گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

کظم غیظ یعقوب

و تولی عنهم و قال یأسفی علی یوسف وابیضت عیناه من الحزن فهو کظیم؛(2178) و از آنها روی برگرداند و گفت: وااسفا بر یوسف! و چشمان او از اندوه سفید شد، اما خشم خود را فرو می برد (و هرگز کفران نمی کرد)!

عفو هنگام غضب

فما أوتیتم من شی ء فمتع الحیوة الدنیا و ما عندالله خیر و أبقی للذین ءامنوا و علی ربهم یتوکلون و الذین یجتنبون کبائر الاثم و الفواحش و اذا ما غضبوا هم یغفرون؛(2179) آنچه به شما عطا شده متاع زودگذر زندگی دنیاست، و آنچه نزد خداست برای کسانی که ایمان آورده و بر پروردگارشان توکل می کنند بهتر و پایدارتر است. همان کسانی که از گناهان بزرگ و اعمال زشت اجتناب می ورزند، و هنگامی که خشمگین شوند عفو می کنند.

غضب یونس برای مردم و عاقبت آن

وذاالنون اذ ذهب مغضباً فظن أن لن نقدر علیه فنادی فی الظلمات أن لا اله الا أنت سبحانک انی کنت من الظلمین فاستجبناله و نجیناه من الغم و کذالک ننجی المؤمنین؛(2180) و ذاالنون [یونس ] را (به یاد آور) در آن هنگام که خشمگین (از میان قوم خود) رفت؛ و چنین می پنداشت که ما بر او تنگ نخواهیم گرفت؛ (اما موقعی که در کام نهنگ فرو رفت)، در آن ظلمتها(ی متراکم) صدا زد: خداوندا! جز تو معبودی نیست! منزهی تو! من از ستمکاران بودم! ما دعای او را به اجابت رساندیم؛ و از آن اندوه نجاتش بخشیدیم؛ و این گونه مؤمنان را نجات می دهیم!