گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

اول همسایه، سپس خانه!

عن الحسین بن علی عن أخیه الحسن قال رأیت أمی فاطمه (علیها السلام) قامت فی محرابها لیله جمعتها فلم تزل راکعه ساجده حتی اتضح عمود الصبح و سمعتها تدعو للمؤمنین و المؤمنات و تسمیهم و تکثر الدعاء لهم و لا تدعو لنفسها بشی ء فقلت لها یا أماه لم لا تدعون لنفسک کما تدعون لغیرک فقالت یا بنی الجار ثم الدار؛(2585) امام حسن (علیه السلام) می فرماید: شبی مادرم حضرت فاطمه (علیها السلام) را در محراب مشاهده نمودم که ایستاده بود و تا صبح به عبادت مشغول بود. می شنیدم که مؤمنین و مؤمنات را دعا نموده و نام آنها را برده و برای آنها دعا می نمود و برای خود دعا نمی فرمود. گفتم: مادرم! برای چه برای خود همانگونه که برای دیگران دعا نمودی، دعا نکردی؟ حضرت فرمودند: ای پسرم! اول همسایه سپس خانه!

مسلمان واقعی

عن النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) المسلم الذی یسلم المسلمون من لسانه و یده و لیس منا من لم یأمن جاره بوائقه؛(2586) مسلمان کسی است که مردم از دست و زبان او آسوده باشند و از ما نیست آن که همسایه اش از شر او در امان نباشد.

وصیت به همسایه

الله الله فی جیرانکم فانهم وصیه نبیکم ما زال یوصی بهم حتی ظننا أنه سیورثهم؛ علی (علیه السلام) در وصیت خود فرمود: از خدا بترسید در مورد همسایگانتان! زیرا این سفارش پیامبر شماست که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به همسایگان سفارش می نمود که ما گمان کردیم همسایه نیز ارث می برد.