گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

کار و مزد

اگر کاری کنی مزدی ستانی چو بیکاری یقین بی مزد مانی
ناصر خسرو

نکات

وای بر ما اگر در خصوص خوردنی ها و نوشیدنی ها از حرام اجتناب نکنیم، زیرا همین غذاها است که منشأ علم و ایمان و یا کفر ما می شود و یک وقت نگاه می کنیم و می بینیم که به یزید ایمان آورده ایم! از آیه و لا تقربا هذه الشجره فتکونا من الظالمین؛(2372) و نزدیک این درخت نشوید، تا مبادا از ستمکاران شوید. استفاده می شود که همین اکل و تناول بود که در سلسله علل هبوط آدم (علیه السلام) قرار گرفت! انسانی که قابلیت ملک و فرشته شدن را دارد، و از آن طرف ممکن است در اسفل السافلین قرار گیرد، در اثر همین خوردن و آشامیدن است که نیروی آن در خون و بالأخره اثر آن در اعضا، بلکه در روح و مغز و فکر انسان ظاهر می شود. علمای سابق که آن همه در علم و عمل موفق بودند و عمر بابرکت داشته و از انحراف فکری سالم بودند، در اثر خوردن غذای حلال و اجتناب از غذاهای شبهه ناک بوده است.(2373)
علم و کار باید توأمان باشد، هر کدام بدون آن دیگری خاصیت کامل خود را ندارد. علم بی کار همان علم بی عمل است که فرمود العالم بلا عمل، کالشجر بلا ثمر درخت است، روییده است، مظهر قدرت الهی است، اما میوه ندارد. وقتی عمل نباشد، کار در کنار علم نباشد، همین است. از آن طرف هم کاری که بدون علم باشد، اگر چه آن کار عبادت خدا باشد، باز هم فایده ای ندارد. مثل حرکت دورانی است که کسی دور خودش، دائم چرخ می خورد. پیشرفتی در آن نیست.(2374)
آن کمالی که خداوند متعال می خواهد به بشر بدهد و به آن کمال در دوران زندگی نائل بشود، آن کمال از جمله بستگی به علم و کار دارد. جامعه بی کار، مردم بی کار یا کم کار یا بدکار یا بی علم یا بی سواد، نمی توانند آن چنان که باید، خودشان را به مراتب کمال بشری برسانند. یعنی زندگی دنیایشان هدر خواهد رفت.(2375)
خداوند از مردم، عمران و آبادی زمین را خواسته که بدون کار و تلاش محقق نمی شود. هو أنشاکم من الأرض و استعمرکم فیها (هود، 61).
در سراسر قرآن بر عمل صالح که دارای معنای بسیار گسترده ای است، تکیه شده است.
انبیای الهی، کشاورز، چوپان، خیاط و نجار بوده اند.
کار در اسلام عبادت و به منزله جهاد است. (وسائل الشعیه، ج 12، ص 43.)
دعای بیکار مستجاب نمی شود.
کار وسیله تربیت جسم و روح، پرکردن ایام فراغت، مانع فساد و فتنه، عامل رشد و نبوغ و ابتکار، توسعه اقتصادی، عزت و خودکفایی و کمک به دیگران می باشد.
قرآن می فرماید: ما زمین را برای شما را قرار دادیم، پس از پشت آن بالا روید و از رزق آن بخورید. هو الذی جعل لکم الأرض ذلولا فامشوا فی مناکبها و کلوا من رزقه (ملک، 67).
اسلام برای کار بازویی احترام ویژه ای قائل شده است و مراعات حق کارگر و تحصیل رضای او و پرداخت سریع مزد او و اضافه پرداخت بر مقدار تعیین شده و احترام به او همه و همه مورد سفارش اسلام است. همان گونه که برای کشاورزی سفارش نموده تا آنجا که سیراب کردن درخت، پاداش سیراب کردن مؤمن دارد.
حضرت علی (علیه السلام) به استاندارش سفارش می کند که کشاورزان مورد ستم قرار نگیرند و در گرفتن مالیات مراعات آنان را بکن.
کارهای فکری نیز از ارزش بالایی برخوردار است تا آنجا که یک ساعت فکر مفید از ساعت ها عبادت بهتر است.
کم کاری و سهل انگاری در کار، مورد انتقاد است تا آنجا که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: خداوند دوست دارد هر کس کاری انجام می دهد آن را به نحو أحسن انجام دهد.
قرآن می فرماید: هر گاه از کار مهمی فارغ شدی به کار مهم دیگری بپرداز. فاذا فرغت فانصب (انشراح، 7). بنابراین بیکاری، ممنوع. آری! بیکاری مایه خستگی، تنبلی، فرسودگی، فرصتی برای نفوذ شیطان، ایجاد فتنه و گسترش گناه می باشد.
اسلام برای کار، ساعت و مرز قرار داده و به کسانی که در ایام تعطیل کار می کنند، لقب متجاوز داده است. الذین اعتدوا منکم فی السبت بقره، 65.
امام رضا (علیه السلام) فرمود: مؤمن باید ساعات خود را بر چهار بخش تقسیم کند: ساعتی برای کار، ساعتی برای عبادت، ساعتی برای لذت و ساعتی برای دوستان و رسیدگی به امور اجتماعی که در غیر این صورت انسان به صورت عنصری حریص در آمده و مورد تمام انتقادهایی که درباره حرص است قرار می گیرد.
اسلام توجه خاصی به کیفیت کار دارد، نه به مقدار و کمیت آن. أیکم أحسن عملا هود، 7.
اسلام آنقدر به کار اهمیت داده تا آنجا که در حدیث می خوانیم: خداوند بنده پرخواب و انسان بیکار را دشمن دارد. (وسائل الشیعه، ج 12، ص 37).
امام باقر (علیه السلام) فرمود: کسی که در کار دنیایش تنبل باشد، در کار آخرتش تنبل تر است. (وسائل الشیعه، ج 12 ص 37).
در حدیث می خوانیم: شخص فقیر و بیکاری نزد پیامبر آمد و تقاضای کمک کرد. حضرت فرمود: آیا کسی در منزل تبری دارد؟ یک نفر گفت: بله، او تبر را آورد و پیامبر چوبی که در کنارش بود، دسته آن تبر قرار داد و به آن شخص بیکار تحویل داد و فرمود: این ابزار کار، اما تلاش با خودت. از این حرکت چند نکته استفاده می شود: 1 - انبیا در فکر زندگی مردم نیز هستند. 2 - ضعیف ترین فرد جامعه می تواند با شخص اول جامعه ملاقات کند. 3 - جامعه نیاز به تعاون و همکاری دارد. تبر از یک نفر و چوب آن از دیگری، هماهنگی و سازندگی و تبر سازی از شخص پیامبر. 4 - برای مبارزه با فقر، باید ابزار تولید را در اختیار نیروهای فعال جامعه قرار داد.
قال انبی أرید أن أنکحک احدی ابنتی هاتین علی أن تأجرنی ثمانی حجج فان أتممت عشرا فمن عندک و ما أرید أن أشق علیک ستجدنی ان شاء الله من الصالحین؛ (حضرت شعیب به موسی) گفت: من قصد دارم تا یکی از این دو دخترم را به همسری تو در آورم بر این (شرط) که هشت سال برای من کار کنی و اگر (این مدت را) به ده سال تمام کردی، پس (بسته به خواست و محبت) از ناحیه توست و من نمی خواهم که بر تو سخت گیرم، بزودی به خواست خداوند، مرا از صالحان خواهی یافت. این یعنی با وجود همسر و رزق حلال، زنا و حرام خواری، کفران نعمت الهی است.

مشورت