گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

داستانها

توصیه مرحوم مدرس (رحمه الله) به دخترش

شهید آیت الله سید حسن مدرس (رحمه الله)، نابغه جهاد و افشاگری بر ضد ظلم و ستم و قهرمان شجاعت و شهامت، در ماه مبارک رمضان هزار و سیصد و پنجاه و شش قمری در تبعیدگاه خود، کاشمر، توسط مزدوران رضاخان، مسموم و به شهادت رسید، در حالیکه حدود هفتاد سال داشت، قبر شریقش در کاشمر از شهرهای خراسان مزار مسلمین است.
گفتنی ها و حکایات در رابطه با این مرد بزرگ، بسیار است، از جمله این که: در پشت صفحه اول قرآنی که از او به یادگار مانده و نزد نوه اش نگهداری می شود، به خط خود، خطاب به دخترش چنین نوشته: فاطمه بیگم! تو را به سه مطلب، توصیه می کنم: 1 - نماز و قرآن را بخوان 2 - برای پدر و مادرت دعا کن 3 در زندگی قناعت داشته باش!(2296).

زندگی با قناعت

شیخ مفید (رحمه الله) در خواب دید که فاطمه زهرا (علیها السلام) در حالیکه دست امام حسن و حسین (علیهما السلام) را در دست داشت، پیش او آمد و رو به او فرمود: یا شیخ، به این دو کودک، فقه را تعلیم بده! شیخ مفید (رحمه الله) از خواب بیدار شد. تعجب کرد از این که فاطمه زهرا (علیها السلام) به همراه حسنین بیاید و بگوید به آنها تعلیم بده! روزی شیخ در جلسه درس نشسته بود. ناگهان زنی را دید که دست دو پسرش را در دست داشت و در برابرش ایستاده بود. زن به شیخ مفید (رحمه الله) گفت: یا شیخ، به این دو کودک (سید رضی و سید مرتضی)، فقه را تعلیم بده! شیخ مفید که تعبیر خوابش را دریافته بود، آن دو کودک را به بهترین وجه پرورش داد تا جایی که سید رضی و سید مرتضی از مفاخر جهان تشیع گردیدند. روزی شیخ مفید (رحمه الله) مقداری سهم امام به این دو کودک داد که به مادرشان بدهند. مادر آنها پول را قبول نکرد و گفت: سلام مرا به شیخ مفید برسانید و بگویید پدرمان مغازه ای به ارث گذاشته است. مادرمان، مال الاجاره این مغازه را می گیرد و خر می کند، لذا احتیاج زیادی نداریم و با قناعت زندگی می کنیم(2297).