گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

خانه مهمان

وقتی مرحوم میرزا علی اصغر خان اتابک در انجمن سادات اخوی قصیده ای می خواند که مطلعش این است:
من نگویم که من سخندانم بلکه در قالب سخن، جانم
تا اینجا که:
نیستم ریزه خوار خوان کسی کاینات است جمله مهمانم!
ظریفی برخاست و گفت:
یکی از جمله کاینات منم خانه میزبان نمی دانم!
پس یکی را خوش آمد و پانصد ریال به او عطا کرد.(2427)

هضمش نمی توانم بکنم!

شخصی درباره مرد ثروتمندی که مهمانی های بسیار عالی می داد، اما خودش آدم بسیار بد خلقی بود، می گفت: آدم بدی نیست، غذایش را خیلی خوب می خورم، اما خودش را نمی توانم هضم کنم!(2428)

اشعار