گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

عبادت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)

انس بن مالک گوید: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آنقدر عبادت و شب زنده داری کرد که بر اثر آن، بدنش همچون مشک خشکیده شد. جمعی از مسلمین دلشان به حال آن حضرت سوخت، عرض کردند: چه چیز شما را این گونه به کوشش در عبادت واداشته است؟ با این که خداوند گناه [ترک اولی ] قبل و بعد تو را بخشیده، باز این همه سعی و تحمل و رنج در عبادت برای چه؟
آن حضرت در پاسخ آنها فرمود: افلا اکون عبداً شکوراً؛ آیا من بنده سپاسگزار خدا نباشم(2132).

لذت عبادت

یکی از خادمان حرم امام هشتم (علیه السلام) می گوید: مرحوم شیخ حسنعلی اصفهانی، شبی بالای بام حرم، در کنار گنبد طلایی امام (علیه السلام) به نماز ایستاد. در آن دوران رسم بود که حرم حضرت را شبها می بستند و هنگام اذان صبح باز می کردند. وی می گوید: هوا بسیار سرد بود به بام رفتم تا شیخ حسنعلی را خبر کنم که می خواهیم در حرم را ببندیم؟ وقتی به بام رفتم دیدم که ایشان در حال رکوع است. هوا کم کم متغیر شد و آرام آرام برف شروع به باریدن کرد. من که وضع را چنین دیدم چندین مرتبه دیگر در فواصل متعددی به ایشان مراجعه کردم، اما هر بار او را در حال رکوع دیدم. بنابراین منصرف شدم و پس از بستن درهای حرم مطهر به منزل رفتم. نزدیک اذان صبح با عجله خود را به حرم رساندم و یک راست به طرف پشت بام حرکت کردم. با کمال تعجب دیدم ایشان هنوز در حال رکوع است و برف زیادی بر روی کمر ایشان نشسته است.
آری! نماز و راز و نیاز با پروردگار لذتی دارد که زیر دندان روح هر کس مزه کرد، نه تنها از تکرارش دچار رنجش خاطر و دلزدگی نمی شود، بلکه شوق و اشتیاقش بیشتر شده و از آن لذت ماندگاری می برد. از آثار معجزه آسای گرایش به امور معنوی، در روح و روان انسان نباید به سادگی گذشت. از اقامه نماز و درک عبادات چنان شوق و لذتی به انسان دست می دهد که تحت هیچ شرایطی حاضر به ترک آن عبادت نمی شود.(2133)

نمونه های عبادت

آقای میزا حسین میرزا خلیل (رحمه الله)(2134) در سن نود سالگی می فرموده است: غذا خوردن برای من مانند این است که انبان و کیسه ای را پر کنم. من از خوردن غذا هیچ لذت نمی برم، آن چه از آن لذت می برم نماز خواندن است. شخصی می گفت: ایشان بعد از نماز صبح در بالا سر حضرت امیر (علیه السلام) در مصلی می ایستاد و تا طلوع آفتاب به نماز مشغول می شد.
یا در احوالات امام سجاد (علیه السلام) آمده است: هنگامی که وقت نماز فرا می رسید: امام سجاد (علیه السلام) لرزه بر اندام مبارکش می افتاد، رنگش متغیر می شد و هنگامی که وارد نماز می شد، رنگش دگرگون می گردید و همچون بنده ذلیل در حضور زمامدار بود و مانند شخصی که با دنیا وداع کند نماز می خواند و هرگاه به جمله ملک یوم الدین می رسید آن قدر آن را تکرار می کرد که نزدیک بود از دنیا برود. هنگامی که سجده می کرد سر از سجده بر نمی داشت تا اینکه قطرات اشک از صورتش روان می شد، به طوری که وقتی سر از سجده بر می داشت، بر اثر گریه زیاد گویی در میان آب فرو رفته و بیرون آمده بود. و هنگامی که ماه رمضان می رسید غیر از دعا و تسبیح و استغفار و ذکر سخن دیگری نمی گفت. آن حضرت یک کیسه چرمی داشت که مقداری از تربت پاک و مقدس سیدالشهدا را در آن قرار داده بود و جز بر خاک بر چیز دیگری سجده نمی کرد.(2135)
آن حضرت آن چنان به عبادت اشتیاق داشت که روایت شده است که فاطمه دخت امیرمؤمنان (علیه السلام) روزی نزد جابربن عبدالله انصاری آمد و گفت: ما بر گردن شما حقوقی داریم، یکی از حقوق ما این است که هرگاه دیدید یکی از ما به خاطر عبادت بسیار در معرض خطر است به او یادآوری کنید و او را به حفظ جان سفارش نمایید، این علی بن الحسین (علیه السلام) است که بر اثر کوشش فراوان در عبادت، خود را در خطر از دنیا رفتن قرار داده است.
جابر بن عبدالله انصاری محضر مبارک حضرت شرفیاب شد و به ایشان عرض کرد: برای حفظ جان خودتان کمتر عبادت کنید، حضرت فرمود: یا جابر! لاازل علی منهاج ابوی ای جابر! هرگز از راه و روش پدرانم بر نمی گردم؛ متأسیاً بهما حتی القاهما؛(2136) به آنها اقتدا می کنم تا به دیدارشان نائل شوم(2137).