گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

نکات

استاد شهید مطهری (رحمه الله) در نامه ای به دخترشان می فرمایند: دختر عزیزم! خداوند متعال می فرماید: لئن شکرتم لأزیدنکم و لئن کفرتم ان عذابی لشدید؛(1940) یعنی اگر نعمتی که به شما دادم، قدر دانستید و حق شناسی کردید، بر نعمات خودم بر شما می افزایم و اگر دچار طغیان و سرکشی و کفران شدید، نقمت جانشین نعمت می کنم. امید و آرزوی من این است که همه فرزندانم قدردان نعمت ها و تفضیلات الهی باشند تا روز به روز خداوند بر تفضلات خود و نعمات خود بیفزاید(1941).
خداوند متعال به بنی اسرائیل فرمود: اذکروا نعمتی التی أنعمت علیکم؛ اینها مورد نعمت خداوند متعال قرار گرفتند. اما در تفسیر سوره مبارکه حمد مغضوب علیهم به بنی اسرائیل تفسیر شده است. نعمت که به ما عنایت شد، باید مواظب باشم که بعد از تسلط بر نعمت، شکرگزار نعمت باشیم تا مغضوب علیه نشویم و جزء ضالین نشویم. راهش هم این است که شکر کنیم. حقیقت شکر هم این است که انسان نعمت را از خدا بداند، نه این که فقط به زبان شکر بگوید. با همه وجود باور کند که آنچه از نعمت که در اختیار اوست، از سوی خداست. این جور نباشد که خیال کند، اوست که این نعمت را برای خود فراهم کرده است که این جلب غضب الهی را خواهد کرد، جلب حرمان از نعمت الهی را خواهد کرد که انما أوتیته علی علم عندی؛ آن چه که من به دست آوردم چون خودم این دانایی ها را این توانایی ها را، این تمکین ها را داشتم بدست آوردم، این غلط است(1942).
هدف و آرزوی شیطان، ناسپاسی انسان است.
خداوند، نیازی به عبادت و تشکر ما ندارد و قرآن، بارها به این حقیقت اشاره نموده و فرموده است: خداوند از شما بی نیاز است. (نمل، 40 لقمان، 12 و زمر، 7). ولی توجه ما به او، مایه عزت و رشد خود ماست، همان گونه که خورشید نیازی به ما ندارد، این ما هستیم که اگر منازل خود را رو به خورشید بسازیم، از نور و روشنایی آن استفاده می کنیم.
یکی از ستایش هایی که خداوند در قرآن از انبیا دارد، داشتن روحیه شکرگزاری است. مثلا درباره حضرت نوح با آن همه صبر و استقامتی که در برابر بی وفایی همسر، فرزند و مردم متحمل شد، خداوند از شکر او یاد کرده و او را شاکر می نامد. کان عبداً شکوراً (اسرارء، 3).
بارها خداوند از ناسپاسی اکثر مردم شکایت کرده است.
توفیق شکر خداوند را باید از خدا خواست، همان گونه که حضرت سلیمان از او چنین درخواست کرد: رب أورعنی أن أشکر نعمتک التی أنعمت علی (نمل، 19). (أورعنی، یعنی به من الهام و عشق و علاقه نسبت به شکر نعمت هایت، مرحمت فرما).
ما غالباً تنها به نعمت هایی که هر روز با آنها سر و کار داریم توجه می کنیم و از بسیاری نعمت ها غافل هستیم، از جمله آنچه از طریق نیاکان و وراثت به ما رسیده و یا هزاران بلا که در هر آن از ما دور می شود و یا نعمت های معنوی، مانند ایمان به خدا و اولیای او، یا تنفر از کفر و فسق و گناه که خداوند در قرآن از آن چنین یاد کرده است: حبب الیکم الایمان و زینه فی قلوبکم و کره الیکم الکفر و الفسوق و العصیان (حجرات، 7). علاوه بر آنچه بیان کردیم، بخشی از دعاهای معصومین نیز توجه به نعمت های الهی و شکر و سپاس آنهاست، تا روح شکرگزاری را در انسان زنده و تقویت کند.
شکر الهی، گاهی با زبان و گفتار است و گاهی با عمل و رفتار.
در حدیث می خوانیم: هرگاه نعمتی از نعمت های الهی را یاد کردید، به شکرانه آن صورت بر زمین گذارده و سجده کنید و حتی اگر سوار بر اسب هستید، پیاده شده و این کار را انجام دهید و اگر نمی توانید، صورت خود را بر بلندی زین اسب قرار دهید و اگر این کار را هم نمی توانید، صورت را بر کف دست قرار داده و خدا را شکر کنید. (کافی، باب الشکر، حدیث 25).
نمونه های شکر عملی
نماز، بهترین نمونه شکر خداوند است. خداوند به پیامبرش می فرماید: به شکرانه اینکه ما به تو کوثر و خیر کثیر دادیم، نماز برپا کن. انا أعطیناک الکوثر فصل لربک وانحر (کوثر، 1 - 2). 2 - روزه چنان که پیامبران الهی به شکرانه نعمت های خداوند، روزه می گرفتند. (وسائل الشیعة، ج 10، ص 446). 3 - خدمت به مردم. قرآن می فرماید: اگر بی سوادی از باسوادی درخواست نوشتن کرد، سر باز نزند و به شکرانه سواد، نامه او را بنویسد. و لا یأب کاتب أن یکتب کما علمه الله (بقره، 282). در اینجا نامه نوشتن که خدمت به مردم است، نوعی شکر نعمت سواد دانسته شده است. 4 - قناعت. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: کن قنعا تکن اشکر الناس قانع باش تا شاکرترین مردم باشی. (مستدرک، ج 11، ح 12676) 5 - یتیم نوازی. خداوند به پیامبرش می فرماید: به شکرانه اینکه یتیم بودی و ما به تو مأوا دادیم، پس یتیم را از خود مران. فأما الیتیم فلا تقهر (ضحی، 9.) 6 - کمک به محرومان و نیازمندان. خداوند به پیامبرش می فرماید: به شکرانه اینکه نیازمند بودی و ما تو را غنی کردیم، فقیری را که به سراغت آمده از خود مران. و أما السائل فلا تنهر (ضحی، 10). 7 - تشکر از مردم. خداوند به پیامبرش می فرماید: برای تشکر و تشویق زکات دهندگان، بر آنان درود بفرست، زیرا درود تو، آرام بخش آنان است. و صل علیهم ان صلاتک سکن لهم (توبه، 102). تشکر از مردم تشکر از خداوند است، همان گونه که در روایت آمده است: کسی که از مخلوق تشکر نکند، از خداوند شکرگزاری نکرده است. من لم یشکر المنعم من المخلوقین لم یشکر الله (عیون الأخبار، ج 2، ص 24).
تلخی ها هم تشکر می خواهد قرآن می فرماید: عسی أن تکرهوا شیئاً و هو خیر لکم و عسی أن تحبوا شیئاً و هو شر لکم (بقره، 216).
چه بسیار چیزیهایی که شما دوست ندارید، ولی در حقیقت به نفع شماست و چه بسیار چیزهایی که شما دوست دارید، ولی به ضرر شماست. اگر بدانیم دیگران مشکلات بیشتری دارند، اگر بدانیم مشکلات، توجه ما را به خداوند بیشتر می کند، اگر بدانیم مشکلات، غرور ما را می شکند و سنگدلی ما را بر طرف می کند، اگر بدانیم مشکلات، ما را به یاد دردمندان می اندازد، اگر بدانیم مشکلات، ما را به فکر دفاع و ابتکار می اندازد، اگر بدانیم مشکلات، ارزش نعمت های گذشته را به ما یادآوری می کند، اگر بدانیم مشکلات، کفاره گناهان است، اگر بدانیم مشکلات، سبب دریافت پاداش های اخروی است، اگر بدانیم مشکلات، هشدار و زنگ بیدارباش قیامت است، اگر بدانیم مشکلات، سبب شناسایی صبر خود و یا سبب شناسایی دوستان واقعی است، و اگر بدانیم ممکن بود مشکلات بیشتر یا سخت تری برای ما پیش آید، خواهیم دانست که تلخی های ظاهری نیز در جای خود شیرین است. آری! برای کودک، خرما شیرین و پیاز و فلفل تند و ناخوشایند است، اما برای والدین که رشد و بینش بیشتری دارند، ترش و شیرین هر دو خوشایند است.
حضرت علی (علیه السلام) در جنگ احد فرمود: شرکت در جبهه از مواردی است که باید شکر آن را انجام داد. و لکن من مواطن البشری و الشکر (نهج البلاغه، خطبه 156). و دختر او حضرت زینب (علیها السلام) در پاسخ جنایتکاران بنی امیه فرمود: در کربلا جز زیبایی ندیدم. ما رأیت الا جمیلا (بحارالأنوار، ج 45، ص 116). به یکی از اولیای خدا گفته شد حق تشکر از خداوند را بجا آور. او گفت: من از تشکر و سپاس او ناتوانم. خطاب آمد: بهترین شکر همین است که اقرار کنی من توان شکر او را ندارم.
سعدی گوید: از دست و زبان که برآید / کز عهده شکرش به درآید. بنده همان به که زتقصیر خویش / عذر به درگاه خدا آورد.

صلوات

آیات