گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

اثر لقمه

یکی از معروفترین دانشمندان قرن دوم هجری قمری شریک بن عبدالله نخعی است که معصر مهدی عباسی بوده است. خلیفه عباسی به دلیل علم و درایت شریک اصرار داشت که وی را به منصب قضاوت بگمارد، ولی او قبول نمی کرد. همچنین خلیفه اصرار داشت که وی کار آموزش فرزندانش را به عهده بگیرد و شریک هر بار به شکلی از زیر بار این تکلیف شانه خالی می کرد تا این که بالأخره یک روز خلیفه عباسی وی را احضار کرد و گفت: سه توقع از تو دارم و ملزم هستی که یکی از آن ها را بپذیری: اول این که عهده دار منصب قضاوت بشوی؛ دوم این که کار تعلیم فرزندان مرا قبول کنی؛ و سوم این که همین امروز میهمان من باشی و بر سر سفره ام بنشینی!
شریک بن عبدالله تأملی کرد و جواب داد: اگر اجبار باشد که یکی از این سه کار را بکنم ترجیح می دهم مورد سوم را بپذیرم.
خلیفه قبول کرد و به آشپز خود دستور داد لذیذترین غذاها را آماده نماید و از شریک به بهترین نحو ممکن پذیرایی کند. هنگام غذا شریک که تا در همین حال یکی از نزدیکان خلیفه به وی یادآور شد که شریک همین روزهاست که هم منصب قضاوت را بپذیرد و هم آموزگاری فرزندان شما را.
اتفاقا همین طور هم شد و او هر دو وظیفه را عهده دار گردید و مقرری نسبتا مناسبی هم برایش در نظر گرفتند. به طوری که در کتاب مروج الذهب تألیف مسعودی آمده است روزی وی با متصدی پرداخت مواجب حرفش شد. متصدی به او گفت: مگر گندم به ما فروخته ای که این همه توقع داری؟
شریک جواب داد: چیزی بهتر از گندم به شما فروخته ام؛ من دینم را به شما فروخته ام(2360).

سیره امام

حسین بن علی بن ابی حمزه می گوید: امام کاظم (علیه السلام) را دیدم در زمین مزروعی خود آن چنان به بیل زنی و آماده کردن زمین برای کشاورزی سرگرم بود که غرق در عرق شده بود. جلو رفتم و گفتم: قربانت گردم، مردان کجایند که به جای تو کار کنند. حضرت فرمود: ای علی! کسانی که از من و پدرم بهتر بودند، در زمین خود با دست، کار می کردند. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و امیرمؤمنان (علیه السلام) و همه پدرانم با دست خود کار می کردند و کشاورزی می نمودند و در آخر فرمود: و هو من عمل النبیین و المرسلین و الاوصیاء و الصالحین؛ کار کردن برای زراعت، از کارهای پیامبران و رسولان، اوصیاء و مردان صالح است.(2361)

اثر لقمه در نطفه

در روایات آمده است که پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) از طرف خدای متعال مأموریت یافت تا چهل روز از خدیجه دوری کند، آن حضرت عمار یاسر را فرستاد تا خدیجه را از نگرانی درآورد، به همین منظور فرمود: به خدیجه بگو اگر من منزل نمی آیم نه به خاطر این است که از تو ناراحت باشم، بلکه به خاطر مأموریتی است که از جانب حق به من ارسال شده است. آن حضرت در طول آن ایام روزه می گرفت و شب ها را به عبادت می پرداخت.
روز چهلم که حضرت می خواست افطار کند، جبرئیل نازل شد و عرض کرد: خدای متعال می فرماید: امروز را از غذاهای دنیا افطار مکن! به همین منظور سفره ای از غذای بهشتی گسترده شد و حضرت از آن غذا افطار کرد. با توجه به اینکه حضرت هر شب موقع افطار در منزل را باز می گذاشت تا فقیران و گرسنگان نیز با حضرت هم غذا شوند؛ اما آن شب حضرت به امیرمؤمنان (علیه السلام) دستور داد تا در منزل را ببندد، چرا که این غذا فقط و فقط مخصوص وجود نازنین او بود. حضرت (صلی الله علیه و آله و سلم) افطار کرد و باقیمانده غذا بالا رفت. همین که حضرت خواست برای نماز آماده شود، جبرئیل عرض کرد: خدای متعال می فرماید: بر خدیجه وارد شو! حضرت (صلی الله علیه و آله و سلم) بر خدیجه (علیها السلام) وارد شد و این چنین نطفه برترین زن دو عالم بسته شد. حضرت خدیجه می گوید: همان شب بود که نور زهرا (علیها السلام) را در وجود خودم احساس کردم(2362).