گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

علت هلاکت

روایت شده است که: کسی پیش پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و عرض کرد: یا رسول الله! هلاک شدم، نابود شدم، نابود شدم. پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: می خواهی به تو بگویم که چرا هلاک شدی؟ بعد پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) قضیه ای را که برای آن مرد واقع شده بود، چنین بیان فرمودند: شیطان آمد، تو را وسوسه نمود و به تو گفت چه کسی تو را خلق کرده؟ گفتی خدا گفت خدا را چه کسی آفریده؟ ماندی و نتوانستی جوابش را بگویی. همین است؟ گفت: بله یا رسول الله! شک کردم، برای من وسوسه جلو آمد. حضرت فرمودند: این ها وسوسه است و ایمانت از بین نرفته است، وقتی چنین وسوسه ها برایت پیش می آید، بی تفاوت باش و بگو لا اله الا الله!
از این روایت به خوبی استفاده می کنیم که کلمه لا اله الا الله برای رفع وسوسه ها، برای رفع اضطراب خاطرها، برای رفع دلهره ها نگرانی ها و بالأخره برای تسلط بر شیطان درون و شیطان بیرون، شیطان نفس، شیطان جنی و شیطان انسی خیلی مؤثر است. چه خوبی است مثل روزی هزار مرتبه لا اله الا الله بگوید، همین طور که راه می رود حرف می زند گاهی هم لا اله الا الله بگوید.(2495)

وسوسه در وضو

وسوسه در وضو، چهره های گوناگونی دارد. برخی شستن طبیعی صورت را تبدیل به یک ماساژ دادن مسخره آمیز می کنند و در پی این کار، زمان را سپری می سازند و گاهی آن قدر آب می ریزند که ثواب وضو با گناه بزرگ اسراف، با هم می آمیزد. بسیاری از دانشمندان تشیع با یک استکان آب وضو می گرفته اند. بی تردید، شستن سه عضو از بدن، بسیار سریع و آسان انجام می پذیری و این همه دشوار سازی ها پدیده شیطان است.(2496)

نیت و وسوسه!

مرد وسوسه زده ای به یکی از مجتهدان شیعه، گفته بود: من در نیت کردن، گرفتار وسوسه هستم و نمی توانم به آسانی نیت کنم. آن مجتهد، پاسخ داده بود: بر تو نیت کردن واجب نیست. از این به بعد، نمازهایت را بدون نیت بخوان! پس از چندی آن مرد، مراجعه می کند و می گوید: من هر چه می کوشم تا نیت نکنم، نمی شود. نیت ضرورتا هنگام عمل، وجود دارد. در صورتی که صاحب جواهر می فرماید: مسأله نیت در اوج آسانی است، زیرا کار خردمند مختار، هنگامی که فراموشی بر او حاکم نباشد، از روی اراده و قصد، شکل می گیرد. به این جهت یکی از دانشمندان گفته است: اگر خداوند متعال ما را مکلف کرده بود که کارها را بدون نیت انجام دهیم، آن کارها ناشدنی بود و فرمان دادن به غیر ممکن می نمود(2497).