گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

کودک خدا ترس

آن مرد بزرگ(2222) چندین بار به محضر امام زمان (علیه السلام) شرفیاب شده بود. آن گاه که کودکی بیش نبود، روزی در مجلسی نشسته بود. از هر موضوعی سخنی به میان آمد تا این که به غیبت از بعضی افراد کشیده شد. آن کودک خدا ترس نتوانست طاقت بیاورد و در آنجا گوش به غیبت بسپارد. می دانست اگر او آنها را از غیبت باز دارد، به جهت کمی سن، از او نخواهند پذیرفت. گریه کنان از مجلس گناه بیرون آمد. گریه او همه را به تعجب واداشت. کسانی که او را نمی شناختند، فکر کردند گریه او همچون گریه دیگر کودکان زود رنج است. وقتی از او علت گریه را پرسیدند، کودک نگاه معناداری به آنها کرد و گفت: چگونه در مجلسی بنشینم که در آن آشکارا گناه و نافرامانی خدا می شود(2223).

عفو سریع غیبت کننده

آقای شیخ عبدالله مهدی مازندرانی از آقای میر عمادی که در سابق دادستان انقلاب بود نقل کرد که گفت: من در سابق نسبت به آیت الله میلانی سوءظن داشتم و به همین جهت چند مرتبه در مجالس، غیبت ایشان را کرده بودم. اخیرا متوجه اشتباه خودم شدم و از عمل خود پشیمان شدم. لذا سه روز پشت سر هم منزل ایشان می آمدم که عذر خواهی کنم، اما خجالت می کشیدم. روز سوم چون مجلس خلوت شد، آیت الله میلانی (رحمه الله) متوجه من شد و فرمود: مثل اینکه شما مطلبی دارید، بفرمائید! عرض کردم: من به شما جسارت نموده و غیبت شما را کرده ام. حالا آمده ام از شما عذر خواهی کنم. ایشان فرمود: لا تثریب علیکم الیوم؛(2224) ملامت و توبیخی بر شما نیست(2225).

حلالیت از غیبت

دوستان مرحوم آخوند ملا محمد باقر مجلسی (رحمه الله)، روزی در مجلس بعضی از اعیان نشسته بودند. شخصی گفت: فلان عالم از فقهای کربلا قائل است به اینکه شراب پاک است. علامه مجلسی (رحمه الله) فرمودند: غلط کرده است، شراب نجس است. سپس علامه مجلسی از مجلس برخاست و بر مرکب خود سوار شده به کربلا رفت و اول به در خانه آن فقیه رفته و گفت: من راجع به این مسأله تو را غیبت کرده ام، به جهت اینکه مردم در خوردن شراب جرأت نکنند. اکنون آمده ام از تو استغفار و استفاده نمایم و عذر خواهی کنم. آن فقیه او را عفو کرد و پس از آن مرحوم مجلسی (رحمه الله) به زیارت حرم سید الشهدا (علیه السلام) رفت.(2226)