گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

مشورت امام (علیه السلام)

هنگامی که معاویه از بیعت با امیرالمؤمنین (علیه السلام) خودداری کرد، قصد داشت کشور اسلامی را تجزیه کند. امام (علیه السلام) با فرستادن نامه هایی کوشش کرد او را از مخالفت باز دارد و قانع سازد که تمرد نکند.
معاویه هم به هیچ وجه زیر بار نمی رفت و بر جنگ کردن اصرار می کرد. امیرالمؤمنین (علیه السلام) مهاجر و انصار را به یک جلسه عمومی دعوت کرد و مسئله جنگ معاویه را به مشورت گذاشت و از آنها خواست تا نظر خود را بگویند. هر کدام سخنان مفصلی گفتند. بیشتر آنها معتقد بودند که باید جنگ کرد.
عده ای مخلص هم مانند عدی بن حاتم می گفتند با نامه باید مشکل سیاسی را حل کرد. اما دلیل اینان نتوانست اکثریت را قانع کند. امام (علیه السلام) نظر اکثریت را پذیرفت و نامه ای به کارگزاران خود در اطراف کشور نوشت و از آنها برای رفتن جنگ با اهل شام کمک خواست و سپس به طرف صفین حرکت نمود(2402).

حق مشورت (لطیفه)

خانمی وارد دارالوکاله ای شده از آقای وکیل دادگستری پرسید آقای وکیل: جریمه یک بچه ای که با سنگ، شیشه پنجاه ریالی را شکسته چقدر است؟ وکیل لحظه ای فکر کرد و گفت پنجاه ریال از پدرش مطالبه نمایید. خانم گفت بسیار خوب؛ پس خواهش می کنم پنجاه ریال مرحمت کنید زیرا این هنر را پسر شما کرده است! وکیل بلافاصله گفت خانم! ببخشید، شما باید پنجاه ریال لطف کنید، زیرا حق مشاوره قضایی من در هر نوبت، صد ریال است.

اشعار