گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

نتیجه شکر و کفران، متوجه خود انسان

قال الذی عنده علم من الکتب أنا ءاتیک به قبل أن یرتد الیک طرفک فلما رءاه مستقراً عنده قال هذا من فضل ربی لیبلونی ءأشکر أم أکفر و من شکر فانما یشکر لنفسه و من کفر فان ربی غنی کریم؛(1912) (اما) کسی که دانشی از کتاب (آسمانی) داشت گفت: پیش از آنکه چشم بر هم زنی، آن را نزد تو خواهم آورد! و هنگامی که (سلیمان) آن (تخت) را نزد خود ثابت و پابرجا دید گفت: این از فضل پروردگار من است، تا مرا آزمایش کند که آیا شکر او را بجا می آورم یا کفران می کنم؟! و هر کس شکر کند، به نفع خود شکر می کند؛ و هر کس کفران نماید (بزیان خویش نموده است، که) پروردگار من، غنی و کریم است!

شکر، لازمه عبادت خدا

یأیها الذین ءامنوا کلوا من طیبات ما رزقنکم و اشکرو الله ان کنتم ایاه تعبدون؛(1913) ای کسانی که ایمان آورده اید! از نعمتهای پاکیزه ای که به شما روزی داده ایم، بخورید و شکر خدا را بجا آورید؛ اگر او را پرستش می کنید!

شکرگزاری سلیمان

فتبسم ضاحکاً من قولها و قال رب أوزعنی أن أشکر نعمتک التی أنعمت علی و علی ولدی و أن أعمل صلحاً ترضاه و أدخلنی برحمتک فی عبادک الصلحین؛(1914) سلیمان از سخن او تبسمی کرد و خندید و گفت: پروردگارا! شکر نعمتهایی را که بر من و پدر و مادرم ارزانی داشته ای به من الهام کن، و توفیق ده تا عمل صالحی که موجب رضای توست انجام دهم، و مرا برحمت خود در زمره بندگان صالحت وارد کن!