گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

قرآن و روزی

مردی همواره ملازم در خانه عمر بن خطاب بود. به این منظور می آمد تا کمک مادی به او شود. عمر از دست او خسته شد. به او گفت: ای آقا! به در خانه خدا هجرت کرده ای یا به در خانه عمر؟ برو قرآن بخوان و از تعلیمات قرآن بیاموز که تو را از آمدن به در خانه عمر بی نیاز می سازد.
او رفت و ماهها نیامد، عمر به سراغ او رفت و پرسید: بگو بدانم چه چیزی باعث شد که از ما دور گشتی و بریدی؟ او در پاسخ گفت: قرآن خواندم. قرآن مرا از عمر و آل عمر، بی نیاز ساخت. عمر گفت: کدام آیه را خواندی که چنین تصمیم گرفتی؟ او گفت: قرآن خواندم و به این آیه رسیدم که: و فی السماء رزقکم و ما توعدون؛(1712) و روزی شما در آسمان است و آنچه به شما وعده داده می شود! با خودم گفتم: رزق و روزی من در آسمان است ولی من آن را در زمین می جویم. براستی بد مردی هستم. عمر از این سخن، تحت تأثیر قرار گرفت و گفت: راست می گویی!(1713)

اشعار

رزاقیت خدا

بر در شاهم گدایی نکته ای در کار کرد گفت بر هر خوان که بنشستم خدا رزاق بود
حافظ