گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

شکرگزاری سلیمان

فتبسم ضاحکاً من قولها و قال رب أوزعنی أن أشکر نعمتک التی أنعمت علی و علی ولدی و أن أعمل صلحاً ترضاه و أدخلنی برحمتک فی عبادک الصلحین؛(1914) سلیمان از سخن او تبسمی کرد و خندید و گفت: پروردگارا! شکر نعمتهایی را که بر من و پدر و مادرم ارزانی داشته ای به من الهام کن، و توفیق ده تا عمل صالحی که موجب رضای توست انجام دهم، و مرا برحمت خود در زمره بندگان صالحت وارد کن!

شکر خدا ذکر می باشد

فاذکرونی أذکرکم و اشکروالی و لا تکفرون؛(1915) پس به یاد من باشید، تا به یاد شما باشم! و شکر مرا گویید و (در برابر نعمتهایم) کفران نکنید!

شکرگزاری لقمان

و لقد ءاتینا لقمان الحکمة أن اشکرلله و من یشکر فانما یشکر لنفسه و من کفر فان الله غنی حمید؛(1916) ما به لقمان حکمت دادیم؛ (و به او گفتیم:) شکر خدا را بجای آور هر کس شکرگزاری کند، تنها به سود خویش شکر کرده؛ و آن کس که کفران کند، (زیانی به خدا نمی رساند)؛ چرا که خداوند بی نیاز و ستوده است.