گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

رزق و روزی بندگان مؤمن

امام صادق (علیه السلام) از پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می کنند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: هنگامیکه در شب معراج، به کنار درخت سدرة المنتهی، رسیدم و شاخه برگ آن درخت رو برویم قرار گرفت، دیدم بعضی از میوه های شاخه های آن درخت، به طرف زمین، آویزان است، از بعضی شیر می چکد، از بعضی دیگر عسل و روغن و چیزی شبیه نان سفید بیرون می آمد و از بعضی چیزی مانند شیره شیرین درخت خرما می ریخت و همه این ارزاق به سوی زمین سرازیر بود. پیش خود گفتم این خوراک ها و نوشیدنی هایی که از این درخت بیرون می آید، در کجا قرار می گیرد؟ جبرئیل در آن جا نبود که از او بپرسم. زیرا جبرئیل نتوانست تا آن جا با من بیاید. خداوند در اعماق دلم ندا نمود: ای محمد! این درخت با آن همه ارزاق را در این مکان ارجمند رویاندم تا به دختران و پسران مؤمنان غذا برسانم، پس به پدران دختران بگو: سینه های خود را به خاطر فقر دخترانتان، تنگ نکنید. زیرا من، همان گونه که آنها را آفریدم، روزی آنها را خواهم داد.(1711)

قرآن و روزی

مردی همواره ملازم در خانه عمر بن خطاب بود. به این منظور می آمد تا کمک مادی به او شود. عمر از دست او خسته شد. به او گفت: ای آقا! به در خانه خدا هجرت کرده ای یا به در خانه عمر؟ برو قرآن بخوان و از تعلیمات قرآن بیاموز که تو را از آمدن به در خانه عمر بی نیاز می سازد.
او رفت و ماهها نیامد، عمر به سراغ او رفت و پرسید: بگو بدانم چه چیزی باعث شد که از ما دور گشتی و بریدی؟ او در پاسخ گفت: قرآن خواندم. قرآن مرا از عمر و آل عمر، بی نیاز ساخت. عمر گفت: کدام آیه را خواندی که چنین تصمیم گرفتی؟ او گفت: قرآن خواندم و به این آیه رسیدم که: و فی السماء رزقکم و ما توعدون؛(1712) و روزی شما در آسمان است و آنچه به شما وعده داده می شود! با خودم گفتم: رزق و روزی من در آسمان است ولی من آن را در زمین می جویم. براستی بد مردی هستم. عمر از این سخن، تحت تأثیر قرار گرفت و گفت: راست می گویی!(1713)

اشعار