گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

میهمان و لطف خدا

عاصم بن حمزه می گوید: روزی نزد حضرت علی (علیه السلام) رفتم و او را محزون و ناراحت دیدم. علت را جویا شدم. حضرت فرمودند: هفت روز است بر من میهمانی وارد نشده است و من می ترسم که لطف خدا از من برداشته شده باشد(2425).

اجر مهمانداری

معاذ بن جبل گوید: روزی مهمانی بر من وارد شد و من چیزی در خانه جز مقداری نان خشک و آب گوشت نداشتم که با خجالت آنها را نزد او گذاشتم. سپس از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) سؤال نمودم که آیا این کار اجری هم داشته است؟ حضرت (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: اگر تمام ملائکه آسمان ها جمع شوند، قادر نخواهند بود که ثواب این اطعام و اکرام را ذکر کنند.(2426)

خانه مهمان

وقتی مرحوم میرزا علی اصغر خان اتابک در انجمن سادات اخوی قصیده ای می خواند که مطلعش این است:
من نگویم که من سخندانم بلکه در قالب سخن، جانم
تا اینجا که:
نیستم ریزه خوار خوان کسی کاینات است جمله مهمانم!
ظریفی برخاست و گفت:
یکی از جمله کاینات منم خانه میزبان نمی دانم!
پس یکی را خوش آمد و پانصد ریال به او عطا کرد.(2427)