گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

بنده سپاسگزار

پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) آن چنان بسیار عبادت می نمود که بر اثر ایستادن و قیام زیاد، پاهای مبارکش ورم می کرد. تا بدان حد نماز شب می خواند که چهره اش زرد می شد و آن چنان در حال عبادت می گریست که از حال می رفت. شخصی به آن حضرت عرض کرد: مگر نه این است که خداوند در قرآن فرموده: لیغفر لک الله ما تقدم من ذنبک و ما تأخر(1934) حال که خداوند گناه گذشته و آینده تو را بخشیده است(1935). چرا این گونه خود را به زحمت می اندازی؟ حضرت در پاسخ فرمود: افلا اکون عبداً شکوراً؛ آیا بنده سپاسگزار خدا نباشم؟(1936)

شکر نعمت و شکر منعم

ابوالقاسم نصر آبادی را سؤال کردند از معنی لئن شکرتم لأزیدنکم؛ اگر شکرگزاری کنید، بر شما خواهم افزود(1937). گفت: هر که شکر نعمت حق تعالی کند، نعمتش زیاد می شود و هر که شکر منعم (پروردگار نعمت دهنده) کند، محبتش و معرفتش افزون گرداند(1938).

شکر نعمت و افزونی آن

حضرت عیسی (علیه السلام) روزی در سیر و سیاحت خود مردی نابینا را دید که علاوه بر کوری، به بیماری جذام و برص مبتلا است و بدنش از دو طرف فلج است و زمینگیر می باشد و در عین حال مکرر می گوید: خدا را شکر که مرا از بسیاری از بیماریها حفظ نمود. عیسی (علیه السلام) به او گفت: تو به هر بلایی مبتلا شده ای، پس به کدام بلا گرفتار نیستی که چنان شکر می کنی؟ نابینا گفت: من از آن کس که مانند من معرفت به خدا ندارد بهترم، از این رو شاکر هستم.
حضرت عیسی (علیه السلام) گفت: راست گفتی، دست خود را به من بده! او دستش را به عیسی (علیه السلام) داد، ناگهان به اعجاز عیسی (علیه السلام) او از همه بیماری ها آزاد شد و زیباترین شکل را پیدا کرد و از آن پس رفیق عیسی (علیه السلام) بود. آری! شکر نعمت نعمتت افزون کند(1939).