فهرست کتاب


گلچین حکمت

سید هاشم رسولی محلاتی

ضمانت بهشت در برابر شش چیز

11 - و فیه أیضا بسنده عن أنس بن مالک، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: تقبلوا لی بست أتقبل لکم بالجنة: اذا حدثتم فلا تکذبوا، و اذا وعدتم فلا تخلفوا، و اذا أئتمنتم فلا تخونوا، و غضوا أبصارکم، و احفظوا فروجکم، و کفوا أیدیکم و ألسنتکم.(17)
و در همان کتاب به سندش از انس بن مالک روایت کرده که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: شش چیز را برای من ضمانت کنید، تا من بهشت را برای شما ضمانت کنم: هنگامی که سخن و داستانی گویید، دروغ نگویی و چون وعده ای دادید، تخلف نکنید (و به وعده خود عمل کنید) و چون امانتی نزد شما گذاشتند بدان خیانت نکنید، دیدگان خود را (از نامحرمان) بپوشانید، و عورت های خود را (شهوت رانی های حرام) نگه دارید و دست ها و زبانهایتان را از (انجام کارهای حرام) باز دارید.
12 - و فیه أیضا بسنده عن الحین بن علی (علیهم السلام) قال: سمعت جدی رسول الله صلی الله علیه و آله یقول لی: اعمل بفرائض الله تکن أتقی الناس، و ارض بقسم الله تکن أغنی الناس، و کف عن محارم الله تکن أورع الناس، و أحسن مجاورة من جاورک تکن مومنا، و أحسن مصاحبة من صاحبک تکن مسلما.(18)
و در همان کتاب به سندش از امام حسین بن علی علیهما السلام روایت کرده که فرمود: از جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم، که به من می فرمود: به واجبات الهی عمل کن، تا با تقواترین مردم باشی، به قسمت (و بخشش) خدا راضی باش، تا بی نیازترین مردم باشی، خود را از محرمات خدا نگاه دار، تا پارساترین مردم باشی، مجاورت و همسایگی را با کسانی که با تو همسایه اند، نیکو کن، تا مومن باشی، مصاحبت با همدم خود را نیکو کن، تا مسلمان باشی.
13 - و فی کتاب الخصال بسنده عن جابر بن عبدالله، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: ان أخوف ما أخاف علی امتی الهوی، و طول الأمل، أما الهوی: فانه یصد عن الحق. و أما طول الأمل: فینسی الاخرة، و هذه الدنیا قد ارتحلت مدبرة، و هذه الاخرة قد ارتحلت مقبلة، و لکل واحدة منهما بنون؛ فان استطعتم أن تکونوا من أبناء الاخرة و لا تکونوا من أبناء الدنیا فافعلوا، فانکم الیوم فی دار عمل و لا حساب و أنتم غدا فی دار حساب و لا عمل.(19)
و در کتاب خصال به سندش از جابر بن عبدالله انصاری روایت کرده که گوید: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: به راستی که ترسناک ترین چیزی که بر امت خویش بیمناک و ترسانم (دو چیز است) پیروی هوای نفس و آرزوی دراز. اما هوای نفس، که به راستی (آدمی را) از حق باز می دارد و اما آرزوی دراز، آخرت را به فراموشی سپارد و این دنیا به راستی که پشت کرده و می رود و این آخرت است که رو کرده و می آید و هر کدام را فرزندانی (و پیروانی) است، اگر بتوانید که از فرزندان آخرت باشید و از فرزندان دنیا نباشید، چنین کنید که به راستی شما امروز که زنده اید، در خانه عمل (و محیط کار) هستید و حسابی نیست، ولی فردا (که از دنیا رفتید) در محیط حساب و حسابرسی هستید و عملی در کار نیست.
14 - فی کتاب أمال الشیخ روی بسنده عن ابن عمر، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: کن فی الدنیا کأنک غریب، و کأنک عابری سبیل، وعد نفسک فی أصحاب القبور.(20)
در کتاب امالی شیخ رحمه الله به سندش از عبدالله بن عمر روایت کرده که گوید: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: در دنیا چنان باش که گویا غریبی و چنان که گویی رهگذری و خود را در زمره مردگان به شمار آور.
15 - و فیه أیضا بسنده عن الرضا، عن آبائه (علیهم السلام)، عن أمیرالمومنین (علیه السلام)، قال: قال رجل للنبی صلی الله علیه و آله: یا رسول الله، علمنی عملا صالحا لا یحال بینه و بین الجنة؟ قال: لا تغضب، و لا تسأل شیئا، و ارض للناس ما ترضی لنفسک.
فقال یا رسول الله، زدنی، قال: اذا صلیت العصر فاستغفر الله سبعا و سبعین مرة تحط عنک عمل سبع و سبعین سیئة، قال: مالی سبع و سبعون سیئة؟ فقال له رسول الله صلی الله علیه و آله: فاجعلها لک و لأبیک. قال: مالی و لأبی سبع و سبعون سیئة، فقال له رسول الله صلی الله علیه و آله: اجعلها لک و لأبیک و لأمک، قال: یا رسول الله، مالی و لأبی و أمی سبع و سبعون سیئة، قال: اجعلها لک و لأبیک و أمک و لقرابتک.(21)
و در همان کتاب به سند خود از امام هشتم از پدرانش از امیرالمومنین (علیه السلام) روایت کرده که مردی به رسول خدا صلی الله علیه و آله عرض کرد: ای رسول خدا! عمل شایسته ای را به من یاد ده که میان آن عمل و بهشت، چیز دیگری حایل نشود (با آن عمل به بهشت بروم)؟ حضرت فرمود: خشم نکن و برای مردم همان را بخواه که برای خود خواهی.
عرض کرد: ای رسول خدا! برایم بیفزا (باز هم سفارشی افزون کن) فرمود: چون نماز عصر را به جای آوردی، 77 مرتبه به درگاه خدا استغفار کن تا 77 گناه از تو بریزد: عرض کرد: من 77 گناه ندارم؟ فرمود: به حساب گناهان خودت و پدرت بگذار؟ عرض کرد: من و پدرم 77 گناه نداریم؟ رسول خدا فرمود: به حساب گناهان خودت و پدرت و مادرت بگذار! عرض کرد: من و پدر و مادرم نیز 77 گناه نداریم؟ فرمود: به حساب گناهان خودت و پدر و مادر و خویشانت بگذار.

پنج اندرز کوتاه

16 - و بهذا السند عن امیرالمومنین (علیه السلام) قال: جاء أبو أیوب خالدبن زید الی رسول الله صلی الله علیه و آله فقال: یا رسول الله أوصنی و اقلل لعلی أن أحفظ قال: و أوصیک بخمس: بالیأس عما فی أیدی الناس؛ فانه الغنی، و ایاک و الطمع؛ فانه الفقر الحاضر، و صل صلاة مودع، و ایاک و ما تعتذر منه، و أحب لأخیک ما تحب لنفسک.(22)
در امالی شیخ، به سندش روایت کرده از امام هشتم از پدرانش از امیرالمومنین (علیه السلام) که فرمود: ابو ایوب خالدبن زید نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمده و عرض کرد: ای رسول خدا به من وصیتی کوتاه بفرما، شاید بتوانم آن را حفظ کنم، حضرت فرمود: تو را به پنج چیز وصیت می کنم:
1 - به ناامیدی و یأس از آنچه در دست مردم است، که به راستی بی نیازی همین است.
2 - از طمع بپرهیز که فقر حاضر و نیاز واقعی همین است.
3 - نماز بخوان، نماز کسی که با آن وداع کند (یعنی فکر کن آخرین نماز تو است.)
4 - بپرهیز از کاری که ناچار شوی، از آن عذر خواهی کنی.
5 - و برای برادرت دوست بدار، آنچه را برای خود دوست می داری.
17 - و فیه أیضا بسنده عن الباقر (علیه السلام)، عن آبائه، عن أمیرالمومنین (علیه السلام) قال: سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله (یقول): من کثر همه سقم بدنه، و من ساء خلقه عذب نفسه، و من لاحی الرجال سقطت مروته و ذهبت کرامته، ثم قال رسول الله صلی الله علیه و آله: لم یزل جبرئیل (علیه السلام) ینهانی عن ملاحاة الرجال، کما ینهانی عن شرب الخمر و عبادة الأوثان.(23)
و در همان کتاب به سندش از امام باقر (علیه السلام) از پدران بزرگوارش از امیرالمومنین (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود: کسی که اندوهش زیاد باشد، بدنش بیمار گردد و کسی که خلق و خویش بد باشد، خود را معذب کند و کسی که با مردمان ستیزه جویی کند، مردانگی اش آسیب ببیند و کرامت و بزرگواریش برود، سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود، جبرئیل (علیه السلام) پیوسته مرا از ستیزه جویی با مردمان نهی می کرد، همان گونه که از می خوارگی و پرستش بت ها باز می داشت.
18 - و روی الصدوق - رحمه الله - فی الخصال بسنده عن جعفر بن محمد، عن أبیه (علیهم السلام) قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: ان أسرع الخیر ثوابا البر، و ان أسرع الشر عقابا البغی، و کفی بالمرء عیبا أن ینظر من الناس الی ما یعمی عنه من نفسه، و یعیر الناس بمالا یستطیع ترکه، و یؤذی جلیسه بما لا یعنیه.(24)
شیخ صدوق رحمة الله در خصال به سندش از امام صادق از پدرش (علیه السلام) از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت کرده که فرمود:
به راستی که سریع ترین خوبی از نظر پاداش، نیکی کردن به مردم است و به راستی که سریع ترین بدی از نظر کیفر، زورگویی و ستم است و برای عیب آدمی، همین بس است که از مردم عیبی را ببیند که همان عیب را (یا این که در خود او است) در خود نمی بیند و مردم را به چیزی نکوهش کند که خود قدرت ترک آن را ندارد و همنشین خود را به چیزی بیازارد که به کار او نیاید (و بی جهت او را بیازارد.)
19 - و روی فی کتاب تحف العقول من کلامه صلی الله علیه و آله: ان لکل شی ء شرفا، و أن شرف المجالس ما استقبل به القبلة، من أحب أن یکون أعز الناس فلیتق الله، و من أحب أن یکون أقوی الناس فلیتوکل علی الله، و من أحب أن یکون أغنی الناس فلیکن بما فی یدالله أوثق منه بما فی یده.(25)
و در کتاب تحف العقول از سخنان آن حضرت روایت کرده که فرمود: هر چیزی را شرف و منزلتی است و شرف جایگاه نشستن، آن است که رو به قبله باشد. کسی که دوست میدارد که عزیزترین مردم باشد، باید تقوای الهی پیشه کند و کسی که دوست می دارد بی نیازترین مردم باشد، باید بدانچه در دست خدا است مطمئن تر باشد، از آنچه در دست خود او است.

وصیتی ارزشمند به سلمان فارسی رحمه الله

20 - و عن کتاب المحاسن للبرقی - رحمه الله - قال سلمان الفارسی - رحمه الله - أوصانی خلیلی بسبعة خصال لا أدعهن علی کل حال، أوصانی أن أنظر الی من هو دونی و لا أنظر الی من هو فوقی، ؤ أن أحب الفقراء و أدنو منهم، و أن أقول الحق و ان کان مرا، و أن أصل رحمی و ان کانت مدبرة، و لا أسأل الناس شیئا، و أوصانی أن أکثر من قول لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم فانها کنیز من کنوز الجنة.
و از کتاب محاسن برقی رحمه الله به سندش از سلمان فارسی رحمه الله روایت شده که گوید: خلیل من (رسول خدا صلی الله علیه و آله) مرا به هفت چیز سفارش کرد که در هیچ حال آن را وا نگذارم:
به من سفارش کرد که به پایین دست خود بنگرم، به بالا دست خود ننگرم، فقیران را دوست داشته و به آنها نزدیک شوم، حق را بگویم، اگر چه تلخ باشد، صله رحم کنم، اگر چه آنها پشت کرده و قطع رحم کرده باشند و از مردم چیزی نخواهم. و به من سفارش کرد که ذکر لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم را زیاد بگویم که آن، گنجی از گنجهای بهشت است.
21 - و فیه أیضا بسنده عن أبی جعفر (علیه السلام)، قال: أتی رسول الله رجل؛ فقال: علمنی یا رسول الله، فقال: علیک بالیأس عما فی أیدی الناس؛ فانه الغنی الحاضر، قال: زدنی یا رسول الله، قال: ایاک و الطمع فانه الفقر الحاضر، قال: زدنی یا رسول الله، قال: اذا هممت بأمر فتدبر عاقبته؛ فان یک خیرا و رشدا فاتبعه، و ان یک غیا فدعه.(26)
و در همان کتاب به سندش از امام باقر (علیه السلام) روایت کرده که مردی نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد، عرض کرد: ای رسول خدا صلی الله علیه و آله! چیزی به من یاد بده؟ فرمود: بر تو باد! از آنچه در دست مردم است، نومید باشی که آن بی نیازی، موجود و حاضر است. عرض کرد: ای رسول خدا! برایم افزون فرما، فرمود: بپرهیز از طمع، که فقر و نیازی است حاضر و موجود، عرض کرد: ای رسول خدا! باز هم افزون فرما، فرمود: هرگاه تصمیم به انجام کاری گرفتی، در سرانجام آن بیندیش، اگر دیدی خیر و رشد تو است، پیروی کن و اگر دیدی گمراهی است، آن را فرو گذار.
22 - و روی عن کتاب الحسین بن سعید بسنده قال: جاء أعرابی الی النبی صلی الله علیه و آله فأخذ بغرز راحلته - و هو یرید بعض غزواته - فقال: یا رسول الله علمنی عملا أدخل الجنة؟ فقال: ما أحببت أن ء تیه الناس الیک فأته الیهم، و ما کرهت أن یأتیه الیک فلا تأته الیهم، خل سبیل الراحلة.(27)
و از کتاب حسین بن سعید به سندش روایت شده که گوید: مردی عرب نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و در حالی که آن حضرت بر مرکب سوار شده و می خواست به یکی از جنگ ها برود، رکاب او را گرفت و عرض کرد: ای رسول خدا! عملی را به من یاد ده که با آن به بهشت بروم. فرمود: هر چه دوست داری مردم به تو روا دارند درباره آنها انجام ده و آنچه خوش نداری به تو انجام دهند، درباره آنها رو مدار، (اکنون) جلوی مرکب را رها کن.