گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

اثر روزه در عام قبر

سفیان ثوری یکی از مردان پارسا و صوفی منش بود و گاه به حضور امام سجاد (علیه السلام) می رسید و از محضر آن بزرگوار بهره مند می شد. وی می گوید: به مکه رفتم و در آنجا مدتی سکونت نمودم، هر روز هنگام ظهر، مردی از اهالی مکه را می دیدم که کنار کعبه می آمد و به طواف کعبه مشغول می شد و سپس دو رکعت نماز می خواند و سپس نزد من می آمد و سلام می کرد و احوال مرا می پرسید و به خانه اش می رفت و بین من و او ارتباط دوستی و انس و الفت خوبی بر قرار شده بود، به طوریکه گاهی به خانه اش رفت و آمد داشتم، تا اینکه بیمار شد و بستری گردید. مرا طلبید، به بالینش رفتم. به من وصیت کرد که اگر از دنیا رفتم، خودت مرا غسل بده و نماز بر من بخوان و مرا دفن کن و در شب اول قبر، مرا تنها مگذار و مرا به توحید و یکتایی خدا، تلقین بده و در برابر سؤال دو فرشته نکیر و منکر، کمکم کن! من به او قول دادم که وصیتش را انجام دهم. وقتی که از دنیا رفت، او را غسل دادم و کفن کردم و نماز بر جنازه او خواندم. جسدش را به خاک سپردم و در کنار قبرش در شب اول قبر، شب را ماندم. در این شب، در کنار قبر او، بین خواب و بیداری بودم که شنیدم شخصی به من گفت: ما نیاز به حفاظت و تلقین و انس تو نداریم، زیرا ما خود با او مأنوس هستیم و شهادت به یکتایی خدا را به او تلقین می کنیم! گفتم: به خاطر چه عمل، به او آن همه محبت می کنید؟ شنیدم گفته شد: به خاطر روزه هایی که در ماه رمضان می گرفت و شش روز بعد از ماه رمضان (غیر از عید فطر) را نیز روزه می گرفت و ماه رمضان را با شش روز روزه، بدرقه می کرد. از خواب بیدار شدم، کسی را ندیدم، وضو گرفتم و نماز خواندم، بعد خوابیدم. باز همان خواب را دیدم، در شب بد نیز تکرار شد. دانستم که خواب دیدنم، رحمانی است نه شیطانی. از کنار قبرش به خانه آمدم و از خدای بزرگ می خواستم که به فضل و کرمش مرا به روزه ماه مبارک رمضان و شش روز بعد از آن، موفق بدارد.(1745)

شهید رجایی (رحمه الله) و روزه های خالصانه

خانم عاتقه صدیقی همسر محترمه شهید رجایی (رحمه الله) در خاطرات خود از شهید رجایی (رحمه الله) نقل می کند: آقای رجایی (رحمه الله) واقعاً اراده عجیبی داشتند. وقتی تصمیم می گرفت کاری را انجام بدهد، در هر شرایطی که پیش می آمد، دنبال آن کار را می گرفتند. ایشان هر پنج شنبه همیشه روزه می گرفت که گاه روزه مستحبی بود و بعضی اوقات هم قضای روزه پدر یا مادرش را داشت، گاهی پیش می آمد که روز پنج شنبه ای به قزوین می رفتیم، ایشان نظم همیشگی خود را داشت، یعنی با این که در سفر بود و نباید روزه می گرفت، ولی می دیدیم که تا نزدیکی های غروب هیچ چیزی نمی خورند و مثل یک روزه دار رفتار می کنند! ما که نمی دانستیم چرا این کار را می کند؛ وقتی به او می گفتیم در سفر که نمی شود روزه گرفت، چون در این گونه مواقع خیلی حرف نمی زد که عملش جنبه ریا و تظاهر نداشته باشد، به صورتی خاص به ما می فهماند که روزه نیست ولی می خواهد عادت هر پنج شنبه خود را ترک نکند.
مدت ها از زندگی مشترک ما گذشت تا من متوجه شدم که پنج شنبه هر هفته را روزه می گیرد و چون نه تنها هیچ چیزی در این رابطه حتی به من نمی گفت، بلکه طوری هم رفتار می کرد که من فکر می کردم ناهارش را خورده و به منزل آمده است. بعد که دیدم پنج شنبه ای هم که در منزل است غذا نمی خورد، فهمیدم روزه مستحبی می گیرد.(1746)

چگونه سلمان (علیه السلام) تمام سال را روزه بود!

عصر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بود، جمعی از اصحاب، در محضرش بودند، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به آنها رو کرد و سه سؤال را به ترتیب زیر مطرح کرد:
1 در میان شما چه کسی در تمام عمر روزه است؟ سلمان گفت: من! 2 در میان شما چه کسی همیشه شب تا صبح عبادت می کند؟ سلمان گفت: من! 3 در میان شما چه کسی دائم قرآن می خواند؟ سلمان گفت: من! یکی از حاضران، ناراحت و خشمگین شد و گفت: یا رسول الله! سلمان یک نفر ایرانی است و می خواهد بر ما قریش افتخار کند، شما سؤال اول را فرمودید، سلمان گفت: من، در صورتیکه من دیده ام که در بسیاری از روزها، غذا می خورد. شما سؤال دوم را کردید، باز سلمان گفت: من، در صورتی که او بسیاری از شب ها در خواب است، شما سؤال سوم را کردید، باز سلمان گفت: من، در صورتیکه او در بیشتر ساعات روز، ساکت و خاموش است و قرآن نمی خواند.
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به آن شخص معترض فرمود: خاموش باش! در برابر سلمان که همچون لقمان حکیم است، چگونه می اندیشی؟ از خود او بپرس تا جواب تو را بدهد. او به سلمان گفت: من دیده ام که تو غالب روزها غذا می خوری و بیشتر از شب ها را می خوابی و بیشتر ساعات روز خاموش هستی، پس چگونه می گویی که من همه روزهای سال را روزه می گیرم و همه ساعت شب را عبادت می کنم و همه قرآن را در یک روز می خوانم؟ سلمان در پاسخ گفت: آن گونه که تو گمان کردی نیست، من در هر ماه سه روز، روزه می گیرم و قرآن می فرماید: من جاء بالحسنة فله عشر أمثالها؛(1747) کسی که کار نیکی انجام داد، ده برابر آن را به او پاداش می دهیم.
بنابراین سه روز، روزه گرفتن من در هر ماه، همانند روزه گرفتن همه ماه است. و من از حبیبم رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) شنیدم که فرمود: کسی که شب با وضو بخوابد، مانند آن کسی است که تا صبح عبادت کرده است و من همیشه هنگام خواب وضو می گیرم و نیز آن حضرت به علی (علیه السلام) فرمود: ای ابوالحسن! مثال تو در میان امت من، مانند مثال سوره توحید است که اگر کسی یک بار آن را بخواند، مانند آن است که یک سوم قرآن را خوانده است و اگر سه بار بخواند مانند آن است که همه آن را خوانده است. آن گاه به علی (علیه السلام) فرمود: از این نظر مثال تو همانند سوره توحید است که: اگر کسی تو را در زبان دوست بدارد، دارای یک سوم ایمان است و اگر علاوه بر زبان، در قلب نیز دوست بدارد، دارای دو سوم ایمان است و اگر در عمل نیز تو را دوست بدارد، ایمان کامل دارد. سوگند به خدایی که مرا به حق مبعوث کرد، ای علی! اگر اهل زمین مانند اهل آسمان تو را دوست داشتند، خداوند احدی را با آتش نمی سوزانید. آنگاه سلمان گفت: من هر روز سه بار سوره توحد را می خوانم، پس مانند آن است که همه قرآن را می خوانم. بیانات سلمان، آنچنان آن مرد معترض را متعجب کرد که گویی سنگی بلعیده است. پس برخاست و رفت(1748).