گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

استعاذه

و اما ینزغنک من الشیطان نزع فاستعذ بالله انه سمیع علیم ان الذین اتقوا اذا مسهم طائف من الشیطان تذکروا فاذا هم مبصرون؛(1884) و هرگاه وسوسه ای از شیطان به تو رسد، به خدا پناه بر؛ که او شنونده و داناست! پرهیزگاران هنگامی که گرفتار وسوسه های شیطان شوند، به یاد (خدا و پاداش و کیفر او) می افتند؛ و (در پرتو یاد او، راه حق را می بینند و) ناگهان بینا می گردند.

مکتب های غلط و دام شیطان

انما یأمرکم بالسوء و الفحشاء و أن تقولوا علی الله ما لا تعلمون؛(1885) او شما را فقط به بدیها و کار زشت فرمان می دهد؛ (و نیز دستور می دهد) آنچه را که نمی دانید، به خدا نسبت دهید.

داستان شیطان

و لقد خلقناکم ثم صورنکم ثم قلنا للملائکة اسجدوا لادم فسجدوا الا ابلیس لم یکن من الساجدین قال ما منعک ألا تسجد اذ أمرتک قال أنا خیر منه خلقتنی من نار و خلقته من طین قال فاهبط منها فما یکون لک أن تتکبر فیها فاخرج انک من الصاغرین قال أنظرنی الی یوم یبعثون قال انک من المنظرین قال فبما أغویتنی لأقعدن لهم صراطک المستقیم ثم لاتینهم من بین أیدیهم و من خلفهم و عن أیمانهم و عن شمائلهم و لا تجد أکثرهم شاکرین قال اخرج منها مذءوماً مدحوراً لمن تبعک منهم لأملأن جهنم منکم أجمعین و یا آدم اسکن أنت و زوجک الجنة فکلا من حیث شئتما و لا تقربا هذه الشجرة فتکونا من الظلمین فوسوس لهما الشیطان لیبدی لهما ماوری عنهما من سوءتهما و قال ما نهاکما ربکما عن هذه الشجرة الا أن تکونا ملکین أو تکونا من الخالدین و قاسمهما انی لکما لمن الناصحین فدلاهما بغرور فلما ذاقا الشجرة بدت لهما سوءتهما و طفقا یخصفان علیهما من ورق الجنة و ناداهما ربهما ألم أنهاکما عن تلکما الشجرة و أقل لکما ان الشیطان لکما عدو مبین قالا ربنا ظلمنا أنفسنا و ان لم تغفرلنا و ترحمنا لنکونن من الخاسرین قال اهبطوا بعضکم لبعض عدو و لکم فی الأرض مستقر و متاع الی حین قال فیها تحیون و فیها تموتون و منها تخرجون یبنی ءادم قد أنزلنا علیکم لباساً یواری سوءاتکم و ریشاً و لباس التقوی ذلک خیر ذلک من ءایت الله لعلهم یذکرون یبنی ءادم لا یفتننکم الشیطن کما أخرج أبویکم من الجنة ینزع عنهما لباسهما لیریهما سوءاتهما انه یراکم هو و قبیله من حیث لا ترونهم انا جعلنا الشیطین أولیاء للذین لا یؤمنون و اذا فعلوا فحشة قالوا وجدنا علیها ءاباءنا و الله أمرنا بها قل ان الله لا یأمر بالفحشاء أتقولون علی الله ما لا تعلمون قل أمر ربی بالقسط و أقیموا وجوهکم عند کل مسجد و ادعوه مخلصین له الدین کما بدأکم تعودون فریقاً هدی و فریقاً حق علیهم الضلالة انهم اتخذوا الشیطین أولیاء من دون الله و یحسبون أنهم مهتدون؛(1886) ما شما را آفریدیم؛ سپس صورت بندی کردیم؛ بعد به فرشتگان گفتیم: برای آدم خضوع کنید! آنها همه سجده کردند؛ جز ابلیس که از سجده کنندگان نبود. (خداوند به او) فرمود: در آن هنگام که به تو فرمان دادم، چه چیز تو را مانع شد که سجده کنی؟ گفت: من از او بهترم؛ مرا از آتش آفریده ای و او را از گل! گفت: از آن (مقام و مرتبه ات) فرود آی! تو حق نداری در آن (مقام و مرتبه) تکبر کنی! بیرون رو، که تو از افراد پست و کوچکی! گفت: مرا تا روزی که (مردم) برانگیخته می شوند مهلت ده (و زنده بگذار! فرمود: تو از مهلت داده شدگانی! گفت: اکنون که مرا گمراه ساختی، من بر سر راه مستقیم تو، در برابر آنها کمین می کنم! سپس از پیش رو و از پشت سر، و از طرف راست و از طرف چپ آنها، به سراغشان می روم؛ و بیشتر آنها را شکرگزار نخواهی یافت! فرمود: از آن (مقام)، با ننگ و عار و خواری، بیرون رو! و سوگند یاد می کنم که هر کس از آنها از تو پیروی کند، جهنم را از شما همگی پر می کنم! و ای آدم! تو و همسرت در بهشت ساکن شوید! و از هر جا که خواستید، بخورید! اما به این درخت نزدیک نشوید، که از ستمکاران خواهید بود! سپس شیطان آن دو را وسوسه کرد، تا آنچه را از اندامشان پنهان بود، آشکار سازد؛ و گفت: پروردگارتان شما را از این درخت نهی نکرده مگر بخاطر اینکه (اگر از آن بخورید،) فرشته خواهید شد، یا جاودانه (در بهشت) خواهید ماند! و برای آنها سوگند یاد کرد که من برای شما از خیرخواهانم. و به این ترتیب، آنها را با فریب (از مقامشان) فرود آورد. و هنگامی که از آن درخت چشیدند، اندامشان [عورتشان ] بر آنها آشکار شد؛ و شروع کردند به قرار دادن برگهای (درختان) بهشتی بر خود، تا آن را بپوشانند. و پروردگارشان آنها را ندا داد که: آیا شما را از آن درخت نهی نکردم؟! و نگفتم که شیطان برای شما دشمن آشکاری است؟! گفتند: پروردگارا! ما به خویشتن ستم کردیم! و اگر ما را نبخشی و بر ما رحم نکنی، از زیانکاران خواهیم بود! فرمود: از مقام خویش، فرود آیید، در حالی که بعضی از شما نسبت به بعض دیگر، دشمن خواهید بود! (شیطان دشمن شماست، و شما دشمن او!) و برای شما در زمین، قرارگاه و وسیله بهره گیری تا زمان معینی خواهد بود. فرمود: در آن [زمین ]زنده می شوید؛ و در آن می میرید؛ و (در رستاخیز) از آن خارج خواهید شد. ای فرزندان آدم! لباسی برای شما فرستادیم که اندام شما را می پوشاند و مایه زینت شماست؛ اما لباس پرهیزگاری بهتر است! اینها (همه) از آیات خداست، تا متذکر (نعمتهای او) شوند! ای فرزندان آدم! شیطان شما را نفریبد، آن گونه که پدر و مادر شما را از بهشت بیرون کرد، و لباسشان را از تنشان بیرون ساخت تا عورتشان را به آنها نشان دهد! چه اینکه او و همکارانش شما را می بینند از جایی که شما آنها را نمی بینید؛ (اما بدانید) ما شیاطین را اولیای کسانی قرار دادیم که ایمان نمی آورند! و هنگامی که کار زشتی انجام می دهند می گویند: پدران خود را بر این عمل یافتیم؛ و خداوند ما را به آن دستور داده است! بگو: خداوند (هرگز) به کار زشت فرمان نمی دهد! آیا چیزی به خدا نسبت می دهید که نمی دانید؟! بگو: پروردگارم امر به عدالت کرده است؛ و توجه خویش را در هر مسجد (و به هنگام عبادت) به سوی او کنید! و او را بخوانید، در حالی که دین (خود) را برای او خالص گردانید! (و بدانید) همان گونه که در آغاز شما را آفرید، (بار دیگر در رستاخیز) باز می گردید! جمعی را هدایت کرده؛ و جمعی (که شایستگی نداشته اند،) گمراهی بر آنها مسلم شده است. آنها (کسانی هستند که) شیاطین را به جای خداوند، اولیای خود انتخاب کردند؛ و گمان می کنند هدایت یافته اند!.