فهرست کتاب


گلچین حکمت

سید هاشم رسولی محلاتی

گلچینی از اندرزهای آن حضرت در کتاب تحف العقول

23 - و عن کتاب تحف العقول، و قال صلی الله علیه و آله: خصلتان لیس فوقهما من البر شی ء: الایمان بالله، و النفع لعباد الله، و خصلتان لیس فوقهما من الشر شی ء. الشرک بالله، و الضر لعباد الله.(28)
و از کتاب تحف العقول از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت کرده که فرمود: دو خصلت است که در خوبی برتر از آنها چیزی نیست: ایمان به خدا و سود رساندن به بندگان خدا و دو خصلت است که برتر از آنها در بدی چیزی نیست: شرک به خدا و زیان رساندن به بندگان خدا.
24 - و قال له رجل: أوصنی بشی ء ینفعنی الله به فقال: أکثر ذکر الموت یسلک عن الدنیا، و علیک بالشکر یزید فی النعمة، و أکثر من الدعاء؛ فانک لا تدری متی یستجاب لک، و ایاک و البغی؛ فان الله قضی أنه (من بغی علیه لینصرنه الله) و قال: (أیها الناس انما بغیکم علی أنفسکم)(29) و ایاک و المکر؛ فان الله قضی (و لا یحیق المکر السی ء الا بأهله.)(30)(31)
و در همان کتاب از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت کرده که مردی به آن حضرت عرض کرد: ای رسول خدا مرا وصیتی فرما که خداوند، با آن سودم دهد. حضرت به او فرمود: مرگ را بسیار یاد کن که تو را از دنیا برکند و بر تو باد به شکر و سپاسگزاری که در نعمت بیفزاید و بسیار دعا کن، زیرا تو نمی دانی چه زمانی دعایت مستجاب شود و سخت بپرهیز از تجاوز و ستم، زیرا در حکم خداوند است که به هر کس تجاوز شود، خداوند یاریش کند و خدا (در قرآن فرموده): ای مردم جز این نیست که ستم و تجاوز شما به زیان خودتان است و سخت بپرهیز از مکر که خداوند حکم کرده فریب بد، جز به فریبکار باز نگردد.
25 - و قال (علیه السلام): لن یفلح قوم أسدوا أمرهم الی امرأة.(32)
و فرمود: هرگز رستگار نخواهند شد مردمی که، کار خود را به زنی واگذار کنند.
26 - و قیل: أی الناس شر؟ قال صلی الله علیه و آله: العلماء اذا فسدوا.(33)
و کسی به آن حضرت عرض کرد: بدترین مردم کیانند؟ فرمود: عالمان و دانشمندان، آنگاه که فاسد شوند.
27 - و قال صلی الله علیه و آله: أوصانی ربی بتسع: أوصانی بالاخلاص فی السر و العلانیة، و العدل فی الرضا و الغضب، و القصد فی الفقر و الغنی، و أن أعفو عمن ظلمنی، و أعطی من حرمنی، و أصل من قطعنی، و أن یکون صمتی فکرا، و منطقی ذکرا، و نظری عبرا.(34)
و فرمود: پروردگارم، مرا به نه چیز سفارش کرد: رعایت اخلاص در پنهان و آشکار، عدالت در خوشی و خشم، میانه روی در حال فقر و دارایی و این که عفو کنم و درگذرم از کسی که به من ستم کرده، عطا کنم به کسی که مرا محروم ساخته، پیوند کنم با کسی که از من بریده، خموشی و سکوت من فکر و اندیشه باشد، گفتارم ذکر خدا و نظر و نگاهم عبرت باشد.
28 - و قال صلی الله علیه و آله: قیدوا العلم بالکتاب.(35)
و فرمود: علم و دانش را با نوشتن در بند کنید (و نگه دارید.)
29 - و قال صلی الله علیه و آله: اذا ساد القوم فاسقهم و کن زعیم القوم أذلهم، و أکرم الرجل الفاسق فلینتظر البلاء.(36)
و فرمود: هرگاه مهتری و سیادت مردم را فساقانشان بر عهده گیرند و پیشوای مردم، خوارترینشان باشد و مرد فاسق و تبهکار، گرامی و محترم شود. در چنین وضعی باید چشم به راه بلا باشند.
30 - و قال صلی الله علیه و آله: سرعة المشی یذهب ببهاء المومن.(37)
و فرمود: تند راه رفتن، بها و ارزش آدمی را زایل می کند.
31 - و قال صلی الله علیه و آله: اذا کان امراؤکم خیارکم، و أغنیاؤکم سمحاءکم و أمرکم شوری بینکم فظهر الأرض خیر لکم من بطنها و اذا کان أمراؤکم شرارکم، و أغنیاؤکم، بخلاءکم و امورکم الی نسائکم فبطن الأرض خیر لکم من ظهرها.(38)
و فرمود: هرگاه فرمانروایان شما نیکان و ثروتمندانتان بخشندگان و کارتان با مشورت یک دیگر انجام شود، روی زمین برای شما بهتر از زیر زمین است (و زندگی برایتان بهتر از مردن است).
اما هرگاه فرمانروایان شما بدان شما و ثروت مندانتان بخیلان و کارتان به دست زنانتان افتد، زیر زمین (و مردن) برای شما بهتر از روی زمین است.

کسی که نعمت دنیا و آخرت بر او تمام است

32 - و قال صلی الله علیه و آله: من أصبح و أمسی و عنده ثلاث فقد تمت علیه النعمة فی الدنیا: من أصبح و أمسی معافا فی بدنه، آمنا فی سربه عنده قوت یومه، فان کانت عنده الرابعة فقد تمت علیه النعمة فی الدنیا و الاخرة، و هو الایمان.(39)
و فرمود: کسی که روز و شب خود را با سه چیز که نزد او هست به سر آورد، دنیا بر او تمام است: کسی که روز و شب خود را تن درست بگذارند و از جهت راه و مسیر خود، امنیت داشته و قوت روز خود را داشته باشد و اگر نعمت چهارم را نیز دارا باشد، نعمت دنیا و آخرت بر او تمام خواهد بود و آن (نعمت چهارم) ایمان است.
33 - و قال صلی الله علیه و آله: من أعطی أربعا لم یحرم أربعا: من أعطی الاستغفار لم یحرم المغفرة، و من أعطی الشکر لم یحرم الزیادة، و من أعطی التوبة لم یحرم القبول، و من أعطی الدعاء لم یحرم الاجابة.(40)
و فرمود: کسی که چهار چیز به او عطا شود، از چهار چیز محروم نخواهد بود: کسی که استغفار به او عطا شد، (و توفیق آن را یافت) از آمرزش محروم نشود، کسی که توفیق شکر و سپاس به او داده شد، از فزونی نعمت محروم نشود، کسی که توفیق توبه یافت، از پذیرفته شدن آن محروم نشود و کسی که توفیق دعا پیدا کرد، از اجابت آن محروم نخواهد شد.
34 - و قال صلی الله علیه و آله: العلم خزائن و مفاتیحه السؤال، فاسألوا رحمکم الله؛ فانه یوجر أربعة: السائل، و المتکلم، و المستمع، و المحب لهم.(41)
و فرمود: علم و دانش گنجینه هایی است و کلیدهای آن سوال و پرسش است، پس بپرسید خدا شما را رحمت کند، که در این باره گروه پاداش می برند: پرسش کننده، گوینده، شنونده و آن کس که اینها را دوست بدارد.
35 - و فیه أیضا: قال صلی الله علیه و آله: سائلوا العلماء، و خاطبوا الحکماء، و جالسوا الفقراء.(42)
و فرمود: از دانشمندان بپرسید و با فرزانگان همسخن شوید و با فقرا و بی نوایان همنشینی کنید.
36 - و أتاه رجل فقال: یا رسول الله، أوصنی فقال: لا تشرک بالله شیئا و ان حرقت بالنار و ان عذبت الا و قلبک مطمئن بالایمان، و والدیک فأطعهما و برهما حیین أو میتین؛ فان أمراک أن تخرج من أهلک و مالک فافعل؛ فان ذلک من الایمان، و الصلاة المفروضة فلا تدعها متعمدا؛ فانه من ترک صلاة فریضة متعمدا فان ذمة الله منه بریئة، و ایاک و شرب الخمر و کل مسکر؛ فانهما مفتاحا کل شر.(43)
مردی نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمده و عرض کرد: ای رسول خدا! مرا وصیتی فرما، حضرت به او فرمود: چیزی را شریک خدا قرار مده اگر چه تو را به آتش بسوزانند و شکنجه کنند، مگر این که دلت به ایمان مطمئن باشد(44) و دیگر آن که، به پدر و مادرت طعام ده و به آنها نیکی کن، چه زنده باشند و چه مرده و اگر به تو دستور داده اند از خانواده و مال خود جدا شوی، این کار را انجام ده که از ایمان محسوب شود و نماز واجب را عمدی ترک مکن، زیرا کسی که نماز واجب را به عمد ترک کند، عهد و پیمان خدا از او بیزار و جدا است و از شراب خواری و نوشیدن هر مسکری سخت بپرهیز زیرا این دو، کلید هر شری اند.
37 - و قال صلی الله علیه و آله: مداراة الناس نصف الایمان، و الرفق بهم نصف العیش.
و در همان کتاب از آن حضرت صلی الله علیه و آله روایت کرده که فرمود: مدارا کردن (ملاطفت و مهربانی کردن) با مردم نیمی از ایمان است و رفاقت و نرم خویی با آنها نیمی از زندگی است.
38 - و قال صلی الله علیه و آله: رأس العقل بعد الایمان بالله مداراة الناس فی غیر ترک حق، و من سعادة المرء خفة لحیته.
و فرمود: اساس عقل پس از ایمان به خداوند، مدارا کردن با مردم است؛ در صورتی که حقی پایمان نشود و از سعادت و نیک بختی آدمی، کوتاهی ریش و محاسن او است.

کمال ایمان

39 - و قال صلی الله علیه و آله: ثلاث من کن فیه استکمل خصال الایمان: الذی اذا رضی لم یدخله رضاه فی باطل، و اذا غضب لم یخرجه الغضب من الحق، و اذا قدر لم یتعاط ما لیس له.(45)
و فرمود: سه چیز در هر کس باشد، خصلت های ایمان را به کمال رسانده است: آن که هرگاه خشنود بود، رضایت او را در کار باطلی وارد نکند، وقتی خشم کند، این غضب او را از دایره حق بیرون نبرد و چون به قدرت رسید، به کاری که حق او نیست دست درازی نکند.
40 - و قال صلی الله علیه و آله: ألا أدلکم علی خیر أخلاق الدنیا و الاخرة: تصل من قطعک و تعطی من حرمک، و تعفو عمن ظلمک.(46)
و فرمود: آیا شما را به بهترین خلق و خوی دنیا و آخرت راهنمایی نکنم؟ (و آنها عبارت است از این که) پیوند کنی با کسی که از تو بریده، عطا کنی به کسی که تو را محروم ساخته و درگذری از کسی که به تو ستم کرده است.
41 - و خرج صلی الله علیه و آله یوما و قوم یدحون حجرا فقال: أشدکم من ملک نفسه عند الغضب، و أحملکم من عفا بعد المقدرة.(47)
و روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله از خانه بیرون آمد و مردمی را دید که سنگی را (به عنوان زور آزمایی و قدرت نمایی) پرتاب می کنند، حضرت فرمود: سخت ترین (و قدرت مندترین) شما کسی است که در هنگام خشم بر خود مسلط باشید و پرتوان ترین شما کسی است که پس از داشتن قدرت بر انتقام، بگذرد.
42 - و قال صلی الله علیه و آله: قال الله: هذا دین أرتضیه لنفسی، و لن یصلحه الا السخاء و حسن الخلق، فأکرموه بهما ما صحبتموه.(48)
و فرمود: خداوند متعال فرمود: این دین (دین اسلام) همان دین و آیینی است که آن را برای خویش پسندیدم و چیزی آن را رو به راه نکند، مگر سخاوت و خوش خلقی، پس شما آن را با این دو خصلت گرامی بدارید، تا زمانی که با آن همراه هستید.
43 - و قال صلی الله علیه و آله: أفضلکم ایمانا أحسنکم أخلاقا.(49)
و فرمود: برترین شما در ایمان، کسی است که در خلق و خوی، او بهتر از دیگران باشد.
44 - و قال صلی الله علیه و آله: حسن الخلق یبلغ بصاحبه درجة الصائم القائم، فقیل له: ما أفضل ما أعطی العبد؟ قال: حسن الخلق.(50)
و فرمود: خوش خلقی صاحب خود را به درجه روزه دار شب زنده داری می رساند، پس به آن حضرت عرض شد: برترین چیزی که به بنده خدا داده شده چیست؟ فرمود: خوش خلقی.
45 - و قال صلی الله علیه و آله: حسن الخلق یثبت المودة.(51)
و فرمود: خوش خلقی، دوستی را استوار سازد.
46 - و قال صلی الله علیه و آله: حسن البشر یذهب بالسخیمة.(52)
و فرمود: گشاده رویی کینه را زایل می کند.
47 - و قال صلی الله علیه و آله: خیارکم أحسنکم أخلاقا الذین یألفون و یؤلفون.(53)
و فرمود: بهترین شما کسی است که اخلاقش از دیگران نیکوتر باشد، آنان که با مردم مانوس شده و دیگران نیز با آنها الفت و انس بگیرند.
48 - و قال صلی الله علیه و آله: من کان یومن بالله و الیوم الاخر فلیف اذا وعد.(54)
و فرمود: کسی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد، باید به وعده خود وفا کند.
49 - و قال صلی الله علیه و آله: الأمانة تجلب الرزق، و الخیانة تجلب الفقر.(55)
و فرمود: امانت، روزی را (به سوی انسان) و خیانت، فقر را (به سوی انسان) جلب می کند.
50 - و قال صلی الله علیه و آله: نظر الولد الی والدیه حبا لهما عبادة.(56)
و فرمود: نگاه فرزند به پدر و مادر از روی محبت و دوستی به آنان، عبادت است.
51 - و قال صلی الله علیه و آله: أقربکم منی غدا فی الموقف أصدقکم للحدیث، و آداکم للامانة، و أوفاکم بالعهد، و أحسنکم خلقا، و أقربکم من الناس.(57)
و فرمود: نزدیک ترین شما به من در روز قیامت راست گوترین، امانت دارترین، وفادارترین، خوش خلق ترین و نزدیک ترین شما به مردمانند.
52 - و قال صلی الله علیه و آله: أربع من علامات الشقاء: جمود العین، و قسوة القلب، و شدة الحرص فی طلب الدنیا، و الاصرار علی الذنب.(58)
و فرمود: چهار چیز از نشانه های شقاوت و بدبختی است: خشکی چشم، سخت دلی، حرص شدید بر طلب دنیا و اصرار بر گناه.
53 - و قال له رجل: أوصنی، فقال صلی الله علیه و آله: لا تغضب، ثم أعاد علیه، فقال: لا تغضب ثم قال: لیس الشدید بالصرعة انما الشدید الذی یملک نفسه عند الغضب.(59)
مردی به آن حضرت عرض کرد: مرا سفارشی کن: فرمود: خشم نکن، دوباره آن مرد سخن خود را تکرار کرد؟ فرمود: خشم نکن، سپس فرمود: نیرومندی و قدرت مندی بر زمین زدن دیگران (و قهرمان شدن در کشتی) نیست، بلکه قدرت مند کسی است که در هنگام خشم بر نفس خود مسلط و مالک آن باشد.
54 - و قال صلی الله علیه و آله: ان أکمل المومنین ایمانا أحسنهم أخلاقا.(60)
و فرمود: به راستی کامل ترین مردم در ایمان، کسانی اند که اخلاقشان بهتر از دیگران باشد.
55 - و قال صلی الله علیه و آله: ما کان الرفق فی شی ء الا زانه، و لا کان الخرق فی شی ء الا شانه.(61)
و فرمود: نرم خویی و مهربانی، در چیزی پیدا نشد، جز آن که آن چیز را زیور بخشیده و درشت خویی در چیزی نیامد، مگر آن را معیوب و زشت گرداند.
56 - و قال صلی الله علیه و آله: امرت بمداراة الناس کما أمرت بتبلیغ الرسالة.(62)
و فرمود: همان گونه که به تبلیغ رسالت الهی مامور گشتم. مامور به مدارا کردن با مردم گشته ام.
57 - و قال صلی الله علیه و آله: استعینوا علی أمورکم بالکتمان، فان کل ذی نعمة محسود.(63)
و فرمود: در کارهای خود از کتمان (و پوشاندن کار از دیگران) کمک جویید، زیرا هر که نعمتی دارد، مورد حسد و رشک دیگران است.(64)
58 - و قال صلی الله علیه و آله: الایمان نصفان، نصف فی الصبر و نصف فی الشکر.(65)
و فرمود: ایمان دو نیم است: نیمی در صبر و شکیبایی و نیم دیگر در شکر و سپاس گزاری.
59 - و قال صلی الله علیه و آله: من أصبح و أمسی و الاخرة أکبر همه، جعل الله الغنی فی قلبه، و جمع له أمره، و لم یخرج من الدنیا حتی یستکمل رزقه، و من أصبح و أمسی و الدنیا أکبر همه جعل الله الفقر بین عینیه، و شتت علیه أمره، و لم ینل من الدنیا الا ما قسم له.(66)
و فرمود: کسی که صبح و شام را به سر کند، در حالی که بزرگ ترین اندوهش آخرت باشد، خداوند توانگری و بی نیازی را در دل او بنهد، کار او را سر و سامان دهد و از دنیا بیرون نرود، تا این که روزی خود را به طور کامل برگیرد. و کسی که صبح و شام خود را به سر آورد، در حالی که بزرگ ترین اندوهش دنیا باشد، خداوند فقر و نیازمندی را پیش رویش قرار دهد، کارش را پراکنده سازد و از دنیا نیز به جز آنچه بهره اش بوده به چیزی نرسد.
60 - و قال صلی الله علیه و آله: ألا أخبرکم بأشبهکم بی أخلاقا؟ قالوا: بلی یا رسول الله، فقال: أحسنکم أخلاقا، و أعظمکم حلما، و أبرکم بقرابته، و أشدکم انصافا من نفسه فی الغضب و الرضا.(67)
و فرمود: شما را آگاه نکنم به کسی که در خلق و خوی، از همگان به من شبیه تر است؟ عرض کردند: چرا ای رسول خدا! فرمود: آن که اخلاقش بهتر و بردباری اش بزرگ تر، به خویشانش مهربان تر و انصافش درباره خود در حال خشم و خشنودی از دیگران، بیشتر باشد.
61 - و قال صلی الله علیه و آله: أحب عباد الله الی الله - جل جلاله - أنفعهم لعباده، و أقومهم بحقه، الذین یجبب الیهم المعروف و فعاله.(68)
و فرمود: محبوب ترین بندگان در پیشگاه خدای تعالی، کسی است که سودش به بندگان خدا بیشتر برسد و به حق خداوند استوارتر؛ آنانند که کار نیک و انجام آن، نزدشان محبوب است.
62 - و قال صلی الله علیه و آله: کیف بکم اذا فسد نساؤکم، و فسق شبانکم، و لم تأمروا بالمعروف، و لم تنهوا عن المنکر، قیل له: و یکون ذلک یا رسول الله؟ قال: نعم، و شر من ذلک، و کیف بکم اذا أمرتم بالمنکر و نهیتم عن المعروف، قیل: یا رسول الله و یکون ذلک؟ قال: نعم، و شر من ذلک، و کیف بکم اذا رأیتم المعروف منکرا و المنکر معروفا.(69)
و فرمود: حال شما چگونه است آن زمانی که زنانتان تبهکار و جوانانتان بدکار باشند و امر و به معروف و نهی از منکر نکنید؟ عرض کردند: ای رسول خدا! آیا به راستی چنین زمانی خواهد شد؟ فرمود: آری و بدتر از این هم می شود. چگونه است حال شما، آن زمانی که به بی دستور دهید و از خوبی جلوگیری کنید، عرض شد: ای رسول خدا! چنین چیزی خواهد شد، فرمود: آری و بدتر از این هم می شود. حال شما چگونه است آن زمانی که منکر و بدی را معروف ببینید و معروف و خوبی را منکر ببینید؟
63 - و فیه أیضا: قال صلی الله علیه و آله: صنفان من أمتی اذا صلحا صلحت امتی، و اذا فسدا فسدت أمتی قیل: یا رسول الله، و من هم؟ قال الفقهاء و الأمراء.(70)
نیز در همان کتاب آمده است که فرمود: از امت من دو گروهند که چون اصلاح شوند، امت من اصلاح شوند و هرگاه فاسد شدند، امت من فاسد و تباه شوند، عرض شد: ای رسول خدا آنها کیانند؟ فرمود: فقیهان و امیران.
64 - و قال صلی الله علیه و آله: اذا کثر الزنا بعدی کثر موت الفجأة، و اذا طفف المکیال أخذهم الله بالسنین و النقص، و اذا منعوا الزکاة منعت الأرض برکاتها من الزرع و الثمار و المعادن، و اذا جاروا فی الحکم تعاونوا علی الظلم و العدوان، و اذا نقضوا العهود سلط الله علیهم عدوهم، و اذا قطعوا الأرحام جعلت الأموال فی أیدی الأشرار، و اذا لم یأمروا بالمعروف، و لم ینهوا عن المنکر، و لم یتبعوا الأخیار من أهل بیتی، سلط الله علیهم أشرارهم، فیدعو عند ذلک خیارهم فلا یستجاب لهم.(71)
و فرمود: هرگاه زنا زیاد شود، مرگ ناگهانی بیشتر شود و هرگاه کم فروشی شود، خداوند آنها را به خشکسالی و قحطی دچار کند و هنگامی که زکات را نپردازند، زمین برکت های خود را از زراعت و میوه ها و معادن برگیرد و هرگاه در حکم قضاوت زورگویی و ستم روا دارند، بر ستم و دشمنی کمک کنند و چون پیمان شکنی کنند، خداوند دشمنانشان را بر آنها مسلط کند و هنگامی که قطع رحم کنند، اموال و دارایی ها در دست بدان و اشرار قرار گیرد و هرگاه امر به معروف و نهی از منکر نکنند و از نیکان خاندان من پیروی ننمایند، خداوند بدان آنها را بر سرشان چیره سازد و در این وقت، خوبانشان دعا کنند و دعایشان به اجابت نرسد.
65 - و قال صلی الله علیه و آله: و أثنی قوم بحضرته علی رجل حتی ذکروا جمیع خصال الخیر، فقال رسول الله صلی الله علیه و آله: کیف عقل الرجل؟ فقالوا: یا رسول الله، نخبرک عنه باجتهاده فی العبادة و أصناف الخیر تسألنا عن عقله؟ فقال صلی الله علیه و آله: ان الأحمق یصیب بحمقه أعظم من فجور الفاجر، و انما یرتفع العباد غدا فی الدرجات، و ینالون الزلفی من ربهم علی قدر عقولهم.(72)
جمعی در محضر رسول خدا، مردی را ستایش کردند و همه کارهای خیر را به آن مرد نسبت دادند، رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: عقل این مرد چگونه است؟ عرض کردند: ای رسول خدا ما از تلاش فراوان این مرد در عبادت و انواع کارهای خیرش، شما را آگاه می کنیم و شما از عقلش می پرسید؟ رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: به راستی که آدم احمق، به خاطر حماقت خود به گناهی بزرگ تر از گناهی که انسان فاجر و تبهکار بدان گرفتار شود، دچار می گردد و جز این نیست که بندگان خدا به اندازه عقل های خود در فردای قیامت به درجه های والا و مقام قرب حق تعالی خواهند رسید.
66 - و قال صلی الله علیه و آله: قسم الله العقل ثلاثة أجزاء، فمن کن فیه کمل عقله، و من لم تکن فیه فلا عقل له: حسن المعرفة لله، و حسن الطاعة لله، و حسن الصبر علی أمر الله.(73)
و فرمود: خداوند عقل را به سه بخش تقسیم کرده که در هر کس اینها وجود داشت، عقلش کامل است و کسی که آنها را نداشت، عقل ندارد: شناخت و معرفت نیک درباره خداوند، اطاعت و فرمان برداری نیکو از خداوند و صبر و شکیبایی نیکو در برابر دستورهای خداوند.
67 - و قال صلی الله علیه و آله: تصافحوا؛ فان التصافح یذهب السخیمة.(74)
و فرمود: مصافحه کنید، زیرا (دست دادن) کینه و دشمنی را می برد.
68 - و قال صلی الله علیه و آله: یطبع المومن علی کل خصلة و لا یطبع علی الکذب و لا علی الخیانة.(75)
و فرمود: من بر هر خصلت و عملی (ممکن است) خو کند، مگر بر دروغ و خیانت.
69 - و قال صلی الله علیه و آله: لأبی ذر: أی عری الایمان أوثق؟ قال الله و رسوله أعلم، فقال: المولاة فی الله، و المعاداة فی الله، و الحب فی الله، و البغض فی الله.(76)
و به ابی ذر غفاری فرمود: کدام یک از دست گیره های ایمان محکم تر است؟ ابوذر عرض کرد: خدا و رسول او داناترند، فرمود: دوستی و دشمنی کردن در راه خدا و محبت و خشم در راه خدا.