گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

یارب

هر چند ز من نیست گنه کارتری شرمنده و دل خسته و افگارتری
گر نیست گنه کارتر از من یارب شک نیست که نیست از تو غفارتری

نکات

عبادت را اهل لغت به معنای غایت خضوع و تذلل دانسته اند و گفته اند چون عبادت اعلی مراتب خضوع است، پس لایق نیست مگر برای کسی که اعلی مراتب وجود و کمال و اعظم نعم و احسان را دارد و از این جهت عبادت غیر حق، شرک است.(2140)
خداوند متعال، از جهات مختلف قابل عبادت است و ما باید حمد و سپاس او را به جا آوریم. به خاطر کمال ذات و صفات او که الله است، به خاطر احسان و تربیت او که رب العالمین است و به خاطر امید و انتظار رحم و لطف او که الرحمن الرحیم است و به خاطر قدرت و هیبت او که مالک یوم الدین است.
سؤال: چرا خدا را عبادت کنیم؟ پاسخ: در چند جای قرآن پاسخ این پرسش چنین آمده است: چون خداوند خالق و مربی شماست. اعبدوا ربکم الذی خلقکم (مشرکان خالقیت را پذیرفته ولی ربوبیت را انکار می نمودند، خداوند در این آیه دو کلمه ربکم و خلقکم را در کنار هم آورده تا دلالت بدین نکته کند که خالق شما، پروردگار شماست). چون تأمین کننده رزق و روزی و امنیت شماست. فلیعبدوا رب هذا البیت الذی أطعمهم من جوع و آمنهم من خوف (قریش، 3 - 4). چون معبودی جز او نیست. لا اله الا أنا فاعبدنی (طه، 14).
عبادت انسان، هدف آفرینش انسان است نه هدف آفریننده. او نیازی به عبادت ما ندارد، اگر همه مردم زمین کافر شوند او بی نیاز است. ان تکفروا أنتم و من فی الأرض جمیعاً فان الله لغنی چنان که اگر همه مردم رو به خورشید خانه بسازند یا پشت به خورشید، در خورشید اثری ندارد.
با اینکه عبادت خدا بر ما واجب است، چون خالق و رازق و مربی ماست، ولی باز هم در برابر این ادای تکلیف، پاداش می دهد و این نهایت لطف اوست.
آنچه انسان را وادار به عبادت می کند اموری است، از جمله: 1 - توجه به نعمتهای او که خالق و رازق و مربی ماست. 2 - توجه به فقر و نیاز خود. 3 - توجه به آثار و برکات عبادت. 4 - توجه به آثار سوء ترک عبادت. 5 - توجه به اینکه همه هستی، مطیع او و در حال تسبیح او هستند، چرا ما وصله ناهمرنگ هستی باشیم. 6 - توجه به اینکه عشق و پرستش، در روح ماست و به چه کسی برتر از او عشق بورزیم. سؤال: در قرآن آمده است: و اعبد ربک حتی یأتیک الیقین یعنی عبادت کن تا به یقین برسی. پس آیا اگر کسی به یقین رسید، نمازش را ترک کند؟! پاسخ: اگر گفتیم: نردبان بگذار تا دستت به شاخه بالای درخت برسد، معنایش این نیست که هرگاه دستت به شاخه رسید، نردبان را بردار، چون سقوط می کنی. کسی که از عبادت جدا شد، مثل کسی است که از آسمان سقوط کند فکانما خر من السماء به علاوه کسانی که به یقین رسیده اند مانند: رسول خدا و امامان معصوم، لحظه ای از عبادت دست بر نداشتند. بنابراین مراد آیه، بیان آثار عبادت است نه تعیین محدوده عبادت.
آیات و روایات، برای عبادت شیوه ها و شرایطی را بیان نموده است: 1 - عبادت مأمورانه، یعنی طبق دستور او بدون خرافات. 2 - عبادت آگاهانه، تا بدانیم مخاطب و معبود ما کیست. حتی تعلموا ما تقولون (نساء، 43). 3 - عبادت خالصانه. و لا یشرک بعبادة ربه أحداً (کهف، 110). 4 - عبادت خاشعانه. فی صلاتهم خاشعون (مؤمنون، 2). 5 - عبادت مخفیانه. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: اعظم العبادة اجراً اخفاها (بحارالأنوار، ج 70، ص 251). 6 - عبادت عاشقانه. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: افضل الناس من عشق العبادة (بحارالأنوار، ج 70، ص 253). و خلاصه در یک نگاه باید بگوییم که برای عبادت سه نوع شرط است الف: شرط صحت، نظیر طهارت و قبله. ب: شرط قبولی، نظیر تقوی. ج: شرط کمال، نظیر اینکه عبادت باید آگاهانه، خاشعانه، مخفیانه و عاشقانه باشد که اینها همه شرط کمال است.
در روایت داریم(2141) که به دل آهنگ خدا داشتن برتر است تا خسته کردن جوارح به عبادت.
کشاورزان عزیز می توانند که ایران را از وابستگی در این بعد نجات بدهند و این را یک عبادت شرعی حساب کنند و عبادت است کشاورزی که در اسلام آن قدر به آن اهمیت داده شده است.(2142)
افراد برجسته باید تواضع و عبادتشان بیشتر باشد.

علم