گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

خلاصه ای از زندگی معصوم سیزدهم (علیه السلام):

امام یازدهم (علیه السلام) بنا بر مشهور، ولادت با سعادتش روز هشتم ماه ربیع الثانی سال 232 هجری قمری می باشد.
نام مبارک او حسن (علیه السلام) و کنیه اش ابو محمد و لقب مشهورش عسکری است. پدرش امام علی الهادی و مادرش به نام های ریحانه، حدیث و سلیل گفته شده.
آن حضرت در سن 22 سالگی پس از شهادت پدر بزرگوارش به منصب امامت رسید و تقریبا مدت 6 سال امامت نمود. امام در طول مدت امامت خویش مرتب مورد شکنجه های مختلف جسمی و روحی قرار می گرفت و چندین بار حضرت را زندانی کردند. تا آنکه بالاخره او را بنا بر مشهور در تاریخ هشتم ماه ربیع الاول یا در ماه صفر در سال 260 به دستور معتمد عباسی مسموم و به شهادت رساندند، آن امام مظلوم کنار پدر بزرگوارش در سامراء دفن گردید. مدت عمر شریفش را حدود 28 سال گفته اند و آن حضرت تنها دارای یک فرزند پسر بوده است.
[107]
امشب شب یتیمی امام زمان (علیه السلام) است. شب عزای پسر فاطمه است. از همین جا دل ها را روانه سامرا و حرم با صفای امام عسکری (علیه السلام) کنیم.
ساعات آخر عمر مبارک امام عسکری (علیه السلام) بود. حضرت به غلامش فرمود: به آن حجره برو کودکی را می بینی که در پشت پرده به سجده افتاده است، او را نزد من بیاور! غلام به آن جا رفت. می گوید کودکی که چهره نورانی و زیبایی داشت را مشاهده کردم. او امام زمان (علیه السلام) بود. وقتی چشم امام به ایشان افتاد گریه کرد و فرمود: یا سید اهلبیته اسقنی الماء فانی ذاهب الی ربی؛ ای سرور اهل خانه من! به من آب بیاشام! همانا من به سوی پروردگارم می روم. وفاتم نزدیک است.
در حالیکه دست های امام عسکری از شدت مسومیت می لرزید، حضرت ولی عصر (علیه السلام) با دست های مبارک خود، آب در دهان مبارک پدر می ریختند(2873) و در همین حالت، امام عسکری به شهادت رسید. امام عصر (عج) بر بدن بابا نماز خواند. اما یابن الحسن! جایت خالی بود در کربلا...
جای مهدی بود خالی در زمین کربلا تا نماز دیگری در شام عاشورا کند
باز گرداند ز مقتل عمه را سوی حرم غل ز دست سید سجاد آنگه وا کند
[108]
بعد از شهادت امام عسکری (علیه السلام)، عموی امام زمان آمدند تا بر بدن امام عسکری (علیه السلام) نماز بخوانند، یک وقت دیدند پرده حجره عقب رفت. یک آقا زاده ای جلو آمد، گفت: عمو کنار برو! باید من بر بدن بابایم نماز بخوانم.(2874)
امام زمان! نمی دانم با چه حالی بر بدن بابا نماز خواندی! کربلا هم بنی اسد آمدند، اما نمی دانند چه کنند، یک وقت دیدند که امام سجاد (علیه السلام) آمد. فرمود: بنی اسد همه کارهای این بدن با خود من است. فقط شما یک قعه حصیر بیاورید. امام (علیه السلام) بر بدن مبارک بابای غریبش نماز خوانده آن گاه بدن بابا را میان حصیر پیچید و به طرف قبر برد. دیدند امام سجاد (علیه السلام) از میان قبر بیرون نمی آید، نزدیک آمدند دیدند امام سجاد (علیه السلام) لبها را بر رگهای بریده بابا گذاشته است...
[109]
حضرت عسکری (علیه السلام) مدت عمرش ظاهرا کم، ولی بسیار پر برکت بود. که شرحش مفصل است. حضرت خیلی به داد اسلام رسید. اگر بعضی نهضت های حضرت نبود، اصلا اسلام در خطر بود ولی خلفاء جائر آن زمان، حضرت را خیلی اذیت کردند. زهر جفا به حضرت عسگری (علیه السلام) دادند. بدن نازنینشن بر اثر آن سم در میان رختخواب مثل برگ گلی می لرزید. دارویی برای حضرت (علیه السلام) تهیه کردند. نمی دانم در طب قدیم چه دارویی بوده است. ضد زهر بوده یا ضد حرارت نمی دانم برای چه منظور است؟ ولی روایت است که وقتی آن را به دست مبارک حضرت (صلی الله علیه و آله و سلم) دادند تا میل کنند دست مبارکش چنان می لرزید که لب کاسه به دندانهای مبارک اصابت می کرد و صدای آن به گوش می رسید. یادگار آقا، که مولای ما امام زمان (علیه السلام) باشد در اتاق دیگری بود. فرمود: بروید و نور دیده مرا بیاورید. دست آقازاده را گرفتند و آوردند. به صورت این آقا زاده نگاهی کرد. حالا در صورتش چی دید؟ از عقل ما خراج است. فقط در حد لفظ می گویم در صورت این آقا زاده، یازده امام (علیه السلام) را دید. در صورتش فاطمه زهرا (علیهما السلام) را دید. رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) را دید. انبیاء را دید.
یا صاحب الزمان! ای آقا! چقدر تو نازنینی! چقدر آقایی! امشب توجه ای به ما بکن.
می دانیدآقاامام حسن (علیه السلام) چی گفت؟ یک جمله کوتاه. اما چه وقت؟ در زختخواب افتاده، بدن نازنین، می لرزد. زهر اثر گذاشته، فرمودن یا سیداهل بیت؛ ای آقا خانواده انی ذاهب الی ربی؛(2875) فرزندم من دیگر رفتنی ام. یا حضرت عسگری! جانم به قربانت! از شما اجازه می گیرم. امام زمان مجلسمان را می بیند. اینجا آقازاده بصورت پدر نگاه کرد، پدر هم فرمود: یا سید اهل بیت.
اما در کربلا پدر بود که به صورت نازنین پسر نگاه کرد و بالای سر او حاض رشد.(2876)

امام مهدی (علیه السلام) معصوم چهاردهم

مقام: امام دوازدهم.
نام: م ح م د (علیه السلام).
لقب: مهدی، خاتم، منتظر، صاحب الزمان عج.
کنیه: ابوالقاسم (علیه السلام).
نام پدر: حسن (علیه السلام).
نام مادر: نرجس خاتون.
تایخ ولادت: 15 شعبان 155 هجری.
محل ولادت: سامراء.
مدت امامت: طولانی است، خدا می داند.
آن نازنین از دیدگان پنهان و هر زمان خدا صلاح بداند دنیا را پر از عدل خواهد کرد.

خلاصه از زندگی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف؛

امام دوازدهم القاب مختلف دارد که از جمله آنها بقیه الله می باشد.
ولادت با سعادت آن بزگوار روز جمعه 15 شعبان سال 255 قمری در شهر سامراء واقع شده است.
نام مبارک آن عزیز همنام با پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) می باشد.
کنیه اش ابوالقاسم و لقب مشهورش مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
پدر گرامیش امام حسن عسکری (علیه السلام) و مادرش معروف به نرجس می باشد که نوه قیصر پادشاه روم بوده است.
آن نازنین در سن پنج سالگی بعد از آن که پدر مظلومش به شهادت رسید در سال 260 منصب امامت را به عهده گرفت و از آن زمان تاکنون و بعد از این تا هر وقت خدا بخواهد امامت او طول خواهد کشید.
معتمد خلیفه عباسی در صدد بود نسل خاندان عصمت و طهارت (علیهم السلام) را از بین ببرد، به همین علت جاسوسهای زیاد و به شکلهای مختلف گذارده بود تا از وضعیت زندگی و خانوادگی امام عسکری (علیه السلام) مطلع شوند، و لذا حمل نرجس بر همگان مخفی بود.
ولادت حضرت مهدی (علیه السلام) هم محرمانه و مخفیانه انجام گرفت، حتی بعد از تولد هم از دید عامه پنهان و مخفی بود. تا اینکه پدرش به شهادت رسید. حضرت برای خواندن نماز بر پیکر مطهر و مقدس پدر ظاهر شد و نماز خواند و بلافاصله از دیدگان عموم مخفی گشت.
از لحظه ولادت، غیبت صغرایش آغاز شد، و مدت 74 سال طول کشید، در غیبت صغری 4 نفر به نام های: 1 - عثمان بن سعید 2 - محمد بن عثمان: 3 حسن بن روح. 4 - علی بن محمد سیمری - نیابت خاصه آن حضرت را به عهده داشتند.
و از سال 329 قمری غیبت کبری شروع شد و در این مدت گذشته از غیبت کبری و در آینده نیز حضرت نائب خاص نداشته و ندارد بلکه مراجع تقلید جامع الشرایط به عنوان نایب عام آن حضرت خواهند بود.
آن یوسف زهرا در همین جامعه و در بین افراد همین جامعه زندگی می کند و همه را می بیند ولی دیگران نمی توانند او را بشناسند.
[110]
در حدیث داریم که می فرماید: خداوند متعال آن کسی را که دوست پدر خویش را حفظ کند، حفظ می کند. ان الله لیحفظ من حفظ صدیق ابیه.
لا تضیع صدیق ابیک فیدفع نورک؛ دوست پدرت را ضایع مکن، اگر این کار را کردی نور باطنت خاموش می شود. احترام به پدر یک موضوعیتی دارد. حالا شیعه باید توجه کند که ما کوچکتر از آن هستیم که به امام زمان بگوییم ما دوست پدر تو هستیم. ما کی هستیم؟ که این حرف را بزنیم. خیلی کوچکتریم. اما می توانیم بگوییم امام زمان! ما پدرت را دوست داریم. ما پدر امام زمان را دوست داریم و اگر توسل هم بکنیم، یک توجهاتی به ما می شود. چه بفهمیم چه نفهمیم.