گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

جوان صدقه دهنده

روزی جوانی بر حضرت داود (علیه السلام) وارد شد. فرشته مرگ، آن جا بود و به داود پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) خبر داد که این جوان، تا هفت روز دیگر بیشتر زنده نخواهد بود و من مأموریت دارم روز هفتم جان او را بگیرم. جوان، از آن مجلس بیرون رفت. در بین راه مردی مستمند به او رسید و تقاضای کمک کرد. جوان نیکوکار، بر آن مسکین رحمت کرد و صدقه ای به او داد. روز هفتم فرا رسید. حضرت داود نشسته بود که بار دیگر، آن جوان به خدمت آن حضرت آمد و سلام کرد. حضرت داود (علیه السلام)، با شگفتی از عزرائیل پرسید: مگر نگفتی این جوان تا هفت روز دیگر خواهد مرد؟! فرشته مرگ پاسخ داد: آری، چنین بود. اما چون صدقه داد، خداوند عمر او را تا هفتاد سال تأخیر انداخت.(2029)

مادر شیاطین

شیخی بالای منبر گفت اگر کسی بخواهد در راه خدا یک دینار صدقه دهد، هفتصد شیطان او را وسوسه کرده از آن کار بازش می دارند. شخصی از میان جمع برخاست و گفت: هم اکنون من می روم در راه خدا صدقه می دهم تا ببینم چگونه شیاطین مرا مانع خواهند شد. سپس به خانه رفت و در انبار را گشود و مقداری گندم بیرون آورد که میان فقرا تقسیم کند. زنش پیش دوید که: ای مرد در این سال نایابی چه می کنی و گندم را کجا می بری که بچه ها گرسنه خواهند ماند و... . آن قدر از این سخنان گفت تا مرد را پشیمان ساخت. پس دوباره به مسجد باز گشت. یارانش ماجرا را از او پرسیدند، گفت: من هفصد شیطان ندانم ولی مادر شیاطین نگذاشت تا من صدقه دهم!(2030)

از ابواب خیر

معاذ بن جبل گوید: در جنگ تبوک، بر اثر گرمای شدید، مردم هر یک به گوشه ای می رفتند. من که در کنار پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بودم به حضرتش نزدیکتر شدم و عرضه داشتم: ای رسول خدا! مرا به کاری راهنمایی فرما که به بهشتم رساند و از دوزخم وارهاند. حضرت فرمود: از چیزی بزرگ پرسیدی ولی در عین حال اگر خدا بخواهد هر دشواری را آسان خواهد کرد. ای معاذ! خدای را بپرست و هیچ چیز را شریک او قرار مده، نماز را به پای دار و زکات واجب را بپرداز و ماه رمضان، روزه بدار. اینک اگر بخواهی از ابواب خیر به تو خبر خواهم داد. عرضه داشتم: آری! ای پیامبر خدا! آنگاه فرمود: روز سپر باز دارنده از آتش دوزخ است و صدقه، معاصی را فرو می پوشد و شب زنده داری مرد، در عبادت پروردگار، موجب رضایت حضرت حق است. سپس حضرت این آیه شریفه را تلاوت فرمودند: تتجافی جنوبهم عن المضاجع یدعون ربهم خوفاً و طمعاً و مما رزقناهم ینفقون؛(2031) (مؤمنان) پهلوهایشان از بسترها در دل شب دور می شود (و به پا می خیزند و رو به درگاه خدا می آورند) و پروردگار خود را با بیم و امید می خوانند و از آنچه به آنان روزی داده ایم انفاق می کنند.(2032)