فهرست کتاب


گلچین حکمت

سید هاشم رسولی محلاتی

شبیه ترین مردم به رسول خدا صلی الله علیه و آله

89 - و قال صلی الله علیه و آله: حفظ عنه صلی الله علیه و آله ثمان، قال: ألا اخبرکم - شبهکم بی خلقا؟ قالوا: بلی یا رسول الله، قال: أحسنکم خلقا، و أعظمکم حلما، و أبرکم بقرابته، و أشدکم حبا لاخوانه فی دینه، و أصبرکم علی الحق، و أکظمکم للغیظ، و أحسنکم عفوا، و أشدکم من نفسه انصافا.(94)
و گوید: هشت چیز از آن حضرت یادداشت شده که فرمود: شما را آگاه نکنم از کسی که در خلق شبیه ترینتان به من است؟ عرض کردند: بله ای رسول خدا! فرمود: کسی که خلقش از همه بهتر، و حلمش از همه بزرگ تر به خویشان خود از همه نیکوکارتر، محبت و دوستی اش به برادران دینی خود از همه سخت تر، در مورد حق و حقیقت از همه ثابت قدم تر، و فرو بردن خشم خود از همه نیرومندتر، در گذشت و عفو از همه نیکوتر و درباره انصاف دادن از خود محکم تر و سخت تر از همگان است.
90 - و قال رسول الله صلی الله علیه و آله: أحسنوا مجاورة النعم لا تملوها و لا تنفروها؛ فانها قل ما نفرت من قوم فعادت الیهم.(95)
و رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: مجاورت و مصاحبت نعمت های الهی را نیکو بدارید (و شکرشان را به جای آورید) و از آنها خسته نشوید و از خود دور نکنید، که به راستی کم اتفاق افتد نعمتی از مردمی دور شود و دوباره به سوی آنها باز گردد.
91 - فی أعلام الدین؛ قال صلی الله علیه و آله: ان للقلوب صدا کصدأ النحاس، فاجلوها بالاستغفار، و تلاوة القرآن.
و در کتاب اعلام الدین آمده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: دل ها را زنگاری است همانند زنگار مس و آنها را با استغفار و تلاوت قرآن، جلا دهید.
92 - و قال صلی الله علیه و آله: خصلتان لا تجتمعان فی مومن: البخل، و سوء الظن بالرزق.(96)
و رسول خدا فرمود: دو خصلت است که در مومن جمع نشود بخل و بدگمانی به روزی.
93 - و قال رسول الله صلی الله علیه و آله: من أکثر الاستغفار جعل الله له من کل هم فرجا، و من کل ضیق مخرجا، و رزقه من حیث لا یحتسب.(97)
و فرمود: کسی که زیاد استغفار کند، خداوند از هر غمی برایش گشایشی فراهم کند و از هر تنگنایی رهایی و روزی دهد او را، از جایی که نپندارد.
94 - و قال صلی الله علیه و آله: حسن الخلق و صلة الارحام و بر القرابة تزید فی الأعمار، و تعمر الدیار، و لو کان القوم فجارا.(98)
و فرمود: خلق نیکو، صله رحم و نیکی به خویشان، عمرها را افزون کند و شهرها را آباد سازد، اگر چه مردمان آن بدکار باشند.
95 - و قال صلی الله علیه و آله: خلقان لا یجتمعان فی مومن: الشح، و سوء الخلق.(99)
و فرمود: دو خصلت است که در انسان مومن جمع نشود: بخل و بد خلقی.
96 - و قال صلی الله علیه و آله: لا تسبوا الدنیا فنعمت مطیة المومن، فعلیها یبلغ الخیر و بها ینجو من الشر، انه اذا قال العبد: لعن الله الدنیا قالت الدنیا: لعن الله أعصانا لربه.(100)
و فرمود: دنیا را دشنام ندهید که مرکب خوبی برای مومن است و به وسیله آن مرکب به کار خیر می رسید و از شر رهایی می یابد، به راستی که هرگاه بنده ای بگوید: خداوند دنیا را لعنت کند، دنیا گوید: خداوند هر یک از ما را که برای پروردگارش نافرمان تر است، لعنت کند.
97 - و (فی حدیث) قال رسول الله صلی الله علیه و آله: أیها الناس، ألا انبئکم بأمرین خفیف مؤونتهما عظیم أجرهما لم یلق الله بمثلهما طول الصمت، و حسن الخلق.(101)
و (در حدیثی) از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت کرده که فرمود: ای مردم! آیا شما را آگاه نکنم، به دو چیز که رنج و زحمت آن اندک، ولی پاداشش بزرگ و خدا را کسی به مانند آن دو دیدار نکرده است؟ خموشی طولانی و خلق نیک.
98 - و بسنده عن ابن عمر قال: خطبنا رسول الله: خطبة ذرفت منها العیون، و وجلت منها القلوب، و کان مما ضبطت منها: أیها الناس ان أفضل الناس عبدا من تواضع عن رفعة، و زهد عن رغبة، و أنصف عن قوة، و حلم عن قدرة، و ان أفضل الناس عبد أخذ فی الدنیا الکفاف، و صاحب فیها العفاف، و تزود للرحیل، و تأهب للمسیر.
ألا و ان أعقل الناس عبد عرف ربه فرمود طاعه، و عرف عدوه فعصاه، و عرف دار اقامته فأصلحها، و عرف سرعة رحیله فتزود لها.
ألا و ان خیر الزاد ما صحبه التقوی، و خیر العمل ما تقدمته النیة، و أعلی الناس منزلة عند الله أخوفهم منه.(102)
و به سندش از ابن عمر روایت کرده که رسول خدا صلی الله علیه و آله چنان سخنرانی کرد که دیده ها از آن گریان و دل ها ترسان شد و از آن جمله که من یادداشت کردم این بود: ای مردم! به راستی که برترین مردم، بنده ای است که از روی بندگی (و با داشتن رفعت مقام) فروتنی کند و از روی رغبت به دنیا (و میل به آن) بی اعتنایی کرده و زهد ورزد و از روی توان و قوت انصاف ورزد و از روی قدرت، بردباری و حلم ورزد.
آگاه باشید که برترین بنده کسی است که در نیا به کفاف زندگی قناعت کند و با عفاف و پاک دامنی مصاحب و همراه باشد و برای کوچ کردن از دنیا توشه برگیرد و برای رفتن آماده شود.
آگاه باشید که عاقل ترین مردم، بنده ای است که پروردگار خود را شناخته، فرمان برداری اش کند، و دشمن خود را شناخته، نافرمانی اش کند، خانه ماندگار و ابدی خود را شناخته، اصلاحش کند و سرعت کوچ خود را دانسته، برای آن توشه برگیرد.
آگاه باشید که به راستی بهترین توشه، تقوای الهی است و بهترین عمل، آن است که نیت و اندیشه آغاز آن باشد و برترین مردم از نظر منزلت در پیشگاه خداوند، کسی است که ترسش از خدا بیشتر باشد.
99 - و بسنده عن أبی هریرة، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: ألا ان الدنیا قد ارتحلت مدبرة، و الاخرة قد احتملت مقبلة، ألا و انکم فی یوم عمل لاحساب فیه، و یوشک أن تکونوا فی یوم حساب لیس فیه عمل، و ان الله یعطی الدنیا من یحب و یبغض، و لا یعطی الاخرة الا لمن یحب و ان للدنیا أبناء و للاخرة أبناء، فکونوا من أبناء الاخرة، و لا تکونوا من أبناء الدنیا، ان شر ما أتخوف علیکم اتباع الهوی و طول الأمل، فاتباع الهوی یصرف قلوبکم عن الحق، و طول الأمل یصرف هممکم الی الدنیا. و ما بعد هما لأحد من خیر یرجاه فی دنیا و لا آخرة.(103)
و به سندش از ابی هریرة روایت کرده که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هان! که به راستی دنیا پشت کرده و می رو و آخرت رو کرده و می آید، آگاه باشید! که شما در روز عمل و کاری هستید که حسابی در آن نیست و دیری نپاید که در آیید در روزی که حساب است و عملی در آن نیست و به راستی که خدا دنیا را به کسی که دوستش می دارد و دشمنش می دارد عطا می کند، ولی آخرت را ندهد، جز به کسی که او را دوست می دارد و به راستی که دنیا را فرزندانی است و آخرت را فرزندانی، پس از فرزندان آخرت باشید و از فرزندان دنیا نباشید، همانا بدترین چیزی که از آن بر شما هراس دارم، پیروی از هوا و هوس و آرزوهای طولانی است. پیروی از هوا و هوس قلب هایتان را از حق باز می دارد و آرزوهای طولانی تلاش شما را به دنیا مصروف می دارد و پس از آن (جایگزین شدن) این دو، برای هیچ کس امی خیری نیست، نه در دنیا و نه در آخرت.

بخش دوم : گلچینی از اندرزهای امیرالمومنین (علیه السلام)

گلچینی از اندرزهای امیرالمومنین (علیه السلام) به فرزندش امام حسن (علیه السلام)

1 - فی کتاب الوصایا للسید بن طاووس بسنده عن عمرو بن أبی المقدام، عن أبی جعفر (علیه السلام) قال: لما أقبل امیرالمومنین (علیه السلام) من صفین کتب الی ابنه الحسن علیه (و علی جده و أبیه و أمه و أخیه الصلاة و) السلام:
یا بنی، تفهم وصیتی، و اجعل نفسک میزانا فیما بینک و بین غیرک، و أحب لغیرک ما تحب لنفسک، و اکره له ما تکره لها، لا تظلم کما لا تحب أن تظلم، و أحسن کما تحب أن یحسن الیک، و استقبح لنفسک ما تستقبح من غیرک و ارض من الناس ما ترضی لهم منک، و لا تقل مالا تعلم، بل لا تقل کلما علمت مما لا تحب أن یقال لک.
و اعلم، أن الاعجاب ضد الصواب، و آفة الألباب، فاسع فی کدحک، و لا تکن خازنا لغیرک، و اذا انت هدیت لقصدک فکن أخشع ما تکون لربک.
و اعلم یا بنی، أن أمامک طریقا ذا مسافة بعیدة، و مشقة شدیدة، و أنه لا غنی بک فیه عن حسن الارتیاد، و قدر بلاغک من الزاد مع خفة الظهر، فلا تحملن علی ظهرک فوق بلاغک فیکون ثقل ذلک و بالا علیک، و اذا وجدت من أهل الفاقة من یحمل لک زادک الی یوم القیامة فیوافیک به غد حیث تحتاج الیه، فاغتنمه، و حمله ایاه، و أکثر من تزویده، و أنت قادر علیه، فلعلک تطلبه فلا تجده، و اغتنم من استقرضک فی حال غناک لیجعل قضاءه لک فی یوم عسرتک.
و اعلم، أن أمامک عقبة کؤودا، المخف فیها أحسن حالا من المثقل، و البطی ء علیها أقبح حالا من المسرع، و أن مهبطک بها لا محالة علی جنة أو علی نار، فارتد لنفسک قبل نزولک، و وطی المنزل قبل حلولک، فلیس بعد الموت مستعتب، و لا الی الدنیا منصرف.
و اعلم، أن الذی بیده خزائن السموات و الارض قد أذن لک فی الدعاء، و تکفل لک بالاجابة، و أمرک أن تسأله لیعطیک، و تسترحمه لیرحمک، و لم یجعل بینک و بینه من تحجبه عنک، و لم یلجئک الی من یشفع لک الیه، و لم یمنعک ان أسأت من التوبة، و لم یعاجلک بالنقمة، و لم یفضحک حیث الفضیحة بل أولی، و لم یشدد علیک فی قبول الانابة، و لم یناقشک بالجریمة، و لم یؤیسک من الرحمة، بل جعل نزوعک عن الذنب حسنة، و حسب سیئتک واحدة، و حسب حسنتک عشرا، و فتح لک باب المتاب، و باب الاستعتاب، فاذا نادیته سمع نداءک، و اذا ناجیته علم نجواک، فأفضیت الیه بحاجتک، و أبثثته ذات نفسک، و شکوت الیه همومک، و استکشفته کروبک، و استعنته علی أمورک و سألته من خزائن رحمته مالا یقدر علی اعطائه غیره: من زیادة الأعمار، و صحة الأبدان، و سعة الأرزاق.
ثم جعل فی یدیک مفاتیح خزائنه، بما أذن لک فیه من مسألته، فمتی شئت استفتحت بالدعاء أبواب نعمته، و استمطرت شابیب رحمته، فلا یقنطنک ابطاء اجابته. فان العطیة علی قدر النیة، و ربما أخرت عنک الاجابة لیکون ذلک أعظم لأجر السائل، و أجزل لعطاء الامل، و ربما سألت الشی ء فلا تؤتاه، و أوتیت خیرا منه عاجلا أو آجلا، أو صرف عنک لما هو خیر لک، فلرب أمر قد طلبته فیه هلاک دینک لو أوتیته، فلتکن مسألتک فیما یبقی لک جماله، و ینفی عنک وباله، فالمال لا یبقی لک، و لا تبقی له.
و اعلم یا بنی، أنک انما خلقت للاخرة لا للدنیا، و للفناء لا للبقاء، و للموت لا للحیاة، و انک فی منزل قلعة، و دار بلغة، و طریق الی الاخرة، و أنک طرید الموت الذی لا ینجو منه هاربه، و لا یفوته طالبه، و لابد أنه مدرکه، فکن منه علی حذر أن یدرکک، و أنت علی حال سیئة قد کنت تحدث نفسک منها بالتوبة، فیحول بینک و بین ذلک، فاذا أنت قد أهلکت نفسک.
و فی الصمت السلامة من الندامة، و تلافیک ما فرط من صمتک أیسر من ادراک فائدة مافات من منطقک، و حفظ ما فی الوعاء بشد الوکاء، و حفظ ما فی یدیک أحب من طلب ما فی ید غیرک، و مرارة الیأس خیر من الطلب الی الناس، و العفة مع الحرفة خیر من الغنی مع الفجور، و المرء أحفظ لسره، و رب ساع فیما یضره، من أکثر أهجر و من تفکر أبصر.
در کتاب وصایای سید بن طاووس از امام باقر (علیه السلام) روایت شده است که فرمود: هنگامی که امیرالمومنین (علیه السلام) از صفین بازگشت، به فرزندش امام حسن (علیه السلام) نوشت:
ای فزندم! خود را میان خود و دیگران میزان قرار ده، پس بخواه برای دیگران آنچه را برای خود می خواهی و نپسند برای دیگران آنچه را برای خود نمی پسندی و ستم مکن؛ همانگونه که خوش نداری به تو ظلم کنند و خوبی کن، همانگونه که دوست داری به تو نیکی کنند و از خود زشت بشمار آنچه را از دیگری زشت می شماری و راضی شو از مردم به همان چیزی که از دیگران نسبت به خود خشنود می شوی (یعنی همانگونه که راضی نمی شوی که دیگران به تو ظلم کنند و شری برسانند، تو هم راضی مشو که به دیگران ظلم کرده، یا شری برسانی) و هر چه را نمی دانی مگو - اگر چه دانستنی هایت کم است - و به دیگران مگو، آنچه را دوست نداری به تو گفته شود.
و بدان که خودبینی دشمن خوبی و آفت عقل ها و خردها است، پس در تحصیل آنچه سودت دهد بکوش و خزانه دار دیگران مباش و چون به سر منزل مقصود راه یافتی، برای پروردگار خود خاشع تر و فرمان بردارتر باش.
و بدان که در پیش روی خود، راهی بس دور و دراز و پر مشقت داری و در این راه از این که در طلب خود نیک بکوشی و به مقداری توشه برداری که در عین سبک باری تو را به مقصد برساند، بی نیاز نخواهی بود، پس بیش از طاقت خویش باری بر دوش خود منه که سنگینی آن، بر تو وبال است و تو را به هلاکت افکند و اگر از نیازمندان کسی را یافتی که می تواند برای روز قیامت توشه تو را بر دوش کشد و در فردای قیامت در آن جا که بدان هر چه بیشتر (تا می توانی) توشه زیادتری بر او بنه (و بیشتر به آن نیازمند کمک کن) که شاید روزی (روز تنگ دستی) او را بجویی، ولی نیابی. و غنیمت بشمار کسی را که در روز ثروتمندی از تو وام خواهد، که در روز تنگ دستی به تو باز پس دهد.
و بدان که در پیش روی تو (و بر سر راهت) گردنه ای بس دشوار و سخت وجود دارد، که سبک بار (هنگام پیمودن و عبور از آن) خوشحال تر از سنگین بار و کندتر، بدحال تر از تندرو است و فرودگاه تو در آن جا یا بهشت است یا دوزخ، پس برای چنین سر منزلی پیش از فرود آمدن چاره ای کن و جایگاه خود را پیش از ورود آماده ساز، که پس از مرگ چاره ای نتوان کرد و به دنیا بازگشتی نیست.
و این را بدان که به راستی آن خدایی که خزینه های آسمان و زمین در دست قدرت او است تو را، اجازه دعا داده و اجابت آن را ضمانت کرده و به تو دستور داده: از او درخواست کنی تا به تو عطا فرماید و رحمتش را بخواهی، تا تو را مورد رحمت خویش قرار دهد و کسی را میان خود و میان تو حجاب و مانع (و دربان) قرار نداده و تو را ناچار نکرده تا (برای اجابت خواسته ات) نزد او کسی را شفیع قرار دهی.
و اگر بدی کردی تو را از توبه و بازگشت (باز نداشت و) منع نکرد و به کیفر (گناه) تو شتاب ننمود و رسوایت نکرد، آن جا که شایسته رسوا شدن بودی و در پذیرفتن توبه و انابه بر تو سخت نگرفت و در باز پرداخت جریمه با تو مناقشه و سخت گیری نکرد و از رحمت خویش نومیدت نساخت، بلکه همان جدا شدنت را از گناه، حسنه و کار نیک به حساب آورد و کار بدت را یکی شمرد ولی کار خوبت را ده برابر به حساب آورد.
و در توبه و بازگشت و عذرخواهی را به رویت گشود، که هرگاه صدایش زنی، صدایت را بشنود و هرگاه آهسته با او به گفت و گو پردازی، نجوای آهسته ات را داند، پس حاجتت را به درگاه او برسانی و راز دلت را نزد او آشکارسازی و شکوه غم و اندوهت را به پیشگاه او ببری و رفع ناراحتی هایت را از او خواهی و در کارهای خود از او کمک جویی و از خزانه رحمتش درخواست کنی، چیزهایی را که جز او کسی قدرت پرداخت و اعطای آن را ندارد، از قبیل: زیادی عمر، سلامتی جسم و فراخی روزی.
سپس کلیدهای این خزانه را در دست تو نهاد، به این که تو را در درخواست از خود اجازه فرمود، که هرگاه بخواهی درهای نعمتش را به وسیله دعا بگشایی و فرو ریختن باران رحمتش را درخواست نمایی، پس کندی اجابت دعا، تو را هیچگاه مایوس نکند، که به راستی بخشش به اندازه نیت است (که گاه نیت خالص نبوده و در عدم اجابت اثر می گذارد) و گاهی اجابت دعا به تاخیر افتد، تا پاداش درخواست کننده بزرگتر و بخشش برای امیدوار بیشتر باشد (که هر چه درخواست بیشتر باشد، اجر و پاداش دعا کننده زیادتر شود و بیشتر مستحق عطا و بخشش گردد.)
و گاهی است که چیزی را درخواست کنی و آن را به تو نبخشند، اما در آینده دور یا نزدیک بهتر از آن به تو بدهند، یا به خاطر چیزی که وجود آن چیز برای تو بهتر است، درخواست تو به اجابت نرسد، زیرا چه بسیار چیزها که تو درخواست کنی و اگر آن را به تو بخشند، تباهی دین تو در آن خواهد بود. پس باید درخواست های تو در چیزهایی باشد که زیبایی اش برای تو بماند و خسرانش از تو دور گردد، که مال و ثروت برایت نمی ماند و تو برای مال و ثروت پایدار نیستی (یعنی متوجه باش که محور درخواست خود را مال و ثروت قرار ندهی.)
و این را بدان که تو برای آخرت آفریده شده ای، نه برای دنیا و برای فنا و رفتن (از این دنیا) نه برای ماندن و برای مردن، نه برای زندگی و این را نیز بدان که تو در خانه عاریت و سرای موقتی و در راه آخرتی و تو پس مانده مرگی که گریزنده از آن، رهایی نیابد و جوینده اش را از دست ندهد و به ناچار همه را دریابد، پس مواظب خویشتن باش (و بترس) از این که مرگ تو را دریابد، در حالی که در وضع بدی باشی که (در فکر توبه از آن وضع بودی و) با خود می گفتی توبه می کنم، ولی مرگ میان تو و توبه جدایی می اندازد که در چنین وضعی خود را تباه کرده ای.
و در خموشی سلامت از پشیمانی است و تدارک آنچه بر اثر خاموشی و سکوت تو از دست رفته، آسان تر از پیدا کردن چیزی است که بر اثر سخن گفتن از تو فوت شده(104) و نگه داری آنچه در ظرف می باشد به محکم بستن بند آن ظرف است و حفظ آنچه دست تو می باشد، در پیش من، بهتر از درخواست آنچه در دست دیگران است و تلخی یأس و نومیدی گواراتر و بهتر از طلب و درخواست از مردم است(105) و نداری با عفت بهتر از ثروت با گناه است (و دارایی که از طریق معصیت به دست آید) و انسان راز خود را بهتر (از دیگران) نگه می دارد(106) و بسا انسان ها که کوششی کنند در چیزی که زیانشان رساند، پرگو، هرزه گو شود و هر که در کارها تفکر کند، بینا گردد.
2 - فی العدد من وصیة امیرالمومنین (علیه السلام) لولده الحسن (علیه السلام): و اعلم أن من نظر فی عیب نفسه شغل عن عیب غیره، و من کابد الأمور عطب، و من اقتحم اللجج غرق، و من أعجب برأیه ضل، و من استغنی بعقله زل، و من تکبر علی الناس ذل، و من مزح استخفف به، و من کثر من شی ء عرف به، و من کثر کلامه کثر خطاؤه، و من کثر خطاؤه قل حیاؤه، و من قل حیاؤه، قل ورعه، و من قل ورعه قل دینه، و من قل دینه مات قلبه، و من مات قلبه دخل النار.
در کتاب عدد آمده که بخشی از وصیت های آن حضرت به فرزندش امام حسن (علیه السلام) این گونه بود: بدان که هر کس در عیب خودش بنگرد، او را از عیب دیگران سرگرم سازد و کسی که بی مقدمه به سراغ کارهای سخت برود، هلاک گردد. و هر کس خود را در گرداب های سخت بیفکند، غرق شود و کسی که تنها به رأی خود اتکا کند (و از مشورت با دیگران بهره نگیرد) گمراه شود و کسی که تنها به عقل خود بی نیازی جوید، بلغزد و کسی که به مردم تکبر کند، خوار شود و کسی که شوخی کند، سبک شود و کسی که به کاری زیاد دست زد، بدان شناخته شود و کسی که سخنش زیاد شد، اشتباهش بیشتر گردد و کسی که اشتباهش را زیاد کرد شرمش اندک شود و کسی که حیایش کم شد، پارسایی اش کم شود و کسی که ورعش کم شد، دینش کم شود و کس که آیین اش کم شد، دلش بمیرد و کسی که دلش مرد داخل دوزخ گردد.