گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

داستانها

محبت به کودکان

روزی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) را که کودک بودند، می بویسد. شخصی که در آنجا حضور داشت به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) عرض کرد: من دارای ده فرزند هستم، هیچ یک از آنها را نبوسیده ام. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: من لا یرحم، لا یرحم؛ کسی که رحم نکند، به او رحم نمی شود. حفص می گوید: از گفتار او به قدری پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) خشمگین شد که چهره اش سرخ گردید و به او فرمود: خداوند مهر و محبت را از قلب تو، بیرون کرده است، آن کس که به کودکان رحم نمی کند و به بزرگسالان احترام نمی نماید، از ما نیست(2447).

جواب محبت

انس بن مالک می گوید: کنیزی دسته گلی به امام حسن (علیه السلام) داد، امام (علیه السلام) او را در راه خدا آزاد کرد. به آن حضرت عرض کردم: به خاطر یک دسته گل او را آزاد کردی؟ حضرت فرمود: خدای متعال ما را چنین تربیت کرده است، آنجا که می فرماید: واذا حییتم بتحیه فحیوا بأحسن منها أو ردوها؛(2448) هنگامی که کسی به شما تحیت گوید، پاسخ او را به طور بهتر به همان گونه پاسخ گویید. بنابراین، تحیت بهتر همان آزاد کردن بود(2449).