطیئته استعظم خطیئة غیره، و من کابد الأمور عطب، و من اقتحم الغمرات غرق. و من أعجب برأیه ضل، و من استغنی بعقله زل، و من تکبر علی الناس ذل، و من خالط العلماء وقر، و من خالط الأنذال حقر، و من سفه علی الناس شتم: و من دخل مداخل السوء اتهم، و من مزح استخف به، و من أکثر من شی ء عرف به، و من کثر کلامه کثر خطاؤه؛ و من کثر خطاؤه قل حیاؤه، و من قل حیاؤه قل ورعه، و من قل ورعه مات قلبه، و من مات قلبه دخل النار.
أی بنی، من نظر فی عیوب الناس و رضی لنفسه بها فذاک الأحمق بعینه، و من تفکر اعتبره، و من اعتبر اعتزل، و من اعتزل سلم، و من ترک الشهوات کان حرا. و من ترک الحسد کانت له المحبة عند الناس.
أی بنی، عز المومن غناه عن الناس. و القناعة مال لا ینفد. و من أکثر ذکر الموت رضی من الدنیا بالیسیر، و من علم أن کلامه من عمله قل کلامه الا فیما ینفعه.
أی بنی، العجب ممن یخاف العقاب فلم یکف، و رجا الثواب فلم یتب و لم یعمل.
أی بنی، الفکرة تورث نورا، و الغفلة ظلمة، و الجهال(ة) ضلالة. و السعید من وعظ بغیره. و الأدب خیر میراث. و حسن الخلق خیر قرین. لیس مع قطیعة الرحم نماء، و لا مع الفجور غنی.
أی بنی، العافیة عشرة أجزاء تسعة منها فی الصمت الا بذکر الله، و واحد فی ترک مجالسة السفهاء.
أی بنی، من تزیا بمعاصی الله فی المجالس أورثه الله ذلا. و من طلب العلم علم.
أی بنی، رأس العلم الرفق، و آفته الخرق. و من کنوز الایمان الصبر علی المصائب. و العفاف زینة الفقر. و الشکر زیند الغنی. کثرة الزیارة تورث الملالة، و الطمأنینة قبل الخبرة ضد الحزم. و اعجاب المرء بنفسه یدل علی ضعف عقله.
أی بنی، کم نظرة جلبت حسرة. و کم من کلمة سلبت نعمة.
أی بنی، لا شرف أعلی من الاسلام. و لاکرم أعز من التقوی. و لا معقل أحرز من الورع. و لا شفیع أنجح من التوبة. و لا لباس أجمل من العافیة و لا مال أذهب بالفاقة من الرضی بالقوت. و من اقتصر علی بلغة الکفاف تعجل الراحة و تبوأ خفض الدعة.
أی بنی، الحرص مفتاح التعب، و مطیة النصب، و داع الی التقحم فی الذنوب، و الشره جامع لمساوی العیوب، و کفاک تأدیبا لنفسک ما کرهته من غیرک؛ لأخیک مثل الذی لک علیه. و من تورط فی الأمور بغیر نظر فی العواقب فقد تعرض للنوائب. التدبیر قبل اعمل یؤمنک الندم. من استقبل وجوه الآراء عرف مواقع الخطاء. الصبر جنة من الفاقة. البخل جلباب المسکنة. الحرص علامة الفقر. وصول معدم خیر من جاف مکثر. لکل شی ء قوت، و ابن آدم قوت الموت.
أی بنی، لا تؤیس مذنبا، فکم من عاکف علی ذنبه ختم له بخیر، و کم من مقبل علی عمله مفسد فی آخر عمره، صائر الی النار، نعوذ بالله منها.
أی بنی، کم من عاص نجا. و کم من عامل هوی. من تحری الصدق خفت علیه المؤن.
فی خلاف النفس رشدها. الساعات تنتقص الأعمار. ویل للباغین من أحکم الحاکمین، و عالم ضمیر المضمرین.
یا بنی، بئس الزاد الی المعاد العدوان علی العباد. فی کل جرعة شرق. و فی کل اکلة غصص. لن تنال نعمة الا بفراق أخری. ما اقرب الراحة من النصب، و البؤس من النعیم، و الموت من الحیاة، و السقم من الصحة. فطوبی لمن أخلص لله عمله و علمه و حبه و بغضه و أخذه و ترکه و کلامه و صمته و فعله و قوله. و بخ بخ لعالم عمل فجد، و خاف البیات فأعد و استعد، ان سئل نصح، و ان ترک صمت، کلامه صواب و سکوته من غیر عی جواب. و الویل لمن بلی بحرمان و خذلان و عصیان فاستحشن لنفسه ما یکرهه من غیره، و أزری علی الناس بمثل ما یأتی.
و اعلم، أی بنی، من لانت کلمته وجبت محبته. وفقک الله لرشدک، و جعلک من أهل طاعته بقدرته؛ انه جواد کریم.(107)
و در کتاب تحف العقول از آن حضرت روایت کرده که در وصیتی به فرزندش امام حسین (علیه السلام) فرمود:
ای فرزندم! تو را سفارش می کنم به تقوای الهی در حال بی نیازی و نیازمندی و به سخن حق در خشنودی و خشم و به عدالت به دوست و دشمن؛ و به کار و کوشش (و عمل برای آخرت) در حال نشاط و بی حالی و به خشنودی از خدا در حال سختی و فراخی زندگی.
ای پسرم، آن شری که به دنبال آن بهشت است، بدی نیست و آن خیر و خوبی که پیامد آن جهنم (و عذاب الهی) است، خوبی نیست؛ و هر نعمتی در برابر بهشت (و مقایسه با آن) کوچک و بی مقدار است؛ و هر بلایی در برابر آتش دوزخ، عافیت و راحتی است.
و بدان ای فرزندم! به راستی هر کس که عیب خویش را ببیند، از دیدن عیب دیگران سرگرم شود (فرصت دیدن عیب دیگران را ندارد) و هر کس که از جامه تقوا برهنه شود، نمی تواند به هیچ جامه دیگری خود را بپوشاند.
و هر کس که به قسمت های الهی (و مقدرات خداوندی) راضی باشد، بر آنچه از دست او رفته، غمگین نشود؛ و هر کس شمشیر ظلم و تجاوز به روی دیگران برکشد، خودش با آن کشته شود؛ و هر کس چاهی برای (افتادن) برادر خود بکند، خود در آن افتد و هر کس پرده دیگری را بدرد، پوشیده های شرمگین خانه اش آشکار شود و هر کس خطای خود را فراموش کند، خطای دیگران را بزرگ شمارد و کسی که بدون آمادگی (و تهیه وسایل) به جنگ مشکلات برود و دست و پنجه نرم کند هلاک شود و کسی که بی محابا و نسنجیده خود را به امواج زند، غرق گردد و کسی که خودبینانه (در کارها) به رأی خود بسنده کند (و از مشاوره و نظر خواهی دیگران سرباز زند) گمراه شود و هر کس به عقل و خرد خویش بی نیازی جوید، بلغزد و کسی که بر مردم بزرگی و تکبر کند، خوار شود و کسی که با عالمان و دانشمندان آمیزش کند، محترم و موقر شود و کسی که با مردمان پست و فرومایه بیامیزد، در انظار مردم خوار و کوچک شود و هر کس که نسبت سفاهت و بی خردی به مردم دهد، مورد دشنام قرار گیرد و کسی که در ورودگاه های بدی در آید، متهم شود و کسی که شوخی کند، او را سبک شمارند و کسی که زیاد به کاری دست زند بدان کار معروف شود و هر کس که سخنش زیاد باشد (و زیاد حرف بزند) خطا و لغزش گفتارش زیاد است و کسی که لغزشش زیاد شد، حیا و شرمش کم شود و کسی که شرمش کم شد، پارسایی و ورعش کم شود و کسی که پارسایی اش کم شد، دلش خواهد مرد و کسی که دلش بمیرد، داخل دوزخ گردد.
ای فرزندم! کسی که در عیب دیگران بنگرد، و آنها را برای خود بپسندد او خود احمق است؛ و هرکه اندیشه کند، عبرت گیرد و هر که پند گیرد، به گوشه ای نشیند و هر که عزلت کند سالم بماند و هر که ترک شهوت کند، آزاد زندگی کند و هر که حسد را وانهد، محبوب مردم باشد.
ای فرزندم! عزت مومن بی نیازی او از مردم است. و قناعت مالی است که تمام نشود. و هر کس مرگ را بسیار یاد کند، از زندگی دنیا به اندکی قانع و راضی باشد و هر کسی که این را بداند که گفتارش جزء عملش محسوب گردد، گفتارش کم شود، جز در آنچه به او سودی دهد.
ای فرزندم! شگفت است از کسی که از کیف رالهی می ترسد و با این حال از گناه دست نمی کشد و به پاداش الهی امیدوار است و با این حال، نه توبه می کند و نه عملی برای خود انجام می دهد.
ای فرزندم! تفکر و اندیشه (در کارها) نورانیت و بینش می بخشد و بی خبری تاریکی و نادانی، گمراهی آورد. سعادتمند کسی است که با (سرنوشت) دیگران پند گیرد و ادب بهترین میراث (برای بازماندگان انسان) است و خوش خلقی بهترین همراه و قرین (برای انسان) است، با قطع رحم (و بریدن از خویشاوندان) افزایشی (در زندگی) نیست و با گناهکاری (و سرپیچی از دستورهای الهی) ثروت و بی نیازی (نخواهد ماند).
ای فرزندم! آسایش از گرفتاری ها ده بخش است که نه قسمت آن در خموشی است، جز تکلم به ذکر خدا، و یک بخش (باقی مانده از آسایش) نیز در کناره گیری و ترک همنشینی با سفیهان است.
ای فرزندم! هر کس در مجالس، جامه نافرمانی های خدا بپوشد، خدای تعالی خواری را شامل حالش کند و هر کس علم و دانش جستجو کند، دانشمند گردد.
ای فرزندم! علم و دانش همچون بدنی است و سر آن مدارا کردن با مردم و آفت آن درشتی کردن است و از گنج های ایمان، بردباری در برابر مصایب و پیشامدهای ناگوار است و عفت و پاکدامنی، زیور فقر و سپاس گزاری زیور ثروتمندی و بی نیازی است، دیدار زیاد ملالت (و آزردگی خاطر) آورد و آرامش خیال پیش از آگاهی و اختبار (در کارها) خلاف احتیاط و دوراندیشی است و خودپسندی و خودبینی انسان، نشانه ناتوانی عقل او است.
ای فرزندم! چه بسا نگاهی که دریغ و افسوس به دنبال آورد و چه بسا گفتار یکه نعمتی را از کف برباید.
ای فرزندم! شرف و عزتی برتر و والاتر از اسلام و بزرگواری و کرمی عزیزتر از تقوا و پناهگاهی محکم تر از ورع و پارسایی نیست و شفیع و واسطه ای برای پذیرش در پیشگاه خدا پیروزتر و موفق تر از توبه جامه یی زیباتر از عافیت و تن درستی و برای بردن فقر هیچ مالی موثرتر از راضی بودن به قوت زندگی نیست. و هر کس از روزی خود به مقدار کفاف (و آنچه او را بس باشد، نه زیادتر) اکتفا و قناعت کند، راحتی زودرس را به دست آورده و آسایش زندگی را برای خودش آماده کرده است.
ای فرزندم! حرص و آز، کلی رنج ها و مرکب سختی ها است و انسان را به فرو رفتن در کام گناهان می کشاند و جامع همهی عیب های زشت (و بدیها) است و برای ادب کردن تو کافی است (اجتناب) آنچه را از دیگران ناخوش داری(108) برادر (دینی) تو همان حقی را بر تو دارد که تو بر وی داری و هر کس خود را در ورطه کارها اندازد، بی آنکه در عاقبت و سرانجام آن کار بیندیشد، خود را در معرض حوادث ناگوار قرار داده است. تدبیر پیش از انجام عمل، تو را از پشیمانی در امان دارد (و بیمه کند) کسی که در کارها به استقبال آرای دیگران برود (و نظرها و آرای دیگران را مد نظر قرار دهد) لغزش گاه ها و جایگاه های خطا را، به خوبی بشناسد و بردباری سپری است از نداری، بخل و خست پیراهن مسکنت و نداری است(109) و حرص و آز نشانه فقر و نیازمندی. افراد خوش برخورد و مردم دار فقیر، از پولدار سخاوتمند بدخوی بهترند، هر چیزی را روزی رسیده و خوراک مخصوصی است و فرزند آدم روزی مخصوص مرگ است.
ای فرزندم! هیچ گناه کاری را (از رحمت حق) نا امید نکن، چه بسیار افرادی که با گناه خو گرفته و بدان پای بند شده اند، ولی پایان کارشان به خیر و خوبی ختم گشته است و چه بسیار افرادی که بر عمل خیر روی آورده، ولی آخر عمرشان بر فساد و تباهی گراییده و به دوزخ رفته است، پناه می بریم به خدا از دوزخ.
ای فرزندم! چه معصیت کاری که نجات یافت و چه بسیار که اهل عمل خیر بوده در پایان (در چاه بدبختی و هلاکت) سقوط کرد؛ کسی که صدوق و راستی را برنامه زندگی خود قرار دهد، مشکلات زندگی بر وی آسان شود.
رشد و رستگاری نفس انسان، در مخالفت کردن با آن است، ساعت ها عمر را کوتاه می کند، وای بر حال ستمکاران و متجاوزان از کیفر حاکم ترین حاکمان و دانای بر نهان نهانکاران!
ای فرزندم! ستمکاری و زورگویی بر بندگان خدا برای روز جزا، بد توشه ای است. هر جرعه ای و در هر لقمه ای گلوگیری هست، هیچگاه نعمتی نرسد، جز به رفتن نعمتی دیگر؛ چه قدر نزدیک است آسایش از سختی، دشواری از تنعم و خوشی، مرگ از زندگی و بیماری از سلامتی و تن درستی.(110) پس خوشا به حال کسی که عملش و دانشش و حب و بغضش برای خدا خالص و پاک باشد و همچنین رها کردنش، گفتن و خموشیش و کردار و گفتارش! و خوشا به حال عالمی که عمل داشته باشد بکوشد و از شبیخون (اجل و مرگ) بترسد و از این رو (در هر حال) مهیا و آماده (رفتن) باشد، اتگر از او پرسش شود، خیرخواهی و نصیحت کند و اگر او را واگذارند، خموشی گزیند، سخنش درست و سکوتش، بی آن که از سخن گفتن عاجز باشد، پاسخ است. و وای به حال کسی که به محرومیت و خواری و نافرمانی مبتلا گشته و در نتیجه برای خود خودش دارد، آنچه از دیگران بپسندد و بر مردم عیب گیرد، به آنچه خود انجام دهد.
و بدان ای فرزندم! به راستی هر کس سخنش نرم شد، دوستی اش لازم است و خداوند توفیق رشد و رستگاری را به تو عنایت کند و تو را از فرمان برداران خود قرار دهد؛ به راستی او بخشنده بزرگوار است.