گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

کفاره غضب

در احوالات بزرگ مرجع عارف حضرت آیة الله بروجردی (رحمه الله) آمده است که ایشان با خود عهد کرده بود که اگر با کسی تندی کرد یا با زبان، کسی را از خود رنجانید، یک سال بدون فاصله روزه بگیرد. روزی در کلاس درس یکی از شاگردان ایشان سؤالی مطرح می کند و ایشان جواب می دهد؛ اما او پس از جواب آیة الله بروجردی (رحمه الله) از به طرح اشکال می پردازد و سؤال بی موردی را مطرح می کند. مرحوم بروجردی (رحمه الله) باز به طرح اشکال می پردازد و سؤال بی موردی را مطرح می کند. مرحوم بروجردی (رحمه الله) ناراحت می شود و با لحن آغشته به تندی می گوید: وقت کلاس و سایر طلاب را نگیرید. فردای آن روز مرحوم بروجردی (رحمه الله) مقابل تمامی شاگردان از او معذرت خواهی می کند و مدت یک سال بدون فاصله روزه می گیرند و این گونه به شرط و شروط با خود عمل می کنند(2195).

امام سجاد و فرو بردن خشم

آورده اند که: روزی یکی از خدمتکاران امام سجاد (علیه السلام) در هنگام شست و شوی سر و صورت آن حضرت، ظرف آب از دستش افتاد و سر مبارک امام (علیه السلام) را زخمی کرد. امام (علیه السلام) به او نگاهی کرد. او دریافت که حضرت ناراحت شده است بلافاصله گفت: والکاظمین الغیظ؛(2196) پرهیزکاران کسانی هستند که خشم خود را فرو می برند.
امام (علیه السلام) فرمود: خداوند تو را عفو کرد. او گفت: والله یحب المحسنین؛ و خداوند نیکوکاران را دوست می دارد.
امام (علیه السلام) فرمود: تو در راه خدا آزاد هستی(2197).

خشم نگیر!

مردی از اعراب به خدمت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و از او نصیحتی خواست، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در جواب او یک جمله کوتاه فرمود و آن اینکه: خشم نگیر! آن مرد به همین قناعت کرد و به قبیله خود برگشت. تصادفاً وقتی رسید که در اثر حادثه ای بین قبیله او و یک قبیله دیگر نزاع رخ داده بود و دو طرف صف آرایی کرده و آماده حمله به یکدیگر بودند. آن مرد، روی خود و عادت قدیم و تعصب قومی تهییج شد و برای حمایت از قبیله خود، سلاح به تن کرد و در صف قوم خود ایستاد. در همین حال، گفتار رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به یادش آمد که نباید خشم و غضب را در خود راه بدهد، خشم خود را فرو خورد و به اندیشه فرو رفت.
تکانی خورد و منطقش بیدار شد، با خود فکر کرد چرا بی جهت باید دو دسته از افراد بشر به روی یکدیگر شمشیر بکشند، خود را به صف دشمن نزدیک کرد و حاضر شد آنچه آنها به عنوان دیه و غرامتی می خواهند، از مال خود بدهد. قبیله مقابل نیز که چنین فتوت و مردانگی را از او دیدند از دعاوی خود چشم پوشیدند. غائله ختم شد و آتشی که از غلیان احساسات افروخته شده بود، با آب عقل و منطق خاموش گشت.(2198)