گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

یک حسنه و بهشت!

عن أبی عبد الله (علیه السلام) قال قال أوحی الله عزوجل الی داود (علیه السلام) ان العبد من عبادی لیأتینی بالحسنة فأبیحه جنتی فقال داود یا رب و ما تلک الحسنة قال یدخل علی عبدی المؤمن سروراً ولو بتمرة قال داود یا رب حق لمن عرفک أن لا یقطع رجاءه منک؛(1867) امام صادق (علیه السلام) فرمود: خداوند عزوجل به داود (علیه السلام) وحی کرد: بنده ای از بندگانم تنها یک حسنه می آورد و من بهشت خودم را به او ارزانی می کنم. داود عرض کرد: پروردگارا آن چه حسنه ای است؟ فرمود: شاد کردن مؤمن، اگر چه با یک خرما. داود عرض کرد: پروردگارا بر کسی که تو را شناخته، سزا است که امیدش را از تو نبرد.

ارزانی بهشت به شاد کنندگان مؤمنین

قال سمعت أبا جعفر (علیه السلام) یقول ان فیما ناجی الله عزوجل به عبده موسی (علیه السلام) قال ان لی عباداً أبیحهم جنتی و أحکمهم فیها قال یا رب و من هؤلاء الذین تبیحهم جنتک و تحکمهم فیها قال من أدخل علی مؤمن سروراً؛(1868) از امام باقر (علیه السلام) فرمود: در میان مناجات های خداوند با بنده اش موسی آمده است که فرمود: من بندگانی دارم که بهشتم را به آنها ارزانی کرده، ایشان را فرمانروایان آن قرار داده ام. موسی عرض کرد: پروردگارا آنان چه کسانی هستند که تو بهشت خودت را ارزانی آنان کرده، فرمانروایش قرارشان می دهی؟ فرمود: آنان کسانی اند که مؤمنی را شاد کنند.

عبادت با شاد نمودن مؤمن

عن أبی جعفر (علیه السلام) قال تبسم الرجل فی وجه أخیه حسنة و صرف القذی عنه حسنة و ما عبدالله بشی ء أحب الی الله من ادخال السرور علی المؤمن؛(1869) امام باقر (علیه السلام) فرمود: لبخند شخص روی برادرش حسنه است و برداشتن خاشاک از رویش حسنه است، و خداوند با چیزی برتر از شاد کردن مؤمن عبادت نشده است.