گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

مشورت فرعون با نااهل

قال لئن اتخذت الها غیری لأجعلنک من المسجونین قال أولو جئتک بشی ء مبین قال فأت به ان کنت من الصدقین فألقی عصاه فاذا هی ثعبان مبین و نزع یده فاذا هی بیضاء للنظرین قال للملا حوله ان هذا لساحر علیم؛(2377) (فرعون خشمگین شد و) گفت: اگر معبودی غیر از من برگزینی، تو را از زندانیان قرار خواهم داد! (موسی) گفت: حتی اگر نشانه آشکاری برای تو بیاورم (باز ایمان نمی آوری؟! گفت: اگر راست می گویی آن را بیاور! در این هنگام موسی عصای خود را افکند، و ناگهان مار عظیم و آشکاری شد؛ و دست خود را (در گریبان فرو برد و) بیرون آورد، و در برابر بینندگان سفید و روشن بود. (فرعون) به گروهی که اطراف او بودند گفت: این ساحر آگاه و ماهری است!

مشورت در حکومت بعد از نامه حضرت سلیمان به ملک ء سبا

قالت یأیها الملؤا أفتونی فی أمری ما کنت قاطعه أمرا حتی تشهدون(2378) (سپس) گفت: ای اشراف (و ای بزرگان)! نظر خود را در این امر مهم به من بازگو کنید، که من هیچ کار مهمی را بدون حضور (و مشورت) شما انجام نداده ام!

مشورت از صفات بر جسته مؤمنین

و الذین استجابوالربهم و أقاموا الصلوه و أمرهم شوری بینهم و مما رزقنهم ینفقون؛(2379) و کسانی که دعوت پروردگارشان را اجابت کرده و نماز را بر پا می دارند و کارهایشان به صورت مشورت در میان آنهاست و از آنچه به آنها روزی داده ایم انفاق می کنند.